مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری منتشر کرد:

بررسی کارایی سیاست‌های ساماندهی بی‌خانمان‌ها در ایران

مقاله حاضر می‌کوشد تا کارایی سیاست‌های مبارزه با بی‌خانمانی را نشان دهد و از آنجا که مراکز معدودی ذیل قانون مبارزه با بی‌خانمانی تشکیل شده است، روش پژوهش مطالعه موردی یکی از مراکز بی‌خانمانی است.
مطالعه عمیق اسناد و آمارهای این مرکز در کنار متون قانونی موجود نشان می‌دهد که سیاست‌های روشنی در زمینه مبارزه با بی‌خانمانی وجود ندارد و سیاست‌های موجود نیز نمی‌توانند به ساماندهی افراد بی‌خانمان بینجامند. به‌علاوه نگاه موجود به بی‌خانمانی نگاه ریشه‌ای و درستی نیست، چرخه مبارزه با بی‌خانمانی به‌درستی ترسیم نشده است و نهادهای دخیل مشارکت خوبی ندارند؛ ازاین‌رو، افراد بی‌خانمان در یک چرخه بی‌ثمر تکرار می‌شوند. با توجه به روند روبه‌رشد بی‌خانمانی در کشور برای موفقیت در مبارزه با بی‌خانمانی لازم است جنبه‌های مختلف بی‌خانمانی مطالعه و تجارب موفق کشورهای دیگر نیز ملاحظه شود و بر اساس نتایج مطالعات سیاست‌گذاری در سطح کلان صورت گیرد، به‌نحوی‌که مراحل و حلقه‌های مبارزه با بی‌خانمانی و وظایف نهادهای مختلف و منابع لازم برای انجام وظایف و فرآیند نظارت بر آن‌ها به‌درستی و روشنی تعریف گردد. در انتها چارچوبی برای تنظیم چرخه مبارزه با بی‌خانمانی معرفی شده است که در سیاستگذاری کلان می‌توان از آن استفاده کرد.
تصویر بررسی کارایی سیاست‌های ساماندهی بی‌خانمان‌ها در ایران

رد پای مبارزه با بی‌خانمانی در ایران معاصر را می‌توان در دوره مشروطه و ایجاد انجمن‌های خیرات، دارالایتام و دارالعجزه و نصب صندوق‌های صدقات در آن دوره پی گرفت (نگ. دولت‌آبادی، 1361: 117). اما دولت تا انقلاب مشروطه وظایف عمومی چندانی نداشت و برای اولین بار در قانون بلدیه، مصوب سال 1286 ش. «مراقبت در رفع تکدی و تأسیس دارالمساکین و دارالعجزه و مریضخانه‌ها و امثال آن» به عهده بلدیه گذاشته شد (قانون بلدیه) که در قانون بلدیه سال 1309 شمسی نیز تکرار شد. از دوره پهلوی اول، با ورود دولت در عرصه‌های مختلف، بلدیه نقشی مهم‌تر در این زمینه یافت (شهری‌باف، 1369: 7-586) تا اینکه بعدها ذیل ماده 55 قانون شهرداری‌ها، جلوگیری از گدایی و واداشتن آن‌ها به آموزش و کار و ایجاد نوانخانه و امثالهم جزو وظایف شهرداری تعریف شد (قانون شهرداری، مصوب 1334 ش.).

بعد از انقلاب اسلامی نیز در راستای آرمان‌های انقلاب سازمان بهزیستی، کمیته امداد و بنیاد مستضعفان جزو نهادهایی بودند که با هدف رسیدگی به وضعیت محرومین، مستضعفین، معلولین و نیازمندان تأسیس شدند. اما در سه دهه اخیر، با خرابی‌های ناشی از جنگ و آوارگیِ بسیاری، رشد سریع جمعیت و مهاجرت به شهرها، گسترش نابسامان شهرنشینی، سیاست‌های آزادسازی اقتصادی، افزایش سرسام‌آور هزینه مسکن و اجاره‌بها، بحران‌های اقتصادی و بیکاری، خشک‌سالی و بحران زیست‌محیطی و مهاجرت ناشی از آن، وقوع مسائل و مشکلات خانوادگی، افزایش تحریم‌های بین‌المللی و غیره کشور به شکل جدید و جدی با پدیده ناتوانی افراد در اداره زندگی و بی‌خانمانی مواجه شده است.

اما علیرغم گسترش فقر و بی‌خانمانی طی یک قرن گذشته ازیک‌طرف و گسترش مراکز و نهادهای مختلف مرتبط با فقرا و محرومان از طرف دیگر، مجالس قانون‌گذاری ایران نه‌تنها قانون جامع، که حتی قانون مشخصی نیز در ارتباط با بی‌خانمانی تصویب نشده است. صرفاً تشدید این پدیده‌ها در دهه 1370 باعث شد در اواخر این دهه شورای عالی اداری، قانونی بگذارد، که به‌طور ضمنی می‌توان آن را مربوط به بی‌خانمانی نیز دانست و همچنان همان قانون مبنای عمل در مورد بی‌خانمانی است. اما همان نیز، نه‌تنها هیچ‌گاه به‌درستی و کامل اجرا نشد، بلکه به‌روز هم نشده است.

درحالی‌که بی‌خانمانی و به‌طورکلی فقر در دو دهه پس‌ازاین قانون نه‌فقط، بسیار گسترش‌یافته، بلکه، چهره و ابعاد جدیدی به خود گرفته است که بررسی و تجدیدنظر در این قانون را ضروری می‌سازد، اما طی این سال‌ها تنها یک‌بار در مجلس پیشنهاد تصویب قانون جدید مطرح شد که فاقد ضرورت قلمداد شد. لذا همچنان با خلأهای جدی سیاست‌گذاری و قانونی در این زمینه مواجهیم و باید به بررسی و نقد سیاست‌ها و قانون موجود بپردازیم تا با گسترش بحث در این زمینه، سیاست‌های جدیدی موردتوجه قرار گیرد و در مقاله حاضر می‌کوشیم با مراجعه به مراکزی که بر اساس قوانین موجود شکل‌گرفته‌اند نگاهی به کارایی سیاست‌های فعلی بیندازیم.

برای مطالعه و دریافت متن کامل این مقاله، روی لینک زیر کلیک کنید.

115089
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.