بررسی جامعه‌شناختی خودکشی مسئولان در کره جنوبی

چرا چشم‌بادامی‌ها خودکشی می‌کنند؟

چرا خودکشی مقامات در این کره جنوبی امری شایع است؟ چه چیزی باعث می‌شود که مسئولانی که دچار لغزش می‌شوند درنهایت تصمیم به پایان زندگی خود بگیرند؟ شاید بتوان پاسخ این سؤال را در مطالعات جامعه‌شناختی امیل دورکیم در باب خودکشی و فلسفه کنفوسیوس یافت.

دانشگاه اصفهان

دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی سیاسی

تصویر چرا چشم‌بادامی‌ها خودکشی می‌کنند؟

جسد شهردار سئول در تپه‌ای جنگلی در شمال این شهر کشف شد. بنا به گفته رسانه‌ها مرگ شهردار پایتخت کره جنوبی درست چند روز پس از شکایت یکی از منشیان سابق او در خصوص سوءاستفاده جنسی و انجام تحقیقات پلیس رخ داد.

- «روح هوچان» یکی از نمایندگان پارلمان کره جنوبی که به مدت سه دوره سابقه نمایندگی داشت پس از اینکه ماجرای رشوه گرفتنش از یک وبلاگ نویس افشا شد دست به خودکشی زد.

-«رو مو هیون» رئیس‌جمهور پیشین کره جنوبی درحالی‌که در سال ۲۰۰۹ به دلیل فساد مالی مورد پیگرد قانونی قرار گرفته بود، خود را از بالای صخره‌ای به پایین پرت کرد و کشته شد.

- رئیس بانک پس‌انداز کره جنوبی خودکشی کرد. گفته می‌شود این اتفاق پس از آن رخ داد که مأموران دادستانی برای بازداشت او و برخی مسئولان این بانک که به تخلفات مالی متهم بودند، سرزده وارد اداره مرکزی این بانک در سئول شدند.

به‌راستی چرا هر از گاهی خبرهایی از این دست از کشور کره جنوبی به تیتر یک اخبار جهان تبدیل می‌شود؟ چرا خودکشی مقامات در این کشور امری شایع است؟ چه چیزی باعث می‌شود که مسئولانی که دچار لغزش می‌شوند درنهایت تصمیم به پایان زندگی خود بگیرند؟ شاید بتوان پاسخ این سؤال را در مطالعات جامعه‌شناختی امیل دورکیم در باب خودکشی و فلسفه کنفوسیوس یافت.

خودکشی از دید امیل دورکیم

امیل دورکیم در اواخر قرن نوزدهم با توجه به مدرنیزاسیون، صنعتی شدن، افزایش شهرنشینی و عواقب ناشی از آنها به بررسی پدیده خودکشی در اروپا پرداخت اما با کمی دقت به‌خوبی می‌توان دریافت که الگوی ترسیم شده توسط وی نه‌تنها برای اروپای قرن نوزدهم بلکه برای زمان حاضر و بسیاری دیگر از جوامع هم قابل استفاده و استناد است. امیل دورکیم در بررسی‌های خود در باب خودکشی این پدیده را از دید جامعه‌شناختی بررسی کرد چراکه باوجودی که خودکشی اقدامی فردی است اما ریشه در مسائل و مشکلات اجتماعی دارد. وی در این بررسی‌ها با قرار دادن پدیده خودکشی به‌عنوان متغیر وابسته دو عامل همبستگی اجتماعی و هنجار را به‌عنوان متغیر مستقل در نظر گرفت. بر این اساس وی چهار نوع خودکشی را از یکدیگر متمایز می‌کند:

1- خودکشی خودخواهانه ( Egoistic):در این نوع خودکشی همبستگی فرد با جامعه بسیار ضعیف است. این نوع از خودکشی حاصل احساس تنهایی، انزوا و عدم داشتن پشتیبان است.

دورکیم این نوع خودکشی را خاص جوامع و اجتماعاتی می‌داند که دارای فلسفه و سنت فردگرایی، استقلال‌طلبی افراد، خوداتکایی و خودکفایی می‌باشند. در این جوامع افراد شدیداً به اراده خود وابسته‌اند و رفتار خود را بنا به میل شخصی‌شان تنظیم می‌کنند و ارزش‌های حاکم بر جامعه در انتخاب آن‌ها تأثیری ندارد البته این میزان فردگرایی بسته به جوامع متفاوت، تغییر می‌کند.(1)

2- خودکشی دگردوستانه ( Altruistic):این نوع قربانی کردن خود نقطه مقابل خودکشی خودخواهانه است، چراکه ناشی از احساس همبستگی بسیار زیاد بین افراد جامعه است. یعنی فرد وابستگی بسیار زیادی به جامعه داشته و خودکشی را نوعی خدمت برای پیشبرد اهداف کل جامعه تصور می‌کند. این نوع خودکشی در دو حالت بروز پیدا می‌کند. 1- زمانی که فرد احساس کند با قربانی کردن خود می‌تواند خدمتی به اجتماع کند؛ مانند فردی که برای حفظ وطن به جنگ می‌رود و کشته می‌شود.2- زمانی که فرد خود را عامل خسارت اجتماعی و یا باعث خدشه‌دار شدن احساسات سایرین بداند. به‌عنوان‌مثال می‌توان از خودکشی معاون مدرسه‌ای در کره جنوبی یادکرد که عده زیادی از دانش‌آموزانش در یک اردوی دریایی براثر غرق شدن کشتی جان خود را از دست دادند.

3- خودکشی آنومیک (Anomic): این نوع خودکشی زمانی رخ می‌دهد که هنجارها و قوانین اجتماعی قدرت خود را از دست داده و نتوانند جلوی لجام گسیختگی تمایلات انسانی را بگیرند. حاصل این لجام گسیختگی نامحدود شدن تمایلات و ارضا نشدن آن‌ها به واسطه منابع موجود است. به این ترتیب نوعی عدم توازن میان تمایلات و منابع تأمین آن‌ها ایجاد می‌شود که منجر به کشمکش‌های درونی و در نهایت خودکشی می‌شود.

4-خودکشی تقدیرگرایانه) (Fatalistic:این نوع خودکشی نوعی واکنش به هنجارها و قوانین سخت می‌باشد.

این خودکشی نوعی عکس‌العمل به بازبینی، کنترل و تنظیم اجتماعی جامعه است زمانی که جامعه به حد مفرط و شدیدی دست به ایجاد نظمی دستوری می‌زند و فرد به‌شدت تحت انقیاد و تقلید اجتماعی قرار دارد و هر چیزی تحدید شده، کنترل شده، منظم، خشک و بی‌روح است. در این مواقع حق گزینش از افراد سلب شده و فرد تحت شرایط اجباری، نمی‌تواند اهداف و راه‌های رسیدن به آن‌ها را فراهم کند و سرانجام به قضا و قدر تن می‌دهد. (2)

تأثیر فلسفه کنفوسیوس بر خودکشی دگرخواهانه در کره

در دهه‌های اخیر آمار خودکشی در کره جنوبی به‌شدت افزایش یافته است. در بین کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، این کشور با رقم 24.7 درصد بیشترین نرخ خودکشی را به خود اختصاص داده است.(3)

باید دقت داشت که نمی‌توان یک عامل را به‌عنوان علت قطعی و مشترک خودکشی در میان اقشار و نسل های مختلف مردم در این کشور در نظر گرفت. مدرنیزاسیون و صنعتی شدن سریع جامعه و فشارهای ناشی از آن از جمله علل این پدیده در کشور کره جنوبی محسوب می‌شود؛ اما اگر بخواهیم به طور ویژه به علل خودکشی مسئولان و دولتمردان در این کشور بپردازیم باید همبستگی اجتماعی و روحیه جمعی و همچنین فرهنگ ایثار جان را از مهم‌ترین دلایل بروز این پدیده بدانیم.

امروزه بسیاری از جوامع تحت تأثیر فرهنگ و فلسفه‌های غربی قرارگرفته‌اند اما وقتی به عمق زندگی و اندیشه‌های آن‌ها دقت شود هنوز رگه‌هایی از فرهنگ بومی را می توان یافت که رفتار و کردارشان را تحت تأثیر قرار داده و در بسیاری از مواقع چراغ راهشان می‌شود. در کره جنوبی هم زندگی فردی و اجتماعی مردم تحت تأثیر کنفوسیوسیسم قرار دارد. این مکتب از سال 1392 تا 1910 یعنی در دوره سلسله چوسان ایدئولوژی سیاسی و اجتماعی رسمی کره بود و تا امروز نیز به نحوی با فرهنگ و زندگی مردم چین گره خورده است. این فلسفه از دو جهت از جمله مهم‌ترین عوامل مؤثر در خودکشی دگرخواهانه آن دسته از مسئولانی که دچار رسوایی شده‌اند، می‌باشد: 1- تأکید این مکتب بر اخلاق و ایثار جان در راه آن 2- تأثیر این مکتب بر همبستگی اجتماعی مردم.

ایثار جان: تأکید مکتب کنفوسیوس بر وفاداری، ازخودگذشتگی و افتخار سبب شده تا پیروان به رفتارهایی چون ایثار جان تشویق شوند.(4) کنفوسیوس خودکشی را نوعی شورش علیه اتوریته والدین می‌داند و آن را مذموم می‌شمارد اما به خودکشی دگرخواهانه با دید مثبت می‌نگرد چراکه آن را باعث حفاظت از احترام، کمال و وقار فرد می‌داند.(5)

خودکشی دگردوستانه در کره درست شبیه هاراکری یا سپّوکو در میان سامورایی‌های ژاپن تا حد زیادی تحت تأثیر فلسفه کنفوسیوس و هر دو نوعی مرگ شرافتمندانه و همراه با ایثار و احساس مسئولیت در قبال جامعه هستند. مکتب کنفوسیوس به تربیت اخلاقی فرد و جامعه تأکید بسیار زیادی دارد و معتقد است فردی که مطابق اصول اخلاقی پرورش یافته است، می‌داند که چطور اخلاقی زندگی کند و این درنهایت باعث ایجاد جامعه‌ای امن و رو به ترقی می‌شود. درست به همین دلیل درحالی‌که دیدی منفی نسبت به خودکشی دارد، خودکشی در راه اهداف اخلاقی را مثبت ارزیابی می‌کند.

همبستگی اجتماعی: جامعه کره به‌واسطه تأثیر آموزه‌های کنفوسیوس در باب احترام و حمایت متقابل افراد جامعه از یکدیگر، دارای نوعی همبستگی اجتماعی بسیار قوی است. یکی از نمودهای تاریخی این همبستگی را می‌توان در بحران اقتصادی سال 1997 سئول دید. با وقوع این بحران عده زیادی از مردم داوطلبانه در حرکتی به نام «کمپین ملی طلا» شرکت کرده و به کمک دولت آمدند. در کمتر از سه ماه تا مارس 1998 بیش از سه میلیون و پانصد هزار نفر از مردم طلاهای خود را واگذار کردند که حاصل آن جمع‌آوری 227 تن طلا به ارزش حدوداً 3 میلیارد دلار بود که بابت بدهی این کشور به صندوق بین‌المللی پول تحویل داده شد. همبستگی کره‌ای‌ها باعث شد وام 58 میلیارد دلاری در اوت 2001، یعنی 3 سال پیش از موعد پرداخت شود.

انسـانیت هـدف والای جامعـۀ مطلـوب کنفوســیوس بـود. در این مکتب تحقـق انسانیت در جامعه مستلزم عشق و احترام متقابل انسان‌ها بـه یکـدیگر- و درنتیجه تقویت همبستگی- و همچنین حس شرم در انسان‌ها است. در فرهنگ کنفوسیوس شرم به‌جای قانون تضمین سلامت جامعه را به عهده دارد.

درست به همین دلیل است که وقتی در کره مسئولی دست به اقدامی می‌زند که خلاف قوانین و یا به ضرر عموم است پس از افشای این عمل، نه از ترس قانون که بدون شک قانون جزایی بسیار سبک‌تر از مرگ برای آن‌ها در نظر می‌گیرد بلکه به خاطر شرم و به‌عنوان پوزش بابت بی‌احترامی به جامعه دست به خودکشی می‌زند. گاهی نیز ترس از طرد شدن از جامعه فرد را به‌سوی خودکشی هدایت می‌کند. این احساس ترس از عدم پذیرش مجدد از سوی جامعه یا شرم و عذاب وجدان و درنهایت چشم‌پوشی از هستی خود به نفع جامعه، ناشی از همبستگی قوی اجتماعی است.

همچنین تحت تأثیر همین مکتب، زندگی خانوادگی در فرهنگ مردم کره جنوبی اهمیت بسیار زیادی دارد به همین دلیل وقتی مسئولی دچار رسوایی می‌شود و شرف و آبروی خانوادگی او در معرض خطر قرار می‌گیرد برای اعاده حیثیت از خانواده دست به خودکشی می‌زند تا به این وسیله بار خود را از دوش خانواده بردارد. بر همین اساس در حادثه اخیر خودکشی شهردار سئول، وی پیش از مرگ در نامه‌ای از خانواده خود عذرخواهی کرده بود.

جمع‌بندی: آنچه باعث رواج خودکشی دگرخواهانه در کره جنوبی شده است میراث فرهنگی کنفوسیوس برای مردم این کشور است. آئین کنفوسیوس با تحکیم همبستگی اجتماعی و تکریم روحیه ایثار جان درراه اخلاق باعث شده است که مردم این کشور منافع گروهی و جمعی را به منافع فردی خود ترجیح داده و در صورت بروز رسوایی از ترس طرد شدن و همچنین از شدت شرم بابت خیانت به جامعه و اخلاق و همچنین سرافکنده کردن خانواده دست به خودکشی بزنند.

منابع

1- ملاحظاتی در باب نظریه خودکشی دورکهایم، محسنی تبریزی، علیرضا،1373، تهران، نامه علوم اجتماعی، شماره 7، جلد 3، ص 131-132.

2- جامعه‌شناسی انحرافات و مسائل جمعیتی ایران، شیخاوندی، داور،1384، تهران، انتشارات قطره، ص 70.

3-World suicide rates by country,2020, access in: https://www.washingtonpost.com/wp-srv/world/suiciderate.html
4-Stress and Suicide in Japan, Mamoura,Iga and KS, Adam, 1980, Transcultural Psychiatry, p 243–244.

5- Suicide and culture, Colucci, Erminia and Lester,David,2013,Toronto,Hogrefe publishing, p 242.

125370
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.

نظرات شما ( 3 نظر )

دوست
یکشنبه 12 مرداد 139919:24
احسنت،بسیار عالی با آرزوی موفقیت روز افزون خانم دکتر😍😍😍
( 0 ) ( 0 )
مرضیه حدادی
یکشنبه 12 مرداد 139913:10
با توجه به نظریه جامعه شناختی امیل دورکیم،خیلی زیبا به تبیین خودکشی مقامات ژاپنی پرداخته شده است.
( 0 ) ( 0 )
آزاده
یکشنبه 12 مرداد 139911:30
بسیار جامع و عالی
( 0 ) ( 0 )