نقش فناوری خوشه‌بندی صنایع در رفتار زیستی و توسعه پایدار با رویکرد مدیریت منابع انسانی سبز و نوگرایی سبز

فناوری خوشه‌بندی، رویکردی نوآورانه جهت مدیریت بهتر محیط‌زیست و توسعه پایدار است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی فناوری خوشه‌بندی، بر توسعه پایدار با در نظر گرفتن متغیرهای میانجی و تعدیل‌گر است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی، از لحاظ ماهیت و روش، توصیفی- پیمایشی از نوع همبستگی است. برای تست فرضیات، از پرسش‌نامه 35 سؤالی طبق طیف 5 گزینه‌ای لیکرت، استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، شامل کارکنان بیش از 60 واحد خوشه صنعتی ادوات کشاورزی نگارخاتون واقع در شهرستان فامنین در استان همدان به تعداد 600 نفر است. حجم نمونه 234 نفر، که بر اساس جدول کرجسی و مورگان به روش طبقه‌ای نسبی انتخاب شده است. پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه و به منظور بررسی اعتبار سازه با استفاده از نرم‌افزار Lisrel از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. به منظور تجزیه‌وتحلیل یافته‌ها از مدل تحلیل مسیر و برای تحلیل متغیر میانجی آزمون سوبل و برای تحلیل متغیر تعدیل‌گر از روش آزمون رگرسیون چندگانه تعدیل‌شده، استفاده شد. نتایج نشان داد، خوشه و ویژگی‌های شخصیتی، رفتاری، فردی و سازمانی می‌توانند بر عملکرد محیط‌زیست و توسعه پایدار به طور مستقیم و غیرمستقیم، تأثیر مثبت و معنی‌داری بگذارند. نتایج متغیر میانجی و تعدیل‌گر، نشان داد، مدیریت منابع انسانی سبز، تعهد سازمانی، رفتار سازگاربامحیط‌زیست و عملکرد محیط‌زیست نقش متغیر میانجی و نوگرایی سبز نقش متغیر تعدیل‌گر را در ارتباط بین متغیرهای دیگر، ایفا می‌کنند.
تصویر نقش فناوری خوشه‌بندی صنایع در رفتار زیستی و توسعه پایدار با رویکرد مدیریت منابع انسانی سبز و نوگرایی سبز

در مقدمه این مقاله آمده است:

توسعه پایدار یکی از مباحثی است که امروزه تأکید زیادی بر آن شده است. اگر سیاستگذاران بخواهند توسعه پایدار را دنبال کنند، می‌بایست صنایع کوچک ‌ و متوسط را مورد توجه قرار دهند؛ زیرا مسئول بخش عمده‌ای از تأثیرات محیط‌زیستی در کسب‌وکار هستند. رویکرد متعارف به سیاست‌های محیط‌زیستی در تحریک صنایع کوچک و متوسط به سمت مدیریت محیط‌زیست، مؤثر نبوده است. علی‌رغم بخش عمده‌ای از اقدامات قانونی و هنجاری خطاب به شرکت‌های کوچک و متوسط، این شرکت‌ها هنوز نقش خود را، در بهبود عملکرد محیطی‌زیستی، دست‌کم می‌گیرند Kim et al., 2019) ). علاوه بر این، صنایع کوچک و متوسط، فرصت استفاده از ابزارهای نوآورانه مدیریت محیط‌زیست را ندارند، به عبارتی به دلایل زیر قادر به استفاده از آن‌ها نیستند: فقدان منابع انسانی، فنی و اقتصادی. اما بهره‌گیری از فناوری خوشه‌بندی، می‌تواند توانایی آن‌ها را، برای موفقیت تضمین و تسهیل نماید. (Daddi & Iraldo, 2016) امروزه به تشکیل خوشه‌ها در حوزه صنعت، توجه ویژه‌ای می‌شود؛ زیرا، تشکیل خوشه‌ها به دلیل ارتباط و همکاری شرکت‌ها و استفاده از منابع مشترک، باعث یادگیری سازمانی می‌گردد که این خود می‌تواند موجب انطباق شرکت‌ها با محیط شود (مرادی و زندی‌پاک، 1396). مساله حفاظت از محیط‌زیست، به موضوعی مهم تبدیل شده است و تقریباً هر صنعتی شیوه‌های حفاظت از محیط‌زیست را پذیرفته است. اگرچه پژوهش‌ها نسبت به مطالعه محیط‌زیست در صنعت بر دو حوزه مصرف‌کننده و کارکنان تأکید دارند؛ اما بیشتر پژوهش‌ها در زمینه بازاریابی سبز، بر مصرف‌کننده متمرکز شده‌اند (Kim & Choi, 2013). به عنوان نمونه، ماناکتلا و جاهاری (2007)، نگرش و رفتار مصرف‌کنندگان را در مورد شیوه‌های سازگاربامحیط‌زیست، بررسی نموده‌اند (Manaktola & Jauhari, 2007). کانگ و همکاران (2012) بیان نمودند که مصرف‌کنندگان شرکت‌های آمریکایی، نگرانی بیشتری نسبت به محیط‌زیست دارند و برای شرکت‌های سبز، قیمت بیشتری می‌پردازند 2012). (Kang et al. باوجوداین، صرف‌نظر از نقش مهم رفتارهای کارکنان در افزایش نتایج محیطی، فقدان پژوهش تجربی در زمینه فناوری‌ای که بتواند مدیریت منابع انسانی را با عملکرد محیط-زیستی از طریق تعهد و رفتار کارکنان، ارتباط دهد، وجود دارد. در فناوری خوشه‌بندی، وجود مدیریت منابع انسانی سبز در مدیریت محیط‌زیست بسیار مؤثر است؛ زیرا، عملکرد منابع انسانی، نقش مهمی در تحقق اهداف سازمانی سازگاربامحیط‌زیست دارد (Paillé et al., 2014). در فناوری خوشه‌بندی جهت دستیابی به پایداری محیط‌زیستی، درک این مسئله که مدیریت منابع انسانی سبز چگونه بر رفتارهای سازگاربامحیط‌زیست کارکنان تأثیر می‌گذارد، بسیار مهم است و این بر عملکرد محیط‌زیستی نیز، تأثیر دارد. بر اساس تئوری هویت اجتماعی، کارکنانی که ارزش‌های مثبت سازمانی را، درک می‌کنند (Carmeli, 2005)، تمایل به نشان دادن تعهدات سازمانی، بیشتری دارند. (Turker, 2009) کارکنانی که نگران حفظ محیط‌زیست‌اند؛ به همکاری و مشارکت در ابتکارات مدیریت محیط‌زیست، از جمله مدیریت منابع انسانی سبز، مشتاق‌تر می-شوند. (Bhattacharya et al., 2009) در پژوهش‌های قبلی، کمتر به ارتباط بین رفتارهای سازگاربامحیط‌زیست و عملکرد محیط‌زیستی اشاره شده است. در مجموع، فقدان پژوهشی که به بررسی چگونگی تحریک مدیریت منابع انسانی سبز در تعهد و رفتارهای اقتصادی مشتریان و مصرف-کنندگان بپردازد و شرکت‌ها را به بهبود در عملکرد محیط‌زیستی، سوق دهد، احساس می‌شود. هدف پژوهش حاضر، درک بهتر چگونگی اجرای شیوه‌های مدیریت منابع انسانی سبز و عملکرد محیط‌زیستی از طریق تعهد سازمانی و رفتارهای سازگاربامحیط‌زیست است. بدین منظور فناوری خوشه را به عنوان پاسخ سؤال‌ها و رفع مشکلات و کمبودهای مطرح شده در این زمینه مورد توجه قرار می‌دهد. علاوه بر این‌که فناوری خوشه‌بندی با بهره‌گیری از مدیریت منابع انسانی سبز می-تواند عملکرد محیط‌زیستی را افزایش دهد و به توسعه پایدار شرکت‌های حاضر در خوشه کمک نماید؛ می‌بایست تأثیر عوامل دیگری، مانند خصوصیات کارکنان که ممکن است رفتار سازگاربامحیط‌زیست، عملکرد محیط‌زیستی و ایجاد توسعه پایدار در شرکت‌هایی که مدیریت منابع انسانی سبز را به کار گرفته‌اند را تحت تأثیر قرار دهند نیز بررسی کند. به همین دلیل در پژوهش حاضر، به بررسی خصوصیتی از کارکنان در خوشه، تحت عنوان نوگرایی سبز پرداخته خواهد شد. در پژوهش حاضر بررسی می‌گردد که آیا ایجاد خوشه مبتنی بر رفتار سازگاربامحیط‌زیست و نوگرایی سبز در بین صنایع کوچک و متوسط می‌تواند توسعه پایدار بیشتری را رقم بزند؟

برای مطالعه و دریافت متن کامل این گزارش، روی لینک زیر کلیک کنید.

125466
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.