سیاستگذاری عمومی و اشتغال زنان پس از فرزندآوری

مؤسسه مطالعات نیروی کار سال 2009 در مقاله‌ای با عنوان «سیاستگذاری عمومی و اشتغال زنان پس از فرزندآوری» نحوه اثرگذاری فضای سیاست‌های عمومی در ایالات متحده بر اشتغال زنان پس از زایمان -که به تازگی طعم مادر شدن را چشیده‌اند-، مورد بررسی قرار داده است.
تصویر سیاستگذاری عمومی و اشتغال زنان پس از فرزندآوری

در پیشگفتار این مقاله آمده است:

امروزه توجه زیادی به درک رابطه بین سیاست خانواده و اشتغال زنان در کشورهای با درآمد بالا، با تحقیقات گسترده تطبیقی در مجلات علوم اجتماعی که در بیش از دو دهه گذشته منتشر شده، وجود دارد به عنوان مثال در مجلات علمی مانند American Economic Review, American Journal of Sociology, Demography, Political Theory, Journal of Comparative Policy and Analysis and Journal of European Social Policy؛ این توجه بیشتر است.

بیشتر مطالعاتی که با هدف تبیین الگوهای اشتغال زنان پس از زایمان انجام می شود، عمدتاً بر ساختارهای خانواده، کلیشه‌های جنسیتی، سرمایه انسانی و قدرت چانه‌زنی بین زن و شوهر و یا ساختارهای سیاست ملی متمرکز می‌شوند (به عنوان مثال شوبر ، 2013؛ اسماتون ، 2006 تاملینسون ، 2006). مطالعاتی که شرایط کار را بررسی می‌کند، به ویژه اینکه چطور انعطاف‌پذیری کار ممکن است به زنان کمک کند تا پس از زایمان در بازار کار باقی بماند، بیشتر روی کار نیمه وقت یا کاهش ساعات کاری متمرکز است. اگرچه کار پاره وقت می‌تواند به مادران کمک کند تا تعادل کار خود را با خواسته‌های خانواده حفظ کنند، اما همچنین منجر به فداکاری‌های شغلی می‌شود که می‌تواند عواقب طولانی‌مدت داشته باشد (یرکس ، 2009). این امر به ویژه در دولت‌های رفاهی لیبرال مانند انگلیس، جایی که کار نیمه وقت از کیفیت پایین برخوردار است، اتفاق می‌افتد (آنکسو و همکاران، 2007). برای بسیاری از زنان در انگلستان، انتقال به یک شغل پاره وقت منجر به اُفت وضعیت شغلی و همچنین کاهش سطح دستمزد آنها می‌شود ( کانلی و گرگوری، 2008 ؛ منینگ و پترونگولو، 2008 ؛ تاملینسون، 2006). این امر منجر به عواقب منفی شدیدی برای مشاغل زنان از نظر درآمد و پیشرفت شغلی در طول زندگی آنها می شود و به طور موثر شکاف جنسیتی در درآمد را افزایش می‌دهد (سیگل-راشتون و والدفوگل ، 2007 ).

نوع دیگری از استراتژی کار انعطاف‌پذیر که به طور مکرر و به طور فزاینده برای ترکیب کار با حقوق و مطالبات خانواده استفاده می‌شود، امکان کنترل بیشتر کارگران بر زمان و مکان کار آنها است (یوروفاند، 2015).

این افزایش علاقه در شرایط افزایش اشتغال زنان و گسترش سیاست‌های خانوادگی اشتغال محور به موازات هم صورت گرفته است. در این راستا، گلدین (2006) از «انقلاب آرام (کامل)» صحبت می‌کند، در حالی که اسپینگ-اندرسن (2009) اظهار داشتند این انقلاب تا حد زیادی «ناقص» باقی مانده است، زیرا نابرابری‌های در حال رشد با دسترسی گسترده زنان به بازار کار در چندین کشور همراه است.

حداقل دو دلیل دیگر برای این بحث در حال ظهور وجود دارد. اولین مورد این است که عرضه و تقاضای کار زنان به شدت از مردان متفاوت می‌شود، زیرا زنان احتمالاً با وقفه‌های کاری روبرو می‌شوند و مسیرهای کاری نامنظمی را طی می‌کنند. مورد دوم مربوط به افزایش در دسترس بودن داده‌ها و چرخش کمی علوم اجتماعی است. این در دسترس بودن مسیر دانش را تحت تأثیر قرار می‌دهد: در حالی که در گذشته کارهای مهم مبتنی بر تئوری و شواهد کیفی رایج بود، اخیراً‌، به گزارشات کمی توجه بیشتر و گسترده‌تری شده است. نسل جدیدی از دانشمندان علوم اجتماعی - عمدتاً به دلیل اثرات سیاستی - حرکت خود را به سمت تمرکز بر تحقیقات تغییر داده است. در این میان جنسیت شاید «جریان اصلی» باشد ( دالی ، 2005) ، و در طی این روند، ادبیات کمی با گزارش‌های مقایسه ای منظم تر از تحولات سیاستی و تأثیرات آن، تمرکز انتقادی قدیمی را تکمیل می‌کند.

در این راستا میز جمعیت مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری بر آن است تا ضمن تولید محتوا و ترجمه مقالات و پژوهش‌هایی که در بستر سیاستگذاری اشتغال زنان و فرزندآوری تدوین شده‌اند، با نیم نگاهی به سیاستگذاری بومی، به برگزاری سلسله نشست‌هایی در این موضوع اقدام نماید.

برای مطالعه و دریافت متن کامل این مقاله، روی لینک زیر کلیک کنید.

125631
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.