نشست بیست و سوم از سلسله نشست‌های گفتگوهای راهبردی:

اسلام داعشی یا داعش اسلامی: تاریخ‌زدایی از اسلام و زمینه‌زدایی از داعش در مطبوعات آمریکا

بیست و سومین جلسه از سلسله نشست‌های «گفتگوهای راهبردی»، در تاریخ بیست و نهم تیرماه 1395، با سخنرانی آقای دکتر محمدرضا کلاهی، استادیار پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم و با عنوان «اسلام داعشی یا داعش اسلامی: تاریخ‌زدایی از اسلام و زمینه‌زدایی از داعش در مطبوعات آمریکا» در سالن نشست‌های مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری برگزار شد.
تصویر اسلام داعشی یا داعش اسلامی: تاریخ‌زدایی از اسلام و زمینه‌زدایی از داعش در مطبوعات آمریکا

پرسش اصلی ارائه حاضر این است: چگونه در بخشی از مطبوعات آمریکا روایتی اسطوره‌سازانه از داعش ساخته می‌شود؟ مقصود ما از اسطوره پیامی است که به صورتی مخدوش و تاریخ‌زدایی شده انتقال داده می‌شود. اسطوره واقعیت دارد اما تمام واقعیت نیست. در پیام اسطوره‌ای نوعی ایدئولوژی نیز بر پیام بار شده است. نکات اصلی مربوط به این پژوهش را در ادامه مرور می‌کنیم:

1- این پژوهش تا حدودی شبیه پژوهش ادوارد سعید در مورد گروگان‌گیری لانه جاسوسی در کتاب اسلام رسانه‌هاست. سعید نشان می‌دهد که رسانه‌های غربی در لابه‌لای گزارش‌های به ظاهر بی‌طرفانه‌شان چگونه اسلام را یک کلیت یکپارچه و مساوی با تروریسم جلوه داده‌اند. نکته مهم این است که امروزه دیگر این مدل کلاسیک از اسلام‌هراسی بکار بسته نمی‌شود؛ بلکه مدل‌های پیچیده‌تری پیاده می‌شود؛ مدل‌هایی که گفتمان‌سازی «اسطوره‌ای» در آن‌ها با حذف بخشی از واقعیت و برجسته‌سازی بخشی دیگر انجام می‌شود؛

2- در این پژوهش شش یادداشت از شش روزنامه پرفروش آمریکا در مورد داعش بررسی شده است که چهار یادداشت آن اسطوره‌سازانه بوده است. در این یادداشت‌ها چند شخصیت اصلی را می‌توان از هم تفکیک کرد که به ترتیب از شَرترین شخصیت تا خیرترین آن‌ها از هم قابل تمایز هستند. شَرترین شخصیت داعش است. داعش از این جهت «اسطوره‌سازی» می‌شود که هیچ اشاره‌ای به علل اجتماعی پاگیری آن (به ویژه تصمیمات اشتباه پل برمر حاکم آمریکایی عراق که به شکافی میان شیعه و سنی انجامید و همچنین حمایت‌های تسلیحاتی آمریکا از معارضان سوری) نمی‌شود.

3- اما شخصیت اسطوره‌سازی‌شده بعدی در این یادداشت‌ها مردم و یک گام جلوتر از آن‌ها جوانان عرب هستند که همگی جویای ارزش‌های غربی مثل آزادی و دموکراسی هستند. این در حالی است که کسانی که به داعش پیوسته‌اند از میان مردم و بسیاری از آن‌ها از میان همین نسل جوان هستند. رسانه‌های غربی یک بار در جریان بهار عربی اسطوره‌ای از مردم و جوانان ساختند که در آن این‌گونه جلوه داده شد که ایشان به دنبال ارزش‌های غربی هستند درحالی‌که شکست بهار عربی اسطوره‌ای بودن این شخصیت‌سازی را نشان داد و نشان داد که گفتمان جمهوری اسلامی که نام بیداری اسلامی بر این وقایع داده بود حظ بیشتری از حقیقت داشت.

4- اما شخصیت برتر یعنی آمریکا شخصیت ابریاری‌گر است که در پایان کار در نقش منجی ظاهر می‌شود و در قله دموکراسی و خیرترین مرتبه قرار دارد. گویا حمه آمریکا به افغانستان و اشتباهاتش در عراق هیچ نقشی در ایجاد وضع موجود نداشته است!

5- اما بر پایه تحلیل زمان سیر زمانی این یادداشت‌ها هم سیری تک‌خطی و روبه‌جلوست. شرترین موجود یعنی داعش در هزار سال گذشته قرار دارد و خیرترین موجود یعنی آمریکا همان منجی است که در آینده ظهور خواهد کرد. بر اساس تحلیل رخدادها معانی اتفاقات کاملاً وابسته است به اینکه آغاز ماجرا را کجا در نظر بگیریم. مثلاً اگر آغاز ماجرا را از حمله آمریکا به افغانستان در نظر بگیریم پدیده داعش معنای کاملاً متفاوتی پیدا خواهد کرد. اما این یادداشت‌های اسطوره‌سازانه آغاز را در چنین جایی قرار نمی‌دهند.

6- ادعای این تحقیق این نیست که همه مطبوعات آمریکا دست به چنین اسطوره‌سازی می‌زنند بلکه ادعا این است که یک جریان رسانه‌ای قوی و نزدیک به نومحافظه‌کار چنین می‌کند و مکانیسم اسطوره‌سازی از سوی آن‌ها در اینجا توضیح داده شده است. قدرت آن را در پشتوانه‌سازی برای حمله به عراق و افغانستان مشاهده کردیم.

7- اگرچه این تحقیق به صورت خاص به این مسئله نمی‌پردازد ولی می‌توان از آن چنین نتیجه‌ای گرفت که: جریان نومحافظه‌کار به کمک این اسطوره‌سازی می‌کوشد نشان دهد که بنیادگرایی اسلامی محصول ایدئولوژی اسلامی است درحالی‌که این پدیده در درجه نخست محصول نظام سلطه جهانی و طرد یک عده از جریان مسلط فرهنگی است.

برای مطالعه و دریافت متن کامل این مقاله، روی لینک زیر کلیک کنید.

113269
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.