عراق، کانون سیاستگذاری تهاجمی ترکیه!

الگوی جرج بوش برای سیاست‌های تنش‌آفرین اردوغان

یکی از برجسته‌ترین سیاستگذاران تنش‌آفرین و خطرساز در نظام جهانی طی یک دهه اخیر را می‌توان دولت رجب طیب اردوغان در ترکیه دانست که بی‌توجه به عبرت‌های موجود در سیاستگذاری‌های پیشین، همچنان در حال طراحی و اجرای سیاست‌های تنش‌زا در سیاست خارجی خود به منظور کنترل و سرکوب تحولات داخلی ترکیه است.

دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان

دانشجوی دکتری سیاستگذاری عمومی

تصویر الگوی جرج بوش برای سیاست‌های تنش‌آفرین اردوغان

سیاستگذاری عمومی را می‌توان دنیایی از درس‌های عبرت‌آموز و الگوهای پیشینی دانست که چراغ راه سیاستگذاران و سیاست‌های جدید هستند. بخش عمده‌ای از سیاستگذاری عمومی به درس‌آموزی، بهره‌گیری و عبرت‌آموزی از سیاستگذاری‌ها و سیاستگذاران پیشین معطوف است که به عنوان الگوی سیاستگذاری مورد توجه و پیگیری برای تدوین سیاستگذاری‌های جدید قرار می‌گیرند.

دنیای سیاستگذاری عمومی، سراسر درس و عبرت است که سیاستگذاران عاقل و آگاه را در طراحی، تدوین و اجرای سیاستگذاری جدید راهنمایی و یاری نموده، نسبت به خطر پیامدها یا شکست سیاستگذاری هشیار می‌سازند.

با اینکه سیاستگذاری عمومی به‌خصوص سیاستگذاری خارجی، دنیایی از الگوهای ارزیابی شده و درس‌های روشن و شفافی از سیاستگذاران پیشین است، برخی سیاستگذاران همچنان به تکرار الگوهای سیاستگذاری خطرساز و شکست خورده پیشینیان علاقه داشته و با این رویکرد خود سعی در تنش‌آفرینی در نظام منطقه‌ای و جهانی دارند.

یکی از برجسته‌ترین سیاستگذاران تنش‌آفرین و خطرساز در نظام جهانی طی یک دهه اخیر را می‌توان دولت رجب طیب اردوغان در ترکیه دانست که بی‌توجه به عبرت‌های موجود در سیاستگذاری‌های پیشین، همچنان در حال طراحی و اجرای سیاست‌های تنش‌زا در سیاست خارجی خود به منظور کنترل و سرکوب تحولات داخلی ترکیه می‌باشد.

ماجرای خشونت‌بار و نگران کننده منطقه گارا (گاره) در اقلیم کردستان عراق که سبب کشته شدن ده‌ها نفر و ازجمله 13 شهروند اسیر ترکیه‌ای شد و سخنان جناب اردوغان در واکنش به موضع دولت آمریکا را می‌توان یکی از نمونه‌هایی دانست که سیاستگذار اعظم ترکیه را در فضای الگوی تنش‌آفرین و استبدادی قرار داده است. سخنان اردوغان در واکنش به موضع دولت آمریکا و تکرار جمله بسیار آشنای: << یا بدون چون و چرا در مبارزه علیه تروریسم همراه با ترکیه حرکت می‌کنند یا به عنوان شریک تروریست‌ها ابتدا در برابر وجدان‌های خود و سپس در مجامع جهانی پاسخگو خواهند بود.>>1 که یادآور جمله معروف جورج دبلیو بوش << هر کس با ما نیست، علیه ماست >> بعد از واقعه 11 سپتامبر 2001 است را می‌توان از چند محور مورد بررسی قرار داده، سیاستگذاران ایران را به اندیشه بیشتری فراخواند.

یکم - شکست بزرگ برای دولت و ارتش ترکیه: با وجود گذشت نزدیک به دو هفته از ماجرای گارا یا همان مناطق گاره و حکورک در اقلیم کردستان عراق که سبب کشته شدن بیش از 16 شهروند نظامی ترکیه‌ای و بیش از 50 جنگجوی حزب کارگران کردستان ترکیه ( پ ک ک ) گریده است، هنوز هم تمامی جنبه‌های این حادثه برای افکار عمومی روشن نشده و ابعاد نظامی و امنیتی آن تنها به قتل یا مرگ همان 13 شهروند ترک ربوده شده، محدود شده است!

در حالی که دولت ترکیه و به‌خصوص اردوغان اعلام نموده‌اند که 13 شهروند ربوده شده ترکیه توسط سازمان تروریستی پ‌ک‌ک به قتل رسیده‌اند، بیانیه پ‌ک‌ک ضمن اعلام اینکه افراد مذکور نظامی و امنیتی بوده‌اند، مرگ آنان را ناشی از حملات و بمباران‌های شدید ارتش ترکیه علیه اردوگاه پ‌ک‌ک در گارا دانسته و " خلوصی آکار " وزیر دفاع ترکیه را عامل اصلی مرگ شهروندان ترکیه معرفی نموده است.2 حجم گسترده تجهیزات نظامی به‌خصوص هواپیماهای نظامی ترکیه در این عملیات که در نهایت با مرگ حدود 70 نفر از دو طرف پایان پافته است را می‌توان یک افتضاح تاریخی برای ارتش ترکیه و دولت رجب طیب اردوغان قلمداد نمود.

مرگ 13 شهروند اسیر شده و 3 نظامی دیگر در عملیات پنجه عقاب 2 در منطقه گارا که همراه با سه روز عملیات نظامی شدید ارتش ترکیه با 40 فروند هواپیمای جنگنده، چندین بالگرد و پهپاد نظامی در منطقه گارا و حکورک بوده، نشان داده است که با وجود مرگ بیش از 50 جنگجوی گروه تروریستی پ‌ک‌ک 3، ارتش و دولت ترکیه در دستیابی به هدف اصلی خود که آزادسازی اسیران نظامی از دست پ‌ک‌ک بوده است، شکست بسیار سنگینی را متحمل شده‌اند. از سوی دیگر حزب کارگران کردستان ترکیه در بیانیه خود از کشته شدن تنها 15 نفر نیروی خود خبر داده اما تلفات ارتش ترکیه را بیش از 30 نفر کشته اعلام نموده است.4

دولت و ارتش ترکیه که گویا هدف اصلی خود یعنی آزادسازی شهروندان اسیر خود را مخفی ساخته بودند تا از آزادسازی آنان یک پیروزی تاریخی و شکوهمند بسازند، اکنون با یک شکست بزرگ مواجه شده‌اند که نه‌تنها شهروندان ربوده شده خود را آزاد نکرده‌اند، بلکه سبب مرگ آنان نیز شده‌اند!

دوم - بهانه‌ای برای سرکوب داخلی در ترکیه: با توجه به شکست بزرگ و تاریخی ارتش و دولت ترکیه در عملیات پنجه عقاب 2 در منطقه گارا که با مرگ 13 شهروند ربوده شده و البته کشته شدن 3 نیروی نظامی دیگر ترکیه همراه شد، سیاست مخفی دولت ترکیه برای بهره‌برداری از آزادسازی نیروهای نظامی و اطلاعاتی ترکیه ربوده شده توسط پ‌ک‌ک، نقش بر آب شده و تبدیل به یک افتضاح سیاسی، نظامی و امنیتی گردید.

رویدادهای گارا علاوه بر نمایش ناکامی و ناکارآمدی ارتش ترکیه در مقابله با حزب کارگران کردستان ترکیه، سبب شد تا سیاست‌های نظامی‌گرایانه اردوغان نیز مورد تردید قرار گیرند. اما رجب طیب اردوغان برای گریز از این حجم گسترده فشارهای داخلی، به سیاست دروغ و فرافکنی متوسل شده و با اعلام قتل شهروندان اسر شده توسط پ‌ک‌ک با شلیک مستقیم به سر آنان، به تهییج و تحریک افکار عمومی شهروندان ترکیه به‌ویژه حس ملی‌گرایی ناسیونالیستی ترکی علیه کردها پرداخته است!

اردوغان و فرماندهان نظامی این کشور با معرفی حزب کارگران کردستان به عنوان عامل اصلی قتل شهروندان اسیر شده، هیچ پاسخی به بیانیه پ‌ک‌ک در مورد چگونگی مرگ اسرای ترکیه‌ای و نقش ارتش ترکیه در مرگ آنان نداده است!

این مخفی‌کاری دولت ترکیه سبب شده است تا دولت اردوغان از ماجرای کشتار گارا به سود منافع سیاسی و حزبی خود بهره‌برداری نموده، منتقدین و مخالفین سیاسی خود را به خیانت متهم نماید. سیاستی که حتی سبب توهین و اتهام به کمال قلیچدار اوغلو رهبر حزب جمهوری خلق نیز شده است. اردوغان و دولتش برای گریز از پاسخگویی و شفاف‌سازی افتضاح گارا، سیاست سرکوب منتقدین و مخالفین سیاسی و اجتماعی را در پیش گرفته‌اند و به بهانه‌های مختلف ازجمله حمایت یا تماس با پ‌ک‌ک، موجی گسترده از دستگیری‌های سیاسی را ترتیب داده‌اند که در اولین روز بعد از عملیات گارا، بیش از 718 نفر از مخالفین سیاست‌های اردوغان ازجمله برخی اعضا و سران حزب دموکراتیک خلق‌ها به گمان و بهانه تماس و حمایت از پ‌ک‌ک دستگیر شدند.5

شکست عملیات گارا دستاویزی برای دولت اردوغان فراهم نمود تا بتواند با شدت بیشتری به سرکوب و انزوای منتقدین و مخالفین سیاسی و اجتماعی داخلی ترکیه بپردازد. حادثه گارا به سرپوشی برای اقدامات مستبدانه داخلی اردوغان در داخلی ترکیه تبدیل شده است.

سوم - الگوی تقسیم‌بندی جورج بوش در سخنان اردوغان: عملیات‌های نظامی متعدد ارتش ترکیه در کشورهای همسایه به‌خصوص سوریه و عراق به همراه همکاری با ارتش آذربایجان در جریان جنگ اخیر آذربایجان و ارمنستان سبب شده است تا این جنگ‌افروزی‌های منطقه‌ای، نمادی از اقتدار ترکیه و شخص اردوغان محسوب گردد.

عملیات‌هایی با عنوان چشمه صلح در شمال شرقی سوریه، پنجه عقاب و پنجه ببر در شمال عراق را می‌توان ازجمله رویکرد متجاوزانه دولت ترکیه در کشورهای همسایه دانست که سبب مرگ صدها شهروند بی‌گناه و ده‌ها جنگجوی مخالف ترکیه در این مناطق شده است. دولت ترکیه سعی دارد تا این‌گونه مداخلات نظامی خود در کشورهای همسایه را جلوه‌ای از اقتدار منطقه‌ای خود معرفی نموده و سایر قدرت‌های منطقه به‌ویژه رقیبان بزرگ خود یعنی: روسیه، ایران، اسرائیل و عربستان را نیز تحریک نموده و بلکه ساکت نماید!

اما به صراحت می‌توان ادعا نمود که سیاست کنونی اردوغان در معادلات منطقه‌ای که جلوه بارز آن در سخنان ایشان بعد از شکست عملیات گارا مشخص گردید، همان سیاست جنگافروزی و متوهم جورج بوش پسر در سال 2001 بعد از ماجرای انفجارهای 11 سپتامبر است.

اردوغان که در یکی دیگر از سیاست‌های نمایشی خود یعنی آزادسازی اسیران ترکیه از دست سازمان تروریستی پ‌ک‌ک شکست خورده بود در سخنانی می‌گوید: " یا بدون چون و چرا در مبارزه علیه تروریسم همراه با ترکیه حرکت می‌کنند یا به عنوان شریک تروریست‌ها ابتدا در برابر وجدان‌های خود و سپس در مجامع جهانی پاسخگو خواهند بود." این سخنان اردوغان دارای یک دوگانگی و تقسیم جورج بوشی است. نباید فراموش نمود که اردوغان که اکنون از آنچه تروریسم پ‌ک‌ک نامیده می‌شود ناراحت هستند، طی یک دهه اخیر به شدت و در حجم گسترده‌ای از سازمان‌ها و گروه‌های تروریستی در سوریه حمایت کامل و همه‌جانبه داشته است!

تقسیم‌بندی دنیا به دو بخش " با ما " یا " علیه ما " که یادآور جمله معروف جورج دبلیو بوش " هر کس با ما نیست، علیه ماست" در سال 2001 است، درست در همان چارچوب دوگانه آمریکایی و سیاست تروریست خوب و تروریست بد است که هر ستیزه‌جو، جنگجویی که طرفدار سیاست‌های اردوغان باشد، تروریست نیست اما منتقدین و مخالفین ایشان تروریست هستند.

چهارم - سیاستگذاری برای موج جدید تنش و جنگ منطقه‌ای: عملیات پنجه عقاب 2 در منطقه گارا و شکست ارتش ترکیه در دستیابی به اهداف اصلی که یکی از آنها آزادسازی اسیران خود از اسارت پ‌ک‌ک بود را می‌توان مؤلفه‌ای از یک سیاستگذاری دانست که با شکست گارا، بخش دوم آن تسریع و آشکارتر شده است.

سیاستگذاری مداخله‌جویانه ترکیه طی یک دهه اخیر در کشورهای عربی و اسلامی به‌خصوص سوریه و عراق که دارای ابعاد ستیزه‌جویانه و تجاوز نظامی رسمی و آشکار به شمال شرقی سوریه و شمال عراق است، اکنون به خوبی شفاف و آشکار شده است. تهدیدات دولت ترکیه برای ادامه رویکرد ستیزه جویانه و تجاوز نظامی به همسایگان به‌ویژه مناطق هدفی مانند " سنجار " را می‌توان نمادی از ادامه تنش‌آفرینی ترکیه در آسیای جنوب غربی قلمداد نمود.

توهم شدید ناشی از شکست بزرگ در گارا سبب شده است تا رجب طیب اردوغان در قامت یک مستبد منطقه‌ای ضمن تهدید سایر بازیگران نظام بین‌المللی، زمینه‌های لازم برای مداخله نظامی در برخی از کشورهای همسایه مانند عراق و سوریه را فراهم نموده و به صراحت اعلام نماید: << من بدینوسیله بار دیگر به صراحت به جهانیان می‌گویم. پس از قتل‌عام در گارا، دیگر هیچ کشوری، هیچ سازمانی، هیچ گروه یا هیچ شخصی دیگر نمی‌تواند عملیات ترکیه در عراق و سوریه را زیر سال ببرد، انتقاد کند و یا با آن مخالفت کند.<<6

به نظر می‌آید که شکست سنگین ارتش ترکیه در گارا و مرگ شهروندان اسیر شده ترکیه در این عملیات، ابزاری تبلیغاتی برای ادامه سیاست توسعه‌طلبانه اردوغان در کشورهای همسایه به‌خصوص شمال عراق شده است که همچنان در آرزوی تصرف و اشغال منطقه نفتخیز " کرکوک " هستند. تمایل شدید دولت ترکیه برای عملیات زمینی در منطقه سنجار در استان نینوای عراق را می‌توان جلوه‌ای از ستیزه‌جویی و ماهیت اشغالگری این دولت دانست که می‌خواهد در عمق خاک عراق نیز عملیات نظامی داشته باشد.

تمایل ترکیه به تهاجم نظامی به سنجار در حالی مطرح شده است که بنابر برخی آمارهای رسمی ارایه شده از سوی یکی از اعضای حزب اتحادیه میهنی کردستان عراق؛ " ارتش ترکیه حدود ۵۰ پایگاه و مرکز نظامی در حدفاصل استان‌های دهوک و اربیل و پایگاه دیگری در ناحیه بعشیقه در استان نینوا دارد."7 ترکیه با وجود در اختیار داشتن 50 پایگاه نظامی در تنها سه استان عراق، همچنان نیز به دنبال افزایش عملیات نظامی در عراق و اشغال بخش‌های بیشتری از این کشور ب‌ خصوص نیت و هدف نهایی یعنی تصرف کرکوک است.

*

رجب طیب اردوغان طی دو دهه حاکمیت حزبی در ترکیه نشان داده‌اند که " هدف، وسلیه را توجیه می‌کند"، زیرا ایشان برای ادامه و افزایش قدرت خود در ترکیه از هر وسیله و ابزاری استفاده نموده‌اند. از قربانی کردن دوستان و استادانی مانند: نجم‌الدین اربکان، عبدالله گل، احمد داوود اوغلو و ... تا تشکیل و حمایت از گروه‌های تروریستی مانند داعش و جبهه النصره و ... در نهایت مداخله نظامی و تجاوز آشکار به کشورهای دیگر مانند: سوریه، لیبی و عراق که خود سبب مرگ هزاران شهروند بی‌گناه در این کشورها شده است.

یکی از ارکان اصلی ادامه حیات سیاسی و حکمرانی اردوغان به‌خصوص طی یک دهه اخیر بر تنش‌آفرینی و جنگ‌افروزی در آسیای جنوب غربی برای سرپوش نهادن بر مشکلات و بحران‌های داخلی ترکیه بوده است که با بهانه همین سیاست خارجی تهاجمی و متجاوزانه در نظام بین‌المللی، اقدام به سرکوب و کنترل فضای داخلی ترکیه نموده است.

اردوغان در چارچوب همان سیاست دوگانه‌سازی خیر و شر که از سوی جورج دبلیو بوش در سال 2001 مطرح شده است، اقدام به تقسیم شهروندان ترکیه به دو گروه نموده و طرفداران خود را خوب و خیر معرفی و منتقدین و مخالفینش را اهریمن و شر اعلام نموده است. چنین رویکردی در سیاست خارجی دولت ترکیه نیز قابل مشاهده است، زیرا دوستان و فرمانبرداران ترکیه در محیط بین‌المللی را مورد مدح و ستایش قرار داده و منتقدین و رقیبان خارجی را مورد تهاجم لفظی و حتی تجاوز نظامی قرار می‌دهند!

**

الگوی " خیر و شر " جورج دبلیو بوش در سال 2001 و حمله به افغانستان و سپس عراق با عنوان مبارزه با تروریسم و تقسیم جهان به محور " خیر با ما " و " شر علیه ما " سبب شد تا جهانی به شدت خطرناک‌تر و آشوب‌زده‌تر از گذشته داشته باشیم. پیامدهای تقسیم نظام جهانی به محور شرارت و محور خیر با استناد به منافع راهبردی آمریکا و تجاوز نظامی به برخی کشورهای دیگر موجب گردید تا علاوه بر ورود جهان به‌خصوص آسیای جنوب غربی به دوره سیاه آشوب و جنگ، نقش ایالات متحده به عنوان یک ابرقدرت موازنه‌ساز در نظام بین‌المللی نیز از درجه اعتبار ساقط شده و این کشور در گرداب سیاست‌های جهانی خود گرفتار گردد.

همین رویکرد جورج دبلیو بوش در سال 2001 را اکنون در سیاستگذاری عمومی دولت ترکیه به‌خصوص رفتار و سخنان سیاستگذار اعظم آن رجب طیب اردوغان می‌توان مشاهده نمود که به بهانه مبارزه با تروریسم، با تقسیم جهان به دوستان خیر خود و دشمنان شر خود، ضمن سرکوب منتقدین و مخالفین سیاسی، اجتماعی، قومی و فرهنگی داخلی ترکیه، تجاوز نظامی و حضور پایدار در کشورهای همسایه با اشغال بخشی از این کشورها را در دستورکار خود قرار داده است.

الگوپذیری بسیار خطرناک اردوغان از جورج دبیلو بوش که می‌تواند آینده آسیای جنوب غربی را تاریک‌تر و بحرانی‌تر از زمان تهاجم آمریکا به افغانستان و عراق نماید، پیامدهای هولناکی برای همسایگان ترکیه به‌خصوص ایران خواهد داشت.

***

ترکیه بعد از اشغال بخشی از خاک شمال شرقی سوریه به بهانه مبارزه با تروریسم و انتقال و تجمیع گروه‌های تروریستی مورد حمایت ترکیه در این منطقه، اکنون به دنبال اجرای چنین برنامه‌ای در شمال عراق است تا ضمن سرکوبی حزب کارگران کردستان ترکیه ( پ ک ک ) در اقلیم کردستان عراق، مناطق راهبردی مانند سنجار و کرکوک نفتخیز را نیز تصرف، اشغال نموده و به قدرت مسلط در معادلات منطقه‌ای به خصوص در عراق دست یابد.

با وجود اعتراض و هشدارهای مسئولین سیاسی و حزبی در عراق نسبت به اقدامات و تهاجم نظامی ترکیه به خاک عراق به‌خصوص اعتراض به تثبیت و افزایش پایگاه‌های ارتش ترکیه در خاک عراق، دولت ترکیه و شخص اردوغان همچنان به ادامه تهاجم نظامی به عراق به بهانه مبارزه با تروریسم و پ‌ک‌ک اصرار نموده که سخنان اخیر اردوغان را می‌توان حتی تهدید دولت مرکزی عراق و نقض حاکمیت ملی و ارضی عراق نیز قلمداد نمود.

هر چه وضعیت داخلی ترکیه وخیم‌تر شده، بر شدت و گستردگی مشکلات و بحران‌ داخلی آن افزوده شده و منتقدین و مخالفین داخلی سیاست‌های اردوغان بیشتر می‌شوند، سیاستگذاری خارجی اردوغان تهاجمی‌تر و توسعه طلبانه‌تر می‌شود. اکنون عراق به مرکز کانون سیاست‌های تهاجمی دولت ترکیه برای گریز از مشکلات و بحران‌های داخلی تبدیل شده و تنش‌آفرینی و افروختن جنگ در این کشور به سیاست اول دولت اردوغان بدل شده است. برخی حملات مشکوک به نقاط خاص در عراق مانند حمله به فرودگاه اربیل اقلیم کردستان عراق را می‌توان در همین چارچوب مورد بررسی قرار داد.

سیاستگذاری خارجی تهاجمی و تجاوزجویانه دولت اردوغان در آسیای جنوب غربی به‌خصوص عراق، پیامدهای بسیار ناخوشایند سیاسی، اجتماعی، قومی و ... دارد که بخش عمده‌ای از این پیامدهای ناخوشایند متوجه ایران خواهد بود که سبب افزایش تهییج و تحریک مسایل قومی و سیاسی در ایران می‌گردد. بنابراین ضروری است تا سیاستگذاران ارشد ایران با دقت بیشتر به سیاستگذاری تهاجمی ترکیه در منطقه توجه نموده و به تقویت دولت عراق در معادلات منطقه‌ای و افزایش آرامش عراق کمک نمایند تا سیاست جنگ ‌فروز ترکیه در این کشور محدود و بلکه خنثی گردد.

منابع:

1-خبرگزاری تی آر تی ترکیه. 27 بهمن 1399. به آدرس: https://www.trt.net.tr/persian/trkhyh-1/2021/02/15/rdwgn-ps-z-qtl-m-gr-hych-khshwry-nmytwnd-mlyt-trkhyh-dr-rq-w-swryh-r-zyr-swl-bbrd-1584029

2- شبکه خبری روسیا الیوم. 26 بهمن 1399. به آدرس: https://arabic.rt.com/middle_east/1202388

3- خبرگزاری تسنیم. 3 اسفند 1399. به آدرس: https://www.tasnimnews.com/fa/news/1399/12/03/2456952

4- خبرگزاری رووداو. 29 بهمن 1399. به آدرس: https://www.rudaw.net/english/middleeast/turkey/17022021

5- خبرگزاری یورونیوز. 27 بهمن 1399. به آدرس: https://per.euronews.com/2021/02/15/erdogan-says-us-supports-kurdish-militants

6- روزنامه حریت دیلی نیوز. 29 بهمن 1399. به آدرس: https://www.hurriyetdailynews.com/opinion/serkan-demirtas/turkey-to-turn-anti-pkk-fight-into-long-term-campaign-162468

7- خبرگزاری مهر. 21 مهر 1399. به آدرس: https://www.mehrnews.com/news/5046481

125655
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.