نشست علمی بررسی تحلیلی مسایل ایران امروز از منظر علم سیاست

صورت‌بندی و پیامدهای سیاسی-امنیتی ترور سردار سلیمانی

انجمن علوم سیاسی ایران با همکاری انجمن مطالعات صلح و خانه اندیشمندان علوم انسانی نشست علمی "صورت بندی و پیامدهای سیاسی- امنیتی ترور سردار شهید قاسم سلیمانی" را در تاریخ دوشنبه 16 دی ماه 1398 در محل خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار نمود.
تصویر صورت‌بندی و پیامدهای سیاسی-امنیتی ترور سردار سلیمانی

در ابتدا دکتر قدیر نصری به عنوان مدیر این نشست علمی ضمن تسلیت شهادت سردار قاسم سلیمانی و همچنین تشکر از مهمانان و حاضرین در جلسه با تشریح اوضاع کنونی ایران و اهمیت شرایط فعلی منطقه و جهان چه در سطح ملی و چه در سطح بین المللی پرداخت و رسالت انجمن علوم سیاسی ایران و انجمن علمی مطالعات صلح ایران در تلاش برای برخورد علمی و منطقی در تشریح مسائل روز از دیدگاه علم سیاست و توجه به روشنگری علمی در این مسئله با توجه به وضعیت خطیر کنونی ایران بسیار ضروری دانستند.

اولین سخنران این نشست آقای سردار دکتر حسین علایی، عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین (ع) و رئیس اسبق نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به توضیح و تبیین دیدگاه خود در باب وضعیت فعلی منطقه و بازیگری ایران در این محیط اشاره نمود. ایشان با محکوم کردن صحبت­های ضد فرهنگی رئیس جمهور آمریکا؛ این صحبت ها را موجب ایجاد بی اعتمادی جدی مردم ایران نسبت به دولت آمریکا و سیاست­های این کشور دانستند. دکتر علایی ضمن تشریح ابعاد مختلف دشمنی آمریکا در سه بعد: 1.توان هسته ای جمهوری اسلامی، 2. نفوذ (نفوذ طبیعی) ایران در منطقه و 3.توان موشکی ایران، هسته ی این دشمنی را مخالفت آمریکا با استقلال و اقتدار ایران دانستند و اضافه کردند که آمریکا می­خواهد ایران کشوری عادی و ناتوان باشد. دکتر علایی با اشاره به بحث نفوذ ایران در منطقه و ادعاهای دولت های خارجی در این باره گفتند: نفوذ ایران در منطقه از نوع نفوذ طبیعی است، نفوذ طبیعی به آن مفهوم است که بافت مردم این منطقه نسبت به ایران تمایل و گرایش دارند و این نفوذ حاصل زور و اجبار و یا حضور اجباری سپاه قدس نیست. البته ایشان بر نقش محوری افراد و نهادها در تعمیق گرایش بیشتر مردم به ایران تاکید کردند اما یادآور شدند که این نفوذ، نفوذی طبیعی و تاریخی بوده و حاصل فکر خود مردم منطقه است. ایشان با اشاره به حجم حضور گسترده و چند ساله آمریکا در عراق و آموزش نیروهای نظامی این کشور، این پرسش را مطرح کردند که چگونه در پی این همه سال حضور و این حجم از امکانات، هنوز مردم عراق تمایل به سمت ایران دارند؟، و در ادامه این موضوع را نیز دلیل دیگری بر صحت نفوذ طبیعی ایران در کشورهای همسایه دانستند.

سردار علایی با یادآوری نقش، خرد و رشادت های سردار شهید قاسم سلیمانی در منطقه و هم تراز دانستن این سردار بزرگ با شهدایی چون همت و خرازی و ... ، خلاء حضور چنین سرداری را برای ایران هرچند آسیبی جدی و آشکار معرفی کردند؛ اما بر این نکته تاکید نمودند که در پی شهادت این شهید؛ آثار و نعمات بیشتری برای ایران در منطقه و آسیب های جدی تری بر دشمن وارد خواهد آمد. ایشان خروج نیروهای خارجی از منطقه را بخشی از این تاثیر گسترده دانستند.

دکتر حسین علایی در ادامه ی صحبت های خود تاکیدی هم بر موضوع انتقام و خواست مردم برای احقاق این موضوع عنوان کردند و افزودند: انتقام لزوما خشونت بار و از طریق ابزار سخت نیست، بلکه خروج آمریکایی ها از منطقه خود نوعی انتقام است که موضوع دور از ذهنی نیست. ایشان ابراز امیدواری کردند که این رفتار ترامپ و برکت خون این شهید باعث همگرایی و نزدیکی بیشتر میان مردم منطقه باشد و با تاکید بر اینکه جمهوری اسلامی هرگز به دنبال نفوذ (از نوع آمریکایی)، سلطه گری و امپراطوری نبوده است، تلاش ایران را بر همگرایی و اتحاد میان تمام ملت های منطقه ارزیابی کردند.

در ادامه ی جلسه دکتر نصری از دکتر فرزاد پورسعید، عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات راهبردی، درخواست کردند به عنوان سخنران بعدی نشست به این پرسش بپردازند که؛ «در پی شرایط فعلی آیا هرگونه صلح با آمریکا و غرب دچار مشکل خواهد بود و ما شاهد دوران پر تنشی هستیم؟- و آیا شهادت سردار سلیمانی باعث همبستگی در داخل میشود یا خیر؟». دکتر پورسعید در ابتدای سخنان خود با تسلیت شهادت این سردار بزرگ، مطرح کردند که برای پاسخ به این پرسش می­بایست ابتدا این رویداد را تعریف کنیم. ایشان این اتفاق را حاصل دو اراده دانستند: 1. شکست فشار حداکثری از سوی آمریکا بر ایران و 2. توانایی صهیونیست ها برای قانع کردن ترامپ در بحرانی کردن وضعیت حضور ایران در پشت مرزهای این رژیم. دکتر پورسعید با اشاره به مورد اول ادامه دادند که رفتار آمریکا در قبال ایران از فاز اقتصادی وارد فاز نظامی شده است. ایشان در ادامه و در تشریح مورد دوم گفتند که در این مدت اسرائیل در تلاش بوده است با استفاده از قدرت آمریکا و قانع کردن ترامپ مبنی بر اهمیت این موضوع برای ادامه ی دولت وی و اخذ رای در دوره دوم ریاست جمهوری، آمریکا را در تقابل مستقیم با ایران قرار دهد، تا حضور ایران در عراق سوریه را برای جمهوری اسلامی تبدیل به باتلاق نماید. ایشان نتیجه این رفتارها را دو بعد طبقه بندی کردند:

الف. بعد منطقه ای و کشور عراق: آمریکا قصد دارد به جهت تحت فشار قرار دادن ایران در این موضوع، اقدام به حذف فرماندهان ارشد نظامی ایران نماید و ایران باید منتظر چنین رفتاری باشد. در شکل دیگر شکل گیری نوعی بحران و جنگ داخلی مانند سوریه در عراق که موجب کاهش شدید نفوذ ایران در این کشور شود. وی با اشاره به نظر چند تن از اندیشمندان حوزه روابط بین الملل اضافه کردند که در صورت انسجام ایران و عراق، ایران تبدیل به قدرتی غیر قابل موازنه در منطقه خواهد شد و عربستان سعودی، اسرائیل و آمریکا در وحله اول می­خواهند مانع تحقق این امر شوند.

ب. بعد بین المللی: دکتر پورسعید با ترسیم یک چشم اندازه 10 الی 15 ساله تشریح کردند که آمریکا و دستگاه رسانه ای خارجی در تلاش است اینطور عادی سازی نماید که دیگر جمهوری اسلامی ایران نماینده رسمی مردم ایران نیست و کرسی های خالی را با افرادی از جمله اپوزیسیون های خارج از کشور پر نموده و آن ها را نماینده مردم و جامعه ایران به افکار عمومی بین المللی معرفی نماید. از این طریق آمریکا قصد دارد ضمن مشروعیت زدایی از مقامات جمهوری اسلامی ایران با عادی سازی چنین دیدگاهی در سطح بین المللی امکان حذف مقامات ایرانی را برای خود تسهیل نماید و مورد بازخواست مجامع بین المللی نیز قرار نگیرد.

ایشان ادامه دار بودن روند تخاصم و بحران میان ایران و آمریکا را پروسه ای طولانی ارزیابی کرد و این رویکرد رادیکال تر شدن را تا 10 سال آینده حاکم بر روابط میان ایران و آمریکا دانستند.

دکتر پورسعید با اشاره به بحث انتقام خواهی مردم و رویکرد نظام جمهوری اسلامی ایران در این باره گفت: هر تصمیمی می­بایست شاملی این ویژگی باشد که میزان عمل در زمان و شدتی باشد که برای طرف مقابل انتظار نمی­رود و از طرفی یا طرف مقابل امکان پاسخگویی نداشتبه باشد و یا این توان در حداقل ممکن قرار گیرد.

ایشان همچنین بر ضرورت تغییر و شکل گیری صحیح لابی­های ایرانی در آمریکا تاکید کردند و گفتند: ضرورت دارد این لابی ها شکلی فرا دموکرات تر به خود بگیرند تا امکان بازیگری بهتر برای ایران محیا شود و محدودیت ها کاهش یابد. لابی ها باید در لایه های قدرت آمریکا اقدام به بازیگری و ایفای نقش نمایند.

دکتر نصری به عنوان مدیر نشست از جناب آقای دکتر ذاکریان، عضو هیئت علمی گروه روابط بین الملل دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات، خواستند نسبت واکاوی موضوع این ترور از منظر حقوقی اقدام نمایند. دکتر نصری با تشریح توجیه ها و ادله ی دولت آمریکا در رفتار خود دو پرسش را از دکتر ذاکریان مطرح نمودند 1. «وضعیت دعاوی حقوقی پیرامون این ترور و نوع استدلال های طرفین چگونه است؟ 2.وضعیت اقدام آمریکا با توجه به پیمان امنیتی میان آمریکا و عراق در چه وضعی قرار دارد؟

دکتر ذاکریان در ابتدای سخنان خود ضمن تسلیت شهادت این سردار بزرگ ایران و تشکر از انجمن علوم سیاسی ایران و انجمن صلح ایران بابت برگزاری این نشست، بر اهمیت تلاش برای بازتاب گسترده ی صحبت های این نشست و نشست­های این چنینی در سطح بین المللی تاکید کردند و این موضوع را برای آگاهی دادن به سایر مردم در دیگر کشورها بسیار مهم دانستند.

ایشان در ادامه اقدام آمریکا را در بعد حقوقی کاملا مخالف حقوق بشر و حقوق بین الملل معرفی نمودند. دکتر ذاکریان با توضیح دو دلیل آمریکا برای اقدام به این ترور یعنی: 1.عمل پیش دستانه 2. عمل هدفمند، با تعریف مستقل هرکدام، عمل آمریکا را در تضاد با تعاریف این اعمال عنوان نمودند.

همچنین دکتر ذاکریان توجهی نیز بر موضوع عهدنامه امنیتی میان عراق و آمریکا داشتند و با تشریح بندهای این قرارداد و حرف و حدیث های پیرامون آن در نهایت این طور نتیجه گیری کردند که برابر متن قرارداد؛ این عهدنامه یک عهدنامه برای افزایش امنیت در عراق بوده است و اقدام آمریکا در ترور شهید سلیمانی در خاک کشور ثالث درحالی که در کسوت فردی عادی و به دعوت از مقامات رسمی این کشور وارد آنجا شده بود، از بعد حقوقی امری مردود بوده و در تخالف با متن قرارداد فی مابین عراق و آمریکا است.

در ادامه جلسه و به عنوان آخرین سخنران بخش اول نشست "صورت بندی و پیامدهای سیاسی- امنیتی ترور سردار شهید قاسم سلیمانی"، دکتر نصری از جناب آقای دکتر علی اکبر اسدی خواستند مطالب خود را پیرامون وضعیت منطقه خاورمیانه و اوضاع حاکم در آن مطرح کنند.

دکتر اسدی با تسلیت شهادت سردار سلیمانی، مطرح کردند حضور سردار سلیمانی در منطقه و در بازه­ی زمانی طولانی مدت این امکان را به آمریکا می­داد تا وی را به شهادت برساند امام دلیل اینکه در این زمان آمریکا اقدام به این عمل دست زد بحث فرار از استیضاح توسط ترامپ، شکست وضعیت بن بست فشار بر روی ایران و ضعف ایران در پی نا­آرامی های اخیر بوده است. ایشان ادامه دادند که اسرائیل نیز تا پیش از این و از ابتدا به دنبال شهادت افرادی چون سردار سلیمانی و سید حسن نصر الله بوده است اما در زمان اوباما به علت رویکرد وی در روابط بین الملل این موضوع فراهم نشد. ایشان ترور سردار سلیمانی را یک ترور اسرائیلی سعودی دانستند.

در ادامه ایشان نگاهی به سیاست های عربستان سعودی انداختند و در ادامه گفتند: عربستان مایل بر ارتقا تنش­های میان ایران و آمریکا است. در پی احتمال خروج نظامیان آمریکایی از منطقه این ترس برای سعودی­ها پیش آمده بود که به دنبال این خروج؛ منافع آنان نیز به خطر خواهد افتاد، لذا سعودی ها تمایل به تداوم حضور نیروهای خارجی در منطقه داشتند و این شرایط می­تواند مورد استقبال و خواست سعودی ها و اسرائیلی ها باشد.

ایشان پیشبینی بهبود روابط میان ایران و عربستان سعودی را مردود دانسته چرا که وضعیت اقدامات ایران در برابر اسرائیل و عربستان دیگر مانند دو سال گذشته نخواهد بود و این اقدامات زین پس ممکن است حتی به رویارویی محور مقاومت و حزب الله با اسرائیل بینجامد.

در بخش دوم جلسه، دکتر نصری از هر چهار سخنران خواستند به این سوال پاسخ دهند که، «طی 3 سال آینده (تا 1401) چه سرنوشتی برای ایران متصور خواهد بود؟»

سردار علایی استراتژی ایران را طبق برآوردهای فعلی؛ اجتناب از جنگ با آمریکا عنوان کردند. ایشان با اشاره به مسئله اسرائیل و عربستان سعودی و تمایل این دو کشور در ادامه افزایش حضور آمریکا در منطقه تاکید داشت. ایشان با تجزیه و تحلیل موضوعات استراتژیک این کشورها، مسئله­ی اسرائیل را "امنیت و بقا" و مسئله عربستان سعودی را "حفظ عقبه استراتژیک خود در منطقه" دانست و اینکه این دو کشور به واسطه­ی ضعف خود در ابعاد مختلف می­خواهند با تکیه بر قدرت آمریکا، ایران را وارد جنگ با آمریکا نمایند و از این طریق با ابزار مختلف به ایران آسیب برسانده و ایران را دچار ضعف نمایند. ایشان خطر جنگ را نزیک دانسته و گفتند که ایران باید از این جنگ اجتناب کند، چرا که با شروع جنگ و آسیب به زیر ساخت­های ایران، اسرائیل به هدف تغییر رژیم خود نزدیکتر خواهد شد. سردار علایی انتقام ایران را بیرون راندن آمریکا از منطقه و همچنین تغییر فکر آمریکایی مبنی بر اینکه نه فشار اقتصادی و نه سیاسی این کشور را به اهداف خود نمی­رساند دانستند.

دکتر پورسعید به عنوان پاسخ دهنده­ی بعدی، سه انتخابات پر اهمیت طی سه سال آینده را مورد توجه قرار دادند: 1. انتخابات مجلس ایران در اسفند ۱۳۹۸، 2. انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در دسامبر ۲۰۲۰ و 3. انتخابات ریاست جمهوری ایران در ۱۴۰۰. ایشان درمورد انتخابات­های ایران، آنچه را بسیار مهم دانستند جذب دوباره ی مردم به سیستم انتخابات و رای دادن و در عین حال شکل گیری یک رقابت و مشارکت حداکثری را در کشور ضروری دانستند. دکتر پورسعید اهمیت این موضوع را هم از بعد داخلی و هم بین المللی مورد تاکید قرار داد که با ادامه روند تحریم­ها نیز می­تواند حاکمیت ایران را حفظ کرد. در مورد انتخابات آمریکا احتمال سرکار آمدن فردی مناسب تر از ترامپ کم و مانند اوباما صفر است، ولی اگر چنین فردی انتخاب شود باز می­توان در کاهش وخامت اوضاع امید داشت و اگر مجددا ترامپ انتخاب شود که احتمال آن دور از ذهن نیست؛ ما شاهد تداوم بحران و تنش­ها خواهیم بود. ایشان در پاسخ به پرسش دکتر نصری مبنی بر اینکه اگر فردی از جناح راست در انتخابات ایران انتخاب شود و در مقابل ترامپ قرار گیرد شاهد چه وضعی خواهیم بود؟، گفتند که به نظر ایشان شرایط متشنج فعلی ادامه خواهد یافت.

دکتر ذاکریان به عنوان پاسخ دهنده سوم مطرح کردند، ضرورت دارد ما مردم و نظام یاد بگیریم که از زمان استفاده نماییم و در جهت تبدیل تهدید به فرصت اقدام کنیم. ایشان اهمیت بازگشت حداکثری مردم به سمت نظام را موضوعی حیاتی دانستند، که جمهوری اسلامی باید خواست­های خود را در جهت احقاق این موضوع و خواست مردم تنظیم نماید. دکتر ذاکریان قدرت یابی ایران چه در سطح ملی و منطقه ای و چه در سطح بین المللی را ضرورت بازگشت بیش از پیش نظام جمهوری اسلامی ایران به سمت مردم دانستند.

دکتر علی اکبر اسدی به عنوان آخرین سخنران در پاسخ به پرسش دکتر نصری به تشریح استراتژی ایران در پس از روی کار آمدن ترامپ پرداخت. ایشان با اشاره به رفتارهای تند ترامپ طی این مدت، استراتژی ایران را "صبر استراتژیک" معرفی کرد که این صبر پس از مدتی توسط طرف مقابل به ضعف ایران تفسیر شد و به دنبال آن ایران نیز تصمیم به پاسخ درخور به اقدامات آمریکا گرفت.

دکتر اسدی با نگاهی بر شرایط فعلی بر لزوم پاسخ دهی ایران بر اقدام آمریکا تاکید کردند و تشریح نمودند که چنانچه پاسخی مناسب از جانب ایران به آمریکا داده نشود این سکوت ایران می­تواند باعث وقاحت ایالات متحده و افزایش شدت و تعداد اعمال این کشور در ابعاد مختلف شود، پس ایران باید جوابی بدهد که اصطلاحا تا زیر خط قرمزهای آمریکا باشد و در عین حال که پاسخی برای توقف اعمال آنها است، جلوی تهاجم متقابل آنها را نیز بگیرد. ایشان این حیطه از موضوع را وظیفه کارشناسان علوم نظامی و منطقه ای نظام دانسته و تنها تبیین و تعیین ابعاد آن را مطرح نمود.

این نشست علمی با پرسش و پاسخ حاضرین پایان یافت.

115049
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.