موقعیت جدید انتخاباتی ترامپ و آینده روابط با ایران

موقعیت انتخاباتی ترامپ دیگر چندان مستحکم به نظر نمی‌رسد. بزرگ‌ترین ضربه به کارزار انتخاباتی وی آن است که ظاهراً ایالت فلوریدا در حال حاضر در حال گرایش به سمت جو بایدن، آن هم با درصدی به مراتب بیش از حاشیه خطای نظرسنجی‌ها است. علاوه بر این، ترامپ در ایالت‌های تعیین‌کننده‌ای مانند پنسیلوانیا و میشیگان نیز با درصدهایی بالاتر از حاشیه خطا از رقیب خود عقب است.
ترامپ در سال 2016 در هر سه ایالت برنده شده بود و اگر آن‌گونه که از ظواهر امر برمی‌آید آرای این سه ایالت در سال 2020 به بایدن اختصاص یابند، ترامپ به شکلی مفتضحانه بازنده انتخابات پیشِ رو خواهد بود. همین مسئله او را به شدت در تنگنا قرار داده و رفتار وی را غیرقابل‌پیش‌بینی می‌کند.
تصویر موقعیت جدید انتخاباتی ترامپ و آینده روابط با ایران

شرایط ژئوپلیتیکی جدید ایران و آمریکا

ایجاد مزاحمت برای هواپیمای مسافربری ماهان توسط آمریکا که برای دومین بار در روز پنج‌شنبه دوم مردادماه ۱۳۹۹ رخ داد، نشان داد که تنش میان ایران و آمریکا در حال اوج‌گیری است. دو سناریوی متفاوت می‌توانند تبیین‌کننده این دور تازه از تنش‌ها میان دو کشور باشند:

  1. ممکن است آمریکا بخواهد فرآیند تصمیم‌گیری در داخل ایران را به سمت آشفتگی سوق دهد، یا آنکه نسبت به تلاش ایران برای ایجاد مجدد بازدارندگی نگران است و لذا می‌کوشد ایران را از چنین تلاشی بازدارد، و یا ممکن است هر دوی این مسائل مطرح باشند. کنت اف مک‌کنزی، فرمانده سنتکام، در هفته‌های اخیر دو اظهار نظر کلیدی پیرامون ایران داشته است. وی در اظهارنظر نخست، موقعیت آمریکا در برابر ایران را بازدارندگی ستیزه‌جویانه معرفی کرده است. منظور وی از کاربرد این عبارت آن است که آمریکا با ترور شهید سردار قاسم سلیمانی بازدارندگی ایجاد کرده است، اما این بازدارندگی ممکن است از نوع بازدارندگی ستیزه‌جویانه باشد، زیرا ایران ممکن است تصمیم بگیرد در برابر این ترور از خود واکنش نشان دهد. ژنرال مک‌کنزی به طور مشخص درباره حمله به تأسیسات نفتی آرامکو سخن گفته تا نشان دهد که درست زمانی که آمریکایی‌ها تصور می‌کردند شرایط آرام است، اتفاق بزرگی در عربستان سعودی رخ داد و لذا آمریکا باید همواره فرض را بر این قرار دهد که ایران در حال برنامه‌ریزی برای انجام حمله است. ژنرال مک‌کنزی در دومین اظهارنظر خود این عقیده را مطرح کرده که ایرانی‌ها همواره نسبت به توانایی آمریکا مطمئن بودند، اما نسبت به تمایل این کشور برای اقدام علیه خود تردید داشتند. به باور وی، ایرانی‌ها اکنون می‌دانند که آمریکا از اراده لازم جهت برخورد با این کشور نیز برخوردار است. این اظهارات را می‌توان به دو شیوه تفسیر کرد. یا ایالات‌متحده آمریکا کاملاً مطمئن است و باور دارد که به لحاظ امنیتی در برابر ایران دست بالا را دارد و لذا در حال ارعاب ایران برای سوق دادن فرآیند تصمیم‌گیری در این کشور به سمت آشفتگی است، و یا آنکه نسبت به واکنش ایران در برابر خود نگران است و می‌خواهد برای تقویت بازدارندگی ستیزه‌جویانه، تهران را نیز دچار نگرانی کند. نقل قول مطرح شده از زبان بنی گنتس، وزیر دفاع رژیم اسرائیل (و رئیس حزب آبی – سفید) در دیدار با ژنرال مارک میلی این باور را تقویت می‌کند که آمریکا نگران واکنش ایران است. بنی گنتس دراین‌باره گفته است: «نیروهای نظامی اسرائیل برای هر سناریو و هر تهدیدی آماده‌اند و من به دشمنانمان توصیه نمی‌کنم ما را امتحان کنند. ما علاقه‌ای به تشدید تنش‌ها نداریم، اما هر اقدامی که لازم باشد برای دفاع از شهروندان اسرائیلی انجام خواهیم داد». بدین ترتیب، هرچند ممکن است هدف از آغاز فاز کنونی تنش‌ها میان ایران و آمریکا سوق دادن فرآیند تصمیم‌گیری در ایران به سمت آشفتگی باشد، این نظر که نگرانی از واکنش ایران و تلاش برای بازداشتن ایران از چنین اقدامی نیز در تصمیم آمریکا به تشدید تنش‌ها مؤثر بوده را نیز نباید دست کم گرفت.
  2. ممکن است بخش‌هایی از نظام تصمیم‌گیری در آمریکا در حال آماده کردن مقدمات برای وارد آوردن ضربه‌ای به ایران در دوران ریاست‌جمهوری آقای ترامپ باشند. جنگ اسرائیل با حماس در سال 2008 در واپسین ماه دوران ریاست‌جمهوری بوش پسر رخ داد و چند روز پیش از آغاز به کار دولت اوباما نیز پایان یافت. هدف اسرائیل در این جنگ، نابودی زیرساخت‌های حماس در شرایطی بود که بوش همچنان در کاخ سفید به سر می‌برد. حماس هنوز نتوانسته از زیر بار ضربات آن جنگ قد راست کند. این گزینه کاملاً محتمل است که برخی عناصر تندرو در منطقه و نیز در خود آمریکا چنین برنامه‌ای برای ایران داشته باشند و بخواهند شرایط را به‌گونه‌ای رقم بزنند که آمریکا پیش از آغاز به کار دولت بایدن به زیرساخت‌های ایران ضربه بزند. موقعیت دشوار ترامپ در عرصه سیاسی آمریکا این سناریو را به احتمال مطرح تبدیل کرده است. اگر ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری همچنان از بخت و اقبالی برخوردار باشد، بعید است که دست به چنین ریسکی بزند، زیرا جنگ با ایران آرای رأی‌دهندگان را برای او تضمین نخواهد کرد. در واقع جنگ با ایران به لحاظ شرایط داخلی آمریکا توجیهی ندارد، زیرا بخش عمده رأی‌دهندگانی که در حال ضربه زدن به کارزار انتخاباتی آقای ترامپ هستند، افراد 65 سال به بالا هستند. با توجه به سوء مدیریت بحران شیوع کرونا توسط دونالد ترامپ، بعید است این گروه از رأی‌دهندگان از ورود وی به یک جنگ حمایت کنند. اما ناچاری پیامدهای غیرقابل‌پیش‌بینی را ایجاد می‌کند و با نزدیک شدن به موعد انتخابات، هیچ‌کس به‌اندازه ترامپ چنین احساسی نخواهد داشت. بنابراین تمامی اقدامات جهت آمادگی برای مواجهه با این سناریو باید صورت گیرند.

نتیجه‌گیری

دو سناریوی احتمالی می‌توانند تبیین‌کننده فاز کنونی تنش‌ها میان ایران و ایالات‌متحده باشند. طبق سناریوی نخست، آمریکا می‌کوشد فرآیند تصمیم‌گیری ایران را به سمت آشفتگی سوق دهد و یا آنکه نگران تلاش ایران برای ایجاد بازدارندگی است و می‌کوشد ایران را از این تلاش بازدارد. بر پایه سناریوی دوم، عناصری در درون ساختار تصمیم‌گیری در آمریکا به دنبال آن هستند که تا پیش از پایان دوران ریاست جمهوری ترامپ به ایران ضربه بزنند و موقعیت دشوار ترامپ در عرصه سیاست داخلی آمریکا این سناریو را به یک احتمال تبدیل کرده است.

برای مطالعه و دریافت متن کامل این گزارش، روی لینک زیر کلیک کنید.

.contested deterrence

125480
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.