تحلیل شانس جو بایدن

ارزیابی انتخابات 2020 ریاست جمهوری آمریکا

جو بایدن در نظرسنجی‌های کشوری ایالات‌متحده شش امتیاز از دونالد ترامپ پیش است، اما نقاط ضعف او ممکن است در انتخابات به زیان وی عمل کند و این برتری را به زیر بکشد:
تصویر ارزیابی انتخابات 2020 ریاست جمهوری آمریکا
  1. بایدن در هیچ یک از ایالت‌های کلیدی سرنوشت‌ساز (ایالت‌هایی هستند که احتمال رأی‌دادن اکثریت ساکنان آن‌ها به هر کدام از دو حزب جمهوری‌خواه یا دمکرات وجود دارد) بر ترامپ برتری مطلق ندارد. این ایالت‌ها معمولاً در انتخاب رئیس‌جمهور نقشی تعیین‌کننده دارند. بایدن و ترامپ در فلوریدا مساوی هستند (19 آوریل)، بایدن در کارولینای شمالی یک امتیاز از ترامپ پیش است (16 آوریل)، بایدن در ایالت ویسکانسین با اختلاف سه امتیاز از ترامپ پیش است (اول آوریل)، هر دو در ایالت میشیگان برابر هستند (سوم آوریل)، و بالاخره بایدن در ایالت پنسیلوانیا با اختلاف سه امتیاز از ترامپ پیش است (30 مارس). در تمامی ایالت‌هایی که در آن‌ها بایدن از رقیب خود پیش است، این برتری در محدوده حاشیه خطا قرار دارد و در مقطع کنونی اطمینان به این اختلاف امتیاز منطقی نیست.
  2. بر اساس نظرسنجی‌ها بخشی از حامیان برنی سندرز که در انتخابات ریاست‌جمهوری به بایدن رأی نخواهند داد حتی در صورت پیروزی وی در انتخابات مقدماتی حزب دمکرات. این امکان قوی وجود دارد که اکثر رأی‌دهندگان دمکرات خواستار پرداختن به مسائلی باشند که برنی سندرز به دنبال تحقق آن‌ها بود.

(الف) از هر پنج حامی سندرز، یک نفر به بایدن رأی نخواهد داد و 15 درصد از حامیان سندرز به ترامپ رأی خواهند داد. ([1])

(ب) حدود 70 درصد از رأی‌دهندگان دمکرات که حامی ارائه خدمات بیمه موسوم به مراقبت بهداشتی[2] به تمامی افراد هستند، این سیاست کلیدی برنی سندرز بود. ([3])

(ج) بیش از 72 درصد از رأی‌دهندگان دمکرات حامی رایگان شدن شهریه دانشگاه‌ها و لغو بدهی‌های دانشجویی هستند، که این نیز از سیاست‌های مورد حمایت سندرز بود. ([4])

این بدان معنا است که بایدن از یکسو باید با انتخاب یک معاون طرفدار سندرز اندکی به چپ متمایل شود، تا بتواند حمایت حامیان سندرز را جلب کند. جو بایدن شش زن را به عنوان معاون خود در نظر گرفته است. «سالی یتس» دادستان کل سابق آمریکا، «استیسی آبرامز» فرماندار سابق جورجیا، «جین شاهین» و «مگی حسن» دو سناتور ایالت نیوهمپشایر و الیزابت وارن چهره‌های دموکراتی هستند که بخت بالایی برای کسب عنوان معاونت بایدن را دارند. شواهد قوی وجود ندارد ولی به نظر می‌رسد باراک اوباما اورکستراسیون انتخابات دموکرات‌ها را در دست دارد و نشانه‌ای از آن اینکه اخیراً بایدن رسماً از تمایلش برای دعوت از ششمین چهره زن مطرح برای معاونت، میشل اوباما صحبت کرده است. به نظر می‌رسد او در تلاش است تا از محبوبیت میشل به‌عنوان یک زن رنگین‌پوست که نسخه متعادل‌تری از سندرز است به طور فعال استفاده کند. میشل اوباما جزو شخصیت‌های کاریزماتیک به‌حساب می‌آید و می‌تواند با حضور خود در تیم بایدن، رأی (زنان) حومه‌شهر، طبقه متوسط و طرفداران سندرز را از آن خود کند. به گفته کارشناسان، انتخاب یک معاون زن، به خصوص اگر میشل اوباما باشد، می‌تواند تا حدی عیوب بایدن در خصوص بدرفتاری با زنان و کودکان را برطرف کند. از سوی دیگر، انتخاب یک فرد ترقی‌خواه مانند الیزابت وارن ممکن است در ایالت‌های سرنوشت‌ساز کلیدی که معمولاً دیدگاه‌های محافظه‌کارانه‌تری دارند با استقبال مواجه نشود. بایدن در ایجاد توازن میان رأی‌دهندگان تحول‌خواه طرفدار سندرز و دمکرات‌های میانه‌رو در ایالت‌های کلیدی با چالش بزرگی روبه‌رو است.

ترامپ و ایران

با تحلیل رفتار سه‌ساله ترامپ می‌توان چنین نتیجه گرفت که او هر زمان احساس کرده نمی‌تواند در یک نبرد سیاسی معین برنده باشد، از مواضع خود عقب‌نشینی کرده است. تازه‌ترین نمونه این رفتار، عقب‌نشینی او از ادعای برخورداری از اختیارات کامل در آمریکا در مواجهه با ویروس کرونا بود. زمانی که مشخص شد ایالت‌های مختلف تصمیم به کشاندن موضوع به محاکم قضایی دارند و در این دعاوی نیز برنده خواهند شد، ترامپ ضمن تغییر مواضع خود، علناً مسئولیت بازگشایی مراکز مختلف در کشور را به فرمانداران ایالت‌ها تفویض کرد. این، به معنای حساسیت بالای ترامپ در قبال روابط قدرت است: او اگر تصور کند می‌تواند برنده شود، قاطعانه رفتار می‌کند، اما اگر به این نتیجه برسد که بازنده خواهد شد، عقب می‌نشیند. یکی از ویژگی‌هایی که ترامپ را از اسلاف خود متمایز می‌کند آن است که او چندان در قید و بند عرف رایج و گفتمان لیبرال نیست. درحالی‌که سیاستمداران پیشین آمریکایی مجبور به اتخاذ مواضعی منطبق با عرف (اتحاد میان آمریکا و اروپا، عادی‌سازی روابط بر مبنای گفتمان لیبرال، دیپلماسی و ...) بودند، اما ترامپ ظاهراً به عنوان یک تاجر تنها روابط قدرت را می‌فهمد. ترامپ معتقد نیست که برجام بازتاب‌دهنده عدم توازن قدرت میان آمریکا و ایران باشد. او به دنبال دستیابی به توافق تازه‌ای است که بازتاب‌دهنده واقعیت وجود این عدم توازن قدرت میان دو کشور باشد.

ترامپ در کتاب خود با عنوان «هنر توافق»[5] پیشنهاد می‌کند که فرد باید از یک موضع حداکثری شروع کند و بعد بر سر 55 درصد خواسته‌های اولیه به توافق برسد. اگر این کتاب را دریچه‌ای به طرز تفکر او بدانیم، می‌توان استنباط کرد که ترامپ در واقع به دنبال توافقی است که با برجام تفاوت اندکی دارد، اما او به دنبال آن است که در پوشش رسانه‌ای چنین توافقی، قدرت آمریکا در تغییر موضع ایران به رسمیت شناخته شود.


[1].NYT-ABC Poll, March 20, 2020.

[2].Medicare

[3].Politico-Harvard T.H. Public Health Survey, February 2020.

[4].HillHarrisX Poll, September 4, 2020.

[5].The Art of the Deal

125474
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.