روسیه-اسرائیل؛ تلاش برای ترسیم یک نظم منطقه‌ای جدید در خاورمیانه

نتانیاهو معتقد است که روسیه می‌تواند تهدیدِ مطرح شده از جانب بشار اسد و متحدانش به خصوص ایران و حزب‌الله لبنان به سمت اسرائیل را تعدیل کند

دانشگاه سن پترزبورگ

دانشجوی دکتری روابط بین‌الملل

تصویر روسیه-اسرائیل؛ تلاش برای ترسیم یک نظم منطقه‌ای جدید در خاورمیانه

امروزه و در وضعیت کنونی در خاورمیانه، یعنی منطقهای که (به ویژه پس از تحولات بیداری در منطقه) درگیر یک فرایندی پیچیده از تغییرات انقلابی بوده، باعث شده است همهی قدرتهای بزرگ درگیر در منطقه مِن جمله روسیه در تنظیم سیاستهای خود با چالشهای جدید، دست به عمل بزنند. چراکه تاکید آنها بر بازگرداندنِ نفوذشان بر فرایندهای منطقهای بر اساس این فرضیه شکل میگیرد که نتیجهی این فرایندها، به ایجاد پیامدهایی در جهت شکل دادن به یک نظم جدید منطقهای و جهانی منتهی خواهد شد.

میتوان گفت سیاست منطقهای روسیه از زمان خیزشهای خاورمیانه و شمال آفریقا، در دو مرحله اجرا شد: مرحلهی اول؛ همراه با یک سردرگمی، روسیه در صدد همکاری با جامعهی بینالمللی بود. این امر، در آن زمان این فرضیه را ایجاد میکرد که رژیمهای پیشین در خاورمیانه و شمال آفریقا در هر صورت سقوط کرده و بنابراین، بهترین کار این بود که در ایجاد رژیمهای جدید به امید حفظ وضعیت خود (قدرتهای بزرگ) در منطقه، فعالیت کنند. لیکن این خط مشی روسیه، به ویژه زمانی که توسط صفبندیِ در حال ظهور از اهل تسنن، یعنی نیروی رو به افزایش در منطقه مورد هدف قرار گرفت، بی اثر گردید. از سوی دیگر، در مرحلهی دوم؛ با توجه به تجربهی منفی روسیه در شمال آفریقا، روسیه دست به اجرای یک تغییر سیاسی در خط مشی خود زد. بدین صورت که بر کمک به رژیم سوریه در مقابل فشارها تاکید داشت. بدین ترتیب، این اقدام ریسک آمیز از روسیه، بر اساسِ مهارِ فشار بر رژیم اسد حداقل به طور موقت بود و مسکو با این کار، در جهت جلوگیری از فرسایش وضعیت روسیه، به دست آوردن اعتبار برای شروع یک سیاست خارجی در براب غرب و به دست آوردن زمان برای تدوین و ایجاد سیاست خارجی جایگزین که شکل دادن به یک نظم آینده در منطقه را که شامل حضور تاثیرگذار برای روسیه باشد، برنامهریزی میکرد. در نتیجه، اقدامات برای محافظت از رژیم سوریه، رویکردی از "مجزا کردنِ میدان نبرد"( Isolating the Battlefield) در برابر دخالت خارجی - به طور عمده با استفاده آشکار از حق وتو روسیه در شورای امنیت سازمان ملل، در همکاری با چین - و کمکهای مستقیم، هم امنیتی و هم اقتصادی به رژیم اسد را در برمیگرفت. (1)

لیکن در وضعیتِ به سرعت در حال تغییر در خاورمیانه، احتمالات و خط مشیهایی این چنین، برای مدت طولانی باقی نماند و روسیه نیز همچون بازیگران دیگر، به طور مداوم در جهت تدوین و ایجاد راهحلهای جدید فعالیت میکند. چنان چه برخی اقدامات دیگر که دنبال گردیده این چنین هستند:

  1. حفاظت از رژیم بشار اسد و در نتیجه یکپارچگی و حفظ تمامیت ارضی سوریه در قالب حاکمیت ملی آن.
  2. دست یافتن به یک توافق روسیهی مستقل با کشورهای منطقه در مورد آینده سوریه و احیای وضعیت سابق روسیه در منطقه. در این مرحله، در حقیقت ما میتوانیم، تلاشهای روسیه برای شرکت در گفتگو و مذاکره با هر کشوری و یا گروهی را مشاهده کنیم؛ شورشیان سوریه، مصر، عراق، عربستان سعودی، اردن و حتی اسرائیل نیز در این لیست است.
  3. شرکت در فعالیتهای بلند مدت در جهت ترویج یک نظم جدید منطقهای.

در این زمینه، باید توجه داشت که موضوع اسرائیل، بخشی از حقیقتِ غیر قابل انکار است. چرا که هر توسعهی منطقهایِ ذکر شده در ارتباط با مداخلهی روسیه، بر منافع استراتژیک اسرائیل دلالت دارد. بدین ترتیب، روسیه که از یک سو اهمیت اسرائیل را به طور کلی و از سوی دیگر در زمینهی اهداف کلی خود در منطقه به طور خاص را به رسمیت میشناسد، در جهت ترویجِ روابط همکارای با اسرائیل در طیف روبه رشدی از مسائل، همچون تلاش در جهت شناسایی و تدوینِ منافع مشترک اسرائیل-روسیه در منطقه در حال گذار خاورمیانه اقدام میکند. با این وجود میتوان گفت در حال حاضر، روابط کنونیِ روسیه با اسرائیل بر پایهی سطح خوبی از عملگراییِ متقابل و محاسبه و همچنین به رخ کشیدنِ بهبودِ روابط قابل توجه در عمق همکاریهای سیاسی، نظامی و تجاری خود در طول چند سال گذشته میباشد. از طرف دیگر، درگیر شدن مستقیم روسیه در سوریه ( از سال 2015)، نه تنها یک لایهای جدید از ارتباط، هماهنگی و همکاری به روابطِ نظامیِ روسیه و اسرائیل اضافه کرده است بلکه در هماهنگیِ بهتر آنها از چند سیاست منطقهای منجر شده است که اوج آن در بحران سوریه خود را نشان داد؛ با وجود اینکه روسیه نیز با سیاست خارجی چندجانبه خود سعی کرده موازنه قوا را بین بازیگران تاثیرگذار در خاورمیانه و به خصوص بحران سوریه همچون ایران، ترکیه و عربستان سعودی حفظ کند و خود را به عنوان یک میانجیگر و رهبر قدرتمند منطقهای در برابر یکجانبهگرایی آمریکا نشان دهد. به عنوان مثال، یکی از دیدارهایی که منجر به همکاریهای روسیه با اسرائیل از زمان حضور نظامی مسکو در سوریه یعنی سال 2015، شد، در ژوئن 2016، در ملاقات بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل با ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه در مسکو اتفاق افتاد. بدین صورت که به دنبال یک بحث طولانی در درگیریهای در حال انجام در سوریه، پوتین قصدِ روسیه برای تقویت همکاری با اسرائیل در برابر تهدید ناشی از تروریسم اسلامی در سوریه را مطرح کرد؛ گرچه اسرائیل با وجود پیشرفتهای اخیر در روابط خود با روسیه در مسائلی چون فشار بر ایران و حزب الله برای دور کردن آنها از مرزهای اسرائیل و همچنین حملات هوایی اسرائیل به مواضع نیروهای بشار اسد در سوریه، نتانیاهو تصریح کرد که اتحاد اسرائیل - ایالات متحده آمریکا، سنگ بنای سیاست خارجی اسرائیل باقی مانده است. اما گسترش هماهنگی اسرائیل با روسیه بر سر سوریه نشان میدهد که نتانیاهو خواهانِ تنوع بخشیدن به دامنه شرکای استراتژیکِ اسرائیل برای تضمین امنیت تلآویو است. بنابراین به عنوان نتیجهگیری این بحث، دو عامل اصلی که همکاریِ تقویت شدهی اسرائیل با روسیه در خاورمیانه و به خصوص بر سر سوریه را در شرایط کنونی توضیح میدهد، به شرح زیر است:

  1. نتانیاهو معتقد است که روسیه میتواند تهدیدِ مطرح شده از جانب بشار اسد و متحدانش به خصوص ایران و حزبالله لبنان به سمت اسرائیل را تعدیل سازی کند: در این سطح از همکاری، در ظاهر به نظر میرسد افزایش همکاری اسرائیل با روسیه در سوریه، سرپیچی از یک منطق معمول و رایج است. چنانچه، روسیه از متحدان نزدیک بشار اسد است و متحدان اصلی بشار اسد و شرکای نظامی روسیه در سوریه هم ایران و حزب الله لبنان هستند که هویت سیاست خارجی روشنِ ضد اسرائیلی دارند. با این وجود همکاری بین اسرائیل و روسیه در حال افزایش است، چرا که نتانیاهو معتقد است که روابط نزدیکتر اسرائیل با روسیه، باعث خواهد شد پوتین به عنوان یک میانجی بین اسرائیل و متحدان ضد اسرائیلی خود عمل کند. بنابراین به نوعی این نقش واسطهی سیاست خارجی به طور قابل توجهی در تعدیل و خنثی سازی هر گونه تهدید امنیتی برای اسرائیل اهمیت خواهد داشت.
  2. اسرائیل و روسیه هر دو در مورد ضرورت نیاز به ثبات سیاسی در سوریه توافق دارند: اگرچه نتانیاهو به صورت شفاهی پشتیبانی از اسد را بیان نمیکند، لیکن تغییرات سیاست خارجیِ اخیر نشان میدهد که اسرائیل از پیامدهای امنیتی ناشی از تصاحب انقلابیِ اهل تسنن در سوریه بیم دارد. گذار به سمت همگرایی بیشتر با روسیه در درگیریهای سوریه، یک روندی تدریجی به جای یک تغییر سیاست ناگهانی بوده است. چناچه اسرائیل تجهیزات نظامی را برای مقاصد خود که هم تراز با منافع تلآویو باشد، ارائه میکند. به گونهای که موشه یعلون در سال 2015 اظهار داشت که اسرائیل برای آن که اطمینان حاصل کند که جبهه النصره و مبارزان دولت اسلامی به مرزهای مشترک اسرائیل با سوریه نفوذ نمیکنند و همچنین اطمینان از اینکه اقلیت دروزی از خشونتهای فرقهای محافظت شوند، به شورشیان میانهرو سوریه کمک میکند. این سیاست اسرائیل در چهار سال اول جنگ در سوریه تقریبا ثابت باقی ماند. اما مشاهده میکنیم که قدرتِ باقی ماندن بشار اسد و حضور رو به رشد داعش، باعث شده بود نتانیاهو رویکرد خود را در سوریه به یک استراتژی از اتحادی نزدیکتر با روسیه تغییر دهد. اتحادی که شاید از سوی اسرائیلیها به عنوان همکاری استراتژیک نام برده میشود، اما به نظر میرسد از سوی روسها بیشتر اتحادی تاکتیکی باشد اگرچه در نهایت میتوان متصور بود این همکاریها میتواند در جهت ایجاد ترسیم یک نظم منطقهای جدید در خاورمیانه در حرکت باشد. (2)

منابع

1. Zvi Magen and Vitaly Naumkin( Editors). Russia and Israel in the Changing Middle East Conference Proceedings, Zvi Magen “Russia and the Challenges of a Changing Middle East: A View from Israel, Institute for National Security Studies, https://www.files.ethz.ch/isn/172130/Memorandum129_2013.pdf

2. Samuel Ramani. Why Russia and Israel are cooperating in Syria. http://www.huffingtonpost.com/entry/why-russia-and-israel-are-cooperating-in-syria_us_576bdb68e4b083e0c0235e15

125497
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.