پایان اعتیاد عربستان سعودی به نفت

تصویر پایان اعتیاد عربستان سعودی به نفت
مقالۀ حاضر به بررسی صنایع پایین‌دستی موجود در بخشهای دولتی و خصوصی و علل موفقیت زیاد آنها تا به حال، از جمله تأمین مالی ماهرانه، حمایت دولت، همکاری مشترک با شرکای نامدار خارجی و قراردادهای تجاری جهانی، می‌پردازد.

گزارش «پایان اعتیاد عربستان سعودی به نفت؛توسعه صنایع پایین­‌دستی» نوشته ژان فرانسوا سزنِک (Jean- Francois Seznec) توسط شورای آتلانتیک (Atlantic Council) منتشر شده‌است. مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری با هدف آگاهی یافتن از موضوعات مدنظر اندیشکده‌ها و مؤسسات مطالعات راهبردی در جهان، اقدام به ترجمه و انتشار متون می‌کند. اهم گزارش مذکور به شرح زیر است:

در پشت پرده جریان پیوسته اخبار ناخوشایند درباره خاورمیانه -جنگ­‌های داخلی، سیل گسترده پناهندگان و درگیری­‌های ناخوشایند فرقه­‌ای- چرخش عمیقی در جوامع حاشیه خلیج‌فارس متأثر از توسعه اقتصادی در حال روی دادن است. کشورهای حاشیه خلیج‌فارس به­‌عنوان تولیدکنندگان و صادرکنندگان بزرگ نفت و گاز طبیعی در دنیا شناخته شده هستند. حال آن که، مسئله دیگری در خصوص این کشورها که چندان شناخته شده نیست، تلاش­‌های چشم­‌گیر آنها از اواسط دهه ۱۹۷۰ برای کم کردن وابستگی صِرف به تولید نفت و تکیه گسترده­‌تر به توان صنعتی خود است.

البته، با افزایش قیمت نفت خام از بشکه­‌ای ۱/۲۱ دلار در سال ۱۹۷۰ به بیش از ۱۲۰ دلار در سال ۲۰۱۲، تلاش برای عبور از نفت چندان موفق نبود. جوامع عادت کرده بودند به یارانه­‌های فوق­العاده گوناگون، حقوق و مزایای عالی در بخش دولتی، جریان نقدینگیِ شرکتی بالا و بودجه­‌های دولتی که زمینه را برای کشورهای عضو شورای همکاری­‌های خلیج‌فارس فراهم کرده بود تا با وارد بیش از بیست میلیون کارگر خارجی زیرساخت­‌های ملی خود را ساخته و خدماتی در کلاس جهانی ارائه کنند.

به هر حال، زندگی مرفه اوایل قرن بیست و یکم در خطر بود. خلیج‌فارس به نفت معتاد است و هنگامی که در سال ۲۰۱۵ قیمت­ها به ۳۰ دلار در بشکه کاهش یافت و تا به حال بین ۴۰ تا ۵۰ دلار در بشکه باقی ماند، این اعتیاد منجر به یک حالت خماری بزرگ شد. علاوه بر این، تنش­‌های قابل­ توجهی بین شورای همکاری خلیج‌فارس و ایران وجود دارد. جنگ­‌های نیابتی در حال نابود کردن منابع کشورها هستند. در همین حال، دولت­‌های عضو شورای همکاری خلیج‌فارس در داخل کشورهای خود مورد حمله افراط­‌گرایان مذهبی هستند. سرانجام این که، جمعیت­‌های جوان فراوان با نیمی از جمعیت­‌های زیر سن ۲۵ سال،[۱] که تا حد زیادی ناشی از ارتقاء بسیار زیاد وضعیت بهداشت و سلامت در ۲۵ سال گذشته بوده است (محصول جانبیِ درآمد­های نفتی)، باید به­ شکل مناسبی مدیریت شود.

برای مقابله با تنش­‌های ناشی از نرخ بیکاری میان جوانان که در کشورهای حوزه خلیج‌فارس در حال شکل­‌گیری است، باید جوانان زیر سی سال جای کارگران خارجی­ را بگیرند که برای رساندن سریع منطقه به دنیای مدرن استخدام شده بودند. از یک سو، این تغییر و تحول احتمالاً نوع خدماتی که مردم خلیج‌فارس به آنها اعتیاد داشتند را تغییر داده و کیفیت آنها را پایین خواهد آورد و متعاقباً به افزایش هزینه­‌های زندگی همه مردم ختم خواهد شد. از دیگر سو، این جمعیت جوان خود چشمۀ جوشانی از خلاقیّت و کارآفرینی است، که اغلب توسط گروه­‌های حاکم و رانت­‌خوارن در نطفه خفه شده­‌اند. زنان، به­ ویژه در عربستان سعودی، نیز به همین اندازه مظلوم واقع شده و به­ نام «حجب و حیا» برای راضی کردن نظام مذهبیِ حاکم از بازار کار دور نگه داشته شده­‌اند، در حالی که نیروی کار ارزان برای پر کردن جای خالی آنها حاضر و آماده بوده است. حکومت­‌ها برای تضمین ثبات کشورهای منطقه و پاسخ به نیازهای قرن بیست و یکمی، باید این تنش­‌ها را رفع کنند.

عربستان سعودی اخیراً شروع به برداشتن گام­‌های چشم­گیری در حوزۀ این مسائل کرده است. در ۲۶ آوریل ۲۰۱۶، شاهزاده محمد بن سلمان از یک طرح کلی برای چند سال بعد به­‌نام چشم­‌انداز ۲۰۳۰ پرده برداشت. چشم­‌انداز ۲۰۳۰ عربستان سعودی با پرداختن به تنش­‌های اجتماعی مزایای طبیعی کشور از قبیل انرژی ارزان، منابع معدنی قابل ملاحظه و سرمایه­‌های فراوان برای تسریع توسعۀ بخش پایین­‌دستی[۲] را به بالاترین حد می­‌رساند.

کشورهای حوزۀ خلیج‌فارس از دهه ۱۹۷۰ پی بردند که تنها دارایی­‌های مهم­‌شان انرژی ارزان، دسترسی آسان به سرمایه و دید بلندپروازانه به خود و نقش­‌شان در دنیا است. عربستان سعودی، به­‌طور خاص، خود را مرکز بازار جهانی انرژی و جاده ابریشم بین آسیا و اروپا/ آمریکای شمالی و جنوبی می­‌بیند. لذا، این کشورِ پادشاهی دارد کارت­‌هایی که به آن داده شده است را به بازی می­‌گیرد و در تلاش است بهره­‌وری از مزایای طبیعی خود از جمله انرژی ارزان، منابع معدنی فراوان و سرمایه انبوه، را به بالاترین حد برساند. از این رو، صنایع پایین­‌دستی نفت و معدن به عمده‌­ترین منابع بالقوه درآمد، افتخار و امید برای اقتصاد عربستان سعودی و سایر کشورهای خلیج‌فارس تبدیل شده است. چنان که شاهزاده بن سلمان در مصاحبه با شبکه تلویزیونی العربیه توضیح داد، چشم­‌انداز ۲۰۳۰ عربستان سعودی بر سه ستون اصلی استوار است:

  1. چشم­‌اندازی از آینده مبتنی بر اسلام و ارزش­‌های اسلامی
  2. تبدیل شدن به یک «کانون سرمایه­‌گذاری جهانی»، که یک «اقتصاد پویای» مستقل از نفت خام را ترویج می­‌کند و به طرق زیر قابل دستیابی خواهد بود:

الف. اجرای اصلاحات عمده و تسریع در توسعه نظام آموزشی؛

ب. تقویت بنگاه­‌های کوچک و متوسط؛

ج. ایجاد فرصت برابر برای تمام شهروندان سعودی؛

د. افزایش قابل­ توجه نقش زنان در اقتصاد؛ و

ه. تأکید بر ایجاد و یافتن اشخاص مناسب برای این کار، حتی اگر این امر مستلزم آوردن افراد خارجی به­‌طور موقت باشد، گر چه روشن است که در زمان مناسب افراد بومی جای خارجی­‌ها را خواهند گرفت.

  1. حصول اطمینان از این که کشور پادشاهی مرکز جادۀ ابریشم است و همچنین

الف. پلی بین اروپا و شرق دور است؛ و

ب. کانون تجارت و دروازۀ دنیا است.

در تفسیر سخنان محمد بن سلمان باید گفت، چشم­‌انداز ۲۰۳۰ به­‌دنبال پایان دادن به اعتیاد کشور به نفت خام و کم کردن سهم سوخت­‌های فسیلی در درآمد دولت از ۸۵ درصد کنونی به کم­تر از ۵۰ درصد است. به هر حال، انگیزۀ اصلی این طرح رفع نگرانی­‌های نسل جوان کشور و کمک به حل و فصل تنش­‌های اجتماعی بین شهروندان زیر سی سال، که ۷۰ درصد جمعیت کشور را تشکیل می­‌دهند، و افرادی است که در حال حاضر اقتصاد کشور را در کنترل خود دارند. دو هدف کلیدی این طرح عبارتند از: ۱) کاهش بیکاری از ۱۱/۶ درصد به ۷ درصد تا سال ۲۰۳۰ که یعنی کاهش بیکاری جوانان شاید از ۲۵ درصد به ۷ درصدی که محمد بن سلمان ذکر کرد و ۲) رساندن اشتغال زنان به میزان ۴۰ درصد از نیروی کار در بخش­‌های خصوصی و دولتی. اساس این دو هدف مبتنی بر این فرض است که تا سال ۲۰۳۰ سعودی­‌ها، اعم از زن و مرد، جای بخش وسیعی از نیروی کار خارجی را خواهند گرفت.

برای دستیابی به هدف فوق، چشم­‌انداز ۲۰۳۰ در حال برنامه­‌ریزی برای ایجاد شغل برای جوانان عربستان، حمایت از کارآفرینان جوان و محدود کردن ضرباتی است که برخی قدرت­‌های مستقر، مانند نظام مذهبی مستقر و خانواده شاهنشاهی به جامعه وارد می­‌کنند. طرح مزبور شامل توسعه معدن­‌کاری، تولید و خدمات مربوطه و نیز توریسم مذهبی و تولید تجهیزات نظامی است. بیشتر این رشد در بخش پایین­‌دستی تولید نفت و گاز کشور رخ خواهد داد. به­ جای صادرات صرف نفت خام، آن را از طریق صنایع پایین­دستی به محصولات باارزشی تبدیل میکنند که به­ نوبه خود به افزایش اشتغال و نهایتاً موفقیت کشور در توقف وابستگی به فروش فقط یک کالا، منجر خواهد شد. در سال ۲۰۱۵ مؤسسۀ مشاور شرکت مکنزی دربارۀ اقتصاد عربستان سعودی و پتانسیل آن گزارشی نوشت که به­‌عنوان مبنایی برای طرح چشم­‌انداز ۲۰۳۰ مورد استفاده قرار گرفت.[۳] در گزارش مزبور مکنزی روی حوزه­‌های در حال توسعه­‌ای از اقتصاد تمرکز کرده است که عربستان سعودی در آن حوزه­‌ها از مزایای طبیعی برخوردار است؛ عمدتاً، فعالیت­‌های پایین­‌دستی مانند فعالیت­‌های شیمیایی و معدنی که به انرژی ارزان وابستگی دارند. در این گزارش همچنین در مورد افزایش استفاده از صندوق سرمایه‌گذاری عمومی، موسسه مالی دولتی که روی توسعه صنعتی متمرکز است، توصیه شده بود.

تمامی این اهداف ریشه در ساختارهای موجود برای توسعه اقتصادی و صنعتی دارند. به هر حال، این هدف‌گذاریها نشان می­‌دهند که بسیاری از قدرت­‌های مستقر، سلطنتی یا مذهبی، باید مشمول دگرگونی­‌های عمده­‌ای شوند و سنت­‌های نهادینه شده در جامعه باید تعدیل شوند.

طبیعتاً، تغییراتی از این دست فهرستی طولانی را تشکیل می­‌دهند. ۸۵ درصد درآمدهای دولت از درآمدهای حاصل از فروش نفت خام تأمین می­‌شود. علاوه بر این، کسانی که اقتصاد را در کنترل خود دارند، به­‌خوبی پنهان شده‌­اند و از طریق اعمال نفوذهای مبهم بر قراردادهایی که حضور جوانان را محدود یا مسدود می­‌کند، بخش عمده­‌ای از درآمد دولت را، به جیب می­‌زنند. چشم‌انداز ۲۰۳۰ عملاً تلاشی سازمان­‌یافته جهت واداشتن جامعه به­ پذیرش این است که افراد زیر ۳۰ سال باید در رأس امور باشند، در غیر این صورت کشور به بازیگری ناچیز در قارۀ آسیا تبدیل خواهد شد. به عبارت دیگر، توسعه صنایع پایین­‌دستی نفت خام و گاز طبیعی کشور را وارد قرن بیست و یکم خواهند کرد. توسعه این چنینی به نوبه خود مستلزم تغییری در روابط دولت-ملت خواهد بود که بهموجب آن نهایتاً مردم، به­‌جای یارانه­‌ها و بروکراسی گسترده، از طریق پرداخت مالیات و مشارکت­‌های مدنی بیشتر، دولت را تأمین مالی می­‌کنند. چشم­‌انداز ۲۰۳۰ در راستای دستیابی به این اهداف برنامه خود را با توسعه اقتصاد پایین­‌دستی موجود پیش خواهد برد، لیکن با وجود خطر افزایش تنش‌­های اجتماعی در دوران گذار، در حال حاضر تمام تلاش خود را برای پیشبرد اهداف مورد نظر به­‌کار می­‌بندد.

برای دریافت و مطالعه متن کامل این مقاله از لینک دانلود زیر استفاده کنید.


[۱]. Mohamad Bazzi, “Saudi Arabia Faces Many Threats, and Iran Isn’t at the Top of the List,” Reuters, May 28, 2015, http://blogs. reuters.com/great-debate/2015/05/28/why-the-biggest-threatto- saudi-arabia-isnt-iran/.

[۲] .در این مقاله، منظور از «پایین­‌دستی» تمامی اشکال تبدیل مولکول­‌های کربن حاصل از استخراج نفت خام و گاز طبیعی است. بنابراین، پایین­‌دستی عبارت است از پالایش نفت و جداسازی گازهای مختلف از گاز طبیعی. این عنوان همچنین تولید محصولات ساخته شده از محصولات پالایش‌­شده را نیز شامل می­‌شود. محصولات به دست آمده خود به­ عنوان مادۀ خام برای تولیدات بیشتر به ­کار گرفته می­‌شوند و به همین شکل در طول زنجیرۀ تولید پیش می­‌روند تا به­ عنوان محصول مصرفی به دست مردم برسند. مثلاً، نفتا از نفت خام تولید می­‌شود. سپس نفتا با پالایش بیشتر به محصولات جدیدی از جمله اتیلن تبدیل و سرانجام در پایان تبدیل به مواد پلاستیکی­ میشود که به نوبۀ خود در تمامی صنایع و خانه­‌ها استفاده می­‌شوند.

[۳]. McKinsey & Company, Saudi Arabia Beyond Oil: The Investment and Productivity Transformation, McKinsey Global Institute, 2015.

113060
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.