پیشنهادی برای مقابله با فشارهای خارجی ناشی از خروج آمریکا از برجام

شکاف داخلی را کم کنیم

صنعتی شریف، موسسه تکنولوژی ماساچوست (ام آی تی)

دکتری مدیریت استراتژیک

تصویر شکاف داخلی را کم کنیم
برجام با شرکای باقی مانده چگونه پیش خواهد رفت؟ آیا اروپا می تواند به تجارت با ایران ادامه دهد؟ روسیه و چین چقدر پای ایران و برجام باقی خواهند ماند؟ مسائل منطقه در این بین چه نقشی دارد؟ اینها سوالاتی است که تلاش کردم در گفت وگو با روزنامه شرق به آن پاسخ دهم. این مصاحبه توسط زینب اسماعیلی تهیه و تنظیم و در روزنامه شرق مورخ ۲۰ خرداد ۹۷ به چاپ رسیده‌است.

کمیسیون مشترک برجام بعد از خروج آمریکا به کار خود ادامه می‌دهد؛ به نظر شما آینده برجام چگونه پیش می رود؟
به طور کلی باید بگویم وضعیت خوب نیست. شاید بهترین و پرمنفعت‌ترین حالت برای ایران، همین بود که آمریکا در برجام می‌ماند و برجام با تعهدات کامل طرفین پیش می‌رفت. در آمریکا فردی روی کار آمده است که حتی محافظه کارها نیز فکر نمی‌کردند این گونه قواعد بازی را برهم بزند. این تغییر قواعد، روندها و رویه‌ها برای ایران مناسب نیست و ما نگران هستیم. کسانی نیز در آمریکا نگران این وضعیت هستند. پمپئو، ترامپ و هیلی تکرار کردند ما می خواهیم رفتار دولت ایران تغییر کند یا در گذشته بولتون گفته بود باید تغییر رژیم در ایران اتفاق بیفتد؛ اما برخی معتقدند تغییر رژیم در آمریکا اتفاق می‌افتد و معلوم نیست آقای ترامپ تا سال ۲۰۲۰ رئیس جمهور بماند؛ به دلایل مختلفی به ویژه ارتباط با روسیه و قضیه قاضی مولر و استیضاح. به هرحال، سیاست خارجی مثل سیبی می‌ماند که تا پایین رسیدن ده‌ها چرخ می خورد و نمی دانیم چه می‌شود.
از سوی اروپایی‌ها می‌شنویم که آنها با وجود همه نگرانی‌ها برای ادامه تجارت با ایران و نگرانی از تحریم‌ها، می‌گویند می‌خواهند با ایران کار کنند و سراغ قانون مسدودکننده متعلق به ۱۹۹۶ رفته‌اند. از آن زمان تا به حال، ساختار اقتصادی و سیاسی جهان تغییر کرده است. این قانون از نظر اجرائی چه اندازه می‌تواند کارآمد باشد؟
راهبرد اساسی ایران در سال‌های اخیر، توسعه همه جانبه و به نوعی واردشدن در استخر تجارت بین‌الملل به صورت کامل بود. مثلا اگر بدون مشکل وارد سیستم جهانی تجارت بین‌الملل و سازمان تجارت جهانی می‌شدیم، تردید ندارم ایران جایگاه خودش را پیدا می‌کرد؛ اما این اتفاق رخ نداد. از این نظر، ما کمی حسرت می‌خوریم؛ چون ایران هم از نظر ژئوپلیتیکی و هم به لحاظ اخلاق فردی و اجتماعی نیروی انسانی، موقعیت ویژه‌ای دارد. ما الان هجدهمین اقتصاد دنیا از لحاظ حجم هستیم. پس ما باید جزء گروه ۲۰ باشیم؛ چون گروه ۲۰ تعریفش ۲۰ کشور اول اقتصاد دنیاست. ولی نیستیم؛ به دلیل اینکه مسائل سیاسی اجازه نمی‌دهد. من تردیدی نداشتم که این رتبه می‌تواند به دوازدهم و سیزدهم نیز برسد؛ چون ما در بسیاری از شاخص‌ها، مثل توسعه انسانی، آموزش و آموزش مهندسی و چیزهایی از این قبیل، جلو هستیم. کاری که ترامپ کرد، مثل سنگ ریزه‌ای است که در کفش شماست؛ فارغ از اینکه این سنگ ریزه چقدر کوچک است، نمی گذارد شما درست راه بروید. بنابراین یک استراتژی می‌تواند حل شدن در تجارت بین‌الملل جهانی و پیوستن به سازمان تجارت جهانی و گرفتن سهمی از کیک تقسیم شده به مزیت‌های ملی در تولید و ارائه خدمات تجاری مانند خودروسازی، کشتی‌سازی، صنایع سنگین یا آی‌تی و فناوری‌های ارتباطاتی باشد. استراتژی دوم نیز می‌تواند بقا باشد. خروج آمریکا از برجام، با وجود گزش‌هایی که داشت، ایران را به سمت انتخاب راهبرد بقا می‌برد. استراتژی بقا این است که بالاخره ما باید زنده بمانیم و این نیازمند سیاست گذاری‌های جدیدی در داخل و خارج است.

اول به سیاست گذاری های جدید در حوزه داخلی بپردازید. در داخل چه تغییراتی باید داشته باشیم؟
اول از همه اینکه کمی به مردم آسان گرفته شود. این خیلی مهم است. یک بار دیگر مشخص شد یک دشمن یا رقیب، از بیرون به خاک و کیان این کشور طمع کرده است. به نظرم مردم علاقه‌مند هستند به هم نزدیک شوند و هم‌گرایی بیشتری با دولت داشته باشند. شاید اولین راهبرد این است که به هم نزدیک‌تر شویم و اختلافات گذشته را کمتر کنیم.

این نکته را با توجه به سخنرانی‌های اخیر ترامپ و پمپئو و تاکیدشان بر همراهی دولت آمریکا با مردم ایران می گویید؟
بله؛ مثل گرگی که در لباس گوسفند ظاهر شده باشد. البته مطمئنا کسی باور نمی کند. اینکه می گویند ما همه امکانات را به کار می گیریم تا ایران نتواند مسیر توسعه خود را ادامه دهد، معلوم است که این سیاست بیشترین ضرر را متوجه مردم می کند. دولت و نظام می توانند از این فرصت برای کم کردن بعضی از گله ها، شکاف ها و تنش های اجتماعی استفاده کنند.

منظورتان ایجاد فضای باز اجتماعی و حل کردن مسائلی است که مثلا از حوادث سال 88 باقی مانده است؟
بله؛ به نظرم خیلی کارها می شود انجام داد. نکته دومی که می خواهم بگویم، این است که ما باید کمربندها را محکم ببندیم. برای نمونه باید بگویم حدود یک سوم غذایی که در ایران تولید می‌شود، دور ریخته می‌شود؛ این رقم خیلی بالاست و نمی توان آن را با هیچ کشوری مقایسه کرد. یا میزان انرژی که مصرف می شود، خیلی بالاست. در روز یک میلیون و 200 هزار بشکه نفت هدررفت انرژی داریم. باید در این زمینه با مردم درست صحبت شود و آنها را به صرفه جویی در مصرف انرژی عادت داد. هیچ جای دنیا همه ثروتمند نیستند اما در ایران طبقه متوسط تقریبا دنبال این است که به طور شبانه روزی از همه دستاوردهای تفریحی و بهداشتی و هنری جامعه استفاده کند. یک نکته مهم دیگر آن است که مشکل سیاست خارجی ما، سیاست گذاری خارجی نیست؛ مشکل سیاست‌گذاری رسانه‌ای سیاست خارجی ماست. ما از اینجا مشکل پیدا می کنیم. من از اول انقلاب در کار سیاست خارجی بودم و همیشه اکثر قریب به اتفاق خبرنگاران ایرانی خارج از کشور از ما دفاع می کردند و دوسوم خبرنگاران خارجی هم از ما دفاع می کردند. در جنگ ایران و عراق، خبرنگاران روزنامه‌ها و رسانه‌های بزرگ شخصا می‌گفتند که حق با ایران است؛ اگرچه دولت ما به دلایلی به عراق کمک می کند. اکثر ایرانیان خارج از کشور نیز بدون هیچ تردیدی با ایران همراه بودند.

اما الان این طور نیست.
نه. از لحظه ای که آقای ترامپ خروج از برجام را اعلام کرد، احساسم این است که به لحاظ شخصی و نقشه ذهنی هر خبرنگار به صورت مجزا با خودش فکر می کند که من چرا باید به ایران کمک کنم؛ هر کدام هم به یک دلیلی. در صورتی که باید گفت اصلا لازم نیست حرف بزنیم. فقط اجازه دهیم یک خبرنگار بیاید چند شهر ایران را ببیند. یک فیزیکدان و منجم خیلی مشهور بعد از سفر به ایران می گفت: «من هیچ چیز نمی گویم، فقط شما بیایید آسمان ایران را ببینید، متوجه می شوید که این کشور چیست». ما سال هاست از سیاست رسانه‌ای غافل شده‌ایم. در رسانه‌های بزرگ دنیا نخست کسانی که روی ایران تخصص داشته باشند، کم هستند و دوم اینکه اکثرا از مبدا تهران سخن نمی‌گویند؛ از دوبی، استانبول، کابل یا باکو یا... درباره ایران حرف می‌زنند. نکته سوم این است که از بین این همه متخصص ایرانی که در نقاط مختلف دنیا هستند، کسانی صحبت می کنند که حداقل ۴۰ سال است ایران را ندیده اند. این سیاست رسانه ای، ما را خیلی دچار مشکل می کند.

اما در دوره ۱۸ ماهه مذاکرات هسته‌ای فضای رسانه‌ای دنیا با ایران همراه شده بود. تا اجرائی شدن برجام هم همین فضای مثبت را در رسانه‌ها می‌دیدیم اما زمان زیادی نگذشت و مسائل منطقه ای باعث شد که دوباره مقاله‌هایی علیه ایران در رسانه‌های خارجی منتشر شود. از سوی دیگر در مانیفست ترامپ و پمپئو علیه ایران هم می‌بینیم که نقش مسائل منطقه‌ای چقدر پررنگ است. از اینجا می‌خواهم به این سوال نقب بزنم که به نظر شما زمان این نرسیده که در استراتژی‌های منطقه ای ایران، تغییری ایجاد شود؟
چرا، کاملا درست است. این همان اتخاذ استراتژی است. درباره مسائل منطقه من خلاف نظر بعضی از دوستان، سیاست های کلی جمهوری اسلامی را در مجموع عقلایی می دانم. پیش ترها، صحبت همه منتقدان این بود که چرا در ایران چندحرفی وجود دارد. وزارت خارجه و سخنگوی دولت یک چیزی می گوید و یک مسئول نظامی و یک روحانی در نماز جمعه چیز دیگری می گوید. بعد از تشکیل این مثلث آمریکا، اسرائیل و عربستان -به قول دکتر شریعتی مثلث زر و زور و تزویر- اتفاقا مشخص شد که ایرانیان خیلی دقیق حرف زدند و این نشان می دهد که این سیستم عقلایی است. هیچ کدام بدون پشتوانه تهدید نکردند. طرح نتانیاهو این بود که بالاخره ایرانی ها عصبانی می شوند و واکنش نشان می دهند؛ آن وقت پای آمریکا و منابع مالی عربستان را به ایران باز می کنم. ولی هیچ کس چیزی متفاوت نگفت. این نشان می دهد که سیستم در ایران به صورت عقلایی کار می کند. اتفاقا منطقه یکی از برگ های برنده ماست. دولت ایران می تواند این کارت را روی میز بگذارد و بگوید من نگذاشتم گروه های تروریستی در سوریه، دولت قانونی این کشور را سرنگون کنند. اما الان به این نتیجه رسیده ایم که در یک دوره زمانی مثلا دوساله، از سوریه عقب نشینی کنیم. ایران در یمن می تواند یکی از طرف های مذاکره باشد. چطور عربستان ائتلافی تشکیل داده و این چنین مردم را سرکوب می کند. شاید یمنی ها به کسانی که در مذاکرات دیپلماتیک کمکشان کند، نیاز داشته باشند. مثل کاری که جمهوری اسلامی و دکتر ظریف در کنفرانس بن انجام داد. هیچ تردیدی نیست که اگر آقای ظریف در بن نبودند، جایگزینی یک نظام ائتلافی افغانی به جای طالبان در افغانستان ممکن نبود. چه شب ها که ایشان نخوابید تا جبهه شمال را با هم متحد کند؛ کسانی که بعد از مرگ احمد شاه مسعود هر کدام به یک سمت رفته بودند. یا در لبنان اگر جناح رقیب حزب الله موفق شده بود، ما چه می گفتیم؟ می گفتیم که سیاست خارجی ایران در آنجا درست نبوده؟ اینها نشان می دهد که دیپلمات های ما درست عمل کردند و جناحی را برگزیدند که ارتقا یافته است.

ولی در عراق چنین اقبالی به سیاست های ایران نشد.
در عراق هرچند یکی، دو نفر از مسئولان ما، حرف‌هایی علیه آقای صدر زدند و آینده‌نگری نکردند اما سیاست خارجی ایران در عراق مجموعه‌ای است از فعالیت‌های وزارت خارجه و دستگاه‌های دیگر. این سیاست خارجی به هیچ وجه ائتلاف آقای العبادی، حکیم و العامری را رها نکردند. کسانی که آقای صدر را از نزدیک می‌شناسند، می‌دانند که باید ایشان را در یک دوره بررسی کنید نه در یک موضع و یک روز.

بالاخره همه معتقدند که در این انتخابات در رقابتی تنگاتنگ بین ائتلاف های نزدیک به ایران و عربستان، ایران اقبال کمتری داشته است.
در بین چند گروه عمده در عراق یعنی جناح حشد الشعبی، عامری‌ها، العبادی و حزب الدعوه، صدر، مالکی، حکیم، کردها و اهل سنت همه اینها به جز یکی، با ایران رابطه خوب دارند. نمی‌خواهم بگویم همه کارهای جمهوری اسلامی درست است اما مسیر رسیدن به هدفش درست است.

برگردیم به این نکته که گفتید در برخی از استراتژی‌های خارجی مان باید تغییر ایجاد شود. برداشت من از صحبت های شما این است که معتقدید در بحث منطقه باید آرام آرام از سوریه خارج شویم. اما درباره یمن چنین اعتقادی ندارید. چرا؟
حضور ما در سوریه می‌تواند به سمت کارهایی برود که مشابه آن را در لبنان یا عراق انجام می‌دهیم. قبل از بحران سوریه، کارخانجات خودرو و سیمان ایران در آنجا کار می کرد. ما نباید از اینکه کشور در خارج از مرزهای خودش فعال است، انتقاد کنیم؛ حالت برعکس این باید مورد انتقاد ما باشد.

قطعا هیچ عقل سلیمی از فعالیت های اقتصادی کشور در خارج مرزها انتقاد نمیکند. آن چیزی که مورد انتقاد افکار عمومی و بهانه کشورهای دیگر برای واردآوردن فشار به ایران می شود، ادعای حضور نظامی در خارج مرزهاست.
حدود سال ۱۹۵۸ حزب بعث در عراق و سوریه پیروز شد اما در جنگ ایران و عراق، سوریه به عراق کمک نکرد و خط لوله کرکوک بانیاس را بست و اجازه نداد که تمامیت جهان عرب، علیه ایران اعمال فشار کند. یعنی آن چیزی که عربستان دنبال می کرد. پس اینجا ما موفق بودیم. در دوره جدید، ائتلافی تشکیل شد با هدف تغییر دولت سوریه. بعد از انفجار خودروی رفیق حریری بود که عربستان، قطر، ترکیه و آمریکا با حمایت پنهان اسرائیل عزمشان را جزم کردند که دولت سوریه را به بهانه اینکه با مردمش خوب تا نمی کند، سرنگون کنند. ما می توانیم بپرسیم که کدام دولت عربی با مردمش خوب تا می کند؟ آن جریان انبوه سیستم های اینترنتی و تلفن های موبایل برای دسترسی به خارج از کشور و بعد ارسال اسلحه و فرستادن مزدورانی از آمریکا و اروپا و جاهای دیگر به سوریه بدون هیچ تردیدی، تهدید علیه ایران بود و بالاخره ایران به این نتیجه رسید که باید به سوریه کمک کند. حالا که داریم درباره این موضوع صحبت می کنیم، دولت سوریه اکثر مواضعی را که داعش به دست آورده بود، پس گرفته است. یعنی تا این لحظه جمهوری اسلامی ایران در سیاست هایش موفق بوده و من فکر می کنم که به تدریج باید از سوریه کنار بکشد و همکاری های فرهنگی و سیاسی را جایگزین حضور نظامی کند و البته این کار را خواهد کرد. بعضی اوقات می بینید که همان چیزهایی را که ریاض یا تل آویو یا واشنگتن دنبالش هستند، در داخل مردممان شایع می کنند. مثلا می گویند پول ها در سیستان و بلوچستان خرج نشده و در سوریه خرج شده. امیدوارم یک روزی تکلیف این بحث ها مشخص شود. ما یکی از کم هزینه ترین کشورها در خارج از کشور هستیم. یعنی اگر انتقادی وارد باشد، این است که شما چرا این قدر در خارج از کشور کم هزینه می کنید، چرا در رسانه های جهانی و محلی سرمایه گذاری نمی کنید؟ این کشور یک بازیگر است و بازی می کند. شما ایران را با ترکیه مقایسه کنید. ببینید ترکیه در این دو دهه چند بار در سیاست های منطقه ای خود شکست خورده است. مردم ترکیه این قدر دولت شان را شماتت می کنند که مردم ایران؟

اجازه دهید به بحث برجام برگردیم. آیا اروپا به کمک قوانین مسدودکننده می تواند با ایران تجارت کند؟ به ویژه این موضوع درباره شرکت های بزرگ و فراملیتی چطور خواهد بود؟
وضعیت انسداد در سال 1996 نه در مورد ایران که در مورد کوبا انجام شد. آن زمان طرح آقای داماتو، سناتور نیویورک در سنای آمریکا برای محدودکردن سرمایه گذاری کمتر از 40 میلیون دلار در نفت و گاز ایران هم مطرح شده بود و آقای کلینتون که از دموکرات ها هم بود، این رقم را به 20 میلیون دلار کاهش داد و کشورها و شرکت های دیگر را هم وارد این طرح کرد که همان مسئله فراملیتی ایجاد شد. یعنی تحریم های ثانویه روی شرکت های چندملیتی بیرون از آمریکا هم تاثیر می گذارد. اگرچه باید گفت تاریخ دوباره تکرار می شود ولی در عین حال می توان گفت هر وضعیت برای اولین بار است که اتفاق می افتد. افلاطون می گوید یک نفر نمی تواند در یک رودخانه با شرایط مشابه دو بار شنا کند؛ چون هم خود فرد در زمان تغییر پیدا می کند و هم آب رودخانه عوض می شود. به نظرم شرایط فعلی یک موقعیت جدید است. من درباره همکاری با اروپا خوشبین هستم. اکثر صاحب نظران می گویند کل معاملات اروپا با ایران 20 میلیارد دلار است و مثلا رابطه اروپا با آمریکا 200 میلیارد دلار است؛ بنابراین نتیجه می گیرند که اروپا، آمریکا را رها نمی کند تا به سمت ایران بیاید. اصلا این حرف ها نیست. یک کشور مثل یک انسان است. یعنی کشورها تمام روحیات و اخلاقیات یک انسان را دارند. مسئله این نیست که معاملات ایران با اروپا کم است، مسئله این است که آقای ترامپ کاری کرده که اروپا به این نتیجه رسیده که دیگر نمی تواند با او کار کند؛ مگر اینکه خودش را تغییر دهد. به نظر من حتی بزرگ ترین شرکت ها از نظر دولت ها تبعیت می کنند. هر شرکت بزرگ چه در یک کشور باشد و چه یک شرکت بین المللی باشد، یک معاون رئیس در امور عمومی دارد که مسئول رابطه با کشورهاست. برای شرکت ها خیلی مهم است که یک ضابطه کوچک در وزارت اقتصاد کشور چیست. حتما اروپایی ها روی شرکت های بزرگ تاثیر دارند. مسئله این است که این تاثیرگذاری را به کار می گیرند یا نه. به نظر من، ما در وضعیت خاصی هستیم و باید در سیاست گذاری هایمان تغییر ایجاد کنیم.
مثلا وزارت نفت ما بالاخره قبول کند که با شرکت های کوچک و متوسط هم مذاکره کند. البته کار سختی است و زمان بیشتری می برد. احتمالات بیشتری مطرح و نااطمینانی هم هست ولی بالاخره باید این کار انجام شود. در بازار انرژی تعداد شرکت های کوچک و متوسط، آن قدر زیاد است که به اندازه چند قرارداد با شرکت های بزرگ می توان با این شرکت ها قرارداد بست و آنها را جایگزین کرد.

یکی از نگرانی‌ها این است که آمریکا دور جدیدی از تحریم‌ها را علیه ایران اعمال کند. تاکنون برخی اشخاص حقیقی و شرکت‌های حقوقی و چند شرکت هواپیمایی تحریم شده‌اند اما ترس از اینکه این حیطه به سمت نفت گسترش پیدا کند هم وجود دارد. آیا ممکن است جای نفت ایران را کشور دیگری پرکند و به سادگی تحریم نفتی بازگردد؟
یکی از موضوعات مهم در این زمینه، مسئله قیمت نفت است. اگر قیمت نفت بالا باشد، نفت های غیرمتعارف مثل شل و نفت های سنگین می تواند وارد بازار شود و جای نفت ایران پر شود. اگر قیمت نفت پایین باشد به این معنی است که عرضه در بازار بیشتر از تقاضاست. در این صورت باید دید کدام کشور چقدر تولید می کند. به صورت کلی باوجود همه اختلافاتی که ما با عربستان داریم، هر دو مدافع قیمت بالای نفت هستیم. نکته دوم این است که هیچ کشوری نمی تواند به راحتی در یک لحظه تصمیم بگیرد و تولید نفت را بالا ببرد. این موضوع در بدترین حالت، چند سال و در بهترین حالت چند ماه طول می کشد. در مجموع به نظرم ایران می تواند نفتی را که تولید می کند، بفروشد. دلیلم این است که با کشورهای خریدار رابطه خوبی داریم و برخی از این کشورها، همسایگان ما هستند. مثل روسیه که قرارداد خوبی با آنها داریم و هند و چین. اگر بدبین نباشم نفت را می توانیم بفروشیم ولی مقداری زحمتش بیشتر است.

اگرچه اروپا در تلاش برای حفظ برجام است اما شواهد نشان می دهد که هنوز طرح چهار ماده‌ای آقای مکرون روی میز اروپا است. پمپئو می‌گوید که ما همکاری‌مان را با شرکای اروپایی ادامه می‌دهیم و به زودی به توافق می‌رسیم. به نظر می رسد که این می‌تواند بخش نگران کننده‌ای از وضعیت پیش رو باشد. استراتژیای که درباره این بحث می‌توانیم پیش بگیریم، چیست؟
در مسائل منطقه ای ایران می تواند مذاکره کند و دست بالا را دارد. از افغانستان تا عراق، سوریه، یمن و حتی جاهای دیگر.

گویا شورای عالی امنیت ملی استثنائی برای مذاکره درباره یمن قائل شده و دیپلمات‌ها در حال مذاکره بر سر یمن هستند. چرا ایران در بحث منطقه‌ای این قدر محتاط است؟
وقتی شما یک موقعیت بهتر و برتر و داشته‌هایی دارید که دیگران ندارند، باید در مذاکره محتاط‌تر باشید. در بحث منطقه‌ای، ایران از لحاظ اطلاعاتی بیشترین اطلاعات را نسبت به کف میدان نبرد دارد. معلوم است که این مزیت را نباید به راحتی از دست داد. در سال ۲۰۰۱، آمریکا به افغانستان حمله کرد و یک سری افراد القاعده که اکثرا خانواده‌های آنها بودند، به سمت پاکستان فرار کردند. سیستم اطلاعاتی پاکستان آنها را به سمت ایران سوق داد.
وقتی وارد ایران شدند، ایران آنها را سوار اتوبوس کرد، همسران و بچه هایشان را به سفارت های کشورهای عربی تحویل داد که آنها را به مقاصد دیگری بردند. چند نفری هم ماندند. از سال ۲۰۰۱ تا الان آمریکا به دنبال این است که ببیند آنها چه کسانی بودند و چه اطلاعاتی داشتند. اگر کشوری این قدر صبور است و برخود مسلط است که چیزی نگوید، بدانید که دست بالا را دارد. درباره مسائل منطقه‌ای، شورای عالی امنیت باید نظر بدهد ولی می‌شود در بقیه موارد هم مذاکره کرد و دید که آنها چه می گویند.

مذاکره بر سر مسائل موشکی در شرایط فعلی را چطور می بینید؟
درباره موضوع موشکی، مذاکره با این مضمون که شما حق دارید چه داشته و چه نداشته باشید را هیچ کسی قبول نمی‌کند اما آیا ایران نمی‌تواند بگوید من موشک‌هایی با برد بالای دوهزار کیلومتر دارم، دانش این کار را دارم ولی مایل نیستم که بیشتر از این تولید کنم؟

نمی خواهم از دو ضلع دیگر موضوع یعنی چین و روسیه غافل شوم. چین یک سری مسائل اقتصادی با آمریکا دارد و البته مبنای همکاری. از سوی دیگر عضو برجام هم هست. می توان با چین به این همکاری ادامه داد؟
مازاد تجاری چین با آمریکا خیلی زیاد است و در مذاکرات اخیر قول دادند که ۱۵۰ میلیارد دلار از آن کم کنند. هرچقدر اقتصاد در دنیا مهم باشد، باز سیاست است که اقتصاد را می چرخاند. در مورد چینی ها ما بیشتر از این باید کار کنیم. البته حدس می زنم که چینی ها درباره همه مسائل بین المللی خودشان خوب مذاکره نمی کنند. مسائل آنها با ما متفاوت است. مثل مسئله شبه جزیره کره و دریای جنوبی چین. ولی با همه این حرف ها دیپلماسی می تواند فعال تر شود. حداقل در پروژه های مربوط به کریدورهای یک کمربند یک جاده و مسائل مربوط به نفت و گاز. باید به فکر خط لوله بزرگ گاز از کشور به چین نیز باشیم.

در این شرایط چین به اندازه باقی شرکا پایبند برجام می ماند؟
بله. شما ببینید از سال ۲۰۰۳ چینی ها دارند با ما کار می کنند و حتما در این سال ها لابی های آمریکایی، عربی و یهودی به آنها پیشنهاد می دادند که در قبال چیزهایی با ایران همکاری نکنند.

روسیه چطور؟ مسکو با خروج ترامپ از برجام، نقش کلانی یافته و به نوعی کانون رایزنی اروپایی ها شده است. از سوی دیگر همکاری ایران و روسیه بر سر سوریه، می تواند استخوان لای زخم برجام باشد. روسیه با اروپا و آمریکا هم مشکلاتی دارد. این احتمال چقدر جدی است که روسیه بر سر برجام و منافع ایران، شرط بندی کند و علیه ما با دیگران متحد شود؟
هر چیزی در عالم سیاست ممکن است. من سال ۱۹۸۰ برای اولین بار به اتحاد جماهیر شوروی رفتم. از آن زمان تا به حال، روسیه خیلی تغییر کرده و دیگر اتحاد شوروی نیست. روسیه بعد از فروپاشی شوروی در دوره ای به سمت آمریکا و اروپا گرایش پیدا کرد و ظهور آقای پوتین عکس العملی به آن سیاست ها بود، چون غربی ها هیچ کاری برای روسیه نکردند و روسیه به شدت ضعیف شده بود. روسیه فعلی یک روسیه جدید است. در اوکراین عکس العمل اروپایی ها و آمریکایی ها را دیده و در سوریه عکس العمل ترکیه و ناتو را تجربه کرده است. در جاهای مختلف در بازار نفت و گاز مانند شرق آسیا و اروپا و قطب شمال کار می کند. با آلمان همکاری های گازی دارد و با چین و ژاپن روابطش خیلی نزدیک شده و با وجود اختلافاتش با ژاپن کار می کند. به نظر این یک روسیه جدید است که ما باید آن را بیشتر بشناسیم و با نخبگانش کار کنیم. از طرفی روسیه هم دیده که ایران همانی است که گفته بوده و عموما به کارهایش متعهد است. به این دلیل که رهبران کشور ما نسبت به روسیه و حفظ روابط با این کشور خیلی زحمت کشیدند. اگرچه در دورانی در داخل کشور جریانات ضدروسی و زمان دیگری جریان های طرفدار روسیه به شدت در ایران فعال بودند، اما ما با روسیه به راحتی به اینجا نرسیدیم. همه فکر می کنند روسیه گفته ایران باید از سوریه بیرون برود، اما این همان جریان رسانه ای است و متاسفانه ما در کشورمان رسانه های قوی نداریم و آمریکایی ها می توانند حتی روی رابطه دو کشور ایران و روسیه تاثیر بگذارند و در انتقال صحبت های پوتین به جهان تغییر کوچکی بدهند. در صورتی که او اصلا درباره ایران صحبت نکرده و درباره خروج نیروهای غیرقانونی صحبت کرده است. من فکر می کنم رهبران کشور ما می دانند با چه کشوری باید تا چه اندازه ای کار و چه حدودی را رعایت کرد. این کار دارد انجام می شود و با روسیه اشتراک نظر زیادی داریم و اختلاف نظر هم در جاهایی هست؛ مثلا در رژیم حقوقی دریای خزر که به صراحت بارها به لاوروف گفته شده و او می داند، اما این را بگویم که روسیه به ایران اعتماد دارد و این اعتماد در اثر سال ها فعالیت به دست آمده. ما در آسیای مرکزی با اینکه فعالیت داریم، اما هیچ جا نمی خواستیم که جا پای روسیه بگذاریم و جای آنها را پر کنیم. درحالی که به خاطر همین مسئله روسیه با ترکیه دچار اختلاف شد. در جاهای دیگر مثل بازار نفت و گاز هم با هم همکاری می کنیم. نمی خواهم بگویم روسیه کشوری ایده آل است، ولی در این وضعیتی که در کاخ سفید و آمریکا و وضعیت یارکشی ای که آمریکا با عربستان و اسرائیل دارد باید با روسیه کار کنیم.

112840
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.