مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری منتشر کرد:

بیانیه گام دوم و امکان بازآفرینی محیط سیاسی جمهوری اسلامی ایران

بیانیه گام دوم که رهبر انقلاب آن را در سالگرد چهل‌سالگی جمهوری اسلامی، خطاب به مردم و جوانان صادر کردند، به دلایل مختلف، مهم‌ترین نقطه اتکای نیروهایی است که به دنبال بازآفرینی محیط سیاسی جمهوری اسلامی ایران و عبور کشور از فروافتادن در دام مسائل عاجل و باز کردن امکان توسعه کشور هستند. این بیانیه، طرح روشنی از آینده ایران ترسیم می‌کند. نظامی که در درون مرزهای جغرافیایی خود، یک حکمرانی موفق و ارتقاء یافته دارد و قدرتی مستقل است که دامنه آن به فراتر از مرزهایش گسترانده شده و همچون دیگر قدرت‌های بزرگ، دولت‌هایی در شعاع قدرتش هستند و قدرت‌های جهانی، هژمونی او بر حوزه بزرگ قدرتش را به رسمیت می‌شناسند.
این هدف آینده‌نگرانه بیانیه است که در چشم‌انداز میان‌مدت، از آن تحت عنوان «ایران اسلامی بزرگ» یاد شده و بناست که زمینه‌ساز تمدن نوین اسلامی باشد. تحقق جمهوری اسلامی پیشرفته، در مرکز تلاش برای تحقق این چشم‌انداز میان‌مدت (ایران اسلامی بزرگ) قرار دارد.
تصویر بیانیه گام دوم و امکان بازآفرینی محیط سیاسی جمهوری اسلامی ایران

* اعتراضات و آشوب‌های آبان ماه سال 98 در ادامه حوادث دی‌ماه سال 96 و با همان منطق تحلیلی قابل فهم است. خصیصه اصلی اعتراضات در نسبت با نمونه‌های پیشین آن (خصوصاً اعتراضات سال 88) این است که معترضین، هویت سیاسی خاص و شناخته‌شده‌ای ندارند و عاملی که موجب آغاز اعتراضات می‌شود (نظیر افزایش قیمت بنزین) نسبت معناداری با جهت اعتراضات، الگوی مطالبات معترضین و حتی شکل اعتراضات ندارد. اعتراضات به هر بهانه‌ای که آغاز شود، به‌سرعت، کلیت نظام را هدف می‌گیرد و از همه نیروهای سیاسی موجود اظهار برائت می‌کند. معترضان خشمگین و ناامید هستند. چشم‌انداز مثبتی که با برجام، پیش روی‌شان گشوده شده بود را از دست رفته می‌بیند و رفته‌رفته احساس می‌کنند که نه‌تنها هیچ چشم‌انداز مثبتی در کار نیست، بلکه گذران روزمره امور کشور نیز تنها با تشدید فشار بر سبد فشرده مصرف و درآمد مردم میسر است. در چنین شرایطی، خشم و خشونت، بیشتر از سوی حاشیه‌نشینان و فرودستان بروز می‌کند و ناامیدی توأم با بی‌تفاوتی نیز رفتار اقشار طبقه متوسط است (نظیر تبدیل دارایی‌ها به ارز خارجی برای صیانت از ارزش آن) هر دو را باید دید و جدی گرفت.

* در این میان، آنچه نگران‌کننده است، فقدان نماینده‌ای سیاسی و مدنی برای معترضین در درون محیط سیاسی نظام جمهوری اسلامی و نبود گفتاری است که بتواند اعترضات را در درون محیط نظام نگه دارد. معترضین نیز اصرار دارند که هیچ‌یک از نیروهای درون محیط سیاسی نظام، نماینده آن‌ها نیستند. این امر، بیانگر تعمیق شکاف میان مردم و حاکمیت است و نشانه‌های نارسایی در شنیدن صداهای شنیده نشده و ناتوانی در بارور کردن امیدهای مأیوس‌شده از سوی نیروهای فعال در محیط سیاسی جمهوری اسلامی است. وجود بحران و نارسایی در محیط سیاسی اشاره به وضعیتی است که در آن، هرچند نیروهای سیاسی به فعالیت مشغولند (رونق نسبی احزاب و ارگان‌های سیاسی) و مردم نیز حدی از امکانات برای بیان اعتراضات‌شان دارند (نظیر اعتراض در فضای مجازی)، اما فعالیت نیروهای سیاسی و ابراز نارضایتی مردم، چیزی را در میان نیروهای سیاسی و مردم