بازبینیِ روابط اتحادیه اروپا با جمهوری اسلامی ایران و آمریکا در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ

خروج از سلطه

سی‌وپنجمین نشست از سلسله نشست‌های «گفتگوهای راهبردی» در تاریخ 12 بهمن‌ماه 1395 با سخنرانی آقایان دکتر سعید خالوزاده، پژوهشگر مطالعات اروپا وزارت خارجه و محمد جوادی، پژوهشگر مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام با عنوان «بازبینیِ روابط اتحادیه اروپا با جمهوری اسلامی ایران و آمریکا در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ» در تالار تدبیر مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری برگزار شد.
  • 1395/11/12 00:00 - 00:00
  • مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری
تصویر خروج از سلطه

بزرگترین سطحِ روابط تجاری دنیا با ۴۶۵ میلیارد یورو بینِ اروپا و آمریکا بوده‌­است. با روی کار آمدن دونالد ترامپ و به هم زدن هنجارهای موجود، این ذهنیت ایجاد شده که دورۀ خارج شدن اروپا از زیر سلطۀ آمریکا احیاناً فرا رسیده‌است. به طور هم‌زمان، خانم موگرینی در هر گونه اختلافِ نظری در برجام هم به عنوانِ نمایندۀ شورای امنیت، هم هماهنگ‌کنندۀ گروه ۱+۵ و هم رئیسِ دیپلماسیِ اروپایی از جایگاهِ وزینی برخوردارند. برگزاری نشست «بازبینیِ روابط اتحادیه اروپا با جمهوری اسلامی ایران و آمریکا در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ» با سخنرانی آقایان دکتر سعید خالوزاده و محمد جوادی در راستای بررسی این مبحث راهبردی برگزار گردید. به منظور بهره­‌مندی پژوهشگران و دانشجویان خلاصه­‌ای از نشست مذکور به شرح زیر منتشر می­‌شود.

*****

طرح مساله

روابط ایران و اتحادیه اروپا از جمله موضوعاتی است که پس از دست‌یابی به توافق جامع هسته‌ای و بخصوص روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا، بسیار مورد توجه تحلیل‌گران و تصمیم‌گیران جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است. علت‌های متعددی را می‌توان برای اهمیت اروپا نزد مقامات و نخبگان ایرانی مطرح نمود، اما آنچه حائز اهمیت است، تدوین مجموعه ابتکارهایی بوده که بتواند خون تازه‌ای به سطح کنونی روابط دوجانبه تزریق کرده و زمینه بهره‌برداری حداکثری از ظرفیت‌های اتحادیه اروپا در سطح منطقه و نظام جهانی را برای جمهوری اسلامی ایران مهیا سازد. نوشتار حاضر که در یکی از نشست‌های تخصصی مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری بصورت شفاهی طرح بحث شده، متضمن بررسی انتقادی روابط میان ایران و اتحادیه اروپا بوده و به‌طور ویژه درصدد ارائه چند دستورکار پیشنهادی برای بازه زمانی ۱۳۹۶-۱۴۰۰ شمسی است. نگارنده بر این باور است که اتحادیه اروپا توانمندی مناسبی برای کمک به جمهوری اسلامی ایران جهت نیل به اهداف توسعه‌ای و سیاسی خود دارد، مشروط بر آنکه بروکراسی دولتی بخصوص در بخش سیاستگذاری خارجی و دستگاه دیپلماسی، مصمم به تدوین و پیگیری مجموعه ابتکار عمل‌هایی در راستای همکاری با اتحادیه اروپا در دو سطح دوجانبه و منطقه‌ای باشد.

مفروض‌های روابط ایران و اتحادیه اروپا

یک سری مفروض‌هایی در روابط ایران و اتحادیۀ اروپا هست که بر اساس روابطِ تاریخی که داشتیم و روندهای جاری که الان هست همواره این موضوع مطرح بوده است که ما با مجموعۀ اتحادیۀ اروپا یا مجموعۀ کشورهای عضو تضاد منافع داشتیم. گرچه در برخی چالش‌ها ما دارای نقطۀ اشتراک بوده‌ایم؛ به‌عنوان‌مثال تروریسم؛ اما این تروریسم برای ما صرفاً یک چالشِ مشترک هست و نه یک منفعتِ مشترک. چراکه وقتی واردِ بحثِ سیاسی یا حتی رویکردهای نظامی می‌شویم می‌بینیم که رویکردهای ایران و کشورهای اروپایی به این چالش مشترک متفاوت است. لذا این تضاد منافع را در این رابطۀ تاریخی حداقل بعد از انقلاب اسلامی و در حالِ حاضر برای خودِ بنده به‌عنوان یک مفروض هست که ما همواره در تعیینِ روابطِ دوجانبه و چندجانبه با اروپایی‌ها و به‌خصوص اتحادیۀ اروپا باید مدنظر داشته باشیم و این یک واقعیت هست.

متأسفانه بحثِ بهبود، تعمیق و گسترشِ روابط ایران و اتحادیۀ اروپا به‌شدت به سطحِ متغیرِ فردی تقلیل پیدا کرده است. به این معنی که برای اتحادیۀ اروپا و کشورهای اروپایی حکومتِ جمهوری اسلامیِ ایران چندان مطلوب نیست. بلکه به‌عنوان‌مثال شخصِ رئیس‌جمهور، شخصی که سکاندارِ سیاستِ خارجه بوده، بسیار تأثیرگذار هست که من این را اصلاً مناسب نمی‌دانم. چراکه ما نمی‌توانیم همین روند را در آینده ادامه دهیم، حتی اگر دوست داشته باشیم. به فرض اگر دولت تغییر بکند و رویکردها عوض بشود آیا این همه تلاش‌ها و دیپلماسی‌هایی که دارد بینِ ایران و اتحادیۀ اروپا ادامه پیدا می‌کند همچنان ادامه پیدا خواهد کرد یا نه؟ تجربۀ تاریخی‌اش را هم ما در اوایلِ دهۀ هشتادِ شمسی داشتیم که تغییرِ دولت چه تأثیرِ بسیار سنگینی بر روابطِ ایران و اتحادیۀ اروپا گذاشت و تجربۀ دیگر سالِ ۹۲ بود. لذا متأسفانه این نگاهِ اروپایی‌ها به ایران هست که بهبودِ روابطِ خودشان را مشروط و منوط کرده‌اند به سطحِ فردی و شخصِ رئیس‌جمهور و نه به حکومت یا بسترهایی که در جمهوری اسلامی وجود دارد. این هم به‌عنوان یک مفروض هست که در آینده می‌تواند در روابطِ دوجانبه تأثیرگذار باشد.

مفروضِ بعدی که موردِ اشارۀ دکتر خالوزاده هم قرار گرفت بحثِ برجام هست. باز هم من باید بگویم استمرارِ روابطِ دوجانبه منوط شده است به اجرای برجام. به فرض اگر از سوی هر دو طرف چه ایران چه آمریکا چه کشورهای دیگر این برجام نقض بشود یا عملاً کنار گذاشته بشود روابطِ ایران و اتحادیۀ اروپا دچار خللِ خیلی جدی خواهد شد. البته من این روابط را زیاد در حوزۀ اقتصادی نمی‌دانم، زیرا شش سال از عمر دولتِ نهم و دهم، با اینکه روابطِ سیاسی خوب نبود اما به هر حال روابطِ اقتصادی و بحث‌های انرژی پیش می‌رفت. در چهارده نوامبر ۲۰۱۴ شورای سرانِ اتحادیۀ اروپا در جلسه‌ای که برگزار می‌کنند یک قطع‌نامه‌ای در خصوصِ روابطِ اتحادیه با ایران طرح می‌کنند. پیش از این پارلمانِ اروپا هم یک سندِ تفصیلیِ بیست صفحه‌ای راجعِ به جزئیاتِ روابطشان با ایران مطرح کرده بودند. لحنش به نسبت خوب بود. گرچه در بعضی بندها ابهامات و مشکلاتی بود؛ اما این سند، سندِ شورای سرانِ اتحادیۀ اروپا هست که در دو صفحه ارائه شده است. خطِ دوم پاراگرافِ اول گفته است که اتحادیۀ اروپا به شدت خواهانِ افزایشِ روابط با ایران هست، منطبق با برجام. این به نظرِ من واقعاً یک آسیب هست. چرا؟ به این دلیل که ممکن است بحثِ برجام استمرار نداشته باشد. لذا آسیب می‌رساند. شما در سندِ راهبردِ جهانی اتحادیه اروپا هم وقتی متن را مطالعه می‌کنید، می‌بینید که باز بهبود و استمرارِ روابطِ دوجانبه منوط و مشروط شده است به اجرای برجام. باز من تأکید می‌کنم چون به نظرِ من خیلی مهم است که اگر به فرض برجام نقض بشود یا کنار گذاشته شود این روابطِ دوجانبه به شدت آسیب خواهد دید.

اما در داخلِ ایران هم ضمانتِ برجام را با گسترش روابط پیوند زدند. گسترش و تعمیقِ روابطِ اقتصادی را ضامنِ برجام و ضمانتِ برجام دانستند. تقریباً می‌شود گفت که از سالِ ۹۴ که توافق انجام شد این بحث بود. هدفِ دولت این بوده است که این‌قدر سطحِ تعاملات بالا برود که نهایتاً هیچ یک از طرف‌ها برایشان صرف نکند که برجام نقض بشود. لذا در روابطِ ایران و اتحادیۀ اروپا مولفۀ برجام بسیار کلیدی است. هم از نگاهِ ایرانی‌ها و هم از نگاهِ اروپایی‌ها. به‌خصوص اتحادیۀ اروپا. اما به هر حال سوالاتی مطرح می‌شود و ما باید آینده را هم مدنظر داشته باشیم. سوالِ مبنایی و کلیدی این است که اصلاً آیندۀ اتحادیۀ اروپا به چه سمتی در حال پیش‌روی است؟ آیندۀ برجام چه خواهد شد؟ نگاهِ دولتِ جدیدِ آمریکا به برجام چه خواهد بود؟ موضعِ اتحادیۀ اروپا در قبالِ نقضِ برجام از سوی آمریکا و یا ایران چه خواهد بود؟

در موردِ بحثِ آیندۀ اتحادیۀ اروپا نگاه‌های متفاوتی وجود دارد. یعنی شما می‌توانید سناریوهایی بنویسید بر اساس مولفه‌ها و متغیرهایی که هست و مسیرِ واگرایی را برایش پیش‌بینی کنید یا مسیرِ همگرایی و یا ادامه یافتنِ همین مسیرِ کنونی. اگر ما این را در چارچوبِ قدرت‌های بزرگ ببینیم و استناد کنیم به سخنانِ مقاماتِ آمریکا و روسیه می‌بینیم که اتحادیۀ اروپا را نهادی ناکارآمد دانسته‌اند؛ نهادی دانسته‌اند که پیش‌بینی کرده‌اند که فرو خواهد پاشید. کشورهای دیگر هم از آن جدا خواهند شد. این دقیقاً اظهاراتِ آقای ترامپ است. در مصاحبه‌ای که مشترکاً با روزنامۀ تایمز و بیلد آلمان مصاحبه داشتند مطرح کرده بودند. اعتقاد داشتند کشورهای دیگر هم به پیروی از انگلستان از این اتحادیه خارج خواهند شد. اولویتِ راهبردیِ ر