توانمندسازی محلات غیررسمی شهر با رویکرد هم پیوندی مردم-فضا (مطالعه موردی: محلات اسکان غیررسمی شهر زنجان)

امروزه؛ ابعاد اجتماعی فضای شهری بیش از هر زمان مورد توجه برنامه‌ریزان قرار داشته و یافتن ارتباط بین کیفیت‌های فضایی و مفاهیم اجتماعی از اهمیت زیادی برخوردار بوده است. از این‌رو آبشخور نظری پژوهش حاضر؛ مطلوبیت سنجی هم پیوندی مردم-فضا در سکونتگاه‌های غیررسمی شهر زنجان با رویکرد توانمندسازی آن بوده است.
با عنایت به گستره موضوعی و ابعاد مسأله، هدف پژوهش کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی-تحلیلی و بر رویکرد آینده‌پژوهی استوار بوده است.
نتایج نشان داد توجه به محرکه اجتماعی شرط انکارناپذیر هم‌پیوندی مردم-فضا و توانمندسازی محله‌های اسکان غیررسمی شهر زنجان از این طریق بوده است، از این‌رو با توجه به وجود رابطه معنادار میان شاخص‌های اجتماعی هم‌پیوندی، بی‌توجهی به ظرفیت‌های اجتماعی بالفعل در تمهیدات برنامه‌ریزی و مداخله در این ناحیه، ارتقای کیفیت زندگی و دستیابی به اهداف توسعه پایدار را با مشکلات جدی روبه‌رو خواهد کرد.
تصویر توانمندسازی محلات غیررسمی شهر با رویکرد هم پیوندی مردم-فضا (مطالعه موردی: محلات اسکان غیررسمی شهر زنجان)

در مقدمه این مقاله آمده است:

ساده‌ترین عنصر زندگی مشترک انسانی، کنش اجتماعی است. افراد به برقراری رابطه اجتماعی نیاز ذاتی دارند و به همین دلیل، موقعیت‌هایی را فراهم می‌آورند تا بتوانند رابطه اجتماعی را تجربه کنند. وقوع روابط اجتماعی نیاز به یک مکان و فضای تعریف شده دارد؛ فضائی که بتواند مجموعه‌ای از روابط اجتماعی و فرهنگی را میان گروه‌های خاص و مکان خاص برقرار نماید (کشاورز فضل و همکاران، 1396: 42). با این وجود در هزاره سوم، نادیده انگاری ارزش‌های انسانی (آنتروپوفیلیک) نهفته در فضاهای شهری، بی‌توجهی به ارتقای کیفیت‌های محیطی در فضاهای شهری به رویکرد پیوندگرایی انسان- فضای شهری و تأکید صرف بر ادراکات ذهنی طراحان شهری یا معماران، سبب شکل‌گیری فضاهایی مردم‌گریز در ساختار شهری شده است که توانمندی مورد انتظار را در خلق محیطی پاسخگو و منعطف در برابر رفتارهای شهروندی نداشته است (علیمردانی و همکاران، 1394:5). درحالی‌که باید در نظر داشت وجود فضاهای شهری دارای خصیصه اجتماع‌پذیری، مکمل مهمی در جهت اجتماعی شدن افراد است. علاوه بر این اجتماع‌پذیری فضاهای شهری موجب ارتقاء روحیه همبستگی، رشد فردی، ایجاد و برای همه شهروندان، بدون در نظر گرفتن جنسیت، نژاد، قومیت، سن یا سطح اجتماعی و اقتصادی است (Kurniawati,2012:447). چنین فضاهایی مکان‌هایی هستند که شهروندان و بازدیدکنندگان می‌توانند همچون یکدیگر و با محدودیتی کمتر نسبت به دیگر فضاها، وارد آن شوند (Efroymson et al., 2009, 16). فضاهایی که بتواند اجتماع مردمی را در کلیه ساعات شبانه روز به صورت طولانی‌مدت در خود داشته باشد به عبارت دیگر فضایی دعوت‌کننده باشد. این چنین فضایی در درجه اول امکان برخورد اجتماعی و نتیجتاً ارتباط و تعاملات اجتماعی را به همراه دارد، مشاهده افراد، گفتگو و ... در طول این رابطه به وجود می‌آید و چنین فضایی زمینه‌ساز تجربه‌اندوزی، مبادله احساس و اندیشه و نهایتاً«ارتقاء و کنترل کیفیت منظر شهری است. از طرفی در محیط‌هایی که تعامل اجتماعی قابل توجهی بین ساکنین وجود دارد، میزان جرم و جنایت پایین است (شجاعی و همکاران، 1394: 96).

در این راستا امروزه؛ ابعاد اجتماعی فضای شهری بیش از هر زمان مورد توجه برنامه‌ریزان قرار داشته و یافتن ارتباط بین این مفاهیم که چرا فضاهای شهری نتوانسته‌اند بسترهای لازم برای حضور و سکون مردم را فراهم سازند؟ موجبات ورود مفاهیم اجتماعی ازجمله اجتماع‌پذیری و روح بخشی به حیات مدنی در فضاهای را فراهم ساخته است. چنانکه ویلیام وایت در کتاب زندگی اجتماعی در فضاهای شهری کوچک به دنبال راه‌هایی برای افزایش سرزندگی و حضور مردم در فضاهای شهری بوده و در پروژه «زندگی خیابانی» درون‌مایه اصلی پروژه را زمینه‌های انسان‌شناسی، قوم‌نگاری علمی و مطالعات فرهنگی قرارداد و در نهایت زندگی خیابانی را چنین تعریف نمود که «در آنجا مردم ساعت‌ها با هم حرف می‌زنند یا خداحافظی‌های طولانی دارند» و این باعث رشد رفتارهای شهری می‌شود (وایت، 1980:212). همچنین نوربرگ شولتز از «فضای شهری پذیرایی دیدار» سخن به میان آورده و آن را دارای بنیادی شناختی دانسته که به دلیل عدم تحمیل هرگونه نظام از پیش تعیین شده، عناصر آن می‌تواند پذیرای برخوردهای اجتماعی و تعامل سازنده باشد (نوربرگ شولتز، 2005). به نظر می‌رسد که بسیاری از طراحان و برنامه‌ریزان شهری بر لزوم هم‌پیوندی مردم با فضاهای شهری تأکید داشته و هر یک با بیانی روشن و زاویه دید خود؛ راهی را برای کیفیت اجتماعی فضای شهری پیشنهاد کرده‌اند (بینستوک و همکاران؛2003 به نقل از نصرآبادی و همکاران، 1390:103).

فضاهای شهری با مقیاس‌های گوناگون در شهرهای ایران دوره سنت، محل همبستگی‌های اجتماعی بودند اما با دگرگونی سازمان فضایی شهر در دوره مدرن این فضاها از بار اجتماعی خود تهی گشتند و اینک در شهرها عرصه‌ای برای زندگی جمعی پیش‌بینی نمی‌شود و حیات مدنی بخشی از کاربری‌های یک شهر به حساب نمی‌آید (Mansouri,2010:34) تداوم چنین کیفیت حاکم بر شهر و شهرنشینی معاصر، نشانگر نامطلوب بودن هم‌پیوند مردم - فضا در دستیازی به فضای زیستی مطلوب در شهرهای ایران به طور اعم و شهر زنجان به طور اخص بوده است. بنابراین ضرورت و اهمیت بحث هم‌پیوندی مردم - فضا جهت دستیابی به فضای زیستی مطلوب در شهر زنجان بیش از پیش احساس می‌گردد و روشن‌تر شدن وظائف و التزامات اجتماعی در کلیت فعالیت و عملکرد فضا، حمایت بیشتر بهره‌برداران فضا از یکدیگر، ازخودبیگانگی کمتر و زمینه‌ساز شدن برای توسعه دوستی‌ها و روابط روزمره و .... از تأثیرات اجتماع‌پذیری و هم‌پیوندی مردم – فضا در سطح این سکونتگاه سرزمینی خواهد بود. با این رویکرد آبشخور نظری پژوهش حاضر بر این امر استوار است که پیشران‌های مؤثر برای رسیدن به هم‌پیوندی مردم - فضا به‌منظور سامان بخشیدن به فضای زیستی سکونتگاه‌های غیررسمی شهر زنجان کدامند؟ در راستای مسأله فوق، هدف اصلی پژوهش بر این است تا نوع عوامل و پیشران‌های مؤثر بر زایش هم‌پیوندی مردم- فضا را شناسایی و نحوه همنشستی و همساختی این عامل‌ها را در راستای ارتقاء کیفی فضای شهری مورد سنجش تجربی قرار دهد.

برای مطالعه و دریافت متن کامل این پژوهش، روی لینک زیر کلیک کنید.

115353
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.