شورای روابط خارجی اتحادیه اروپا (ECFR) و مؤسسه کنراد ادنائر منتشر کردند:

چنددستگی در مرکز اروپا: آلمان، لهستان و دشواری‌های دوران ترامپ

تصویر چنددستگی در مرکز اروپا: آلمان، لهستان و دشواری‌های دوران ترامپ
شورای روابط خارجی اتحادیه اروپا (ECFR) و مؤسسه کنراد ادنائر سال ۲۰۱۹ در مقاله‌ای با عنوان «چنددستگی در مرکز اروپا: آلمان، لهستان و دشواری‌های دوران ترامپ» (Divided at the Centre: Germany, Poland, and the Troubles of the Trump Era) روابط لهستان و آلمان را در بستر رویکردهای آن‌ها در قبال سیاست خارجی ایالات‌متحده -و به‌طور گسترده‌تر- درک تدریجاً در حال تکامل آن‌ها از آمریکا در مقام یک بازیگر جهانی و یکی از شرکای اتحادیه اروپا، مورد بررسی قرار داده است.

در مقدمه این مقاله آمده است:

اکنون برای بیشتر کشورهای اروپایی روشن شده که سیاست خارجی دونالد ترامپ، تهدیدی برای نظم جهانی لیبرال به شمار می‌رود. ضدیت ترامپ با توافق‌های چندجانبه و سیاست یک‌جانبه‌نگرانه «اول آمریکا»، در بسیاری از زمینه‌ها مستقیماً با منافع و اصول اتحادیه اروپا ناسازگار است -از توافق پاریس و برجام گرفته تا موافقت‌نامه‌های تجارت آزاد و پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد. سیاست خارجی دولت ترامپ همچنین به بحث در مورد توانایی‌ها و نقش دفاعی اتحادیه اروپا دامن‌زده است، ازجمله اینکه آیا «حاکمیت اروپایی» می‌تواند کناره‌جویی آشکار ایالات‌متحده از نقش سنتی خود به عنوان ضامن نظم لیبرال را جبران کند.

علاوه بر این، رفتار ترامپ در موقعیت حساس کنونی و در جایی که اتحادیه اروپا شدیداً آسیب‌پذیر است -وحدت و انسجام در میان کشورهای عضو- به این اتحادیه لطمه زده است. درست زمانی که در بسیاری از کشورهای اروپایی، محبوبیت جنبش‌هایی که جریان اصلی طرفدار اتحادیه اروپا را مورد هجمه قرار می‌دهند به‌سرعت در حال افزایش است، یک‌جانبه‌گرایی ترامپ و تأکید او بر دولت-ملت به عنوان بازیگر طبیعی و اصلی امور بین‌المللی، روایت‌های ملی‌گرایانه این جنبش‌ها را تقویت می‌کند. به‌علاوه، حملات ترامپ به بروکسل کاملاً هم‌سنگ خواسته برخی از کشورها همچون بریتانیا، لهستان، مجارستان و یونان برای خلاص‌شدن از چنگ دستورات اتحادیه اروپا است. قدرت رئیس‌جمهور ایالات‌متحده را برای تقویت این چنددستگی‌ها در اروپا -که احتمالاً شدیدتر از اختلافات سال ۲۰۰۳ به دنبال حمله واشنگتن به عراق است- نباید دست‌کم گرفت. این اختلافات در هیچ جایی به اندازه روابط لهستان و آلمان عیان نیست. در واقع، چیزی بیش از روابط دو همسایه در معرض خطر قرار می‌گیرد. از بسیاری جهات، رابطه لهستان و آلمان، پل اصلی میان شرق و غرب اروپا را شکل می‌دهد و دو بخش هنوز متفاوت اتحادیه اروپا را به هم وصل می‌کند. بدون شک، ازآنجایی‌که روابط لهستان و آلمان از بسیاری جهات برای آینده پروژه اروپایی، مهم و حیاتی است، بحران جاری بین این دو کشور معضلی برای کل این بلوک محسوب می‌شود. رفتار ترامپ هر تلاشی را برای کاهش تنش بین این دو کشور با تهدید مواجه می‌کند.

گزارش حاضر، روابط لهستان و آلمان را در بستر رویکردهای آن‌ها در قبال سیاست خارجی ایالات‌متحده -و به‌طور گسترده‌تر- درک تدریجاً در حال تکامل آن‌ها از آمریکا در مقام یک بازیگر جهانی و یکی از شرکای اتحادیه اروپا، مورد بررسی قرار می‌دهد. این گزارش، توجه ویژه‌ای به شیوه‌هایی داشته است که سیاست‌های لهستان و آلمان در قبال ایالات‌متحده بر بلندپروازی‌های دفاعی اتحادیه اروپا و نگرش آن‌ها نسبت به چندجانبه‌گرایی و روسیه تأثیر می‌گذارد. اقدامات ترامپ موجب برانگیختن بحث‌ها و مناظرات شدید، ابتکار عمل‌های جدید و حتی تغییرات مهم در سیاست خارجی لهستان و آلمان -که اغلب از اولویت‌های متضادی برخوردارند- شده است. اگرچه با بالا گرفتن بدگمانی‌ها احتمال برهم‌خوردن رابطه برلین و ورشو وجود دارد اما این دو کشور کماکان دارای منافع مشترک قابل‌توجهی هستند.

برای مطالعه و دریافت متن کامل این مقاله، روی لینک زیر کلیک کنید.

113161
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.