مسائل زیست‌محیطی کاسپین و همگرایی منطقه‌ای

همگرایی در سایه محیط‌زیست

همگام با افزایش جمعیت و بهره‌برداری روزافزون و نادرست از منابع محدود، آسیب‌ها و مخاطرات زیست‌محیطی،‌ ابعاد پیچیده‌تری پیدا کرده است که نیازمند رسیدگی‌های فوری است. کاسپین نیز به‌عنوان بزرگ‌ترین دریاچه جهان، از این قاعده مستثنی نیست. به‌رغم اقداماتی که در چند دهه اخیر در راستای ایجاد همگرایی و مقابله با مخاطرات زیست‌محیطی این دریا توسط دولت‌های ساحلی و نهادها و سازمان‌های بین‌المللی صورت گرفته است، تغییر چندانی در شرایط کلی آن شاهد نیستیم. در این شرایط، این پرسش مطرح است که پیش‌گیری و مقابله با مخاطرات زیست‌محیطی دریای کاسپین، چگونه می‌تواند به همگرایی منطقه‌ای منجر شود؟ فرضیه پژوهش این است که تلاش برای پیش‌گیری و کنترل مخاطرات زیست‌محیطی کاسپین از رهگذر ایجاد همگرایی زیست‌محیطی، به همگرایی منطقه‌ای منجر می‌شود. هدف پژوهش تأکید بر نقش کلیدی جامعه در مبارزه با مخاطرات زیست‌محیطی کاسپین و ایجاد همگرایی در این حوزه است. بدین منظور، این پژوهش در چارچوب نظریه نوکارکردگرایی و از طریق کاربست روش توصیفی-تحلیلی به پیش برده شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد، با بهره‌گیری از دیپلماسی عمومی زیست‌محیطی و عناصر تأثیرگذاری چون رسانه‌ها، سمن‌های ملی و بین‌المللی و نهادهای آموزشی، دینی و حکومت و سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی، جامعه‌پذیری زیست‌محیطی کشورهای ساحلی کاسپین، همگرایی زیست‌محیطی و متعاقباً همگرایی منطقه‌ای می‌تواند محقق شود.
تصویر همگرایی در سایه محیط‌زیست

در مقدمه این مقاله آمده است:

رشد و توسعه نامتوازن، رشد افسارگسیخته جمعیت و بی‌توجهی بشر به موضوع‌های زیست‌محیطی در سده اخیر، آسیب‌ها و مخاطرات جبران‌ناپذیری را برای طبیعت و انسان به همراه داشته است. گرم شدن کره زمین (اثر گلخانه‌ای)، کاهش و از بین رفتن لایه ازون، کمبود آب شیرین، بیابان‌زایی، آلودگی هوا، باران‌های اسیدی، دفع زباله‌های سمی، جنگل‌زدایی، نابودی گونه‌های جانوری و نابودی تنوع‌های زیستی، نمونه‌هایی از این موارد هستند. با توجه به این‌که موضوع زیست‌کره، موضوعی جهانی محسوب می‌شود، نباید آن را به سطوح قومی، ملی و یا منطقه‌ای که مرزهایی قراردادی و ساخته‌وپرداخته بشرند فروکاست (کلاین، 1396: 15).

ایجاد حساسیت نسبت به محیط‌زیست، از دغدغه‌های نوین جامعه بشری محسوب می‌شود که به‌تدریج و با ورود به عرصه‌های حقوقی و بین‌الملل، به امری سیاسی تبدیل شد. حاصل این موضوع، تشکیل بخش‌هایی در سازمان‌های جهانی و ایجاد سازمان‌های بین‌المللی هم‌چون، برنامه محیط‌زیست سازمان ملل متحد (UNEP)، اتحادیه بین‌المللی حفاظت از محیط‌زیست (IUCN)، صندوق جهانی طبیعت (WWF)، سازمان غیردولتی صلح سبز و نیز تشکیل کنوانسیون‌های زیست‌محیطی و انعقاد معاهدات بین‌المللی در سراسر دنیا با رعایت مصالح و پیوست‌های زیست‌محیطی بوده است (آریاپارسا، 1393: 116-140). در رابطه با دریای کاسپین نیز، تلاش‌ها و فعالیت‌های بسیاری از سوی سازمان‌های بین‌المللی و کشورهای ساحلی صورت گرفته است، اما در عرصه عمل، نتیجه چشمگیری به همراه نداشته و بیشتر در حد توافق‌ها و نشست‌ها باقی مانده است. این معاهدات از ضمانت اجرایی لازم، محکم و نظام‌مندی برخوردار نیستند، ازاین‌رو در مرحله اجرا، با بلاتکلیفی و یا عدم توجه لازم نسبت به آن روبرو هستیم. ارجحیت مسائل اقتصادی نسبت به مسائل زیست‌محیطی، اولویت مسائل امنیتی و نظامی، موازنه قدرت‌های سیاسی و از همه مهم‌تر تأکید صرف بر حل‌وفصل مسائل زیست‌محیطی با تکیه بر دستگاه دیپلماسی دولت‌ها، ازجمله عوامل مهم در عدم توفیق فعالیت‌های انجام شده است.

رابطه همگرایی و محیط‌زیست، ابتدا در قالب مفهوم «همگرایی برای محیط‌زیست» آغاز شد که هدف آن، مرتفع شدن مسائل زیست‌محیطی به‌عنوان بخش مهمی از محصول و دستاورد موضوع همگرایی است؛ اما با گذشت زمان و با تشدید و جدی شدن مخاطرات زیست‌محیطی و عدم تأثیر همگرایی‌های صورت گرفته در روند رو به رشد این مخاطره‌ها از یک‌سو و ظهور و فروغ محیط‌زیست‌گرایی از سوی دیگر، همگرایی بر اساس ایده‌ای از مفهوم «محیط‌زیست برای محیط‌زیست» شکل گرفت. هدف نهایی این نوع همگرایی، صرفاً پیش‌گیری و مقابله با مسائل و مخاطرات زیست‌محیطی است. به‌عبارت‌دیگر، برطرف کردن مسائل زیست‌محیطی را هم به‌عنوان فرایند و هم به‌عنوان نتیجه و محصول آن مدنظر دارد. بر این ‌اساس، پژوهش حاضر قصد دارد تا با عبور از قالب‌های مفهومی موجود و بازاندیشی در نگاه‌ها، روش‌ها و فعالیت‌های گذشته، مفهوم «محیط‌زیست برای همگرایی» را مطرح کند. ازاین‌رو، موضوع زیست‌محیطی دریای کاسپین را به‌عنوان فرایند ایجاد همگرایی مدنظر قرار می‌دهد که پایه‌ای جهت حل‌وفصل مناقشات منطقه‌ای، ایجاد همگرایی زیست‌محیطی و با گسترش آن، دستیابی به همگرایی منطقه‌ای خواهد شد. بدین معنا از گزاره‌هایی چون همگرایی و واگرایی، امنیتی کردن و امنیتی‌زدایی، تقلیل و کاهش تعلقات قومی و ملی و تأکید بر سازمان‌ها و مناسبات زیست‌محیطی منطقه‌ای و بین‌المللی و تعیین نقش جامعه، کنشگران، سازمان‌های مردم‌نهاد، نهادهای علمی و آموزشی و دیگر نهادهای اجتماعی بهره خواهد گرفت. هدف از انجام این پژوهش، تأکید بر نقش کلیدی جوامع و مسائل زیست‌محیطی دریای کاسپین در ایجاد همگرایی پایدار، صلح مثبت و تعمیق دموکراسی است. بدین منظور با بهره‌گیری از رهیافتی مرکب از نظریه نوکارکردگرایی و مکتب کپنهاگ، کاربست روش توصیفی-تحلیلی و استفاده از منابع کتاب‌خانه‌ای-اسنادی، به شرح و بسط موارد مطرح شده خواهد پرداخت.

برای مطالعه و دریافت متن کامل این مقاله، روی لینک زیر کلیک کنید.

125467
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.