آسیب‌شناسی ساختاری مؤسسات آموزش عالی غیرانتفاعی مازندران

هدف پژوهش حاضر آسیب‌شناسی ساختار مؤسسات آموزش عالی غیرانتفاعی مازندران در ابعاد رسمیت، تمرکز و پیچیدگی بود. در این پژوهش که کیفی و کاربردی است، داده‌ها به روش پیمایشی و میدانی جمع‌آوری شده است. بدین منظور تعداد نه نفر از اعضای هیئت مؤسس، امنا و صاحب‌نظران آموزش عالی غیرانتفاعی به روش نمونه‌گیری هدفمند در دسترس تا مرز اشباع نظری انتخاب و مورد مصاحبه نیمه ساختارمند قرار گرفتند. داده‌های حاصل از مصاحبه‌ها با استفاده از روش تحلیل مضمون تجزیه‌وتحلیل و کدگذاری شدند. روایی پژوهش با تطبیق توسط مصاحبه‌شوندگان و بررسی همکار تعیین شد. همچنین پایایی با روش پایایی آزمون (شاخص ثابت) محاسبه شد. در نهایت 263گویه مشخص از سوی مشارکت‌کنندگان مطرح شد. آن‌ها در قالب سه مؤلفه اصلی یعنی رسمیت، تمرکز و پیچیدگی گنجانده شدند. مصاحبه‌شوندگان در مؤلفه اصلی رسمیت، بیشترین اهمیت را به مضمون وجود قوانین و مقررات در زمینه‌های مختلف در مؤسسات غیرانتفاعی و در مؤلفه اصلی تمرکز، بیشترین اهمیت را با 50 بار تکرار به جایگاه خصوصی‌سازی آموزش عالی در ایران دادند. در مؤلفه پیچیدگی نیز بیشترین اهمیت را با 29 بار تکرار به نقش و تأثیر هیات‌موسس و هیات‌امنا در امور این مؤسسات دادند.
تصویر آسیب‌شناسی ساختاری مؤسسات آموزش عالی غیرانتفاعی مازندران

در مقدمه این مقاله آمده است:

تقاضای سیری‌ناپذیر اجتماعی برای تحصیلات عالیه، دولت را بر آن داشت تا نسبت به تأسیس دانشگاه‌های غیردولتی غیرانتفاعی همت نماید. سرمایه‌گذاری در آموزش عالی یکی از اساسی‌ترین راه‌ها برای دستیابی به توسعه اقتصادی ـ اجتماعی است (آل آقا و همکاران، 1387). توسعه هر کشور بستگی به وضعیت تحصیلات عالی دارد (ورما، 2017). خانواده‌ها نیز بر این اساس فرزندان خود را ترغیب به تحصیل در دانشگاه می‌نمودند به طوری که عمادزاده، مصطفی (1391، ص.194) می‌گوید این امر باعث افزایش تقاضاهای اجتماعی برای تحصیلات عالیه شد.

خصوصی‌سازی یکی از اصلی‌ترین روندهای جهانی آموزش عالی است (هولزهاکر و دیگران، 2009). از دانشگاه‌های خصوصی در بسیاری از کشورهای خارجی نیز استقبال شده است. البته سهم آموزش عالی خصوصی در همه این کشورها یکسان نیست. در لهستان، رومانی، مولداوی و لتونی، این سهم بیش از بیست درصد است. در کشورهایی مثل جمهوری چک، اسلواکی، کرواسی و اسلوونی کمتر از چهار درصد است و آلبانی هم در این فهرست قرار دارد (ولز و سدلاک، 2007). عوامل متعددی باعث گسترش آموزش عالی خصوصی در کشورها می‌گردد. در کشورهایی مثل ایران، همان‌طور که گفته شد، تقاضای اجتماعی و سیاست دولت برای ارتقاء سطح دانش مردم، سبب این امر شد. در بعضی از کشورها اهداف اقتصادی دولت‌ها و حتی نیات سیاسی و عوامل فرهنگی باعث این گسترش شده است. لوی (2013) نیز بر این عوامل تأکید دارد. در آلمان مؤسسات آموزش عالی خصوصی اغلب در رابطه با سازمان‌دهی مجدد بخش عمومی آموزش عالی مورد بحث قرار می‌گیرند و فقط مؤسسات خصوصی مجاز هستند که هزینه‌های تحصیلات عالی را دریافت کنند. آموزش در این مؤسسات با گروه‌های کوچک، خدمات دانشجویی عالی و کیفیت و دسترسی به کتابخانه‌ها و امکانات دیگر ترجیح داده می‌شود (زیگل و استانک، 2007). آمارال و ماگالهاس (2002) می‌گویند: «کاهش سرمایه‌گذاری دولتی و پیشنهاد برای تغییر روش مدیریت عمومی و رقابت بین دانشگاه‌ها سبب بروز اصلاحاتی در دانشگاه‌ها شد. این کار باعث رشد سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در دانشگاه‌ها شد. هرچند دولت کنترل تحصیلات عالی را رها نکرده است ولی دولت به نقش حمایت‌کننده تبدیل شده است. دولت دانشگاه‌ها را تشویق می‌کند تا از طریق یک رویکرد غیرمستقیم ابتکاری امور خود را به پیش ببرند». درنتیجه به کارایی و کارایی در هدف با توجه به تغییرات در تقاضای اجتماعی دست یابند (گودگ‌بور و همکاران، 1994).

مشاهده می‌شود که در همه نقاط جهان، یکی از نکاتی که باعث محدود شدن عملکرد و کیفیت آموزش عالی دولتی بوده است، مساله کمبود منابع مالی بود (نادری،1388، ص.130). آل‌آقا و همکاران (1387)، جمشیدی و همکاران، (1392) و اسدی (1392) تنوع‌بخشی را عامل رشد آموزش عالی خصوصی دانسته و مهرعلی‌زاده (1393) خصوصی‌سازی آموزش عالی را یک استراتژی سیاسی تلقی نموده است. تسنیمی و سجادی (1380) عملکرد نادرست نهادهای دولتی آموزشی را سبب رشد آموزش عالی خصوصی دانسته‌اند. نفیسی (1380) وجود غیرانتفاعی‌ها را برای کاهش تقاضای اجتماعی ضروری دانسته است. صالحی‌عمران و همکاران (1390) از جوانان متقاضی دانشگاه خصوصی با هزینه شخصی صحبت به میان آورده است. در چنین شرایطی گسترش سریع خصوصی‌سازی در سیستم‌های آموزش-عالی جهان و تنوع رو به رشد اشکال و شیوه‌های آن، مجموعه‌ای از سؤالات پیچیده را برای محققان، متخصصان و سیاست‌گذاران در زمینه آموزش فراهم می‌کند. آراسته (1383) از یکسان بودن ساختار مؤسسات آموزش عالی خصوصی و دولتی می‌گوید و معتقد است آموزش عالی ایران برگرفته از نظامی متمرکز است و ساختار متمرکز پاسخگوی محیط پیچیده نخواهد بود. آیا دولت یا سایر مقامات آموزشی باید در تنظیم فرایندهای خصوصی دخیل باشند؟ اگر چنین است تا چه میزان این مشارکت موجه است؟ آیا دولت خصوصی‌سازی را در آموزش عالی تشویق یا تضعیف می‌کند؟ آیا باید برخی از اشکال خصوصی‌سازی را پشتیبانی و توسعه دیگران را محدود کند؟ (هولزهاکر و همکاران، 2009) این موضوع بیانگر آن است که در بعضی از کشورهای جهان مشکلات ساختاری مشابه آموزش عالی خصوصی ایران وجود دارد. با این توضیحات، هدف این مطالعه شناسایی آسیب‌های ساختاری مؤسسات آموزش عالی غیرانتفاعی- غیردولتی مازندران و مشخصاً پاسخ به این سؤالات است:1-آسیب‌های مربوط به رسمیت کدامند؟2-آسیب‌های مربوط به‌ تمرکز کدامند؟3-آسیب‌های مربوط به پیچیدگی کدامند؟

برای مطالعه و دریافت متن کامل این مقاله، روی لینک زیر کلیک کنید.

125464
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.