نشست پنجاهم از سلسله نشست‌های گفتگوهای راهبردی:

ایران و مساله پایداری

پنجاهمین جلسه از سلسله نشست‌های «گفتگوهای راهبردی»، در تاریخ چهارده تیر ماه 1397، با سخنرانی آقایان دکتر سجاد فتاحی پژوهشگرِ مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری، محدثه جلیلی پژوهشگر مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری، روح‌الله قاسمی کارشناس ارشد جامعه‌شناسی، محمد فکری پژوهشگر مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری با عنوان «ایران و مسئله پایداری» در سالن نشست‌های مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری برگزار شد.
تصویر ایران و مساله پایداری

خلاصه آنچه در این نشست گذشت:

- از آنجا که اکثر قریب به اتفاق طیف‌ها اتفاق نظر دارند که اولاً ایران در شرایط کنونی در وضعیت ناپایداری قرار دارد و ثانیاً ایران باید پایدار باشد، شاید بحث پایداری ایران بتواند مبنایی برای شروع گفتگوی ملی شود. وقتی در مورد پایداری ایران سخن می‌گوییم به معنی مدیریت این قلمرو جغرافیایی سیاسی به‌گونه‌ای است که در طول تاریخ بر استمرار این واحد جغرافیایی-سیاسی بیفزاییم و عوامل اخلال‌گر درونی و بیرونی را طوری کنترل کنیم که این قلمرو جغرافیایی-سیاسی در معرض مخاطرات جدی قرار نگیرد. در این پژوهش ارکان زیست‌محیطی، اقتصادی و اجتماعی به منزله سه رکن اصلی پایداری ایران در نظر گرفته شدند و مضمون‌ها، خرده‌مضمون‌ها و شاخص‌های هر یک تعریف گشت. گام بعدی ارزیابی پایداری ایران بر پایه این شاخص‌هاست؛ اما به دلیل اینکه برخی از این شاخص‌ها در نظام گردآوری داده کشور وجود نداشت از شاخص کامیابی موسسه لگاتوم برای ارزیابی وضعیت پایداری ایران بهره گرفته شد. موسسه لگاتوم در سال 2017 وضعیت 149 کشور را بررسی کرده بود که وضعیت ایران در پایداری اقتصادی از نظر کیفیت اقتصادی 103، از نظر وضعیت محیط تجاری در رتبه 122، از نظر رکن اجتماعی و بعد آموزش در رتبه 75، از نظر بعد سلامت در رتبه 95، از نظر ایمنی رتبه 119، از نظر آزادی فردی رتبه 144، از نظر سرمایه اجتماعی 70 و از نظر محیط زیستی رتبه 113 جهان قرار گرفتیم. البته این شاخص‌ها تماماً کمی است و مثلاً کیفیت آموزش در ایران را در نظر گرفته است. یک نکته منفی دیگر توسعه نامتوازن ما در این شاخص‌ها بوده است که خود این می‌تواند به عدم پایداری بیانجامد.

- شرط لازم و کافی پایداری چیست؟ در حال حاضر سی کشوری که بیشترین پایداری را بر اساس آمارها دارند تقریباً همان سی کشوری هستند که در بهترین وضعیت کیفیت حکمرانی قرار دارند. پس می‌توان گفت کیفیت حکمرانی خوب شرط لازم و کافی برای این است که یک کشور در فضای حالت پایداری در جایگاه مناسبی قرار بگیرد. در ادامه در این پژوهش هفت شاخص برای سنجش شکست حکمرانی در ایران به دست آمد: ضعف پاسخگویی، ضعف ثبات سیاسی و عدم خشونت، ضعف کارایی حکومت، ضعف کیفیت مقررات تنظیم، ضعف حاکمیت قانون، ضعف کنترل فساد و ضعف شفافیت. ضعف در این شاخص‌ها به شکست حکمرانی و ضعف در فضای حالت پایداری انجامیده است. وضعیت حکمرانی ما براساس شاخص لگاتوم در رتبه 133 جهان و بر اساس شاخص‌های WGI در وضعیت خیلی بد (یعنی آخرین درجه از پنج درجه) قرار دارد. به باور ما طراحی سیستم حکمرانی به معنی سیستمی که وظیفه کنترل و تنظیم روابط میان اجزاء را در یک واحد جغرافیایی-سیاسی بر عهده دارد مهم‌ترین عامل اثرگذار بر علل هفتگانه شکست حکمرانی است. برای اصلاح سیستم حکمرانی باید هر سه وجه آن یعنی قواعد، اجزاء و روابط بین اجزاء اصلاح شود. نمی‌شود تنها با وضع قواعد بدون تغییر اجزاء و روابطشان حکمرانی را بهبود بخشید. دو مثالش یکی منشور حقوق شهروندی و دیگری لایحه شفافیت است. اولی هیچ تغییری در وضعیت حقوق شهروندی ایجاد نکرد و دومی به حوادث دی‌ماه 96 منتهی شد.

- در مسیر اصلاح گام نخست آن است که ما جایگاه‌مان در حالت پایداری و کیفیت حکمرانی را بدانیم. برای این منظور ما نیازمند مراکز مستقل دیسپچینگ (Dispatching) اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی و در مجموع مراکز دیسپچینگ پایداری ملی هستیم. علاوه بر این به مقایسه‌کننده‌هایی مستقل نیازمندیم که مدام وضعیت ما را چک کنند. نبود مقایسه‌کننده و باز بودن حلقه فیدبک در سیستم حکمرانی ما در چند دهه گذشته از جمله مهم‌ترین مشکلاتمان بوده است. (مثالش بی‌توجهی به هشدارها در مورد آب‌های زیرزمینی بوده است.) نهایت اینکه شکست‌های حکمرانی ممکن است آن‌قدر جایگاه ایران را در فضای حالت پایداری تنزل می‌دهد که در نهایت ما به نقطه بی‌بازگشت که مسیر پس از آن پیش‌بینی‌ناپذیر است برسیم. این نقطه‌ای است که ما از مرز پیچیدگی جامعه ایرانی به سمت آشوب حرکت می‌کنیم.

برای مطالعه و دریافت متن کامل این مقاله، روی لینک زیر کلیک کنید.

113298
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.