محیط امنیتی و سیاستگذاری خارجی و امنیتی؛ ارائه یک الگوی تحلیلی

با وجود ارتباط وثیق و عمیق بین محیط امنیتی و فرایند سیاستگذاری خارجی و امنیتی، چارچوب روش‌شناختی خاص و مشخصی برای تحلیل و تبیین رابطه میان این دو وجود ندارد. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با طرح این پرسش که چه ارتباطی میان محیط امنیتی یک بازیگر و سیاستگذاری خارجی و امنیتی آن وجود دارد، تلاش کرده است تا ضمن ارائه یک الگوی تحلیلی در این زمینه، چارچوب روش‌شناختی مشخصی برای شناخت محیط‌های امنیتی و ارتباط آن با سیاستگذاری خارجی و امنیتی ارائه کند. فرضیه‌ای که این پژوهش حول آن به بحث و بررسی پرداخته از این قرار است که محیط امنیتی یک بازیگر ورودی و نهاده نظام سیاستگذاری خارجی و امنیتی آن محسوب می‌شود. این ورودی در فراگرد ادراک محیطی و دریافتی که رهبران تصمیم‌گیر از داده‌های محیط امنیتی دارند، پردازش شده و خروجی آن در قالب کنش‌ها و تصمیمات شناخته‌شده‌ای همچون دکترین امنیتی، سیاست امنیتی، راهبرد امنیتی و رویکردهای سیاست خارجی و امنیتی بروز و ظهور می‌یابد. برای تبیین فرضیه فوق از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است.
تصویر محیط امنیتی و سیاستگذاری خارجی و امنیتی؛ ارائه یک الگوی تحلیلی

در مقدمه این مقاله آمده است:

تمامی نظام‌های سیاسی جهان به منافع ملی و امنیت ملی توجه ویژه‌ای دارند و تأمین آن از جمله اساسی‌ترین اهداف و وظایف سیاست خارجی آن‌ها محسوب می‌شود. سیاست خارجی و امنیتی دولت‌ها در خلاء شکل نمی‌گیرد و برخاسته از فرصت‌ها و تهدیدهایی است که در محیط امنیتی آن‌ها شکل می‌گیرد. در واقع، تعریف و تأمین اهداف سیاست خارجی و امنیتی دولت‌ها در گرو شناخت و برآورد دقیق آنان از محیط امنیتی خود و رقبایشان در عرصه بین‌المللی است. ازاین‌رو، به همان میزان که یک برآورد و ارزیابی واقع‌بینانه و به‌روز از محیط امنیتی می‌تواند یک دولت را به تأمین اهداف و منافعش در سیاست خارجی رهنمون سازد، غفلت از آن نیز می‌تواند به قیمت اتخاذ سیاست‌های غیرواقع‌بینانه و بروز مخاطرات سرنوشت‌ساز برای امنیت و موجودیت آن تمام شود.

از آنجا که محیط‌های امنیتی در نتیجه تحولات و رویدادهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و پیشرفت‌های ارتباطی و فناروانه جهانی، محیط‌هایی به‌شدت «متغیر و پویا» هستند، شناخت روزآمد از آن‌ها برای تدوین سیاست‌های واقع‌بینانه و کارآمد امری اجتناب‌ناپذیر است. درست به همین دلیل است که کشورها و عمدتاً قدرت‌های بزرگ هر چند سال یکبار با ارزیابی تغییر و تحولات محیط امنیتی خود، راهبردهای سیاست خارجی و امنیتی‌شان را به‌روزرسانی می‌کنند. با وجود این، چارچوب روش‌شناختی خاص و مشخصی برای تحلیل محیط امنیتی کشورها و ارتباط آن با سیاستگذاری خارجی و امنیتی آن‌ها وجود ندارد و محققان این حوزه از روش‌ها، ابزارها و تئوری‌هایی بهره می‌گیرند که ارتباط روشن و دقیقی با محیط‌شناسی امنیتی و رابطه آن با فرایند سیاستگذاری خارجی ندارند. بنابراین، دغدغه و مساله اساسی این پژوهش بررسی رابطه میان محیط امنیتی و سیاستگذاری خارجی در چارچوب یک الگوی تحلیلی است. در همین راستا، پژوهش حاضر با طرح این پرسش که چه ارتباطی میان محیط امنیتی یک بازیگر و سیاستگذاری خارجی و امنیتی آن وجود دارد به این نتیجه رسیده است که محیط امنیتی یک بازیگر ورودی و نهاده نظام سیاستگذاری خارجی و امنیتی آن محسوب می‌شود که در فراگرد ادراک محیطی و دریافتی که رهبران تصمیم‌گیر از داده‌های آن دارند، پردازش شده و خروجی آن در قالب کنش‌ها و تصمیمات شناخته‌شده‌ای همچون دکترین، سیاست، راهبرد و رویکردهای سیاست خارجی و امنیتی بروز و ظهور می‌یابد.

پژوهش حاضر برای تبیین هر چه بهتر سؤال و فرضیه اصلی خود از سه بخش تشکیل شده است. در بخش نخست مفهوم محیط امنیتی به بحث گذارده شده است. در بخش دوم تلاش شده است الگویی جامع برای مطالعه محیط امنیتی و ابعاد و وجوه مختلف آن ارائه شود. در بخش سوم و پایانی نیز به بحث اصلی یعنی ارتباط محیط امنیتی با نحوه سیاستگذاری خارجی در قالب یک الگوی تحلیلی پرداخته شده است.

برای مطالعه و دریافت متن کامل این پژوهش، روی لینک زیر کلیک کنید.

115349
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.