گزارش نشست:

«بررسی امکان تغییر شیوه سنجش دانش‌آموزان برای ورود به دانشگاه»

در ادامه جلسات آسیب‌شناسی آزمون سراسری دانشگاه، روز سه‌شنبه 3 دی‌ماه 98 نشستی تخصصی با حضور مسئولین سازمان سنجش، مدیران سابق و رییس مرکز سنجش آموزش‌وپرورش، متخصصین حوزه سنجش، مدیران مدارس تهران و مؤسسات خصوصی طراحی آزمون‌های سنجش و یادگیری در مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری برگزار شد.
تصویر «بررسی امکان تغییر شیوه سنجش دانش‌آموزان برای ورود به دانشگاه»

به‌زعم متخصصان، در منطق نظام‌های آموزشی هر چند ارزشیابی در پی برنامه‌ریزی درسی و آموزش کلاسی قرار می‌گیرد، در عمل می‌تواند نقش راهبر برنامه درسی را بر عهده گیرد چراکه نشانگر افق پیش روی معلمان و دانش آموزان است. در این زمینه ادبیات علمی گسترده‌ای در رابطه با بهترین شیوه‌های ارزشیابی وجود دارد که در کشور ما کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند. آزمون سراسری دانشگاه‌ها یا همان کنکور، ارزشیابی‌های آموزشی در رده‌های مختلف مدارس ما را تحت‌الشعاع خود قرار داده است. لذا برخی کارآزمودگان این عرصه معتقدند ایجاد تغییر در شیوه طراحی آزمون‌ها یا شیوه سنجش توانایی‌های دانش آموزان برای ورود به دانشگاه، باعث تعدیل کژ کارکردهای نظام ارزشیابی در آموزش‌وپرورش خواهد شد.

در این نشست ابتدا دکتر محمود امانی‌تهرانی مشاور علمی رئیس سازمان پژوهش و نوآوری آموزشی و مدیرکل سابق دفتر تألیف کتب درسی طرح و ایده‌شان درباره چگونگی جایگزینی آزمون‌های کتبی چندوجهی به جای آزمون‌های چهار گزینه‌ای را ارائه کردند. اهم مطالب ارائه شده توسط ایشان به شرح زیر است:

نزدیک به سه دهه است که آزمون‌های کتبی در کشورهای مختلف به شیوه‌های بسیار دقیق و با قدرت تمیز و پایایی بالا برای آزمون‌های هماهنگ مورد استفاده قرار می‌گیرد. در همین زمینه کشوری مانند انگلستان از طریق آزمون‌های A Level و GCSE الگوی قابل قبولی از آزمون‌های کتبی استاندارد را ارائه کرده است. در حال حاضر روش‌های مختلفی برای تضمین روایی، پایایی و امنیت آزمون‌های کتبی سراسری وجود دارد که می‌تواند مورد استفاده طراحان آزمون‌ها و سیاستگذاران سنجش در کشور قرار گیرد. همچنین با ورود تجهیزات و شیوه‌های جدید تصحیح آزمون دشواری و زمان‌بر بودن نمره‌دهی در آزمون‌های کتبی تا حد خوبی برطرف شده است. به‌زعم اهالی آموزش‌وپرورش پیاده شدن شیوه‌های جایگزین سنجش و پذیرش دانشگاه‌ها هم می‌تواند اضطراب‌ها و سوء‌استفاده‌های تجاری از اضطراب کنکور را کنترل کند و هم آنکه تطابق آزمون سراسری دانشگاه‌ها با اصول نظام ارزشیابی آموزش‌وپرورش کشور باعث خواهد شد سایر ساحت‌های آموزش‌وپرورش از تعارض اهداف کنکور با نظام آموزش عمومی کشور و عدم انسجام عملی غایات در امان بمانند.

در ادامه نشست حاضران در جلسه به نقد و بررسی سویه‌های مختلف این طرح پرداختند. مهم‌ترین مباحث و نکات طرح شده توسط ایشان به این قرار است:

* برخی از متخصصان حوزه سنجش آموزشی در نقد طرح ارائه شده مسائل مختلفی را طرح کردند. استدلال اصلی ایشان در پاسخ به ایده آزمون‌های کتبی و پاسخ باز آن است که شیوه‌های طراحی آزمون‌های چندگزینه‌ای در جهان بسیار به روز شده است و در کشورهای مختلف از این آزمون‌ها برای سنجش سطوح بالای یادگیری نیز به شیوه‌ای موفق استفاده می‌شود. آزمون GRE در ایالات متحده مثال شناخته شده این آزمون‌هاست.

* معلمان و مدیران مدارس، هم نظر با استدلال‌های ارائه شده توسط دکتر امانی، به توصیف و توضیح مشکلات برآمده از کنکور در مدرسه و کلاس پرداختند. وصف اولیای مدرسه از تأثیر کنکور بر فعالیت‌های آموزشی و پرورشی مدارس واحد بوده و جملگی اظهار عجز در برابر فشار فزاینده این آزمون و تغییر مسیر نظام ارزشیابی و آموزش در مدرسه است.

* مؤسسات تخصصی طراحی آزمون و ارزشیابی آموزشی نیز طرح آزمون‌های جایگزین تست چهار گزینه‌ای را ایده‌ای عملی و تجربه شده در کشور می‌دانند. این مؤسسات چند سالی است که نمونه‌هایی از برگزاری آزمون‌های استاندارد غیر چهار گزینه‌ای برای سنجش سطوح بالاتر یادگیری را اجرا کرده‌اند و فی‌الجمله پیاده‌سازی آن را برای امتحانات نهایی آموزش‌وپرورش و آزمون ورودی دانشگاه را عملی می‌دانند.

در حاشیه مباحث طرح شده، گروهی از حاضران بر این موضوع تأکید داشتند که آموزش‌وپرورش نباید ضعف‌ها و مشکلات خود را به گردن کنکور بیندازد چراکه بسیاری از مشکلات این نهاد به عواملی غیر از کنکور از جمله مدیریت ناکارآمد بازمی‌گردد. در مقابل این نکته نیز طرح شد که سازمان سنجش آموزش کشور نباید هزاران بهانه و دلیل را واسطه قرار دهد تا مسئولیت‌ناپذیری خود در قبال سیاست‌های راهبردی سنجش در کشور را توجیه کند. به نظر این دسته از متخصصان، سؤالی که سازمان سنجش کشور پاسخگوی آن نیست عدم مشاهده تغییری ملموس در شیوه برگزاری آزمون سراسری پس از 12 سال قانونگذاری در کشور است.

در خاتمه نشست حضار به فراگیر و چندوجهی بودن معضلات کنکور اشاره‌ای داشتند. در همین موضوع، این مسئله طرح گردید که عمده رقابت کنکور مربوط به رشته-دانشگاه‌های خاص است و نباید معضل این تقاضای بیش از حد با بحث‌های مربوط به شیوه سنجش خلط گردیده و فراموش شود. به عنوان مثال تقاضای ایجاد شده برای رشته‌های پزشکی و پیراپزشکی در آزمون سراسری به طور عمده به رخدادهای اقتصادی و سیاست‌های مرتبط با اشتغال در کشور مرتبط است. همچنین احتمالاً بخش مهمی از ایجاد تقاضا و رقابت برای کنکور به سیاست‌ها در حوزه‌هایی نظیر آموزش‌های فنی و حرفه‌ای بازمی‌گردد.

برای مطالعه و دریافت محتوای ارائه شده توسط دکتر امانی تهرانی در این نشست، روی لینک زیر کلیک کنید.

114983
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.