تبیین رفتار انتخاباتی شهروندان اصفهانی با تأکید بر مدل کلمبیا و میشیگان (مورد مطالعه پنجمین دوره انتخابات شورای شهر 1396)

رأی‌دهنده‌ای را تصور کنید که می‌خواهد میان دو یا چند نامزد انتخاباتی به یکی از نامزدها رأی دهد. پرسشی که برای پژوهشگران اهمیت دارد این است که او بر چه اساسی تصمیم می‌گیرد و به کدام یک از نامزدها رأی می‌دهد. برای پاسخ به این پرسش که رفتار رأی‌دهی شهروندان اصفهانی بر چه اساسی شکل می‌گیرد، سه مدل اصلی رأی‌دهی شامل: مکتب کلمبیا (مدل طبقاتی)، مدل میشیگان (هویت حزبی) و مدل داونزی (انتخاب عقلانی) مورد بررسی قرار گرفتند. اگرچه در ایران طبقات اجتماعی معینی با تعریف امروزی وجود ندارد و به همین دلیل احزاب طبقه محور نیز شکل نگرفته‌اند اما پژوهش حاضر نشان می‌دهد که برخلاف گذشته، رفتار انتخاباتی شهروندان آهسته‌آهسته رنگ و لعاب طبقاتی گرفته است و میان ترجیحات رأی‌دهی آن‌ها و پایگاه طبقاتی‌شان تا حدودی هارمونی وجود دارد. بررسی حاضر نشان می‌دهد وجه غالب الگوی رفتار انتخاباتی شهروندان اصفهانی در پنجمین دور از انتخابات شورای اسلامی شهر با توجه به مدل میشیگان که معتقد است شاخص IPP (طبقه اجتماعی و محل سکونت شهری) از طریق متغیر مهمی با عنوان «هویت حزبی – جناحی» بر رفتار انتخاباتی تأثیر می‌گذارد، مورد تأیید واقع شده است.
این پژوهش با رویکردی علّی-تحلیلی به بررسی جامعه‌شناختی رفتار انتخاباتی شهروندان اصفهانی پرداخته است. داده‌های این پژوهش از آمار و اطلاعات وزارت کشور در مورد انتخابات پنجمین دوره شورای شهر اصفهان گرفته شده است. همچنین از تکنیک جبر بولی در تحلیل تطبیقی استفاده شده است. نتایج تحلیل بولی نشان می‌دهد که رشد‌یافته‌ترین مناطق شهری اصفهان 4،6،13،3،1،5 و 8 که بالاترین میزان تحصیلات، درآمد و برخورداری از زیرساخت‌های فرهنگی را دارند بیشترین رأی خود را به اصلاح‌طلبان داده‌اند (نسبت 5 به 1) و هر اندازه به مرکز شهر و پایین‌شهر که مناطق محروم‌تر هستند حرکت می‌کنیم نسبت آرای اصلاح‌طلبان کاهش یافته است. از مجموع 144 محله در 11 منطقه مورد بررسی 84 محله برخوردار وجود دارد که اکثریت آرای ساکنان این محلات به اصلاح‌طلبان اختصاص یافته است.
تصویر تبیین رفتار انتخاباتی شهروندان اصفهانی با تأکید بر مدل کلمبیا و میشیگان  (مورد مطالعه پنجمین دوره انتخابات شورای شهر 1396)

در مقدمه این مقاله آمده است:

رفتار انتخاباتی کنشی اجتماعی است که نمی‌توان آن را بیرون از بافت اجتماعی‌اش در نظر گرفت. رفتار انتخاباتی به عنوان نوعی کنش سیاسی عبارت است از، کنشی که مردم در انتخابات و رأی دادن انتخاباتی با تأثیرپذیری از عوامل مختلف از خود نشان می‌دهند. از دهه 70 خورشیدی به بعد به جهت رشد اقتصادی، رشد بیشتر شهرنشینی، گسترش آموزش و افزایش سطح سواد، گسترش دستگاه بروکراسی و توسعه نشر و انتشارات طبقه متوسط ایرانی نیز فربه‌تر شد (میرترابی و میر عباسی، 1393: 157). از این دوره به بعد و با افزایش درآمد و تحصیلات بخشی از جامعه و تقویت طبقه متوسط، عامل طبقاتی نقش مهمی در تعیین رفتار انتخاباتی شهروندان ایفا کرده است.

نتایج پنجمین دور از انتخابات شورای شهر اصفهان نشان می‌دهد که خاستگاه طبقاتی رأی‌دهندگان و توجه آن‌ها به هویت حزبی – جناحی نامزدها بسیار پر رنگ بوده است. دو جناح عمده سیاسی کشور در شهر اصفهان حول دو لیست اصلی در این دور از انتخابات با یکدیگر به رقابت پرداختند؛ لیست امید و لیست مجمع اصولگرایان، البته لیست‌های دیگری هم از میان آن‌ها شکل گرفت که مهم‌ترین آن لیست نجبا (نبوغ جمعی، باور انقلابی) بود که هر یک به ترتیب بیشترین میزان آرای این دور از انتخابات را به خود اختصاص دادند. لیست امید اصلاح‌طلبان توانست با میانگین 137 هزار و 565 رأی، بالاترین رأی را بیاورد و همه 13 نفر آن وارد شورای شهر اصفهان شوند. مجمع اصولگرایان با میانگین 55 هزار و 301 رأی و نجبا با میانگین 36 هزار و 436 رأی به ترتیب پس از لیست امید تقریباً چهل نفر نخست رأی آورندگان شدند (استانداری اصفهان،1396). به طور قطع در هیچ دور از انتخابات شورای شهر اصفهان تا این میزان رأی مردم مبتنی بر جناح‌بندی‌های سیاسی نبود. در این دور از انتخابات، به غیر از دو سه مورد مستقل، تمام چهل رأی اول مردم متعلق به دو جناح اصلی انتخابات بودند.

طبقه اجتماعی در جهت‌دهی انتخابات‌ها نقش مهمی دارد. هنگامی‌که وضعیت اقتصادی نامناسبی وجود دارد، طبقات پایین اجتماعی نسبت به طبقات دیگر آسیب‌های بیشتری می‌خورند به همین خاطر تمایل آن‌ها به رأی دادن به حزب مخالف برای تنبیه حزب حاکم بیشتر می‌شود. اینگلهارت (1977) نیز بر اساس نظریه سلسله‌مراتب مازلو عنوان می‌کند که طبقات پایین در سطوح پایین‌تر سلسله‌مراتب یعنی در سطح اقتصادی قرار دارند و این امر باعث می‌شود که عوامل اقتصادی نقش مهم‌تری در تبیین رفتار انتخاباتی آن‌ها داشته باشد. در مقابل، طبقات متوسط و بالا بیشتر دغدغه‌های فرهنگی دارند و به همین دلیل مطالبات فرهنگی بیشتری را دنبال می‌کنند. پایگاه اجتماعی در ایران به ویژه طبقه متوسط بر پایه متغیرهای عمده‌ای قرار دارد که لزوماً با برداشت مارکسیستی و تقلیل آن به متغیر اقتصادی انطباق ندارد (بحرانی، 1389: 272). دیدگاه چندبعدی ماکس وبر نسبت به طبقه اجتماعی با توجه به متغیرهای منزلت و پرستیژ همخوانی بیشتری با واقعیت موجود جامعه ما دارد. بررسی‌ها نشان می‌دهد در اصفهان دو سوم طبقات اجتماعی متوسط و متوسط به بالا هستند (تحلیلی بر میزان برخورداری فرهنگی اجتماعی محلات شهر اصفهان،1395). اصلاح‌طلبان نیز در این دور از انتخابات توانستند بیشترین آرای خود را از همین مناطق و پایگاه اجتماعی به دست آورند و به همین دلیل بررسی جامعه‌شناختی و طبقاتی این رفتار اهمیت زیادی دارد.

کمبود آمار و اطلاعات، ناتوانی در انجام پیمایش‌های گسترده توسط مراکز علمی و دانشگاهی، و انحصار آمار در دست نهادهای دولتی، سبب شده تا شناخت عمیقی از رفتار انتخاباتی مردم جامعه خود نداشته باشیم.

از سویی، کارهای انجام شده هم بیشتر جنبه ژورنالیستی و یا ایدئولوژیک دارد و همه این دلایل منجر شده که شناخت واقع‌گرایانه‌ای از رفتار انتخاباتی جامعه آنچنان که باید، صورت نگرفته باشد. پرسشی که برای پژوهشگران اهمیت دارد این است که افراد بر چه اساسی تصمیم می‌گیرند و سرانجام به کدام یک از نامزدها رأی می‌دهند. در پاسخ به چنین پرسشی، مدل‌های مختلف تبیین‌کننده رفتار انتخاباتی افراد معرفی شده‌اند. هدف این پژوهش پاسخ به همین پرسش محوری است که رأی‌دهندگان اصفهانی در انتخابات شورای شهر 1396 بر چه اساسی تصمیم گرفتند و به چه کسانی رأی دادند؟ چه ترکیب‌هایی از عوامل اجتماعی- اقتصادی موجب این نوع رفتار انتخاباتی شد و از میان این الگوهای علی، کدام یک نقش تبیین‌کنندگی بیشتری دارد. همچنین این پرسش مطرح است که؛ پایگاه اجتماعی افراد با توجه به منابعی همچون درآمد، شغل و تحصیلات چه نقشی در انتخاب نامزدها و لیست‌های انتخاباتی جناح‌های مختلف دارد.

برای مطالعه و دریافت متن کامل این پژوهش، روی لینک زیر کلیک کنید.

115356
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.