واکاوی دلایل شکست‌ناپذیری طالبان در افغانستان

چرا هنوز تکلیف طالبان در افغانستان یکسره نشده است؟ چرا درحالی‌که طالبان تا حد زیادی ضعیف شده و نتوانسته موقعیت پیشین خود را به دست آورد، نه دولت افغانستان و نه حتی ائتلاف بین‌المللی موفق به بازپس‌گیری تمام قلمرو این کشور از طالبان نشده و هرروز شاهد اخباری از حملات این گروه تروریستی به ولایات مختلف و کشتار مردم افغان هستیم؟

دانشگاه اصفهان

دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی سیاسی

تصویر واکاوی دلایل شکست‌ناپذیری طالبان در افغانستان

شکل‌گیری پدیده طالبان در افغانستان به اوایل دهه 1990 و گروهی به نام مجاهدین بازمی‌گردد. مجاهدین جنگجویان مسلمانی بودند که از سال 1979 تا 1989 با اشغال کشورشان توسط شوروی مقابله می‌کردند و با عقب‌نشینی شوروی از خلأ قدرت استفاده و با بسط قدرتشان توانستند در سال 1996 کنترل افغانستان را به دست بگیرند. حکومت طالبان در افغانستان تا سال 2001 یعنی زمان حمله نظامی آمریکا به این کشور بعد از حملات تروریستی 11 سپتامبر ادامه داشت.

اما چرا بعد از 18 سال که از حمله نظامی نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا به افغانستان می‌گذرد جوزف دانفورد، رئیس پیشین ستاد ارتش آمریکا به این نتیجه می‌رسد که طالبان در جنگ شکست نمی‌خورند؟ چرا هنوز تکلیف طالبان در این کشور یکسره نشده است؟ چرا درحالی‌که طالبان تا حد زیادی ضعیف شده و نتوانسته موقعیت پیشین خود را به دست آورد، نه دولت افغانستان و نه حتی ائتلاف بین‌المللی موفق به بازپس‌گیری تمام قلمرو این کشور از طالبان نشده و هرروز شاهد اخباری از حملات این گروه تروریستی به ولایات مختلف و کشتار مردم افغان هستیم؟

دلایل ضعف طالبان

اگرچه طالبان در طی چند سال گذشته توانسته است نیروهای خود را تا حدودی بازیابی کند و حملات متعددی را در قسمت‌های مختلف افغانستان ترتیب دهد و پیروزی‌هایی را نصیب خود کند اما واقعیت این است که این گروه به‌واسطه ایدئولوژی سخت‌گیرانه‌ای که دیگر نزد مردم افغانستان طرفدار چندانی ندارد، کشتار مردم و همچنین عملیات‌های تروریستی که منجر به کشته و آواره شدن بسیاری از مردم بی‌گناه افغان شده است و کودکان و زنان آن‌ها را از حقوق اولیه‌ای مانند حق تحصیل و امنیت محروم کرده، مورد نفرت و خشم افغان‌ها قرار دارد. بر اساس یک نظرسنجی ملی در افغانستان در سال 2015 تنها 4 درصد مردم این کشور به طالبان تمایل دارند (1).

طالبان عمدتاً متکی بر قبایل پشتون است و عمده ظلم و ستمی که آن‌ها در حق مردم افغانستان می‌کنند متوجه مناطقی که خود از آنجا برخاسته‌اند یعنی مناطق پشتون نشین است، چراکه گرچه اکثر رهبران طالبان پشتون هستند اما ایدئولوژی این گروه، قومی نیست و به دنبال برتری قوم پشتون در افغانستان نیستند. آن‌ها به دنبال ایجاد امارت اسلامی و اجرای احکام اسلام آن‌طور که خود می‌خواهند هستند به همین دلیل برای آن‌ها هرکسی از هر قومی که سد راهشان باشد دشمن محسوب می‌شود. این عامل و همچنین پشتون بودن دو رئیس‌جمهور بر سر کار آمده از سال 2001 تاکنون در افغانستان منجر به جلب حمایت این قوم نسبت به دولت مرکزی افغانستان و فاصله گرفتن از طالبان شده است. همچنین آن‌ها در بین هزاره‌ها، تاجیک‌ها و ازبک‌ها هم طرفداری ندارد و هرچقدر هم بتوانند قوی شوند و ولایات افغانستان را تصرف کنند نمی‌توانند امیدی به ولایت‌های غیرپشتون داشته باشد.

علاوه بر این موارد آمریکا و نیروهای ائتلاف که اینک از عراق درس عبرت گرفته است دولت افغانستان را با خطر طالبان و داعش تنها رها نخواهد کرد چراکه می‌دانند تنها گذاشتن نیروهای افغان با این دو گروه تروریستی یعنی تکرار دوباره سناریوی عراق و داعش.

عوامل بقای طالبان

در کنار همه عواملی که منجر به کاهش قدرت طالبان در افغانستان شده است عواملی نیز وجود دارند که مانع از محو این گروه تروریستی از صحنه زندگی مردم افغانستان می‌شود.

عوامل داخلی:

فساد ارتش و نیروهای نظامی: بر اساس یک نظرسنجی در سال 2013 از هر 4 شهروند افغانی یک نفر معتقد است ارتش این کشور فاسد است (2).

همچنین بر اساس گزارش شفافیت بین‌الملل، 51 درصد مردم افغانستان حداقل یک‌بار به نیروهای پلیس رشوه داده‌اند (3).

در ماه می سال 2015 روزنامه نیوزویک گزارش داد که حدود 460 هزار اسلحه که پنتاگون به نیروهای امنیتی افغانستان داده بود، ناپدید و به طالبان فروخته شده است (4).

استراتژی طالبان این است که در نبرد خود با حکومت مرکزی به نهادی حمله می‌کند که محبوب نباشند. نهادهای نظامی و امنیتی افغانستان به دلیل خشونت و همچنین فساد جاری در آن‌ها، محبوب قلوب مردم این کشور نیستند و در بسیاری از نقاط مردم در حملات طالبان به سربازان حکومتی، کمکی به آن‌ها نمی‌کنند.

ضعف دولت مرکزی: دولت مرکزی افغانستان دچار ضعف و کاستی زیادی است همین باعث شده که از یک طرف نمی‌تواند برای همیشه طومار طالبان را در هم بپیچد و از طرف دیگر طالبان با سوءاستفاده از این ناتوانی دولت مرکزی در تأمین امنیت و امکانات برای نقاط محروم و دورافتاده بخصوص مناطق پشتون نشین، توانسته است آن‌ها را با خود همراه کند. بر اساس بررسی‌های سازمان ملل 70 درصد جنایت‌های خشن در افغانستان در مناطق تحت کنترل دولت مرکزی انجام می‌شود این در حالی است که به دلیل سختگیری طالبان تعداد جرائم خشن در مناطق تحت کنترل آن‌ها بسیار کمتر است. همین امر سبب می‌شود که بخصوص در مناطق روستایی مردم آن کسی را انتخاب کنند که در اداره امور روش مؤثرتری را به کار می‌گیرد (5). بنا به گفته سید فضل‌الله وحیدی والی پیشین استان کنار شرقی و هرات غربی مهم‌ترین زمینه قدرت‌یابی مجدد طالبان در نبود رهبری و همچنین فساد دولت مرکزی است (6).

منابع مالی: تجارت مواد مخدر در مناطق جنوبی افغانستان عمدتاً در دست نیروهای طالبان قرار دارد و منافع زیادی را سالیانه عاید آن‌ها می‌کند. بر اساس اعلام سازمان ملل متحد در سال 2016 این گروه سالانه حدود 2 تا 3 میلیارد دلار درآمد ناشی از فروش مواد مخدر دارد؛ که این درآمد نه‌تنها صرف تجهیز این گروه می‌شود بلکه در جذب نیرو هم کمک شایانی به آن‌ها می‌کند. بسیاری از مردم افغانستان در فقر مطلق زندگی می‌کنند و حاضر می‌شوند به ازای دریافت حقوق از طالبان جهت گذران عمر خود برای این گروه مبارزه و جذب آن‌ها شوند. همچنین استخراج معادن بخصوص در مناطق شمال این کشور منبع درآمد عظیمی برای این گروه است و ازآنجاکه برای عده زیادی از روستائیان فقیر این مناطق ایجاد شغل می‌کند چپاول این منابع مورد حمایت روستائیان این مناطق است و آن‌ها را به‌واسطه تأمین معاششان به سمت طالبان متمایل می‌کند.

خلأ قدرت: در سال 2001 با حمله آمریکا و به قدرت رسیدن کرزای به‌مرور با هدف افزودن بر قدرت و کنترل دولت بر بخش‌های مختلف کشور، از قدرت رهبران سنتی مناطق در افغانستان کاسته شد و اینک در این کشور همه مقام‌های محلی و حدود 3 هزار مقام رسمی همه زیر نظر اشرف غنی هستند و باید به او پاسخگو باشند. با توجه به اینکه انتخاب آن‌ها نیز با حکومت مرکزی و اغلب بر اساس روابط شخصی است مورد قبول مردم محلی نیستند و مردم نیز اگر با اعتراض راه به جایی نبرند برای نشان دادن مخالفت و اعتراض خود، اغلب شروع به همکاری با طالبان می‌کنند.

نیروی محرک ایدئولوژیک: سربازان طالبان توسط سیستم‌های آموزشی نوین تعلیم نیافته‌اند اما سیستم‌های قدیمی و سنتی آموزشی متون دینی آن‌ها را به شدت پایبند به یک تفکر و ایده نموده که حاضرند برای آن جان دهند و آن ایده ایجاد حکومتی کاملاً مطابق با اسلام مورد قبول آنهاست.

همچنین گرچه بسیاری از مردم افغانستان با اندیشه‌های افراطی طالبان همراهی و همنوایی ندارند اما باید پذیرفت که اندیشه طالبانی در بسیاری از مناطق افغانستان هنوز طرفداران خاص خودش را دارد.

جغرافیای افغانستان: رشته‌کوه‌های سفید در مرزهای پاکستان و رشته‌کوه‌های هندوکش در شمال افغانستان منجر به صعب‌العبور بودن مناطق مختلف این کشور شده است. این ویژگی توپوگرافی ضمن اینکه در طول تاریخ، این سرزمین را برای متجاوزان غیرقابل فتح کرده است به‌نحوی‌که به آن لقب «گورستان امپراتوری‌ها» داده‌اند، اینک برای طالبان به یک برگ برنده تبدیل شده و به آن‌ها مزیت فرار و گریز را داده است. به‌عنوان‌مثال استان نورستان که به واسطه تعصب دینی شدید شهرت زیادی در افغانستان دارد به دلیل صعب‌العبور بودن راه‌ها که کنترل ارتش بر این منطقه را سخت می‌کند و همچنین به دلیل مجاورت با مرزهای پاکستان پیوسته موردتوجه طالبان است و به مأمنی برای نیروهای آن تبدیل شده است. واردک، لوگر، پکتیا، ننگرهار، کنار، قندهار، هلمند، بدخشان و لغمان از دیگر ولایاتی هستند که به دلیل قرار گرفتن در میان کوهستان‌های صعب‌العبور پیوسته هدف طالبان قرار دارند (7). همچنین زمستان‌های بسیار سرد و یخبندان افغانستان امکان عملیات نظامی را بسیار محدود می‌کند و همین مسئله فرصتی مغتنم برای تجدیدقوا را در اختیار نیروهای طالبان قرار می‌دهد.

عوامل خارجی:

پاکستان: آنچه به بقای طالبان در افغانستان کمک زیادی می‌کند بهشت امنی است که در مرزهای افغانستان و پاکستان برای طالبان به وجود آمده است. نیروهای طالبان در تعقیب و گریز با ارتش افغانستان و آمریکا خیلی راحت می‌توانند به داخل خاک پاکستان بگریزند. علاوه بر این مدارس مذهبی پاکستان هم به ماشین تولید تروریسم و افکار بنیادگرایانه تبدیل شده است و این مسئله به امر عضویت و جذب نیروی طالبان کمک زیادی می‌کند.

آمریکا: وجود نیروهای آمریکایی در افغانستان باعث شده که غرور ملی مردم افغانستان خدشه‌دار شود. تلاش این نیروها برای ایجاد یک دموکراسی ساختگی و شیوه حکومتی که تناسب چندانی با اندیشه‌ها و زندگی مردم این کشور ندارد، بسیاری از مردم این کشور را به خشم آورده و آن‌ها را با طالبان همراه کرده است. علی‌الخصوص که مردم خسته این کشور اینک نیروهای آمریکا را نه به‌عنوان ناجی بلکه به‌عنوان بخشی از مشکل این کشور می‌پندارند. بر اساس یک بررسی جدید توسط جیسون لیال از دانشگاه ئیل هرچه تلفات و خساراتی که نیروهای خارجی به بار می‌آورند بیشتر شود میزان حمایت مردم از طالبان هم افزایش می‌یابد اما برعکس آن صادق نیست؛ یعنی هرچه طالبان تلفات و خسارات بیشتری به بار آورد بر حمایت مردم از ارتش آمریکا افزوده نمی‌شود (8). به گفته سازمان ملل نیروی هوایی آمریکا در سال 2018 بیشتر از هر مقطع زمانی دیگر از بمب‌های خود در افغانستان استفاده کرده‌اند اما علی‌رغم چنین حمایتی روزبه‌روز قلمرو بیشتری از دست حکومت مرکزی خارج می‌شود. اینک حکومت افغانستان تنها بر نیمی از مساحت این کشور و دوسوم جمعیت آن حاکمیت دارد (9).

جمع‌بندی

ضعف در تأمین امنیت و نیازهای اولیه مردم در سراسر کشور افغانستان و همچنین فساد گسترده در بدنه نیروهای نظامی، امنیتی و دولت تا حد زیادی توان دولت مرکزی را در مقابله با طالبان کاسته و آن‌ها را در جذب نیروهای جدید و جلب حمایت و یا حداقل سکوت و بی‌تفاوتی بخشی از مردم این کشور تواناتر کرده است. عناصر مهمی چون ثروت ناشی از قاچاق مواد مخدر و چپاول منابع، مرزهای غیرقابل کنترل افغانستان و پاکستان، بستر مناسب فکری و فرهنگی و همچنین اراده سخت اعضا، طالبان را تبدیل به نیرویی شکست‌ناپذیر در افغانستان نموده است به‌گونه‌ای که بعد از 18 سال و صرف 900 میلیارد دلار و کشته شدن بیش از 147 هزار نفر اینک طالبان در حال قوی‌تر شدن است و تقریباً نیمی از کشور را تحت کنترل دارد (10). درست به همین دلیل است که واشنگتن و دولت افغانستان دریافته‌اند که وجود طالبان را باید به‌عنوان یک واقعیت در افغانستان پذیرفت و برقراری صلح در این کشور بدون جلب رضایت و مذاکره با طالبان ممکن نیست چراکه دو طرف نه آن‌قدر قوی هستند که پیروز این بازی شوند و نه آن‌قدر ضعیف هستند که دست را برای همیشه به دیگری واگذار کنند.

منابع

1- Why the Taliban Isn't Winning in Afghanistan, Seth G. Jones, Foreignaffairs, January 3, 2018,Access in

https://www.foreignaffairs.com/articles/afghanistan/2018-01-03/why-taliban-isnt-winning-afghanistan

2- Tackling Corruption in Afghanistan: Now or Never, Mary Beth Goodman, March 17, 2015,Access in

https://www.americanprogress.org/issues/security/reports/2015/03/17/108613/tackling-corruption-in-afghanistan-its-now-or-never/

3- Corruption and Graft in Post-Conflict Afghanistan, Parag R. Dharmavarapu, 7 November,2015,Access in

http://www.inquiriesjournal.com/articles/1057/corruption-and-graft-in-post-conflict-afghanistan

4- Corruption in Afghanistan’s Defence and Security Forces Urgently Needs to be Addressed,jadi villori, 24 December 2015, Access in https://www.globalwitness.org/es/blog/corruption-afghanistans-defence-and-security-forces-urgently-needs-be-addressed/

5- Why Afghanistan’s Government Is Losing the War with the Taliban, Economist, may 18, 2019,Access in

https://www.economist.com/asia/2019/05/18/why-afghanistans-government-is-losing-the-war-with-the-taliban

6- A look at why the Taliban seem to be unstoppable, Fox news, July 27,2017,Access inhttps://www.foxnews.com/world/qa-a-look-at-why-the-taliban-seem-to-be-unstoppable

7- The Taliban's Mountain Hideout in Afghanistan, stratfor,

March14,2013,Access inhttps://worldview.stratfor.com/article/talibans-mountain-hideout-afghanistan

8-Afghan Taliban Stronger than ever after U.S. Spends $900 Billion, Economictimes, September 15, 2019,Access in https://economictimes.indiatimes.com/news/international/world-news/afghan-taliban-stronger-than-ever-after-u-s-spends-900-billion/articleshow/71141362.cms?from=mdr

9- Explaining Support for Combatants during Wartime: A Survey Experiment in Afghanistan, jason lyall, november 2013,Access in https://imai.fas.harvard.edu/research/files/afghan.pdf

10- Why Afghanistan’s Government is losing the War with the Taliban, Economist, may 18 2019, Access in

https://www.nytimes.com/2015/12/26/world/asia/nuristan-afghanistan-taliban.html

114961
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.