جایگاه نوین ترکیه در ژئوپلیتیک خطوط لوله انرژی در قفقازجنوبی و پیامدهای منطقه‌ای برای ایران

قفقازجنوبی به‌رغم وسعت کمی که دارد منطقه‌ای مهم برای انتقال انرژی محسوب می‌شود. اما با توجه به محدودیت‌های جغرافیایی حاکم بر منطقه، خطوط لوله آن باید از مناطق مجاور به بازار مصرف برسد. ترکیه با استفاده بهینه از این وضعیت نه‌تنها تبدیل به مسیر ترانزیت انرژی قفقازجنوبی شده است؛ بلکه بخشی از نیاز داخلی خود را نیز تأمین می‌کند.
این مقاله در پی پاسخ به این پرسش‌ها است که جایگاه ترکیه در ژئوپلیتیک انرژی قفقازجنوبی چیست؟ و این جایگاه چه پیامدهایی برای ایران دارد؟
تصویر جایگاه نوین ترکیه در ژئوپلیتیک خطوط لوله انرژی در قفقازجنوبی و پیامدهای منطقه‌ای برای ایران

در مقدمه این مقاله آمده است:

در دنیای معاصر سوخت‌های فسیلی (نفت و گاز) منبع اصلی تأمین انرژی محسوب می‌شود. اما این منابع در مناطق خاصی از جهان تمرکز یافته است که نیازمند انتقال به بازارهای مصرفی است. راه‌های انتقال انرژی نه‌تنها با منافع تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان در ارتباط است بلکه منافع کشورهای ترانزیتی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. زیرا انتقال انرژی از طریق خطوط لوله علاوه بر اینکه یک مسأله فنی و جغرافیایی است با ملاحظات سیاسی و منافع اقتصادی کشورهای ذی‌نفع نیز در ارتباط است. به همین جهت ژئوپلیتیک کشورها اهمیت ویژه‌ای در این معادله دارد. قفقازجنوبی به سبب موقعیتی که مابین آسیا و اروپا دارد؛ ناحیه‌ای ژئواستراتژیک محسوب می‌شود. از میان سه کشور این منطقه تنها گرجستان به شکل غیرمستقیم (از طریق دریای سیاه و تنگه بسفر و داردانل) به آب‌های آزاد دسترسی دارد. جمهوری ارمنستان کاملاً محصور در خشکی است. جمهوری آذربایجان نیز در کنار سواحل دریا خزر کشوری محصور در خشکی محسوب می‌شود که از مقادیر قابل توجهی منابع فسیلی برخوردار است (Aslanli & Isayev, 2019: 643). منطقه قفقازجنوبی به طور کلی و کشور آذربایجان به طور خاص به سبب نزدیکی به قاره اروپا یک منبع مناسب برای تأمین انرژی کشورهای اروپایی محسوب می‌شود.

اما عدم دسترسی جمهوری آذربایجان به آب‌های آزاد خطوط لوله را تبدیل به منطقی‌ترین گزینه برای صادرات انرژی کرده است. در این میان مناسبات حاکم در قفقازجنوبی باعث انتخاب مسیرهای خاصی برای راه‌اندازی خطوط لوله شده است که پیامدهای سیاسی و اقتصادی ویژه‌ای را برای کشورهای منطقه و قدرت‌های ذی‌نفوذ به دنبال خواهد داشت. اگر از چشم‌انداز تاریخی به این قضیه نگاه شود اهمیت موضوع برجسته‌تر نیز خواهد شد. زیرا قفقازجنوبی در برهه‌های تاریخی گوناگون بخشی از خاک ایران و ترکیه بوده است. از این‌رو تهران و آنکارا رقبای قدیمی در منطقه محسوب می‌شوند. از سوی دیگر موقعیت جغرافیایی ایران و ترکیه در قبال قفقازجنوبی به طور بالقوه ابزاری برای افزایش قدرت ملی دو کشور است. اما از قوه به فعل در آمدن بخشی از این قابلیت‌ها به طرح‌های انرژی و خطوط انتقال آن در قفقازجنوبی بستگی دارد. اگرچه موقعیت جغرافیاییِ ترکیه در مجاورت بازار مصرفی اروپا این کشور را تبدیل به یک مسیر ترانزیتی مناسب برای انتقال انرژی قفقاز کرده است؛ اما موقعیت جغرافیایی به تنهایی نمی‌تواند عامل تبدیل‌شدن ترکیه به مسیری ترانزیتی خط لوله باشد. در این زمینه مناسبات سیاسی کشورها عاملی بسیار تعیین‌کننده است. به‌عنوان مثال می‌توان به تمایل سیاسی کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز بعد از فروپاشی شوروی اشاره کرد که همواره به دنبال تنوع‌بخشی به مسیرهای صادرات انرژی و کاهش وابستگی خود به روسیه بوده‌اند (Wigen, 2012: 599). در این راستا ایران و ترکیه همواره به‌عنوان دو گزینه در دسترس برای این کشورها مطرح بوده‌اند.

اما نحوه تعاملات ایران در نظام بین‌الملل و چالش‌های بنیادینی که ایران در رابطه با غرب دارد باعث کنار گذاشتن ایران از مسیرهای انتقال انرژی و تقویت جایگاه ترانزیتی ترکیه شده است. از سوی دیگر روسیه نیز به‌عنوان یکی از مسیرهای قدیمی صادرات انرژی در منطقه مطرح است. اما مسکو از صادرات انرژی به‌عنوان اهرم فشار بر علیه اروپا استفاده کرده است که باعث مناقشاتی در رابطه مسکو و اروپا شده است. این مناقشات به ویژه بعد از وقوع انقلاب‌های رنگی در منطقه و اوکراین تشدید شد. در نتیجه اروپا و آمریکا، ترکیه را به‌عنوان بهترین گزینه ممکن برای طرح‌های انتقال انرژی انتخاب کردند. به‌طوری‌که ترکیه تبدیل به مسیر انتقال انرژی قفقازجنوبی و کریدور جنوبی انتقال گاز به اروپا شده است. آنکارا بدین‌وسیله نه‌تنها نیاز خود به انرژی‌های فسیلی را تأمین می‌کند؛ بلکه اهمیت منطقه‌ای ترکیه را در بلندمدت افزایش خواهد داد. با توجه به توضیحات بالا این پرسش‌ها مطرح می‌شود که جایگاه ترکیه در ژئوپلیتیک خطوط لوله در قفقازجنوبی چگونه است؟ و این جایگاه چه پیامدهایی برای ایران دارد؟ با استفاده از دو مفهوم «کشور ترانزیت انرژی» و «کشور کانون انرژی» جایگاه ترکیه در ژئوپلیتیک خطوط لوله در قفقازجنوبی بررسی شده است. شواهد نشان می‌دهد که ترکیه تبدیل به مهم‌ترین کشور ترانزیتی برای قفقازجنوبی شده است. برای پاسخ به سؤال دوم ابتدا یک چارچوب مفهومی از ژئوپلیتیک انرژی و نظریه نئورئالیسم در روابط بین‌الملل ارائه شده است. در این قالب استدلال شده است که نقش حداقلی ایران در ترانزیت انرژی از قفقازجنوبی و تبدیل‌شدن ترکیه به کشور ترانزیت انرژی باعث افزایش نفوذ ترکیه در مقایسه با ایران به ویژه از لحاظ اقتصادی در قفقازجنوبی شده است.

برای مطالعه و دریافت متن کامل این مقاله، روی لینک زیر کلیک کنید.

125613
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.