مجموعه یک کتاب در یک مقاله

سبک زندگی و جهانی‌شدن در پهنه فرهنگ علوی

تصویر سبک زندگی و جهانی‌شدن در پهنه فرهنگ علوی
کتاب «سبک زندگی و جهانی‌شدن در پهنه فرهنگ علوی» تألیف دکتر محمدباقر بابائی‌طلاتپه در سال ۱۳۹۳ در 415 صفحه توسط مرکز ملی مطالعات جهانی‌شدن در شش بخش به چاپ رسیده است.

مرکز بررسی‌های استراتژیک با هدف در دسترس قرار دادن کتاب‌های منتشر شده توسط مرکز ملی جهانی شدن، اقدام به انتشار نسخه الکترونیکی این کتاب‌ها می‌کند. نسخه الکترونیکی کتاب «سبک زندگی و جهانی‌شدن در پهنه فرهنگ علوی» با همین هدف منتشر می شود. لازم است ذکر شود «مرکز ملی جهانی‌شدن» در سال ۹۴ در «مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری» ادغام شد.

در مقدمه کتاب کتاب «سبک زندگی و جهانی‌شدن در پهنه فرهنگ علوی» آمده است:

«مِنَ الْمُؤْمِنینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهُ عَلَیهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضی نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ ینْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدیلاً» (احزاب:۲۳) این گروه از مؤمنان چگونه بودند که توانستند صادقانه به میثاق ازلی خود پای فشارند و برای ادای تکلیف سر از پای نشناسند و به‌راحتی از دنیا و تعلقات آن رهایی یافته و به مقصود مولایی خویش «فَمِنْهُمْ مَنْ قَضی نَحْبَهُ» دست یابند. ازاین‌رو، این سؤال اساسی برای هر انسان پاک‌سرشت و سعادتخواهی طرح می‌شود که آن‌ها چگونه بودند که این‌گونه شدند؟ از چه فرهنگی تبعیت می‌کردند که چنین کارکردی داشت؟ مگر سبک زندگی‌شان از چه برجستگی‌های شاخصی برخوردار بود که سبک زندگی ما از آن‌ها خالی است و ما را جای دیگر می‌برد؟ و ما که از قافله عشق و سعادت عقب مانده‌ایم و نتوانسته‌ایم از فرصت وصول استفاده کنیم و مدعی انتظاریم، از چه فرهنگی و سبک و سیاقی در زندگی باید تبعیت کنیم که مصداق «وَ مِنْهُمْ مَنْ ینْتَظِرُ» گردیم؟ به عبارت دیگر، چگونه بودن و چگونه شد، مهم‌ترین دغدغه نویسنده است که در این نوشتار درصدد دستیابی به آن است، به این امید که خدای مهربان، همان خالق و مولایش، آینده‌ای بهتر از دیروز را برایش قلم زند. شاید خواننده محترم به‌راحتی پاسخ را توبه و برگشت جواب دهد! ولی با کمی تأمل و تعمق با سؤال‌های بی‌شماری مواجه می‌شود. که اگر برگشت و توبه به این آسانی است و راه برای همه باز است، پس چرا این همه فساد و پلشتی به چشم می‌خورد و بدون واهمه برای چپاول حقوق دیگران و کشتن همنوعان گوی سبقت می‌گیرند.

از طرف دیگر، رشد و پیشرفت فناوری و استفاده از ابزارهای نوین ارتباطی، مانند تلفن همراه، اینترنت و ماهواره، فاصله‌های جغرافیایی را از میان برداشته است و زمین را از حالت کروی بودن به شکل مسطح درآورده که به‌راحتی می‌توان در کمترین زمان ممکن هرگونه ارتباطی را در فضای مجازی به وجود آورد.

«پدیده جهانی‌سازی» و «جهانی‌شدن» دو مقوله مهم است که در این برهه از زمان با رویکردهای مختلفی رخ کرده است و فرهنگ و سبک‌های زندگی را به صورت‌های مختلفی به مخاطره انداخته است. در پدیده جهانی‌سازی، لیبرالیسم فرهنگ بلامنازعی معرفی می‌شود که بشر گریزی جز آویختن به دامن آن را ندارد و پایان تاریخ بشری به آن پیوند می‌یابد به طوری که باید بپذیریم که بر اساس نظریه اُرولیان، در دنیای مدرن، انسان‌ها به موجوداتی مصرف‌کننده، مکانیکی، فاقد تفکر و انتخاب تبدیل شده‌اند و در مدارس فقط آموزه‌هایی را فرامی‌گیرند که استاندارد شده است تا بتوانند سبک‌های پذیرفته‌شده و استاندارد را پذیرا باشند (هیز، ۱۳۸۹، ص. ۷) درصورتی‌که در فرهنگ علوی جهان را محصور نظامی می‌شناسند که دور از دسترس انسان است و انسان‌ها نقشی در پیدایش و تداوم آن ندارند. این نظام بر اساس قانونی ورای قدرت بشری برای زیست انسانی فراهم‌شده و انسان‌ها در دوره‌های مختلف به ترتیب در آن وارد می‌شوند. او نمی‌توانست در چگونگی ورودش نقش‌آفرینی کند ولی قواعد هستی این اختیار را به او داد که چگونه باشد و با چه هویت از آن جدا گردد «ذلِک الْیوْمُ الْحَقُّ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِل یرَبِّهِ مَآباً» (النبأ، ۳). گرچه، نهایت این حرکت در نظام تکوین الهی به حاکمیت صالحان خواهد رسید و فضایی امن و مدینه فاضله، خاستگاه آحاد بشری محقق خواهد شد. «وَ لَقَدْ کتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکرِ أَنَّ الّارْضَ یرِثُها عِبادِی الصَّالِحُونَ» (الانبیاء، ۱۰۵) با وجود این رویکرد وظیفه ما چیست؟ آیا باید آن (لیبرالیسم) همه حواشی و ابزارهای جدید زندگی که رهاورد تلاش اندیشمندان در طول تاریخ بوده آن است به کلی طرد کنیم و شیوه دیگری را برگزینیم؟! تکلیف چیست؟ و چه باید کرد؟

از دیدگاه نویسنده، سبک زندگی، تفسیری از زندگی و چگونگی پیمایش آن است که کیفیت زندگی را رقم می‌زند و سمت‌وسوی آن را تعیین می‌کند. جهانی‌شدن، برنامه‌ای الهی است که با هدف مشخص در حال تحقق است و روند معمول خود را طی می‌کند. دوره‌های تاریخی با تحولات و پدیده‌های مربوطه، سرعت این تطورات و فرآیند را تحت تأثیر قرار می‌دهد. آدمی در این فرآیند می‌تواند وضعیت شناگری را داشته باشد یا در حالت شناوری باشد. فرهنگ علوی از پیروان خود می‌خواهد که در این فرهنگ شناگری کنند و با موج‌سواری و بهره‌گیری از سامانه ارتباطات محصول قرن بیستم، بهترین‌ها را برای زندگی خود رقم زنند در این فرهنگ پاسخی مستدل و منطقی به این پرسش داده شده است که در مقابل تغییرات چه رفتاری باید از خود نشان داد.

فرهنگ علوی نه اجازه طرد کلی و نه تقلید کورکورانه را می‌دهد. ازاین‌رو، تغییرات پیامد فناوری و محصولات عصر جهانی‌شدن را نعمت الهی تلقی می‌کند که فرصتی در پیش روی جهانیان قرار داده تا با تأمل و همفکری بتوانند جامعه جهانی‌ای تشکیل دهند که با حفظ همه هویت‌های مربوطه، همچون کشوری پهناور باشند که در آن همه گروه‌ها با سلیقه‌ها، آداب و رسوم مختلف تحت ولایت واحدی زندگی کنند بدون آنکه نسبت به هم دشمنی و عداوتی داشته باشند و با نگاه همگرایی و هم‌افزایی زندگی آرام و بی‌دغدغه‌ای را دنبال می‌کنند.

تاریخ تحولات زیستی، اجتماعی و علمی انسان مشحون از تغییرات و تحولاتی است که با دستاوردهای مختلف سبک و سیاق زندگی انسان‌ها را تحت تأثیر قرار داده و می‌دهد؛ زیرا به تعبیر دورکیم: «هیچ کودکی در خلأ متولد نمی‌شود» (Kay Deaux:2001) و نوزاد به‌جز ذاتیات و غرایزی که برای ادامه حیات او لازم است چیزی نمی‌داند. او هنوز نیاموخته که چگونه غذا بخورد و ازاین‌رو گریه می‌کند، و نمی‌داند چگونه با دیگران تعامل داشته باشد. به تدریج از طریق ابزارهای شناختی چشم و گوش و قلب می‌آموزد، چگونه زندگی کند «وَاللَّهُ أَخْرَجَکمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِکمْ لَا تَعْلَمُونَ شَیئًا وَجَعَلَ لَکمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّکمْ تَشْکرُونَ» (النحل، ۷۸). شاید بتوان گفت کودک اولین بار جهان را از دریچه نگاه خانواده (جامعه) و به تبع آن فرهنگی که در آن زاده شده، می‌بیند و یاد می‌گیرد که چگونه زندگی کند و چگونه بر مشکلات خود چیره شود و با چه شیوه‌ای به حیات خود ادامه دهد.

انسان در دوره‌های مختلف تحت تأثیر فشارهای اجتماعی و پارادایم‌ها و ویژگی‌های آن دوره قرار می‌گیرد، این تفاوت در زندگی انسان پست‌مدرنیسم، مدرنیسم و سنتی مشهود است. به طوری که سبک زندگیِ در بستر مدرنیسم با سبک زندگی سنتی و دینی کاملاً از هم متمایز است. (منظورمان از واژه سنت، اموری است که به گذشته تعلق دارد). فرهنگ هنگامی‌که درون‌مایه و بن‌مایه تمدنی می‌شود، تاریخی شدن فرهنگ و تمدن، سبب پدیداری سنت می‌شود. ازاین‌رو سنت را باید یک کلان فرهنگ تاریخی دانست که به انسان و زمانه او هویت می‌بخشد. به همین سبب در زیارت‌نامه معصومین (ع) بین وضع موجود و گذشته آنان و پیامبر گرامی اسلام (ص) تا حضرت آدم (ع) پیوند می‌دهیم و از همین روست که، سنت اسلامی از منظر ما از آبشخور وحی، قرآن، نهج‌البلاغه و روایات سیراب می‌شود و مفهومی قدسی، آسمانی و ملکوتی است که مرزهای شفاف و روشنی با خرافه گرایی و تحجر دارد. به لطف حاکمیت فرهنگ ائمه معصومین (ع) بخش عظیمی از تاریخ ما، همچنین فرهنگ جاری‌مان متأثر از دین و برآمده از دین است و دین شکل‌دهنده و پدیدارکننده سنت خاص در جامعه ایران بوده است. ضعف آشکار بسیاری از پژوهش‌ها و تحلیل‌ها پیرامون سبک زندگی، غفلت از جایگاه دین اسلام و مکتب شیعه در سنت و تاریخ و هویت جامعه ایرانی است.

بدون شک، رویارویی فرهنگ و جامعه ایرانی با فرهنگ و نگرش غربی و پدیده جهانی‌شدن، موجب تحول در سبک زندگی ایرانی شده است و زندگی شبه مدرنی را برای جامعه ایرانی رقم زده است که بارقه‌هایی از سنت نیز در آن وجود دارد، آن طوری که محیط‌های اجتماعی و شهری بیانگر این هویت مونتاژی هستند.

از پایان دوره صفویه، به ویژه از دوره قاجار، امکان مراوده و مواجهه با فرهنگ‌های رقیب بیشتر شد به طوری که امروزه با ورود فناوری اینترنت و ماهواره فاصله‌های جغرافیایی برداشته شده و به آسانی می‌توان با هر نقطه‌ای از جهان و با هر کسی که بخواهید در کمترین زمان در فضای مجازی ارتباط برقرار کنید. این رویارویی دامنه وسیعی از گستره جغرافیایی، اندیشه‌ای، تفکر، علم و فرهنگ را در دوره‌های مختلف تحت تأثیر خود قرار داده و به شکل‌های مختلف، سبک زندگی ایرانی را دستخوش تغییرات کرده است؛ تغییراتی که هرچه پیش می‌رویم بر سرعت تأثیرات آن می‌افزاید و موجب واکنش آگاهان، روشنفکران دینی، خواص سیاسی و علما می‌شود.

در این میان، سبک زندگی سنتی-دینی ایرانی با بن‌مایه مذهبی و جوهره شیعی و گرایش‌های اهل‌بیتی با برخورداری از استحکام دیرینه با این سؤال اساسی مواجه شده است که چگونه نه این را وانهد و نه آن را رد کند. پرسشی که صدها پاسخ به آن و سؤال «چه باید کرد؟» در برابر هجوم اندیشه‌های جدید و دستاوردهای پدیده جهانی‌شدن داده شده است. گرچه عموم مردم بر این باورند که جوهره شیعی و اسلامی مردم لیبرالیزه نمی‌شود، اما سبک زندگی در سده اخیر دچار تحولاتی عمیق و ریشه‌داری شده است. همواره موضوع تماس، برخورد، پذیرش، طرد، مقابله یا همزیستی میان فرهنگ سنتی-اسلامی ایرانی و ورود فرهنگ غربی و اروپایی، که حامل تجدد و مدرنیته به معنای دقیق کلمه است، مطرح بوده است و هنوز هم این موضوع در قلب تحولات فکری فرهنگی جامعه قرار دارد. این موضوع برای آگاهان و خواص، آشکار و برای عموم مردم، مسئله رایج و مبتلابهی است که عامه مردم نسبت به آن تاکنون غفلت معرفتی را ترجیح داده‌اند که رهبر انقلاب اخیراً توجه ویژه‌ای به غفلت‌زدایی در این ساحت کرده‌اند.) بیانات در دیدار جوانان استان خراسان شمالی (23/۰۷/1391). که در این نوشتار سعی کرده‌ایم به این پرسش از زاویه دیگری نگاه کنیم، و آن اینکه اصولاً برخورد فرهنگ علوی با پدیده جهانی‌شدن با توجه به کارکردهای این فرهنگ چگونه باید باشد و سبک زندگی مردم به چه میزان می‌تواند متأثر از تغییرات جهانی‌شدن باشد؟

بخش‌های این کتاب:

بخش اول: تحلیلی بر فرهنگ و کارکردهای آن در فرهنگ علوی

بخش دوم: تحلیلی بر سبک زندگی و کارکردهای آن در فرهنگ علوی

بخش سوم: تحلیلی بر جهانی‌شدن و سبک زندگی در فرهنگ علوی

بخش چهارم: آسیب‌شناسی سبک‌های زندگی در فرهنگ علوی

بخش پنجم: سبک برخورد امیرالمؤمنین(ع) با آسیب‌های فرهنگی

بخش ششم: کاربست‌های فرهنگ علوی برای تحقق جامعه جهانی

برای مطالعه و دریافت متن کامل کتاب سبک زندگی و جهانی‌شدن در پهنه فرهنگ علوی، روی لینک دانلود زیر کلیک کنید.

113104
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.