از مجموعه یک کتاب در یک مقاله:

اقتصاد سیاسی و جهانی‌شدن

کتاب «اقتصاد سیاسی و جهانی‌شدن» از مجموعه یک کتاب در یک مقاله، سال ۱۳۹۲ در ۱۵۸ صفحه با تلخیص و ترجمه چهار کتاب «اقتصاد سیاسی جهانی: فهم نظر اقتصادی بین‌المللی»، «اقتصاد سیاسی جهانی و ثروت ملل: عملکرد، نهادها، مشکلات و سیاست‌ها»، «اقتصاد سیاسی جهانی» و «جهانی‌کردن اقتصاد سیاسی بین‌المللی» توسط مرکز ملی مطالعات جهانی‌شدن منتشر شده است.
تصویر اقتصاد سیاسی و جهانی‌شدن

در مقدمه این کتاب‌ها آمده است:

۱- اقتصاد سیاسی جهانی: فهم نظر اقتصادی بین‌المللی / رابرت گیلپین، جین گیلپین

کتاب «اقتصاد سیاسی جهانی: فهم نظر اقتصادی بین‌المللی»، نوشته رابرت گیلپین و با همکاری جین ام.گیلپین در سال ۲۰۰۱ از سوی انتشارات دانشگاه پرینستون در ۴۲۳ صفحه شامل ۱۵ بخش منتشر شده است. در این کتاب تمرکز نویسنده بر نیروهای اقتصادی، سیاسی و تکنولوژی است که جهان را دگرگون کرده‌اند. نویسنده نشان می‌دهد که همچنان در جهانی‌شدن اقتصادی، سیاست‌های ملی و اقتصادهای داخلی مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده هستند. گیلپین برای تحقق این هدف تحلیل‌های اقتصادی و سیاسی را در هم ممزوج می‌کند و از تئوری متعارف تجارت بین‌الملل، تئوری سازماندهی صنعتی و نظریه رشد در کنار علوم سیاسی و تاریخ بهره می‌گیرد. گیلپین با اتخاذ منظری واقع‌گرایانه با تمرکز بر اهمیت دولت و تأثیر عمیق تفاوت‌ها در ساختار دولت و خط‌مشی‌های اتخاذ شده از سوی آن‌ها، مدلی دقیق از اندرکنش عوامل اقتصادی، تاریخی و سیاسی بر توسعه اقتصادی، تجارت بین‌الملل و سرمایه‌گذاری ترسیم می‌کند.

او تغییرات مهم دو دهه اخیر را پایان جنگ سرد، پیروزی سرمایه‌داری دموکراتیک بر کمونیسم استبدادی، پیدایش اقتصادی اطلاعاتی یا اینترنتی و پیروزی ایدئولوژی اقتصادی بازارمحور نئولیبرال در کنار پیشرفت‌های مهم تکنولوژیک در ارتباطات راه دور و حمل‌ونقل و فناوری اطلاعات می‌داند که منجر به افزایش چشمگیر وابستگی متقابل اقتصادهای ملی شده است؛ تغییراتی که منجر به تحول در اقتصاد بین‌الملل شده و طلیعه ظهور عصر جهانی‌شدن اقتصادی است.

علاوه بر گام‌های بالا در جهت شکل‌گیری اقتصادی جهانی، از نیمه دهه نود جهان شاهد رشد غیرمعمول ناحیه‌گرایی اقتصادی به‌عنوان رقیبی برای اقتصاد جهانی بوده است، مواردی مانند نفتا و ترتیباتی که در آسیای شرقی شاهد بوده‌ایم و شکل‌گیری اتحادیه اروپایی شواهدی از این مدعا هستند. این دگرگونی‌ها در اقتصاد و سیاست با ابداعاتی در تئوری اقتصادی که برای درک اقتصاد سیاسی بین‌المللی الزامی و ضروری هستند، همراه شده است.

ابداعات نظری اشاره شده، شامل نظریه رشد، جغرافیای اقتصادی جدید و نظریه تجاری جدید هستند. این نظریات در کنار یکدیگر نقش مهمی در فهم اقتصاد سیاسی در روابط بین‌الملل بر عهده دارند. در کتاب اقتصاد سیاسی جهانی، این تغییرات نظری در کنار جریان‌های حاضر در جهان واقعی، مبنای تفسیر و بررسی تغییر در اقتصاد سیاسی جهانی است.

در واقع این کتاب، تحلیلی از جهانی‌شدن اقتصاد و پیامدهای واقعی و انتسابی اقتصاد سیاسی است. از زمان جنگ سرد، جهانی‌شدن به‌عنوان برجسته‌ترین خصیصه روابط بین‌الملل و تا حد زیادی روابط سیاسی مطرح بوده است. بااین‌حال، چنانکه در کتاب بحث خواهد شد، باید به این موضوع توجه داشت که هر چند جهانی‌شدن ویژگی بارز اقتصاد در آغاز قرن ۲۱ شناخته شده است، اما شدت و اهمیت جهانی‌شدن اقتصادی تا حد زیادی دچار اغراق‌گویی و کژفهمی شده است. این بدفهمی و اغراق، هم در مباحث روزمره مردم عادی و هم در آرای متخصصان مشهود است. در حقیقت، باید گفت عواقب جهانی‌شدن آنقدر گسترده، شدید و جامع نیست که ناظران مدعی آن هستند. بلکه جهان امروز، جهانی است که در کنار رشد وابستگی متقابل اقتصادی، همچنان سیاست‌های ملی و اقتصادهای داخلی، اصول تعیین‌کننده اقتصاد هستند.

گیلپین، می‌نویسد در کتاب پیشین، «اقتصاد سیاسی اقتصاد بین‌الملل»، که در سال ۱۹۸۷ منتشر شد، فقدان نگاهی دقیق به ابعاد داخلی اقتصاد مشهود بود. در این کتاب، اقتصاد بین‌الملل به‌گونه‌ای تحلیل شده بود که در آن اگر توسعه در اقتصاد داخلی لحاظ شده بود، تنها به‌عنوان یک موضوع دارای اهمیت اندک مورد توجه بود.

به طور نسبی این غفلت به علت علاقه شخصی خودم برای پیشرفت یک اقتصاد سیاسی بین‌المللی، کامل و خودتنظیم بود. اما در کتاب حاضر تلاش شده است تا با تمرکز بر آنچه من نام «نظام‌های ملی اقتصاد سیاسی» بر آن می‌گذارم و اهمیت آن‌ها برای امور اقتصادی داخلی و بین‌المللی، بر این ضعف نامبارک غلبه شود.

به مرور زمان، وقتی اقتصادهای ملی یکپارچه‌تر شدند، اهمیت تفاوت‌های بنیادی بین این اقتصادها هم افزایش یافت و ضعف‌های کتاب منتشر شده در ۱۹۸۷ بارزتر شدند. البته این کتاب دارای نقص‌های دیگری نیز در نحوه برداشت و تلقی از همکاری چندجانبه بین کشورها، توسعه اقتصادی و ناحیه گرایی اقتصادی بود.

در اواخر دهه ۸۰، در پی آغاز اثرگذاری جدی پیمان‌های چندملیتی در سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی بر تمام وجوه و ابعاد اقتصاد جهان، در واقع یک انقلاب در اقتصاد رخ داد.

در دهه ۶۰ و ۷۰، رشد در تجارت بین‌الملل، امور اقتصادی بین‌المللی را متحول کرد و متعاقباً، در دهه 80، گسترش ماوراءالبحری تجارت‌های چندملیتی باعث یکپارچگی و ادغام بیش از پیش اقتصادهای ملی شد.

در دهه ۸۰، جماعت دانشگاهی توجه خاصی به تئوری وابستگی شبه مارکسیستی و شکاف عمیق موجود بین جهان توسعه‌یافته و کمتر توسعه‌یافته داشت و لذا بحث انجام شده در کتاب سال 1987 درباره توسعه اقتصادی، امروز در شرایط جدید کاملاً قدیمی و منسوخ شده است. چراکه امروز در مرکز بحث در مورد توسعه اقتصادی، نقش مطلوب دولت و بازار در فرآیند توسعه قرار دارد.

در بخش نتیجه‌گیری کتاب ۱۹۸۷، به منطقه‌گرایی اقتصادی به‌عنوان موج آینده اشاره شد. امروز، منطقه‌گرایی اقتصادی اثر مهمی بر اقتصاد بین‌الملل دارد. بنابراین هدف اصلی این کتاب، بهره‌گیری از وقایع جهان واقعی و تغییرات واقع شده در عالم نظریات با هدف صورت‌بندی درکی فراگیر از اقتصاد سیاسی بین‌المللی است.

لازم به گفتن است که در کتاب ۱۹۸۷، سه جنبه اصلی اقتصاد سیاسی بین‌المللی برای تحلیل اقتصاد بین‌الملل شامل لیبرالیسم، مارکسیسم ملی‌گرایی بودند اما در کتاب حاضر رویکرد اتخاذ شده رویکرد رئالیستی یا دولت-مرکزی است. به طور خلاصه، به‌رغم اغلب آثار منتشر شده در مورد اقتصاد جهانی، رویکرد گیلپین معطوف به سوق دادن توجه به اهمیت مسلط دولت در اقتصاد داخلی و بین‌المللی و نیز اینکه برای تحصیل درکی درست از اقتصاد بین‌الملل، نیازمند توجه به تحلیل‌های اقتصادی و سیاسی به طور توأمان هستیم، است.

۲- اقتصاد سیاسی جهانی و ثروت ملل: عملکرد، نهادها، مشکلات و سیاست‌ها / فیلیپ آنتونی اوهارا

مجتمع شدن مجموعه مقالاتی از صاحب‌نظران اقتصادی با حوزه‌های مطالعاتی گسترده و متنوع، از دانشگاه‌های گوناگون و با دیدگاه‌های متکثر، در موضوعات مؤثر بر اقتصاد، تحقیقات مستند و نتایج مستدل، آسیب‌شناسی جنبه‌ها و نمودهای بسیار مؤثر بر اقتصاد و راهکارها و پیشنهادات دقیق و گسترده: این یادآوری‌ها دلایلی رضایت‌بخش برای تأکید بر اهمیت مجموعه حاضر است.

درعین‌حال، موضوعات گسترده کتاب امکان ارائه خوانشی موجز را با چالش مواجه می‌سازد. بنابراین، ارائه خوانش حول مباحث ویراستار مجموعه مقالات، فیلیپ آنتونی اوهارا، اشاره به جنبه‌های مختلف کتاب را امکان‌پذیر می‌سازد. اگر چه به دشواری، به نظر می‌رسد دو موضوع جهانی‌شدن و اقتصاد نئولیبرالیسم، مرکزیت مباحث و معیار انتخاب مقالات بوده‌اند. گذشته از دو موضوع با اهمیت فوق، نه نتیجه‌گیری و جمع‌بندی بارزی در خصوص مثبت یا منفی تلقی کردن جهانی‌شدن و نه همبستگی مشخصی در دیگر زمینه‌ها که بتوان این مجموعه را به آن‌ها منتسب ساخت، مشاهده نمی‌شود.

ذکر این نکته ضروری است که ویراستار، از افق جهان توسعه‌یافته به موضوعات می‌نگرد، اما دو دلیل قاطع برای گذر از اهمیت بخشی به افق فکری ویراستار وجود دارد: اول اینکه، بسیاری از دعاوی مطرح‌شده، مسأله مشترک کشورهای درحال‌توسعه و توسعه‌یافته است. مطالعه گذرای کتاب، به خوبی نشان می‌دهد که تقسیم‌بندی فوق برای گستره‌ای از مقولات مطرح‌شده، ناکارآمد است. توضیح اینکه جهان امروز، با حساسیتی فزاینده بخش‌های مختلف جغرافیایی را با یکدیگر درگیر ساخته است. بنابراین، طرح مسأله در اکثر موارد اشاره به کلیت ارضی کره ما دارد. موضوع دوم این است که این کتاب می‌تواند در کنار تجربیات دیگری با افق فکری متفاوت، زمینه‌های تحقیقی گسترده‌ای را پیشنهاد کند که این مسئولیت بیش از همه متوجه پژوهشگران اقتصادی محلی است. به علاوه، شاید مهم‌ترین نکته مثبت در مورد کتاب‌های مجموعه مقالات، به حداقل رساندن اثر افق نظری مؤلف بنا بر وجود جایگزین‌های بسیار در کنار هر دیدگاه باشد. در اینجا، تأثیر افق نظری بر بازنمایی، تنها در انتخاب مقالات امکان‌پذیر می‌شود و از این نظر نیز، تکثر دیدگاه‌ها بازنمایی سوگیرانه را منتفی کرده است.

گذشته از موضوعات فوق، مجموعه حاضر بیش از همه مبین وضعیت جدید تأثیرپذیری نظریات اقتصادی از حوزه‌های دیگر علوم اجتماعی و به اصطلاح بینارشته‌ای بودن دیدگاه‌ها است. ادعای من، مبنی بر بینارشته‌ای بودن تحلیل‌ها و نظریات راجع است به دو موضوع بارز روش و متغیرهای به کار رفته در تقریباً تمامی مقالات مجموعه حاضر است. اگر چه ذکر تمامی متغیرهای موجود در مقالات، ناممکن است، اما خصوصاً اهمیت بر جنبه‌های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی جهانی‌شدن در مقالاتی با محوریت اقتصاد، تبیین‌کننده ادعای فوق است. طرح این موضوع در خصوص تأکید من بر این نکته است که مخاطبان کتاب، تنها طیف علاقه‌مندان و پژوهشگران حوزه اقتصاد نمی‌توانند باشند. همچنان که، پژوهشگران تمامی حوزه‌های علوم انسانی، همواره کم یا بیش بخشی از تحلیل خود را متوجه موضوعات اقتصادی می‌کنند، این کتاب مورد استفاده‌ای دقیقاً به گستردگی علوم انسانی دارد، اگر چه پژوهشگران اقتصاد سیاسی بین‌الملل و اقتصاد توسعه، بیش از دیگران به مباحث این مجموعه اشعار دارند.

در ارائه خوانش حاضر، تلاش این بوده است تا بخش‌هایی از کتاب که به کلیت موضوعات اشاره دارند، مورد مداقه قرار گیرند. روان بودن متن اصلی، از جمله دیگر محاسن کتاب است که ارائه ترجمه سلیس را ممکن ساخت. بر این اساس، با امید به اینکه ترجمه به حد کافی از قابلیت فوق برخوردار باشد و بتواند خوانشی منسجم و معرف از کتاب را ارائه کند، نگارنده متن حاضر، ضمن توصیه به مطالعه کتاب، مسئولیت کاستی خوانش پیش رو را بر عهده می‌گیرد.

۳- اقتصاد سیاسی جهانی / روبرت اوبرین و مارکز ویلیامز

اقتصاد سیاسی جهانی (IPE) به‌عنوان یک موضوع مطالعاتی، اواسط دهه ۱۹۷۰ و در دانشگاه‌های غربی ظهور پیدا کرد. اوایل به صورت یک دوره آزمایشی و موقت، در خلال برنامه‌های دانشگاهی تدریس می‌شد. اما به تدریج توسعه پیدا کرد و به یکی از زیرمجموعه‌های روابط بین‌الملل تبدیل شد. اقتصاد سیاسی جهانی، در برخی از دانشگاه‌ها رشد قابل توجهی پیدا کرده و بخش‌های روابط بین‌الملل و علوم سیاسی را تحت تأثیر قرار داده است. بررسی اقتصاد سیاسی جهانی در 25 سال اخیر نشان می‌دهد که در تدریس این موضوع، مباحث و مسائل جدید و متعددی وارد شده است. موضوعاتی مانند تأثیر بنگاه‌های فراملی، مالیه بین‌المللی و تجارت بین‌المللی، از موضوعات هسته‌ای و اصلی دوره‌های آموزشی اقتصاد سیاسی جهانی بوده است. در ۲۵ سال اخیر، مسائلی مانند توسعه جهان سوم و رفع چالش‌های شمال-جنوب، گاهی شدیداً مورد توجه بوده و گاهی نیز مورد غفلت واقع شده است. همچنین از اهمیت مسائلی مانند روابط شرق و غرب، انرژی و تأثیر کارتل‌های تولیدی کاسته شده و موضوعاتی مانند نگرانی‌های محیطی و جنسیت، جایگزین آن‌ها شده است. به طور کلی می‌توان گفت که موضوعات اصلی اقتصاد سیاسی جهانی، از پدیده جهانی‌شدن نشأت می‌گیرد.

۴- جهانیکردن اقتصاد سیاسی بینالمللی / نیکولا فیلیپس

کتاب حاصل بحث و مناظره گروهی از استادان دانشگاه است که توسط ویراستار به صورت کتابی تنظیم شده است. کتاب ده فصل دارد که در واقع ده مقاله جداگانه است و هر یک را نویسنده خاصی نگاشته است. بدیهی است که نگارش ده مقاله (یا فصل) توسط افراد مختلف با آگاهی قبلی و با توجه به روند و تفکر کلی کتاب صورت گرفته و ویراستار در تنظیم آن‌ها همین وحدت و پیوستگی موضوعی را در نظر داشته است.

جهانی کردن اقتصاد سیاسی بین‌المللی بررسی مفصل و راهگشایی درباره وضعیت اقتصاد سیاسی بین‌المللی به‌عنوان یک رشته پژوهشی است. استدلال کتاب این است که تکوین و تشکیل آن از زمان پیدایش‌اش در دهه ۱۹۷۰ در حوزه محدودی از بنیان‌های نظری، مفهومی و تجربی برگرفته از تجارب دموکراسی‌های پیشرفته صنعتی محصور مانده است. اما همین محدودیت، پژوهش در اقتصاد سیاسی جهانی و در همه اجزای تشکیل‌دهنده آن را با اشکال و نقصان روبرو کرده است. مباحث کتاب می‌خواهد مرزهای سنتی اقتصاد سیاسی بین‌المللی را با طرح پرسش‌های جدید و مهم به عرضه تحقیقاتی تبدیل کند که بتواند پاسخ‌دهنده به ملاحظات نظری، تجربی و اصولی باشد. بنابراین نقدی بر مباحث اصلی اقتصاد سیاسی بین‌المللی است که راهی به تحلیل واقعاً جهانی از سرمایه‌داری معاصر می‌گشاید و لزوم توجه به مسائل توسعه را در اقتصادهای صنعتی و صنعتی شونده هر دو، با صراحت و قاطعیت بیشتری مطرح می‌کند تا بدین‌وسیله بتوان فرآیندهایی را که موجب جهانی‌شدن‌اند درک کرد.

ده فصل کتاب عبارتنداز:

جهانی کردن پژوهش در اقتصاد سیاسی بین‌المللی، مطالعات جهانی‌شدن در خصوص اقتصاد سیاسی بین‌المللی بررسی حکومت در اقتصاد سیاسی بین‌المللی، ساختارها، نهادها و عاملیت در مبحث مدل‌های سرمایه‌داری، فهم جهانی‌شدن مالی در اقتصاد سیاسی بین‌المللی، بحث روابط بین ملت‌ها، دموکراتیک کردن حوزه سیاست در اقتصاد سیاسی بین‌المللی، اقتصاد سیاسی بین‌المللی و منطقه‌گرایی، اقتصاد سیاسی بین‌المللی در چه جهتی؟

مبحث مطالعاتی اقتصاد سیاسی بین‌المللی منشأ فکری خود را در دو سنت عمدتاً متمایز پیدا می‌کند که اولی رشته روابط بین‌المللی و دومی مبحث فکری وسیع‌تری از اقتصاد سیاسی کلاسیک است. عموماً پذیرفته شده است که اقتصاد سیاسی بین‌المللی آن طور که امروزه مبحثی در مطالعه آکادمیک با جامعه پژوهشگران، نشریات و کنفرانس‌های خاص خود انگاشته می‌شود، در آغاز دهه ۱۹۷۰ پدید آمد. پیدایش آن را به مقاله‌ای که سوزان استرنج در ۱۹۷۰ در نشریه انگلیسی امور بین‌الملل انتشار داد نسبت می‌دهند. در آن مقاله نویسنده شکوه داشت که از روابط بین‌المللی و اقتصاد بین‌الملل غفلت شده است و خواستار آن شد که از نگرش‌های این دو رشته سنتزی باید پدید آید. استرنج معتقد بود که پژوهشگران روابط بین‌المللی به ارتباط و پیوند جدایی‌ناپذیر اقتصاد و سیاست در عرصه بین‌المللی بی‌توجه‌اند. او نخستین کسی نبود که این پیوند را دریافت. در واقع نه‌تنها در روابط بین‌المللی بلکه در علم اقتصاد نیز آثاری پدید آمد که زمینه را برای تکوین اقتصاد سیاسی بین‌المللی آماده کرد. از دهه 1960 توجه فزاینده علم اقتصاد به پدیده پیوند و وابستگی متقابل وسیله‌ای برای بروز آثار بیشتری در همان مضمون در روابط بین‌المللی شد.

با چنین پیشینه‌ای، مقاله استرنج نه‌تنها زمینه‌ای را برای تکوین اقتصاد سیاسی بین‌المللی فراهم ساخت، بلکه با این کار، ایده اقتصاد سیاسی را نیز احیا کرد و از سوی دیگر اقتصاد سیاسی بین‌المللی را در درون مبحث روابط بین‌المللی جای داد. نبرد اصلی فرانظری و تحلیلی در اقتصاد سیاسی بین‌المللی حول این محور پدید آمد که چگونه مبحث اقتصاد سیاسی را باید ضابطه‌بندی، تئوریزه و تحلیل کرد. درحالی‌که سنت اقتصاد سیاسی لیبرال عمدتاً با تکوین و توسعه اقتصاد نئوکلاسیک در قرن بیستم مصادره شد و جدایی و افتراق بین دو مبحث علوم سیاسی و علم اقتصاد پدید آمد، سنت رادیکال همچنان به مطالعه جدایی‌ناپذیر ذاتی امر سیاسی و امر اقتصادی ادامه داد. بدین معنی، درحالی‌که اقتصاد سیاسی لیبرال تمایزی کلاسیک بین سیاست و اقتصاد (دولت و بازار، عمومی و خصوصی) قائل بود و می‌خواست مسأله تعامل نزدیک این حوزه ظاهراً جدا از هم را واشکافی کند، سنت رادیکال همچنان به تدوین نوعی «اقتصاد سیاسی» یگانه و ناب ادامه می‌داد که منکر امکان جداسازی نظری و روش‌شناختی امر سیاسی و امر اقتصادی موردنظر سنت لیبرال بود.

چیرگی فکری آمریکا نیز در مبحث اقتصاد سیاسی بین‌المللی مطرح است. از لحاظ اهداف کتاب، این دستگاه فکری غالباً در مورد تعریف اقتصاد سیاسی بین‌المللی مطرح است، این‌که موضوع و اهدافش چیست و چه چیزی نیست، چراکه غالب این مباحث ارتباط زیادی با روابط بین‌المللی متکی به آمریکا دارد. از نظر اسمیت، مثلاً جریان اصلی روابط بین‌المللی تنها بحثی که درباره نابرابری می‌کند، درباره نابرابری‌هایی است که ماهیت سیاسی و نظامی داشته باشند. این طرز فکر مسلماً حاکی از نفوذ مبحث روابط بین‌المللی در مباحث اصلی اقتصاد سیاسی بین‌المللی است. این نظر با توجه بیشتر به نابرابری ساختاری که در مکتب انگلیسی موردنظر است، تباین دارد. این تأثیر از جمله سبب شده است که توجه اصلی اقتصاد سیاسی بین‌المللی عمدتاً به مسائل قدرت‌های پیشرفته صنعتی معطوف شود و همین امر یکی از نارسایی‌های عمده اقتصاد سیاسی بین‌المللی را در جهان معاصر پدید آورده است زیرا مبحث اقتصاد سیاسی نمی‌تواند هم ربط و بُرد «جهانی» داشته باشد و هم گرایش تجربی و نظری‌اش همچنان ناظر بر جهان پیشرفته صنعتی باشد.

پیامدهای نامطلوب این دوگانگی در روابط بین‌المللی بیشتر شناسایی شده است. تمهیداتی صورت گرفته است تا این «شکاف عظیم» به نحوی‌ترمیم شود و لذا توجه بیشتری در این رشته به مطالعه سیاست بین‌الملل و سیاست‌های محلی و منطقه‌ای و همساز ساختن این دو مبحث مبذول می‌شود. با وجود این مبحث، روابط بین‌المللی همچون مبحث اقتصاد سیاسی بین‌المللی عمدتاً سطح تحلیلی «بین‌المللی» برخوردار است. مطالعه تطبیقی در سیاست و مطالعه نواحی خاص، همچنین مطالعه سیاست‌های محلی هنوز عموماً مبحث محدودی در مطالعه روابط بین‌المللی و همچنین در اقتصاد سیاسی بین‌المللی انگاشته می‌شود.

مسأله فرانظری ساختار و عمل نیز که مدخلیت زیادی با اقتصاد سیاسی جدید دارد، از مباحث است که در این کتاب مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد و پیشنهادهای مشخصی در خصوص رفع نارسایی‌ها و تضادهای آن عرضه می‌شود. همساز کردن این دو وجه، یعنی ساختار و عمل، اصولاً با درک اصلی اقتصاد سیاسی ارتباط دارد که خود مبنای اقتصاد سیاسی بین‌المللی است. به عبارت دیگر مسأله ساختار و عمل اساساً مسأله ای درباره ماهیت اقتصاد سیاسی است و تئوریزه کردن مطلوب رابطه ساختار-عمل و به کارگیری مؤثرش در استراتژی‌های تحلیل نقش مهمی در فائق آمدن بر اقتصادباوری (اکونومیسم) و ساختارباوری دارد که بر جریان اصلی این مبحث مستولی است. بنابراین، همساز کردن نظری و تحلیلی مطالعه ساختار همراه با توجه لازم به عمل و عاملیت در مبحث اقتصاد سیاسی بین‌المللی مطمئن‌ترین وسیله برای بازیافت و احیای ایده اقتصاد سیاسی به‌عنوان مبنای ضروری مبحث و مأموریت آن است.

نکته دیگر این است که کل عرصه اقتصاد سیاسی بین‌المللی کارایی محدودی در مطالعه اقتصاد سیاسی کل جهان داشته است. تمایل به توجه به بخش بسیار کوچکی از جهان یعنی نگاه کردن به درخت‌ها و نه به جنگل، به لحاظ نظری، مفهومی و تجربه مشکل‌آفرین بوده است از این لحاظ که بخش‌های وسیعی از جهان خارج از اقتصاد سیاسی، قدرت‌های پیشرفته صنعتی را نادیده می‌گیرد و اندک منابعی برای درک آن نواحی و تحلیل آن‌ها به دست می‌دهد. همچنین از این لحاظ معضل آفرین است که محدودیت بسیار زیادی بر تکیه‌گاهی که اقتصاد سیاسی بین‌المللی در مضامین مهمی چون جهانی‌شدن، نابرابری، عدالت، توسعه سرمایه‌داری، منطقه‌گرایی، جامعه مدنی و مانند آن ایجاد می‌کند، روا می‌دارد. دیگر این‌که، در نتیجه، مباحث اصلی اقتصاد سیاسی بین‌المللی فقط درک محدود و کم اثری از اقتصاد سیاسی خود جهان پیشرفته صنعتی و جایگاهش در اقتصاد سیاسی جهانی و فرآیندها، ساختارها و سیاست‌های تشکیل‌دهنده آن به دست می‌دهد.

مطالعات اقتصاد سیاسی بین‌المللی به‌رغم بُرد و گستره «جهانی»‌اش همچنان در مجموعه‌ای از مبانی نظری مفهومی و تجربی محصور مانده است. مطالعه بر این مبنا موجب محدودیت و مقید شده عرصه پژوهش شده است تا جایی که در کارایی جهانی مباحث و چشم‌اندازهای اصلی آن تردید وجود دارد. این محدودیت دو شکل اصلی دارد. نخست اینکه حیطه تجربی مطالعات اقتصاد سیاسی بین‌المللی اساساً به مثلث اصلی اقتصادهای صنعتی پیشرفته محدود می‌شود که با پروژه فکری پژوهش ناهمخوان و با غرض و مقصود آن هم‌راستا نیست.

دوم این‌که تکوین نظریه اقتصاد سیاسی بین‌المللی مفروضاتی دارد که از اقتصادها و تجارب سیاسی مشخص اقتصادها، دولت‌ها و مناطق اصلی و از زمینه خاص «صنعتی شدن زودرس» برخاسته است. در نتیجه، بسیاری از ملاک‌های نظری و مفهومی موجود در این عرصه، جدا از زمینه آشنای خود، ربط و اثر اندکی دارند و جای تردید است که بسیاری از مباحث کلیدی بتوانند «کل» اقتصاد سیاسی جهانی و ماهیت تشکیلاتی‌اش را دربر گیرند و توضیح دهند حتی آنجا که به نظر می‌رسد از عهده آن برمی‌آیند.

این نکته‌ها و برهان‌ها محتوای اصلی کتاب است و مقصود این است که توضیح داده شود چگونه آن دو بُعد محدودیت در اقتصاد سیاسی بین‌المللی، در مباحث اساسی این رشته اثر می‌گذارند، و چگونه می‌توان بدان فائق آمد. بحث اصلی این است که برای نیلی به عرصه‌ای که در مطالعه اقتصاد سیاسی جهانی و «همه» مناطق و فرآیندهای آن از کارایی و قابلیت ذاتی برخوردار باشد و فقط خاص جهان صنعتی شده پیشرفته نباشد، نیاز به بازاندیشی و بازسازی اقتصاد سیاسی بین‌المللی وجود دارد. در حال حاضر نیاز مبرم این است که مطالعه در اقتصاد سیاسی بین‌المللی باید «جهانی» شود. این مهم، مسأله اصلی در دومین مرحله ایجاد چنین رشته‌ای است. نویسندگان کتاب برآنند که نخستین گام را در این مسیر بردارند.

برای دریافت و مطالعه این کتاب از لینک دانلود زیر استفاده کنید.

113112
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.