بررسی علل خشک شدن و چگونگی احیای دریاچه ارومیه در دولت یازدهم

ارزیابی احیای یک دریاچه در حال مرگ

  • 1394/10/01 00:00 - 00:00
  • مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری
تصویر ارزیابی احیای یک دریاچه در حال مرگ
پنجمین نشست از سلسله نشستهای «گفتگوهای راهبردی» در تاریخ 1 دی ماه 1394 با سخنرانی دکتر مسعود تجریشی، رئیس وقت کارگروه علمی ستاد احیای دریاچه ارومیه و با عنوان «بررسی علل خشک شدن دریاچه ارومیه و چگونگی احیای آن؛ رهیافتی برای مدیریت آب و توسعه پایدار کشور» در تالار تدبیر مرکز برسیهای استراتژیک ریاست جمهوری برگزار شد.

اتلاف و تبخیر 23 درصدی آب ورودی دریاچه ارومیه در اثر پخش­ شدن، باعث از بین رفتن اتصال محدوده دریاچه با پیکره اصلی آن و هدررفت حدود 900 میلیون متر مکعب آب محدوده‌ی دریاچه شد. بدین ترتیب، افزایش برداشت‌ها و کاهش بارندگی در طی 20 سال گذشته باعث شد تا سالیانه 40 سانتی‌متر و در مجموع 8 متر از تراز آب دریاچه از دست رفته و تراز آبی دریاچه از سال ۱۳۸۴ه.ش به بعد به ۱۲۷۳/۲۵ برسد. این تراز ۰/۷۵ متر کمتر از تراز مورد تأکید بوم‌شناسان یعنی ۱۲۷۴/۱ متر است.

برگزاری نشست «بررسی علل خشک شدن دریاچه ارومیه و چگونگی احیای آن؛ رهیافتی برای مدیریت آب و توسعه پایدار کشور» با سخنرانی دکتر مسعود تجریشی به منظور بررسی این مبحث راهبردی برگزار گردید. به منظور بهره­مندی پژوهشگران و دانشجویان خلاصه­‌ای از نشست مذکور به شرح زیر منتشر می­‌شود.

*****

همانند بسیاری از مسائل محیط زیستی در کشور، برداشت آب نیز در دو دهه گذشته روند طبیعی را طی ننموده و بی توجهی به این مسأله باعث رخداد بحران بی‌آبی دشت­ها و خشک شدن رودخانه­‌ها شده است. با توجه به این که میزان برداشت از منابع آب تجدیدپذیر در کل ایران ۸۵ درصد و در برخی نقاط کشور، همانند مشهد، ۹۰ تا ۱۰۰ درصد است، طبق شاخص­ استفاده از آب‌های تجدیدپذیر[1]، شرایط آب‌های تجدیدپذیر ایران در طی دهه‌های آینده به شدت بحرانی پیش‌بینی می‌شود. این امر حکایت از آن دارد که علیرغم قرار گرفتن ایران در «کمربند غبارزای دنیا» هیچ الگوریتمی برای دارایی آب کشور وجود ندارد؛ و با توجه به برداشت ۶۵ میلیارد متر مکعبی آب‌های زیرزمینی[2] و بیلان منفی ۱۷ میلیارد متر مکعبیِ ذخیره آب، می‌توان تخمین زد که کشور در بازه­ی زمانی کمتر از ۶-۷ سال با عدم ابقای آب برای نسل بعدی مواجه باشد. به عبارت دقیق‌تر، روند فعلی برداشت آب­های زیرزمینی باعث فشار بر حفره­‌ها، از بین رفتن قدرت جذب آبی و تجدیدناپذیر شدن آب­خوان­ها در زمانی نه چندان دور خواهد شد. بحرانی بودن این وضعیت هنگامی بیشتر آشکار می‌شود که بدانیم ایران در سال‌های آتی از نظر بارش، با وضعیت «سال­های به تناوب بارشی و خشک» دست­ به گریبان خواهد بود و دما نیز در حد ۱ تا ۱/۵ و حتی در برخی مناطق تا ۲/۵ درجه افزایش خواهد یافت. با عطف به آمارهائی این‌چنین، برخی گزارش‌ها از قبیل گزارش سازمان ملل وگزارشهای مجامع علمی، ایران را یکی از 3 کشوری می‌دانند که در آینده با «مشکل جدی» آب روبرو خواهد بود.

با توجه به این که یکی از مناطق متأثر از برداشت بی رویه آب در ایران، که در حال حاضر به عنوان نمادی از بحران آب در جهان شناخته می شود، دریاچه ارومیه است؛ مسأله پژوهش حاضر بررسی دلایل رخداد بحران دریاچه ارومیه، پیامدهای زیست محیطی و انسانی این رخداد، طرح احیاء این دریاچه و دستاوردها و الزامات این طرح می‌باشد، که در ادامه توضیحاتی پیرامون هر یک از موارد فوق ارائه خواهد شد. در خصوص خشک شدن دریاچه ارومیه می‌توان به دلایل زیر اشاره نمود:

الف) برداشت بیش­از حد از منابع آب تجدیدپذیر حوضه آبریز: در خصوص تأثیر علت اول باید گفت که تعداد چاه‌های حفر شده در اطراف دریاچه ارومیه، از ۶۴۴۰۰ چاه در سال ۱۳۸۵ ه.ش، به ۸۸۹۰۰ مورد در سال ۱۳۹۱ و به بیش از ۱۰۰ هزار چاه در سال ۱۳۹۴ رسیده است. برداشت بیش از اندازه چاه‌ها از آب زیرزمینی، باعث افت آبخوان، معکوس شدن بالاکشی آب زیرزمینی از سوی رودخانه‌ها، انتقال آب رودخانه‌ها به آبخوان، فروکاست روان آب‌های رودخانه‌ای و خشک شدن رودخانه­‌هایی می‌شود که تقریبا تمام آب دریاچه را تأمین می‌کنند؛ و بدون آنها این پیکره آبی خشک خواهد شد.

ب) توسعه «نامتوازن» بخش کشاورزی در حوضه آبریز و تغییر الگوی کشت از کشت محصولاتی با نیاز آبی کم همچون انگور و توتون به سوی کشت‌محصولاتی با وابستگی زیاد به آب، همچون چغندرقند و باغات.

ج) پایین بودن شاخص بهره‌روری محصولات کشاورزی به علت عدم ورود تکنولوژی، عدم استقرار نظام ترویج و ارائه آموزش به کشاورزان و به­‌هم­‌ریختگی مدیریتی: در این زمینه باید توجه داشت که شاخص بهره‌وری[3]غلات و سیب در آذربایجان شرقی و غربی به ترتیب ۰/۵ و یک کیلوگرم و پائین تر از سایر نقاط کشور است.

د) تغییرات (یا نوسانات) اقلیمی و استمرار خشکسالی‌ها: این نوسانات باعث شده است تا بارندگی ۳۸۵ میلی­متری پیرامون دریاچه ارومیه در فاصله‌ی سال‌های ۷۴-۱۳۳۰ه .ش در ۲ دهه منتهی به سال ۲-۱۳۹۱ه.ش ۱۸ درصد کاهش یافته و به ۳۱۷ میلی­متر برسد. این کاهش باعث شده است تا میانگین ورودی آب ۵ میلیارد متر مکعبی به دریاچه در طی ۴ دهه منتهی به دهه موجود به ۲/۵ و ۱/۵ میلیارد متر مکعب و در سال­های اخیر حتی به کم‌تر از ۵۰۰ میلیون متر مکعب کاهش یابد. کاهش بارندگی از سوی دیگر باعث کاهش ۲۰ درصدی آب تجدیدپذیر و تبدیل آن از ۸/۸ میلیارد متر مکعب به ۷ میلیاردو ۲۴ میلیون متر مکعب شد. در ادامه، مصرف ۴/۳ میلیارد متر مکعب از این آب در کشاورزی و ۰/۵ میلیارد متر مکعب در شرب، بهداشت و صنعت باعث مصرف ۷۵ درصد از آب تجدیدپذیر دریاچه شده است. اتلاف و تبخیر ۲۳ درصدی آب ورودی در اثر پخش­ شدن، باعث از بین رفتن اتصال محدوده دریاچه با پیکره اصلی آن و هدر رفت حدود ۹۰۰ میلیون متر مکعب آب محدوده‌ی دریاچه شد. بدین ترتیب افزایش برداشت ها و کاهش بارندگی در طی ۲۰ سال گذشته باعث شد تا سالیانه ۴۰ سانتی‌متر و در مجموع ۸ متر از تراز آب دریاچه از دست رفته و تراز آبی دریاچه از سال ۱۳۸۴ه.ش به بعد به ۱۲۷۳/۲۵ برسد. این تراز ۰/۷۵ متر کمتراز تراز مورد تأکید بوم‌شناسان یعنی ۱۲۷۴/۱ متر است. با وجود آن که حیات آرتیمیا منوط به این است که برای شوری ۲۵۰ گرم در لیتر حجم آب دریاچه ۱۴/۵ میلیارد متر مکعب و سطح آن ۴۳۴۸ کیلومتر مربع باشد، در سال ۱۳۹۲ سطح دریاچه کمتر از ۱۵۰۰ کیلومتر مربع و حجم آن کمتر از ۱ میلیارد متر مکعب بود؛ باید توجه داشت که این سطح، آخرین سطحی است که دریاچه می تواند در آن به حیات خود ادامه دهد.

مجموع رخدادهای گفته شده منجر به از بین رفتن اتصال بین بخش‌های شمالی و جنوبی دریاچه و متعاقبا خشک شدن آن شد.

در خصوص تبعات خشک شدن دریاچه باید گفت که تداوم وضعیت کنونی باعث توفان گرد و غبار نمکی-سیلیسی، از بین رفتن گیاهان در اثر گیاه­پوشانی­ نمک، حرکت ماسه­‌زارها و بیابان‌زائی، جابجایی مردم و تخلیه روستاها، تشدید توسعه‌نا‌یافتگی، افزایش دما و تابستان‌های گرم‌تر و زمستان‌های سردتر، کاهش توان جذب انرژی و تعدیل محیطی، انقراض گونه‌های جانوری چون آرتیمیا، جهش‌یافتگی پرندگان به سبب ورود آلاینده‌ی متیل مرکوری (Methyl Mercury)، شیوع بیماری­های صعب­‌العلاج تنفسی چون سرطان، تنگی نفس و حساسیت­های حاد و در مجموع بحران زیست‌محیطی می‌شود. روشن است که این بحران، محدود به آذربایجان نبوده و بخشی از آن چون گرد و غبار نمکی به شهرهای غرب و شمال غرب کشور و حتی تهران تسری خواهد یافت.

با توجه به شرایط گفته شده، دولت یازدهم در راستای تحقق وعده «نجات دریاچه»، کارگروهی[4] متشکل از ۵۵۰ نفر کارشناس داخلی، ۵۰ نفر کارشناس خارجی از مراکز تحقیقاتی، دانشگاه­ها و نیروهای مستقل راه­‌اندازی نمود و این کارگروه، ۱۳۶ روز برای «تهیه برنامه و نقشه راه» صرف کرد. مجری طرح[5]و «کمیته­‌ای راهبردی»، نیز طرح احیاء را پیگیری و با بهره گیری از کارهای انجام شده در گذشته و سوابق موجود، بکارگیری از تجربیات دریاچه های مشابه در دیگر نقاط جهان و با بهره‌گیری از تجارب بین‌المللی، در تیرماه ۱۳۹۳ه.ش، «۲۶ راه­کار» ارائه شد که برخی از آنها به قرار زیر هستند:

۱-کاهش 40 درصدی مصرف آب

۲- تامین آب از راه منابع جدید

۳- اقدامات مطالعاتی و نرم­‌افزاری

۴- اقدامات حفاظتی و کاهش اثرات

۵-کنترل و کاهش برداشت منابع آب سطحی و زیرزمینی

۶- تسهیل و افزایش حجم آب ورودی به دریاچه.

در مرحله بعد، نائل­‌شدن به «تراز اکولوژیک» ۱۲۷۴/۱ متری، سطح ۴۳۳۱ کیلومترمربعی، حجم آب ۱۴/۵ میلیارد متر مکعب در سال ۱۴۰۲ه.ش به عنوان چشم‌انداز طرح تعیین، و ضمن نام‌گذاری فاصله‌ی اجرای طرح تا شهریور ۱۳۹۵ه.ش به عنوان «دوران تثبیت»، پیش‌بینی شد با احیاء ۷۵ درصد سطح و ۴۴ درصد حجم دریاچه در ۱۳۹۷ه.ش مشکل گرد و غبار آن مرتفع شود. با توجه به این که در صورت تداوم روند خشک شدن دریاچه، و عدم احیای آن در ۳ سال ابتدایی، امکان احیای دریاچه از بین می‌رود، الگوریتم طرح، بر احیاء دریاچه در سه سال نخست قرار گرفت و پروژه‌های زیر تعریف شد:

۱- انتقال آب از حوضه مجاور به دریاچه به جای توسعه اراضی کشاورزی: در راستای برآورده نمودن 600 میلیون متر مکعب از آب مورد نیاز جهت احیای دریاچه، در اواخر سال 1398، آب از طریق تونل به دریاچه منتقل می‌گردد؛

۲- تامین بخشی از آب مورد نیاز دریاچه با استفاده از پساب: با توجه به امکان مصرف و بازیافت پساب حوزه، تأمین آب با استفاده از پساب هم در برنامه از سال ۱۳۹۷ه.ش گنجانده شد و انتظار می‌رود که از سال ۱۳۹۷، ۱۰۰-۳۰۰ میلیون متر مکعب آب مورد نیاز دریاچه از این طریق تأمین شود

۳- لایروبی رودخانه منتهی به دریاچه: انتظار می‌رود که در اثر لایروبی، سالانه ۲۰۰-۱۵۰ میلیون متر مکعب آب به پیکره‌ی دریاچه انتقال یابد

۴- صرفه‌جویی ۴۰ درصدی در میزان آب مصرفی بخش کشاورزی: این امر موجب دستیابی به ضریب فروکاهی ۵۰ درصدی آب­های­ زیرزمینی و سرازیر شدن ۹۷۰ و ۳۷۰ میلیون متر مکعب آب به دریاچه به ترتیب از طریق آبهای سطحی و زیرزمینی خواهد شد.

دستاوردهای اجرای طرح احیاء دریاچه ارومیه تا زمان حاضر را می‌توان در قالب موارد زیر برشمرد:

۱- طرح احیای دریاچه ارومیه نشان داد که کشور با «معضل» آب ­روبرو است و این باعث چرخش نگاه و تجدیدنظر در تخصیص آب مصرفی شد. برخلاف گذشته که آب به ترتیب، به شرب، صنعت و کشاورزی و در صورت باقی ماندن، به محیط زیست تخصیص می‌یافت، پس از ارائه و اجرای این طرح، آب به ترتیب، به شرب، محیط زیست، صنعت و کشاورزی تعلق گرفت

۲- نزدیک شدن به مدیریت جامع، توافق «بین‌دستگاهی» و اجماع، میان ۱۷ دستگاه اجرایی و ۹ دستگاه پشتیبان

۳- برگزاری نشست­های متعدد با ائمه جماعات و قضات دادگستری­ها برای تبیین موضوع و استفاده از ظرفیت آنان در حل بحران

۴- برگزاری دوره­های آموزشی و به کارگیری مشارکت مردم در راستای حل مساله از طریق فعالیت‌هایی چون اقدامات حفاظتی، بوته­‌کاری، نهال­‌کاری، مراقبت و ساماندهی امور دام، گرفتن بذر، جداسازی، کاشتن و آبیاری متعاقب آن

۵- دستیابی به مصوبه عدم ساخت شماری از سدها در حوضه آبریز دریاچه

۶- برگزاری جلساتی با قوه قضائیه و نیروی انتظامی در مورد پلمپ و صدور حکم «آنی» و کنار گذاشته شدن تعداد زیادی از دستگاه‌های حفاری در آذربایجان غربی و شرقی

۷- دستیابی به دیپلماسی عمومی

۸- انتقال آب به پیکره­ اصلی دریاچه، و کند نمودن روند خشک شدن آن.

علیرغم دستاوردهای مذکور، طرح احیاء دریاچه ارومیه در آغاز راه است و تحقق شایسته‌ و بیش از پیش آن منوط به تحقق الزاماتی است که در ادامه به برخی از آنها اشاره می شود:

۱- تعیین گروهی برای ارائه راهکارهای تثبیت طرح

۲- ایجاد زمینه برای افزایش مشارکت مردم جهت استفاده از پتانسیل‌های موجود در آن

۳- اجباری شدن «پیوست اجتماعی» برای مطالعات اقتصادی و زراعی

۴- انجام اقدامتی در جهت به روز سازی اطلاعات و استفاده از فناوری‌های نوین در جهت احتساب آب مصرفی

۵- گردآوری و انتشار علنی اطلاعات

۶- توجه به اهمیت ارزیابی و نظارت و «پایش» طرح احیاء دریاچه و مبتنی بودن تحلیل‌های کارگروه احیاء، بر گزارش‌های پایشی تهیه شده از سوی دانشگاه‌های متقبل پایش طرح

۷- اختصاص بودجه کافی به پایان­‌نامه­‌های کارشناسی ارشد مرتبط با دریاچه ارومیه و طرح احیاء آن

۸- تاکید طرح‌های اجرایی بر مدیریت مصرف و نه مدیریت عرضه آب

۹- ایجاد تغییرات در ساختارها، مقررات و قوانینی که اثرات مخربی بر دریاچه و محیط زیست آن بر جای می‌گذارند. در این زمینه استفاده از تجربه کشورهای دیگر توصیه می‌شود

۱۰-روشن شدن ابعاد اقتصادی و اجتماعی «طرح به کاشت»، در صورت اجرای آن، و مشخص نمودن شکل پیشبرد این طرح

۱۱- در راستای تحقق الزام پیش گفته، لازم است که مسأله اشتغال، تحت عنوان «معیشت اجتماعی» بررسی ودر صورت منع افراد از اشتغال به کشاورزی، کارهایی جایگزین برای آنها فراهم شود. در این راستا لازم است که ضمن گسترش صنعت اکوتوریسم، پژوهش‌هائی در مورد چگونگی دستیابی به اشتغال­های کم­وابسته به آب، همانند کاشت گیاهان دارویی و گلخانه­‌های بومی انجام و تسهیلات بانکی لازم نیز به اشتغال‌های جدیدتخصیص یابد.­

[1] در این شاخص میزان استفاده‌ی ۴۰ درصدی از آب­های تجدیدپذیر «بحرانی متوسط»، استفاده‌ی ۴۰ تا ۶۰ درصدی «بحرانی بالا» و استفاده‌ی بیش از ۶۰ درصد «فاجعه­بار» در نظر گرفته می‌شود.

[2] سالنامه آماری آب کشور ۹۱-۱۳۹۰، دفتر برنامه ریزی کلان آب و آبفا، وزارت نیرو، آبان ۱۳۹۴

[3]- میزان ماده خشک تولید شده در اثر مصرف هر متر مکعب آب

[4]- متشکل از آقای جهانگیری معاون اول ریاست جمهوری و ۷ وزیر، ۲ معاون رئیس‌جمهور و ۳ استاندار

[5]- آقای عیسی کلانتری(دبیر کارگروه و مجری طرح)

102607
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.