مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری منتشر کرد:

مدل‌سازی و تحلیل راهبردی رابطه میان کنشگران منطقه کلان‌شهری تهران با رویکرد نظریه‌بازی‌ها

این مقاله در سی‌ویکمین شماره فصلنامه مطالعات راهبردی سیاست‌گذاری عمومی منتشر شده است. نگارندگان تلاش کرده‌اند با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، به دنبال مدل‌سازی و تحلیل رابطه میان کنشگران منطقه کلان‌شهری تهران در سطحی کلان و راهبردی با استفاده از نظریه‌بازی‌ها بپردازند.
تصویر مدل‌سازی و تحلیل راهبردی رابطه میان کنشگران منطقه کلان‌شهری تهران با رویکرد نظریه‌بازی‌ها

رشد و گسترش مناطق کلان‌شهری معمولاً موجد ناسازگاری و عدم تطابق وابستگی‌هایی میان شهرداری‌ها، سازمان‌ها و ترتیبات نهادی موجود در حوزه تولید سیاست‌های سازگار حمل‌ونقل عمومی، مدیریت فاضلاب، برنامه‌ریزی کاربری زمین، برنامه‌ریزی مسکن و به‌طورکلی مدیریت و برنامه‌ریزی در این مناطق کلان‌شهری می‌شود (Zimmermann, 2014, p. 182). در واکنش به این ناسازگاری‌ها در بسیاری از مناطق و تجمع‌های کلان‌شهری در بسیاری از نقاط جهان فرم‌های متنوعی از حکمروایی با نتایج یکپارچه از منظر اثربخشی ارائه شده است (Heinelt, Razin, & Zimmermann, 2011, p. 19). به‌ویژه از دهه 1990 با توجه به محدوده‌های عملیاتی (کلان‌شهری)، محدودیت‌های مناطق، فرم‌های نهادی و سازمانی و حتی زمینه‌ها و بسترهای نظام‌های سیاسی، چشم‌اندازهای بسیار متفاوتی از ترتیبات حکمروایی مناطق کلان‌شهری به وجود آمد. این دهه که برخی از اندیشمندان با عنوان «رنسانس راه‌حل‌های مناطق کلان‌شهری» از آن یاد می‌کنند، با مباحث تکنوکراتیکی در خصوص بهترین شکل سازمانی مناطق کلان‌شهری همراه بود. به همین دلیل امروزه به‌سختی می‌توان از یک موضع برای شکل سازمانی ترتیبات حکمروایی مناطق کلان‌شهری سخن گفت (Kübler, 2012, p. 431).

جان فریدمن پس از بررسی مناطق کلان‌شهری جهان و نمونه‌های آسیایی آن، سه چالش عمده آن‌ها را به این شرح برمی‌شمارد: 1) ضرورت استقرار چارچوبی نهادی و سیستم حکومتی کارآمد؛ 2) پایداری در مدیریت تحولات شهری؛ 3) برنامه‌ریزی مشارکتی (لاله‌پور، 1394: 6). از بیانات فریدمن چنین استنباط می‌شود که رفع معضلات و مشکلات پیشِ روی شهرهای کشورهای در حال توسعه‌ای نظیر ایران، به بهبود و ظرفیت‌سازی‌های نهادی مؤثر در ساختارهای مدیریت شهری، از طریق طراحی فرایندهایی از تصمیم‌سازی و برنامه‌ریزی مشارکتی با گروه‌ها و ذی‌نفعان مختلف شهری، امکان‌پذیر است (لاله‌پور، 1396: 60). این مسئله که بر خواسته از نظریه کنش ارتباطی هابرماس است در عرصه برنامه‌ریزی شهری در قالب نظریه برنامه‌ریزی ارتباطی و مشارکتی به نوعی توانسته با بیرون کشیدن شهروندان از کنج انفعال نظری، آن‌ها را به عنوان کنشگران فعال به عرصه عمل بیاورد (یزدانیان و کشتکار، 1395: 159). بنابراین با توجه به رشد و گسترش شهرهای بزرگ و ایجاد مناطق کلان‌شهری جدید و نیز مسائل و مشکلاتی که در حوزه‌های گوناگون بر این گستره‌های زیست حاکم است، مطالعه در خصوص مدیریت شایسته این مناطق لازم و ضروری است. اما تفرّق‌های برنامه‌ای‌ـ‌سیاستی، تفرّق‌های عملکردی‌ـ‌کارکردی و تفرّق قلمروی منطقه کلان‌شهری تهران در حوزه مطالعه این پرسش را مطرح می‌کند که فرایند مطالعه باید از کجا و با چه ابزاری صورت گیرد تا به نتیجه‌ای قابل قبول منجر شود؟

از نخستین گام‌ها در این حوزه شناخت کنشگران و گزینه‌های آن‌ها در سطوح راهبردی، کلان و مدل‌سازی رفتار آن‌هاست. کاربست ابزارهای متداول مدل‌سازی در سیستم‌های اقتصادی- اجتماعی ازجمله شهرها و کلان‌شهرها علاوه بر تبیین صریح صورت مسئله، منجر به کشف راه‌حل‌های سازنده می‌شود. این ابزارها درصورتی‌که به خوبی استفاده شوند، درک و شناخت مسائل دنیای واقعی را تسهیل می‌کنند. یکی از این ابزارها نظریه‌بازی‌هاست. نظریه‌بازی‌ها یک نظریه تصمیم‌گیری چندجانبه است که در آن تصمیم‌گیرندگان و کنشگران با اولویت‌ها و ترجیحات متضاد، در قالب بازی‌ها، مشغول فعالیت هستند و برآیند تصمیمات آن‌ها با یک بازیگر تعیین نمی‌شود (Samsura, van der Krabben, & van Deemen, 2010, p. 565). در برخی از منابع به ریشه‌ها و بنیادهای نظریه‌بازی‌ها، در نظریه تصمیم‌گیری (Samsura et al., 2010, p. 564) و با عنوان «نظریه تصمیم‌گیری تعاملی» مطرح شده است (Tan, Liu, Zhou, Jiao, & Tang, 2015, p. 17)؛ اما این نظریه، نسبت به نظریات تصمیم‌گیری دارای تفاوت‌های روشنی است. نظریه تصمیم-گیری معمولاً فرایندهای تصمیم‌گیری را از دیدگاه یک بازیگر یا کنشگر تحلیل می‌کند، درحالی‌که نظریه‌بازی‌ها بر تعاملِ میانِ بازیگران و کنشِ کنشگران تأکید دارد (Samsura et al., 2010, p. 565). به همین دلیل نظریه‌بازی‌ها به یکی از شناخته‌شده‌ترین روش‌ها برای مطالعه تضادها تبدیل شده است (Zanjanian, Abdolabadi, Niksokhan, & Sarang, 2018, p. 284) و از این منظر قابلیت کاربرد و مدل‌سازی رفتار کنشگران در فرایند مدیریت شهری را در سطوح کلان و خرد، دارد. این نظریه با ارائه چارچوبی برای مدل‌سازی تعاملات میان گروه‌های تصمیم‌گیری و درنهایت با تحلیل اقدامات مشترک، زمینه و نتایج این تعاملات را پیش‌بینی می‌کند (Roumboutsos & Kapros, 2008, p. 210). در این راستا پژوهش حاضر بر آن شد تا با مدل‌سازی رفتار کنشگران در سطح راهبردی و کلان، به الگوی مناسب و مطلوبی که شایسته منطقه کلان‌شهری تهران است، دست یابد. بنابراین با طرح پرسش‌هایی اساسی در پی پاسخگویی به آن‌هاست. این پرسش‌ها عبارت‌اند از:

* در منطقه کلان‌شهری تهران کدام وضعیت و شرایط کنشگران به منزله وضعیت تعادلی شناخته می‌شود؟

* نظریه‌بازی‌ها کدام الگو و مدل را به عنوان مدل بهینه در عرصه مدیریت منطقه کلان‌شهری پیشنهاد می‌کنند؟

برای مطالعه و دریافت متن کامل این مقاله، روی لینک زیر کلیک کنید.

114974
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.