بهای صلح با طالبان در افغانستان

اگر دولت ملی تن به خواسته های طالبان مبنی بر سهیم شدن در قدرت بدهد دستاوردهای 19 سال جنگ و تلاش مردم و دولت برای رسیدن به آزادی و دموکراسی بر باد خواهد رفت.

دانشگاه اصفهان

دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی سیاسی

تصویر بهای صلح با طالبان در افغانستان

بعد از نزدیک به 19 سال از زمان حمله آمریکا و نیروهای ائتلاف به افغانستان به هدف مبارزه با تروریسم و برچیدن نظام طالبانی و کشته شدن ده ها هزاران نفر، این روزها بازهم وحشت از بازگشت نظام طالبانی یا چیزی شبیه به آن بر افغانستان سایه افکنده است.

دولت ملی با هدف حفظ امنیت و آرامش بعد از خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان با طالبان که نه دغدغه صلح بلکه سودای قدرت و ترتیبات جدید سیاسی در سر دارد بر سر میز مذاکره نشسته است.

در حالی که اشرف غنی در مقاله خود در واشنگتن پست بر این تاکید دارد که طالبان باید واقعیت های امروز جامعه افغانستان را پذیرفته و برای حفظ دستاوردهای 19 سال اخیر مردم این کشور با دولت ملی همکاری کند (1)، این گروه هنوز در رویای تشکیل امارت اسلامی است و بنا به گفته سهیل شاهین سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در دوحه، طالبان در دوران مذاکرات برای صلح دو هدف داشته و دارد، اول خروج نیروهای امریکایی و دوم برقراری نظام اسلامی در افغانستان (2). پر واضح است که در اینجا مراد از نظام اسلامی، آن حکومتی نیست که با تفاسیر طالبان از اسلام هماهنگ نباشد.

از آنجا که در این مذاکرات طالبان دست بالا را دارد کاملا قابل پیش بینی است که این گروه در روند گفتگوها تنها به آزادی زندانیان خود و اهداف کوتاه بردی از این دست اکتفا نکرده و به دنبال سهیم شدن در قدرت باشد. در واقع آنچه در آینده نزدیک محتمل به نظر می رسد کیش و مات شدن دولت ملی افغانستان است چرا که از یک طرف اگر تن به خواسته های طالبان ندهد این گروه میز مذاکره را ترک کرده و با توجه به اینکه اینک حدود 50 تا 60 هزار نیرو در اختیار دارد و در 70 درصد از مناطق افغانستان مشغول به فعالیت است (3)، ترک میز مذاکره می تواند عواقب وخیمی برای مردم این کشور و همچنین دولت به بار آورد، بخصوص که آمریکا نیز در نظر دارد تا طی چند ماه آینده نیروهای خود را از این کشور خارج کند و نیروهای امنیتی افغانستان در حفاظت از کشور و جان مردم دست تنها خواهند شد اما از طرف دیگر اگر دولت ملی تن به خواسته های طالبان مبنی بر سهیم شدن در قدرت بدهد دستاوردهای 19 سال جنگ و تلاش مردم و دولت برای رسیدن به آزادی و دموکراسی بر باد خواهد رفت.

مهمترین عواقب منفی صلح با طالبان

حقوق زنان

زنان و نحوه نگاه به زن در گفتمان طالبان جایگاه ویژه ای دارد. از 33 فرمان که ریاست امر به معروف طالبان در سال 1996 در کابل صادر کرد 14 حکم مخصوص زنان و 17 حکم مشترک بین زن و مرد بوده است. (4)

زنان افغانستان در دوره طالبان با شدیدترین تبعیض ها روبرو بودن. از سال 1996 تا 2001 حق رأی دادن، آموزش و کار کردن توسط طالبان از زنان سلب شده بود. در سال 1998 آن‌ها حتی از حق دسترسی به بیمارستان‌های عمومی هم منع شدند. این مسئله نه تنها بر سلامت زنان این کشور تأثیر منفی گذاشت، بلکه منجر به افزایش نرخ مرگ و میر نوزادان نیز گشت. طبق آمار در آن زمان از هر 1000 کودک 165 نفر زیر سن یک سالگی جان خود را از دست می‌داد. (5)

طالبان حجاب بسیار سخت‌گیرانه‌ای شامل برقع بر زنان تحمیل کرده بود. همچنین آن‌ها قانوناً اجازه تردد در خیابان را نداشتند، مگر اینکه مردی محرم آن‌ها را همراهی کند. طالبان خانواده‌ها را تشویق به ازدواج زودهنگام دخترانشان می‌کرد. طبق گزارش سازمان عفو بین‌الملل 80 درصد ازدواج‌ها در دوره حکومت طالبان اجباری بوده است. (6)

اما با تشکیل دولت ملی در سال 2003 حق تحصیل زنان و دختران در قانون جدید این کشور به رسمیت شناخته شد. اصل برابری زن و مرد در قانون اساسی جدید افغانستان کمک بزرگی به بهبود وضعیت اشتغال زنان در این کشور بعد از سال 2001 داشت. همچنین آن‌ها بر اساس قانون، حق انتخاب کردن و انتخاب شدن را به دست آوردند.

حال سؤال این است که آیا وضعیت حقوق زنان در این کشور در صورت سهیم شدن طالبان در قدرت به همین شکل باقی خواهد ماند؟ پاسخ به این سؤال را می‌توان به‌راحتی با خواندن مقاله‌ای از سراج‌الدین حقانی معاون گروه طالبان، در نیویورک‌تایمز که در آن تصریح کرده است که حقوق زنان بعد از توافق صلح همچنان پابرجا باقی می‌ماند، «تا جایی که اسلام اجازه می‌دهد» (7)، منفی دانست چراکه طالبان در باب حقوق زنان دارای دیدگاهی است که با تعاریف مورد قبول دنیا در باب حقوق بشر تفاوت زیادی دارد. این دیدگاه منبعث از برداشت‌های افراط‌گرایانه آن‌ها از احکام اسلام است و طالبان به‌عنوان یک گروه دینی بنیادگرا حاضر به معامله ایمان خود برای سهیم شدن در قدرت نخواهد بود که اگر چنین کند باید این رفتار را به‌عنوان یک تاکتیک در نظر گرفت.

دموکراسی و الزامات آن

پس از سقوط طالبان و تشکیل دولت ملی در افغانستان قانون اساسی مبتنی بر دموکراسی و رای مردم با به رسمیت شناختن اصل تقسیم قدرت، انتخابات، آزادی بیان و آزادی احزاب تدوین شد. اغلب اصول اشاره‌شده در قانون اساسی جدید با اصول اندیشه طالبان مغایرت دارد. گفتمان طالبانیسم به لحاظ ماهوی با گفتمان دموکراسی متفاوت و امکان جمع این دو وجود ندارد چرا که طالبانیسم پس از حمله آمریکا به افغانستان هویت خویش را در رد و غیر تلقی کردن گفتمان دموکراسی معرفی کرده است.

پارلمان و مجلس قانون‌گذاری در اندیشه طالبان جایگاهی ندارد چراکه قانون آن است که در قرآن و سنت به آن اشاره شده است؛ بنابراین ضرورتی به وضع قوانین جدید توسط انسان‌ها وجود ندارد و پارلمان فاقد صلاحیت لازم برای قانون‌گذاری است. همین‌طور انتخابات و رای مردم هم در اندیشه این گروه محلی از اعراب ندارد. چگونه می‌توان امید داشت گروهی که انگشتان دست مردم بی‌گناه را به جرم آغشته بودن به جوهر انتخابات بریدند، با سهیم شدن در قدرت، حاکمیت و پیشرفت دموکراسی و انتخابات در این کشور را تاب آورند؟

با قدرت یافتن طالبان می‌توان انتظار داشت که آزادی‌های مدنی جامعه هم تا حدودی محدود شود چراکه ورود این گروه به زمین بازی سیاسی ضامن تحول در نگرش آن‌ها نیست. واپس ماندگی و عدم تغییر دیدگاه‌های این گروه نسبت به دوره حکومت طالبانی را می‌توان به‌راحتی در نحوه اداره مناطق تحت نفوذشان مشاهده کرد. طالبان هنوز در بسیاری از مناطقی که اداره آن‌ها را در دست دارد تماشای تلویزیون را ممنوع، گیرنده‌ها را توقیف و صاحبش را نیز جریمه و مجازات می‌کند.(8)

ساده اندیشانه به نظر می‌رسد که باور کنیم چنین ایدئولوژی سختگیرانه ای با گرفتن سهمی از قدرت در برابر آزادی‌های سیاسی، اجتماعی و مدنی جامعه امروز افغانستان تساهل به خرج داده و سعه‌صدر داشته باشد.

در ولسوالی های تحت کنترل طالبان از شکستن و سوزاندن تلویزیون‌ها و ممنوعیت تردد زنان در خیابان بدون محرم تا مجبور ساختن مردم به پیوستن به صفوف طالبان (9)، هیچ‌چیز تفاوت چندانی با دوره حکومت طالبانی ندارد. پس شاید بتوان نتیجه گرفت که طالبان هنوز سودای امارت اسلامی منطبق با ایدئولوژی خود در سر داشته و جمهوری دموکراتیک و الزامات آن کماکان با ایده‌ها و افکار این گروه تناسبی ندارد.

امنیت

ورود نیروهای طالبان به بدنه حاکمیت در افغانستان به جهت استفاده پاکستان از این نیروها به‌عنوان اهرم فشار، نه‌تنها کابل را در برابر همسایه جنوبی خود بسیار آسیب‌پذیر کرده، شرایط مداخله غیرمستقیم اسلام‌آباد در امور افغانستان را فراهم و استقلال و امنیت خارجی کشور را مخدوش می‌کند بلکه امنیت داخلی را نیز در معرض خطر جدی قرار می‌دهد.

جهاد یکی از اصلی‌ترین عناصر گفتمان طالبانیسم است؛ زمانی جهاد علیه نیروهای شوروی، در دوره دیگر جهاد علیه حکومت برهان‌الدین ربانی، در دوره امارت اسلامی جهاد علیه بی‌دینی و دنیای مدرن، بعد از حمله آمریکا جهاد علیه نیروهای خارجی، دولت ملی و دموکراسی سرلوحه کار آن‌ها بوده است. دوام و بقای ایدئولوژی طالبانی وابسته به حفظ ارکان آن ازجمله جهاد است. می‌توان حدس زد که بعد از سهیم شدن در قدرت، جهاد برای آن‌ها کماکان مفهوم مبارزه با دموکراسی - به‌زعم آن‌ها به‌مثابه غرب‌زدگی- باشد.

گروه طالبان چه در طی سال‌هایی که حکومت را در دست داشت و چه بعد از آن ثابت کرده است که نه تنها برای جان مردم ارزشی قائل نیست و برای رسیدن به اهداف خود از هیچ عملیات انتحاری، بمب‌گذاری، اعدام و کشتاری فروگذار نخواهد کرد بلکه وسوسه قدرت، آن‌ها را از ارکان اصلی گفتمانشان غافل نمی‌کند.

در سال 2018 یعنی درست زمانی که مذاکرات صلح بین آمریکا و طالبان آغاز شد میزان خشونت طالبان 42 درصد به نسبت سال قبل افزایش یافت و در فاصله ماه‌های جولای تا 30 سپتامبر، هزار و 174 نفر کشته و 3 هزار و 139 نفر زخمی شدند.(10)

آنچه دولت ملی افغانستان را به پای میز مذاکره با طالبان می‌کشاند، تلاش برای توقف خشونت و کشتار مردم این کشور است اما طالبان که در طی سال‌ها مبارزه خود در افغانستان به این نتیجه رسیده که تنها با تداوم خشونت‌هاست که می‌تواند به قدرت دست پیدا کند به احتمال زیاد با به دست آوردن بخشی از قدرت، ترور و ایجاد رعب و ناامنی را به‌وسیله ای برای چانه‌زنی تبدیل کرده و سعی خواهد کرد با تداوم روند خشونت کل قدرت را قبضه کند. علاوه بر این توافق با طالبان و چشم بستن بر روی همه جنایات آن‌ها، دیگر گروه‌های معارض در افغانستان مانند داعش را برای سهم خواهی گستاخ خواهد کرد.

جمع‌بندی

دولت افغانستان که از همان بدو تأسیس با کارشکنی‌های طالبان روبرو و اقدامات این گروه را مانع اصلی بر سر راه امنیت و توسعه افغانستان می‌داند، در طی ماه‌های اخیر با قطع امید از تداوم حمایت‌های آمریکا، راه گریز از این شرایط بغرنج را پذیرش طالبان به‌عنوان یک واقعیت غیر قابل حذف و انکار در افغانستان دیده است. کابل با امید به اینکه با ورود طالبان به زمین بازی آن‌ها به‌عنوان بخشی از حاکمیت از خلأ قدرت ناشی از خروج آمریکا از افغانستان سو استفاده نکرده و بار دیگر کشور درگیر جنگ داخلی و اغتشاش نخواهد شد پای میز مذاکره با این گروه نشسته است؛ اما آنچه به‌شدت باعث نگرانیست این است که با توجه به سوابق دیروز و اقدامات امروز طالبان، بعید به نظر می‌رسد که این گروه دست از آرمان‌های خود برداشته و دستاوردهای نوزده سال اخیر مردم افغانستان در زمینه دموکراسی، آزادی و حقوق بشر را به ورطه نابودی نکشاند.

افغانستان اینک پس از پشت سر گذاشتن مرحله گذار در آستانه مرحله تحکیم دموکراسی قرار دارد. پشت سر گذاشتن موفق این خان با ورود مجدد گروهی با ایدئولوژی ضد دموکراسی و واپسگرایانه به عرصه قدرت منطقی به نظر نمی‌رسد. به‌هرحال ازآنجا موضوع مسائل سیاسی انسان‌ها هستند، در این عرصه نمی‌توان پیش‌بینی قطعی و یقینی داشت اما این طور به نظر می‌رسد که دولت افغانستان با توافق با طالبان با تصور معامله دموکراسی در برابر امنیت، هم دموکراسی و هم آزادی و امنیت مردم افغانستان را به مسلخ نابودی بکشاند.

منابع

1- “Afghans and their international partners have paid the costs. Now we’re taking a risk for peace”, Ghani,Ashraf,Wahsington Post, August 14, 2020, access in https://www.washingtonpost.com/opinions/2020/08/14/ashraf-ghani-afghans-their-international-partners-have-paid-costs-now-were-taking-risk-peace/

2- "سهیل شاهین در گفتگو با شفقنا: هدف ما پایه‌گذاری نظام اسلامی در افغانستان است"،شفقنا، ۲۳ اسد ۱۳۹۹، دسترسی در https://af.shafaqna.com/FA/389645

3 - “Taliban active in 70 percent of Afghanistan, BBC study finds”, Reuters January 13, 2018, access in https://www.reuters.com/article/us-afghanistan-taliban-study/taliban-active-in-70-percent-of-afghani... .

4- "موانع گفتمانی دموکراسی در افغانستان"، تاجیک،محمدرضا، شریفی، علیرضا، فصلنامه علوم سیاسی،1388، سال نوزدهم، شماره 46، ص 42

5 - “Report on the Taliban’s War Against Women”, US department of state”, November 17, 2001, access in https://2001-2009.state.gov/g/drl/rls/6185.htm

6- “A Woman Among Warlords: Women’s Rights in the Taliban and Post-Taliban Eras”, PBS. September11, 2007, Retrieved 14 October 2014, access in https://www.pbs.org/wnet/wideangle/uncategorized/a-woman-amongs/66/

7- “What We, the Taliban, Want”,Haqqani,Sirajuddin,Newyork Times, Feb 20, 2020, access in https://www.nytimes.com/2020/02/20/opinion/taliban-afghanistan-war-haqqani.html

8- "زندگی در مناطق زیر کنترل طالبان چگونه است؟" مارس 25، 2019،دویچه وله، دسترسی در https://p.dw.com/p/3FbR1

9- همان

10- "From the 2001 fall of the Taliban to 2020 Afghan peace talks",Aljazeera,September 12,2020,access in

https://www.aljazeera.com/news/2020/9/12/from-the-2001-fall-of-the-taliban-to-2020-afghan-peace-talks

125522
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.