نظام انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا؛ شبه دموکراسی اپیستوکراتیک

با توجه به نحوه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحده، نوع دموکراسی در این انتخابات را می‌توان دموکراسی دومرحله‌ای یا غیرمستقیم نامید.
تصویر نظام انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا؛  شبه دموکراسی اپیستوکراتیک

انتخابات ایالات متحده، همواره از مورد توجهترین موضوعات مدنظر جامعه جهانی بوده است. این مساله به ویژه از منظر تاثیر بیحدی که رئیسجمهور منتخب ایالات متحده بر سیاستهای این کشور و در امتداد آن بر سیاستهای بینالمللی خواهد داشت، بسیار قابل توجه است. از سوی دیگر، نظام انتخاباتی ایالات متحده، دارای ویژگی و ساختاری بسیار متفاوت از آنچه که مرسوم است پیریزی شده است. نظام انتخاباتی دو مرحلهای که در انتخابات ریاست جمهوری مورد استفاده قرار میگیرد در پوشش اهمیت به ایالتهای دارای جمعیت کمتر تبیین میشود. بر همین اساس استدلال میشود که سیستم کالج الکترال یا مجمع برگزینندگان برای برابری نسبی حق رای ایالت‌های بزرگ و کوچک وضع شده است. هر چند که برخی دیگر نیز با توجه به سابقه تبعیض نژادی در ایالات متحده، دلیل تعیین این سیستم رایگیری را جلوگیری از نقش رای مردم در ایالت‌های با اکثریت جمعیت برده میدانند. تعداد آرای الکترال انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ۵۳۸ عدد است که بر مبنای تعداد ۱۰۰ نماینده سنا، 435 نماینده مجلس نمایندگان و 3 نماینده از واشینگتن، دی.سی. که رسماً ناحیه کلمبیا نامیده میشود به دست می‌آید. برنده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نیز کسی است که بتواند حداقل ۲۷۰ رای الکترال را از آن خود کند. نمایندگان الکترال هر ایالت نیز با توجه به بند دومِ بخش اولِ ماده 2 قانون اساسی ایالات متحده بر اساس قوانین هر ایالت انتخاب می‌شوند.

دموکراسی دومرحلهای یا دموکراسی غیرمستقیم

با توجه به نحوه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحده، نوع دموکراسی در این انتخابات را میتوان دموکراسی دو مرحلهای یا غیرمستقیم نامید. البته این نام با مفهوم پیوسته و ابتدایی دموکراسی غیرمستقیم هم ارتباط دارد و هم قابل تفرق است. این نوع از نمایش دموکراسی دارای مزایا و معایبی است اما کارایی آن تا به امروز در ایالات متحده با برداشت منحصربهفرد خود از نحوه انتخاب ریاست جمهوری تا حد زیادی قابل اثبات است. اما معایبی هم دارد که هر چند اندک اما تاثیرگذار است. به طور مثال هر چند به ندرت اما گاهاً اتفاق افتاده است که نماینده الکترال بر خلاف رای مردمی، رای داده است. این نمایندگان به اصطلاح، الکترال‌های بی‌وفا خوانده میشوند. البته تقریبا همه نمایندگان الکترال‌ در گذشته بر اساس نتایج آرای ایالت‌های خود رای داده‌اند. مساله دوم که بغرنجتر است و به ویژه در بیست سال اخیر دو بار تکرار شده است، در باب مغایرت نتیجه آرای الکترال با رای مردمی در سطح فدرال و ملی است. در انتخابات سال 2000 و 2016 میلادی عملاً منتخب کالج الکترالها، رای مردمی کمتری از بازنده انتخابات داشت. این امر ریشه در نوع تعلق گرفتن رایهای الکترال در ایالتها دارد که با هر نوع نسبت برتری در رای مردمی، بدون لحاظ کردن تناسب، تمام آرای الکترال را به نفع برنده لحاظ میکنند. مثلا در سال ۲۰۰۰ میلادی، جورج دبلیو بوش از مجموع ۶ میلیون رای داده شده در فلوریدا با اختلاف فقط ۱۷۵۴ رای توانست هر ۲۹ رای الکترال فلوریدا را ببرد و یا در سال 2016 میلادی، از مجموع آراء سه ایالت میشیگان، پنسیلوانیا و ویسکانسین، نمایندگان کالج الکترال حامی ترامپ، ۸۰ هزار رای بیشتر آوردند و لذا ترامپ تمام آراء الکترال این سه ایالت را از آن خود کرد.

اپیستوکراسی؛ حاکمیت دانایان

با توجه به همه مواردی که در سطور فوق ذکر شد، نظام انتخاباتی ایالات متحده، مختصات ویژه و ناهمتای خود را دارد. به نظر میرسد این نوع نظام انتخاباتی را بتوان ترکیبی از دموکراسی و اپیستوکراسی دانست. اپیستوکراسی از ترکیب "اپیستمه" به معنای دانش و "کراسی" به معنای حاکمیت شکل گرفته است. این مفهوم، اشاره به نظامی از حکومتگری است که در آن، زمامداری از آنِ دانایان و صاحبان معرفت است. نکته قابل توجه این است که در این سیستم، حق شرکت در تصمیمگیری سیاسی، مختص کسانی اسـت کـه دانش لازم را دارند و میدانند چه میکنند. در حقیقت، حق مشارکت در تصمیم‌گیری سیاسی به این بستگی دارد که آیا شما می‌دانید دارید چه کار می‌کنید یا نه؟!. بنابراین اپیستوکراتها، خواهانِ حق رأی بر پایه آگاهی هستند. این مساله از آنجا نشات میگیرد که ما به آسانی فرض میکنیم که نباید مجاز به تصمیمگیریهای مهم برای دیگران باشیم مگر آنکه حداقل از درجه صلاحیت مناسبی برای انجام این کار برخوردار باشیم. بدین منظور، اپیستوکراتها از اصل صلاحیت یاری میجویند. این اصل در پاسخ به این سوال مورد استفاده قرار میگیرد که چه کسانی را باید در زمره دانایان به حساب آورد. البته باید میان اپیستوکراسی و تکنوکراسی تفاوت قائل شد. یک تکنوکرات کسی است که می‌داند دستگاه‌ها چطور کار می‌کنند. آنچه اپیستوکراسی را متمایز می‌سازد این است که این نظام برای تصمیم درست در مقابل تصمیمِ از نظر تکنیکی بجا اولویت قایل می‌شود. اپیستوکراسی می‌کوشد پاسخی برای این سوال که باید به کجا برویم پیدا کند. تکنوکرات تنها می‌تواند به ما بگوید چگونه باید به آن‌جا برسیم. همچنین باید بین دو مفهوم اپیستوکراسی و آریستوکراسی تفاوت بسیار قائل شد. چرا که در سیستم آریستوکراسی، قدرت دولت در آن مطلق و در دست طبقه ممتاز است و آن طبقه، حاکمیت را از راه وراثت در دست خود گرفته است و دیگر طبقات در دسترسی به مناصب حکومتی هیچگونه راهی ندارند. هر چند که این دو سیستم، در مدلی تحت عنوان آریستوکراسیِ اپیستوکراتیک یا همان اشراف دانا قابل طرح است که نشات گرفته از مدل فیلسوف شاه افلاطون است اما در این مبحث نمیگنجد.

نتیجه‌گیری

فراز و نشیبهای سیاسی قرن بیست و یکم و به ویژه یک دهه اخیر، بسیاری را به تفکر برای سیستمی جایگزین دموکراسی یا مختلط تشویق کرده است. این استدلال در سال‌های اخیر جلوه بیشتری یافته است چون دموکراسیها، پیش‌بینی‌ناپذیرتر شده و نتایج آن برای خیلی‌ها عمیقاً هشداردهنده است. از مصادیق بارز آن خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، انتخاب دونالد ترامپ، خیزش پوپولیسم و گسترش تفرقه است که موجب آغاز جستجویی محتاطانه برای جایگزین‌های احتمالی شده است. اما این جستجو از زمانهای دورتری شروع شده است و کماکان نیز ادامه دارد. هر چند بنابر گفتاوردی مشهور؛ دموکراسی با وجود عیوب بسیار اما هنوز بهترین است. ماحصل جستجوی نوعی دموکراسی متفاوت را میتوان تا حدودی در نظام انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده پیدا کرد. این نظام انتخاباتی یکی از سیستمهای متفاوت و نادری است که به سمت نوعی دموکراسی غیرمستقیم سوق داده شد. اما در دل این دموکراسی غیرمستقیم، شیوه انتخاب دو مرحلهای و تفویض اختیار انتخاب رئیس جمهور از مردم به کالج انتخاباتی، تا حدودی با دیدگاههای اپیستوکراتیک همخوانی دارد. در واقع تفویض اختیار از عوام فارغ از آگاهی و دانش سیاسی به الکتورالهایی که اکثرا از سیاسیون برجسته و افراد حزبی سابقهدار هستند همان سیستم اپیستوکراسی است که بر این نظام انتخاباتی دموکراتیک سایه افکنده است. البته از سوی دیگر نمیتوان نقش برجستهتری را به اپیستوکراسی در این انتخابات داد چرا که باز هم الکتورالهای برگزیده هر ایالت با رای مردم انتخاب میشوند و در واقع صرفاً بر اساس "اصل صلاحیت" مدنظر اپیستوکراتها انتخاب نشدهاند و این خود باعث میشود نوعی ناآگاهی غیرمستقیم در پروسه انتخابات وارد شود که همخوانی با ایده اپیستوکراسی ندارد. علاوه بر این در اکثریت قریب به اتفاق دورهها، رای الکترال در امتداد رای مردمی بوده است و تنها در مواردی خاص ار جمله در سالهای 2000 و 2016 میلادی، رای الکترال با رای مردمی تفاوت داشته است. نکته اساسی که نباید فراموش شود این است که همچنان وزن دموکراسی بسیار بیشتر از اپیستوکراسی در این سیستم انتخاباتی است چرا که با وجود همه این فرایندهای ذکر شده، باز هم خروجی این پروسه به انتخابی غیرمتداول مانند ترامپ میانجامد. بر اساس همه این قرائن و شواهد، میتوان این نوع نظام انتخاباتی را شبه دموکراسی اپیستوکراتیک دانست.

البته فارغ از مباحثی که ذکر شد، این مبحث نافی وجود نوعی سیستم شبه دموکراسی آریستوکراتیک نیست. چرا که نتایج حاصل از این نوع نظام انتخاباتی، موجبات شکلگیری خاندانهای سیاسی مختلف در ایالات متحده شده است. خاندانهای سیاسی که در سطوح مختلف از ریاستجمهوری تا سنا و مجلس و فرمانداری ایالات متحده در راس قدرت بوده و هستند. از مصادیق بارز آن خانوادههای آدامز، بوش، روزولت، کندی و کلینتون است که در دورههای مختلف در سطوح متفاوت حاکمیتی مشغول به فعالیت بودهاند.

منابع
- آذین، محمد (1387)، دموکراسی غیر مستقیم؟، مجله شهروند امروز، شماره 71
- تامپیو، نیکلاس (1396). نخبهگرایی تهدیدی برای دموکراسی، مترجم: بهاره محبی، روزنامه شرق، شماره ۳۰۲۰
- خبرگزاری میزان (1399)، انتخابات آمریکا، وب سایت خبرگزاری میزان، قابل دسترس در آدرس:
www.mizanonline.com/002nK6
- خبرگزاری صدا و سیما (1399)، اعضای الکترال کالج، چگونه انتخاب می شوند؟، وب سایت خبرگزاری صدا و سیما، قابل دسترس در آدرس:
https://www.iribnews.ir/00C3Rr
- خلیلی، محسن (1399). بازی تاج‌وتختِ کرونا؛ آموزه ای برای سیاست ورزی ایرانی، مجله علوم سیاسی، دوره 15، شماره 2، شماره پیاپی 58، صفحات 73-118
- شهید ثالث، شهیر (1399)، انتخاب رئیس جمهور بعدی آمریکا می‌تواند پیچیده شود، وب سایت خبرگزاری بیبیسی، قابل دسترس در:
www.bbc.com/persian/iran-features-54617767
- رانسیمن، دیوید (1397)، اگر حکومت را به جای مردم به دست متخصصان بسپاریم اوضاع بهتر می‌شود؟، وب سایت ترجمان علوم انسانی، قابل دسترس در:
http://tarjomaan.com/barresi_ketab/9162/
- قربانی گلشن آبادی، محمد (1388). آریستوکراسی و حکومت اشراف، روزنامه رسالت، شماره ۶۸۲۶

- Johnson, Donald. F. (2017). Picking the President: Understanding the Electoral College “The Electoral College as American Aristocracy”, University of North Dakota, North Dakota
- Somin, Ilya. (2016). Democracy vs. Epistocracy, Washington post Website, Available at:
www.washingtonpost.com/news/volokh-conspiracy/wp/2016/09/03/democracy-vs-epistacracy/?noredirect=on

125516
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.