آسیب شناسی و ارائه راهکارهای توسعه صنعت بالادستی نفت در ایران

صنعتی شریف، موسسه تکنولوژی ماساچوست (ام آی تی)

دکتری مدیریت استراتژیک

تصویر آسیب شناسی و ارائه راهکارهای توسعه صنعت بالادستی نفت در ایران
این مقاله به دنبال بررسی بخش بالادستی صنعت نفت و چالشها و آسیبهای توسعه این بخش از صنعت است.

1 مقدمه

توسعه صنعت نفت و نقش آن در پیشرفت ایران یکی از مهمترین پرسشهایی است که شاید بیشتر از پاسخ آن، نحوه تحقق آن مورد سوال است. این مقاله به دنبال بررسی بخش بالادستی صنعت نفت و چالشها و آسیبهای توسعه این بخش از صنعت است. در این مقاله ابتدا اهداف متصور برای صنعت نفت ایران احصاء شده و توضیح داده می شود که انتظار حاکمیت و سیاستگذاران از این بخش در چه زمینه هایی خودنمایی می کند. در ادامه ظرفیتهای موجود در این حوزه بررسی می شود. این ظرفیتها شامل موارد مختلفی مانند سرمایه انسانی، منابع، ساختار، توانمندی های درون شرکتی، مزیتهای ژئوپلتیک و سایر شرایط بیرونی می شود. سپس چالشهای توسعه این بخش مورد بررسی قرار گرفته و دسته بندی کلی ای از آنها ارائه می شود. در انتها نیز راهکارهایی برای تحقق اهداف توسعه ای در این بخش پیشنهاد می شود. همزمان با سیر موضوعات در طول نوشته نمونه های موفق و ناموفق از تجربیات داخلی و خارجی به عنوان شواهدی مطرح می شوند.

2 اهداف صنعت بالادستی نفت و گاز

برای شناخت آسیبها و چالشهای توسعه صنعت نفت ایران به ویژه در بخش بالادستی ضروری است ابتدا اهداف کشور از توسعه در این بخش مشخص شود. به عبارت دیگر باید معلوم شود که معنی توسعه صنعت نفت و پیشرفت در این بخش چیست و در صورت رخ دادن چه اتفاقی، توسعه صنعت نفت محقق شده تلقی می شود.

برای پاسخ به این پرسش ضروری است ابتدا نسبت صنعت نفت با سایر بخشها و کل اقتصاد روشن شود. بر این اساس هر هدفی که برای توسعه بخش نفت در نظر گرفته شود در کنار سایر اهدافی قرار می گیرد که برای توسعه کشور مد نظر است. به عنوان مثال توجه به توسعه صنعت نفت نباید مانع از توسعه صنایع دیگری مانند منابع معدنی شود. همچنین در خود صنعت نفت نیز نباید به بخش های دیگر از جمله بخش گاز کم توجهی شود. گاز طبیعی و صنایع وابسته به آن در جهان به اندازه نفت خام و فرآورده های آن مورد توجه و توسعه قرار نگرفته است. شاید در آینده ایران کشوری باشد که در توسعه ادبیات گاز و جمع آوری تجربیات فنآورانه آن در جهان سرآمد باشد.

توسعه یافتگی و پیشرفت در صنعت نفت به ویژه در بخش بالادستی از منظر متخصصین این حوزه معانی متفاوتی دارد. در ادامه به برخی از این دیدگاه ها اشاره می شود:

  1. نفت به عنوان موتور محرکه پیشرفت: برخی معتقدند صنعت نفت به دلیل ارتباطات پیشینی و پسینی خود با بخشهای مختلف اقتصاد، می تواند به موتور محرک توسعه، رشد اقتصادی و محور اتصال بخشهای مختلف اقتصادی به یکدیگر تبدیل شود. به عبارت دیگر صنعت نفت از یک سو متقاضی کالاها و خدمات از بخشهای مختلف اقتصاد است و از سوی دیگر تأمین کننده سوخت و خوراک برای زنجیره ای طولانی از صنایع و کسب و کارها است. این صنایع و کسب و کارها نیز به نوبه خود علاوه بر اینکه خوراک حلقه های بعدی زنجیره ارزش را تأمین می کنند، متقاضی کالاها و خدمات از بخشهای اقتصادی هستند. بنابراین به جنبش درآمدن سرسلسله نفت و گاز موجب به حرکت در آمدن انبوهی از کسب و کارها خواهد شد.
  2. ایجاد شرکتهای نفتی بین المللی: برخی معتقدند صنعت نفت زمانی به توسعه یافتگی می رسد که یک یا چند شرکت بین المللی ایرانی فعال در حوزه بالادستی در سطح دنیا وجود داشته باشد. به عبارت دیگر داشتن منابع غنی نفت و گاز و سابقه بسیار طولانی در استحصال و استفاده از این منابع موجب نشده است که ایران شرکتهایی برای توسعه میادین نفت و گاز در مقیاس بین المللی داشته باشد. این در حالی است که تجربه کشورهایی مانند مالزی، ترکیه، هند و ویتنام که بعضا از منابع نفت و گاز کمی برخوردارند و یا حتی اساسا دارای ذخایر نفت و گاز نیستند نشان می دهد این امکان برای کشورها وجود دارد که با برنامه ریزی دقیق و راهبری شرکتهای داخلی، آنها را در مسیر بین المللی شدن قرار دهند؛ به طوری که بتوانند در رقابت با سایر شرکتهای نفتی بین المللی اقدام به اخذ پروژهای اکتشاف وتوسعه و انجام آنها نمایند. برای نمونه شرکت ONGC هند تا کنون در 17 کشور جهان سرمایه گذاری ای به ارزش 32 میلیارد دلار انجام داده است.

بدیهی است اعتقاد به این هدف مستلزم اعتقاد به ضرورتِ داشتن توانایی های مدیریتی، فناورانه و سرمایه گذاری است. به طور خاص، تحولات شدید فناوری در دنیا، اقتضا می کند شرکتهای داخلی در این زمینه بسیار پویا، منعطف و پیشرو عمل کنند تا از عرصه رقابتهای جهانی خارج نشوند.

  1. تولید نفت و گاز به ویژه از میادین مشترک: برخی معتقدند هدف صنعت نفت تولید نفت و گاز است و این صنعت زمانی پیشرفته محسوب می شود که بیشترین تولید را از میادین مشترک و صیانتی ترین تولید را از میادین مستقل داشته باشد. در حالی در چهل سال اخیر کمتر به میادین مشترک پرداخته شده است که در طرف مقابل کشورهایی مانند قطر و عربستان سعودی برنامه های مدون و دوراندیشانه برای میادین مشترک مابین کشورهای خود و ایران داشته اند.

3 ظرفیتهای صنعت نفت و گاز

بررسی صنعت نفت و گاز نشان می دهد کشور ایران از ظرفیتهای مهمی در این حوزه برای تحقق اهداف پیش گفته برخوردار است. توانمندی های درون شرکتی در شرکتهای داخلی، زیرساختهای قانونی و سیاستگذارانه، ظرفیتهای تعامل با شرکتهای خارجی و ظرفیتهای حقوقی-قراردادی مهمترین ظرفیتهای کشور برای توسعه صنعت نفت و گاز هستند. در ادامه این موارد توضیح داده می شود.

3.1 توانمندی های درون شرکتی شرکتهای داخلی

تا کنون شرکتهای داخلی متعددی در حوزه توسعه میادین نفتی (E&P) فعالیت داشته اند. این شرکتها عمدتا از توانمندی فنی و تخصصی خوبی برخوردارند. از جمله آنها می توان به اداره سکوهای دریایی نفت توسط شرکت مهندسی و ساخت تأسیسات دریایی ایران[1]، انجام پروژه توسعه میدان یاران شمالی توسط شرکت توسعه صنعت نفت و گاز پرشیا[2] و مانند آن اشاره کرد. توانایی های شرکتهای داخلی، به خصوص در شرایط تحریم و به دلیل محدودیتهای موجود برای جلب همکاری شرکتهای خارجی، نسبت به گذشته افزایش یافته و این شرکتها می توانند در زمینه توسعه میادین کوچک و متوسط به کار گرفته شوند. تجربه شرکتهایی مانند پرشیا در تأمین مالی از منابع داخلی نشان داده است ظرفیت و توانایی تأمین مالی نیز در شرکتهای داخلی وجود دارد.

با این وجود، توانایی های مدیریتی این شرکتها به میزان توان فنی و شناخت آنها نسبت به اجزاء فرآیند اکتشاف و توسعه رشد نکرده و هنوز برای رسیدن به استانداردهای بین المللی نیازمند تجربه بیشتر و همکاری با شرکتهای خارجی هستند. همچنین باید گفت توانمندی های شرکتهای داخلی در توسعه میادین نفتی بیشتر از میادین گازی است. زیرا این شرکتها به خوبی و به مدت طولانی تری کار در میادین نفتی را تجربه کرده اند.

از سوی دیگر شرکتهای مشاوره ای این حوزه نیز رشد داشته اند و توانمندتر شده اند. آموزش دانشگاهی و تجربه کار در پروژه های توسعه میادین، نیروی انسانی متخصص فعال در این شرکتها را نیز توانمندتر کرده است. همچنین این ظرفیت تخصصی امکان شروع فعالیت در حوزه های فناورانه را نیز برای شرکتهای داخلی مهیا می کند.

3.2 زیرساختهای قانونی و سیاستگذارانه

زیرساختهای قانونی موجود اجازه و ظرفیت تأمین مالی از منابع داخلی با روشهای مختلف را به شرکتها می دهد. همچنین بند ق بودجه سال 1395 ظرفیت مالی بالایی به شرکت نفت می دهد. از سوی دیگر صندوق توسعه ملی نیز ظرفیتی است که در گذشته بخش مهمی از منابع خود را به صورت وام برای توسعه میادین مختلف نفت و گاز کشور پرداخت کرده است و در آینده نیز این ظرفیت را دارد که منبع مهمی برای تأمین مالی ارزی پروژه های توسعه نفت و گاز باشد.

در کنار این زیرساختها، حضور شرکتهای داخلی در فعالیتهای داخلی این امکان سیاستگذارانه را به دولت می دهد که با ایجاد رقابت بین آنها و شرکتهای خارجی، شرکتهای خارجی را مجبور به کاهش قیمت و هزینه انجام پروژه نماید. در توسعه فازهای پارس جنوبی ورود شرکت ایرانی نفت و گاز پارس (POGC)، علی رغم زمان بر شدن پروژه و افزایش هزینه های آن باعث شرکتهای خارجی فعال در پروژه های بعدی، قیمت کمتری را برای اجرای پروژه پیشنهاد کنند.

3.3 ظرفیتهای تعامل با شرکتهای خارجی

با اجرای برنامه جامع اقدام مشترک مابین ایران و شش کشور بزرگ جهان و رفع تدریجی تحریمها امکان ارتباط با شرکتهای خارجی برای ایران فراهم شده است و جلب همکاری این شرکتها به دو شیوه زیر ظرفیتی برای توسعه بخش بالادستی نفت و گاز ایران محسوب می شود.

  1. بستن قراردادهای توسعه میدان با شرکتهای بزرگ بین المللی و مشارکت دادن شرکتهای ایرانی در فرآیند توسعه و بهره برداری از میدان. در این شیوه مسئولیت مدیریت پروژه، مدیریت ریسک، تأمین مالی و انجام اقدامات مرتبط با توسعه میدان بر عهده شرکت خارجی است و شرکت ایرانی با حضور در فرآیندهای تصمیم گیری به کسب تجربه و توانمندسازی خود می پردازد. نمونه نسبتا موفق این همکاری، حضور شرکت توتال در توسعه فازهای 2 و 3 پارس جنوبی بود که شرکتهای داخلی با یادگیری از حضور توتال توانستند فازهای دیگری را در شرایط تحریم و بدون حضور شرکتهای خارجی توسعه دهند.

هم اکنون زمینه همکاری با شرکتهایی مانند Maersk, ONGC, CNPCI, Sinopec, Differential, Total در میادین نفتی و گاز کشور فراهم شده است و مذاکراتی با این شرکتها در جریان است.

  1. بستن قراردادهای توسعه میدان با شرکتهای داخلی و استفاده از ظرفیت شرکتهای خدمات نفتی که می توانند خدمات نفتی را با هزینه هایی به مراتب کمتر از شرکتهای بین المللی ارائه نمایند. در این شیوه همکاری مسئولیت مدیریت پروژه، مدیریت ریسک و تأمین مالی به عهده شرکت داخلی است اما مطالعات، حفاری و سایر فرآیندهای توسعه طی قراردادهای پیمانکاری با شرکتهای خدمات نفت و گاز انجام می شود.

3.4 ظرفیتهای حقوقی-قراردادی

ساختار و چارچوب کلی قراردادهای توسعه بالادستی موجود که به بیع متقابل شناخته می شود، ظرفیتها و امکاناتی فراوانی برای تأمین اهداف،​ اعم از توسعه مناسب و صیانتی و مشارکت توان داخلی، دارد. از مهمترین ویژگی های این چارچوب قراردادی به ویژه ویرایش اخیر آن تحت عنوان قرارداد نفتی ایران (IPC[3])، انعطاف پذیری بالا و امکان حضور طولانی مدت تر پیمانکار در میدان است. در سالهای گذشته پیمانکار داخلی ای که عهده دار توسعه یک میدان بود، بعد از اتمام دوره قرارداد و توسعه میدان از میدان بیرون می رفت و اجازه ورود به محدوده جغرافیایی میدان را هم نداشت اما با طولانی شدن دوره قرارداد زمینه لازم برای یادگیری در حین تولید از میدان (یعنی پس از فاز توسعه) فراهم می آید. چارچوب قراردادی پیشنهادی در قالب مصوبه هیئت آماده پیگیری و نهایی سازی است.

4 چالشهای توسعه صنعت نفت و گاز

چالشهای موجود در توسعه صنعت نفت و گاز در بخش بالادستی چند دسته اصلی هستند. بخشی از این چالشها تجربه های ناموفقی هستند که در گذشته رخ داده اند و برخی از آنها از جنس پیش بینی دشواری ها و تهدیدهایی در آینده هستند. این چالشها به شرح زیر اند.

4.1 چالشهای مرتبط با برنامه ریزی

برنامه و استراتژی های شرکت ملی نفت و وزارت نفت برای توسعه صنعت نفت به خصوص در زمینه هدایت و رشد دادن شرکتهای E&P مشخص نیست یا دست کم دچار ابهام است. برنامه جامعی برای توسعه میادین نفتی وجود ندارد. چنین برنامه ای باید اهداف و روشهای توسعه تک تک میادین نفتی را مشخص کند یا دست کم با تفکیک میادین به انواع مختلف، برای هر نوع از انواع میادین (نفتی یا گازی، مشترک یا غیر مشترک، جوان یا پیر، اکتشاف شده یا اکتشاف نشده) تعیین تکلیف نماید. در حال حاضر این برنامه وجود ندارد.

نبود برنامه جامع توسعه میادین نفت و گاز نتایج و مضرات زیر را در پی دارد:

  1. میادین با ریسک کم به شرکتهای خارجی واگذار می شود. در حالی که مزیت اصلی شرکتهای خارجی نسبت به شرکتهای داخلی توانایی آنها در پذیرش و مدیریت ریسک است.
  2. شرکتهای داخلی افق درازمدتی را برای خود نمی بینند و در نتیجه حاضر به برنامه ریزی و صرف سرمایه و هزینه برای توانمندسازی خود و فعالیت مناسب در عرصه بالادستی نمی شوند.
  3. از موضوع نگهداری و بهره برداری و ازدیاد برداشت در برخی میادین غفلت می شود. نبود برنامه جامع باعث می شود بعد از رسیدن تولید میدان به قله، برنامه مشخصی برای ادامه تولید و مدیریت صیانتی مخزن وجود نداشته باشد.
  4. در تعامل با شرکتهای خارجی وزارت نفت دچار سردرگمی می شود و ممکن است منافع کشور از بین برود. نداشتن برنامه جامع راه را برای مدیریت و تعامل دقیق و مشخص با شرکتهای خارجی می بندد.
  5. ممکن است به سراغ فعالیتهای اکتشافی برای کشف میادین جدید برویم در حالی که میادین کشف شده و آماده توسعه فراوانی داریم. نبود برنامه اولویت بندی های اکتشاف یا توسعه میادین نفتی را تحت تأثیر قرار می دهد.
  6. در نبود چنین برنامه ای، ارزیابی مشخصی از توانایی های شرکتهای داخلی به خصوص در بخش فناوری وجود نخواهد داشت. نبود این ارزیابی مانع از تمرکز روی نقاط ضعف و تعامل سازنده با خارجی های جهت رفع این نقاط ضعف فناورانه می شود.

4.2 چالشهای مرتبط با ساختار

چالشهای عرصه ساختار از چند نقطه سرچشمه می گیرند: نبود نهادهای لازم، نوع تعامل وزارت نفت با شرکتهای داخلی و خارجی، نگاه و بینشهای حاکم بر صنعت نفت و شرایط محیط پیرامون صنعت نفت.

  • برای تحقق اهداف صنعت نفت در توسعه میدان مانند تولید صیانتی یا توسعه توانمندی داخلی و انتقال فناوری، وجود برخی نهادها و اجزاء ساختاری در صنعت نفت ضروی است. نهادهایی مانند نهاد تنظیم‌گر[4] در موضوع انتقال فناوری، نهاد مشاوره ای فنی برای کمک به ارزیابی وزارت نفت از عملکرد و برنامه های شرکتهای طرف قرارداد
  • چالشها و تهدیدهای موجود در زمینه تعامل وزارت نفت با شرکتها هم شامل مواردی مانند ایجاد رقابت بین شرکتهای داخلی می شود. وزارت نفت نباید در انتخاب پیمانکار یا شریک شرکت خارجی در هر میدان شرکتهای داخلی را به رقابت وادارد. این اقدام در مراحل ابتدایی توسعه و توانمندسازی شرکتها مانع از قوت گرفتن آنها به خصوص در مقابل شریک خارجی می شود. نمونه دیگر تأخیر یا سایر ضعفهای کارفرما (وزارت نفت) در برخی پروژه ها است.

نوع و چارچوب قراردادها هم یکی از چالشهای تعامل شرکت ملی نفت با شرکتهای پیمانکار است که ممکن است باعث شود شرکتهای خارجی (یا داخلی) انگیزه لازم برای حضور در طرح های توسعه میدان را نداشته باشند. پیچیده شدن فرآیند تصمیم گیری در یک چارچوب قراردادی یا سهم بری پیشنهادی در یک چارچوب قراردادی نمونه هایی از عوامل کاهش جذابیت ورود به میادین ایران برای شرکتهای خارجی (یا داخلی) است. طولانی شدن تصمیم گیری در کمیته مدیریت مشترک (JMC[5]) در پروژه یاران شمالی یکی از نمونه های این موضوع است.

  • برخی نگاه ها و بینشها می تواند توسعه صنعت نفت و گاز را با چالش مواجه کند. از جمله آنها می توان به «اولویت دادن به شرکتهای خارجی و تلاش برای سپردن میادین به آنها به هر قیمتی» اشاره کرد. یا مثلا این نگاه که قرارداد و طراحی مناسب آن بهترین راه برای بهره برداری مناسب از میادین است، نگاهی ناقص است. چرا که قرارداد فرع بر نوع و شرایط میدان است و ابتدا نوع و شرایط میدان است که همه چیز از جمله ساختار و الگوی قراردادی مناسب برای آن را تعیین می کند. توجه بیش از حد به قراردادها مانع از صرف وقت برای هدایت و رشد دادن شرکتهای داخلی می شود. تفاوت بین نگاه های مدیریتی و بدنه صنعت نفت نیز یکی از چالشهای از این نوع است. بدنه صنعت نفت اعتقادی به ازدیاد برداشت و مزیت اقتصادی آن ندارند در حالی که وزارت نفت این موضوع را مهم می داند.
  • محیط صنعت نفت بیشتر از سایر صنایع تحت تأثیر عوامل و متغیرهای سیاسی است و جریانات رسانه ای و نهادهای نظارتی و قانون گذار نسبت به این صنعت حساس تر از صنایع دیگر هستند. به همین دلیل تلاطمات در عرصه تصمیم گیری در این صنعت زیاد می شود و از سوی دیگر تصمیم گیری برای مدیران این صنعت سخت خواهد شد. با پایین آمدن ریسک پذیری مدیران در تصمیم گیری، حجم و کیفیت کارهایی که در این صنعت قابل انجام است کاهش می یابد و توسعه در این بخش به چالش کشیده می شود.

4.3 توانمندی شرکتهای داخلی

کم بودن توانمندی شرکتهای داخلی در برخی از زمینه ها مانند فناوری، تأمین مالی و مدیریت پروژه یکی دیگر از چالشهای توسعه صنعت نفت وگاز ایران است. بعد از گذشت چندین سال از اکتشاف و تولید نفت در ایران همچنان در برخی زمینه های فناورانه نیازمند شرکتهای خارجی هستیم و از سطح رقابتی دنیا فاصله داریم. نمونه این عقب ماندگی ضریب بازیافت میادین نفتی است که از میانگین و بهترین ضریب بازیافتهای دنیا فاصله دارد. همچنین شرکتهای داخلی در توسعه میادین نفتی توانمندی هایی کسب کرده اند اما در میادین گازی از نظر فنی و فناورانه در وضعیت خوبی قرار ندارند. یکی دیگر از ضعفهای فناورانه عدم توانایی در پروژه های بازیافت نفتی است.

یکی از زیرساختهای توسعه توانمندی فناورانه و انتقال فناوری ارتباطات جهانی و قرار داشتن در شبکه روابط بین المللی است. در این بخش نیز در کشور ضعف وجود دارد. به عنوان نمونه شرکت پتروناس مهندسانی را از 60 کشور جهان به خدمت گرفته است اما این توانایی در شرکتهای داخلی کمتر وجود دارد.

در بخش تأمین مالی نیز چالشهایی وجود دارد. از جمله اینکه بانکها و موسسات مالی، با زبان پروژه های تخصصی و فنی آشنا نیستند و در نتیجه نمی توانند سودآوری و ریسکهای این پروژه ها را ارزیابی کنند. همچنین تأمین مالی از نهادهای مالی داخلی و بین المللی نیازمند ارائه تضامینی است که شرکتهای داخلی از عهده ارائه این تضامین بر نمی آیند؛ سازوکار مناسب مشارکت نهادهای مالی در پروژه ها که با استفاده از آن بتوان نیاز به ارائه تضامین را مرتفع کرد نیز به خوبی وجود ندارد.

توانایی مدیریت و راهبری پروژه نیز از چالشهای مهم توسعه میادین توسط شرکتهای داخلی است. با افزایش ابعاد پروژه نیاز به این توانایی بیشتر می شود. شرکتهای داخلی ای که در برخی پروژه ها حضور داشته اند، ممکن است توانایی مدیریت پروژه های بزرگتر را نداشته باشند.

4.4 سرمایه انسانی

کشور در بخش مدیریت و حکمرانی با چالش نبود سرمایه انسانی و مدیرانی با حداقل کیفیت و نیازمندی های لازم مواجه است. در شرکتهای توسعه دهنده (E&P) نیز نیروی انسانی متخصص و مجهز به دانش روز به میزان کافی وجود ندارد. از سوی دیگر شرکتهای داخلی برای فعال و با انگیزه نگه داشتن نیروهای متخصص خود نیازمند پروژه و کار هستند. به عبارت دیگر در نبود کار، از ظرفیت این نیروها به میزان کافی استفاده نمی شود و انگیزه آنها از بین می رود. جذب این نیروها توسط شرکتهای خارجی نیز تهدیدی است که از عدم استفاده از توان آنها ناشی می شود.[6]

4.5 تحریمها و تعامل با شرکتهای خارجی

شرکتهای خارجی به دلیل تحریمها و اثر روانی باقیمانده آنها، تمایل به همکاری با ایران ندارند. این عدم همکاری از یک سو توسعه میادین کشور را به تعویق می اندازد و از سوی دیگر مانع از توانمند شدن شرکتهای داخلی در تعامل با شرکتهای بین المللی می شود. همچنین تحریمها باعث شده است در پروژه هایی که پیمانکار آنها شرکتهای داخلی هستند، تأمین تجهیزات و تأمین مالی به کندی انجام شود و این یکی از دلایل طولانی شدن پروژه هایی است که شرکتهای ایرانی متولی انجام آنها بوده اند. به طوری که متوسط زمان اجرای پروژه در فازهای پارس جنوبی به ده سال می رسد.

توجه به این نکته نیز ضروری است در شرایطی که حساسیتهای بین المللی در مورد ایران زیاد است و شرکتهای خارجی برای حضور در ایران با محدودیتها یا دست کم فشارهای سیاسی و روانی مواجه هستند، برای جذب آنها لازم است امتیازات فراوانی داده شود. بنابراین یکی از مهمترین چالشهای شرایط تحریم دادن امتیاز زیاد به شرکتهای خارجی برای حضور در ایران است. برای جلوگیری از این امتیازخواهی می توان از توان شرکتهای داخلی در انجام پروژه یا مشارکت در آن استفاده کرد.

یکی دیگر از مواردی که انگیزه شرکتهای خارجی برای حضور در ایران را کاهش می دهد فضای سیاسی داخلی است. این شرکتها با مشاهده اینکه انسجامی در تصمیم گیری در طراحی قراردادها وجود ندارد و منتقدان مستقل و منتقدانی از درون حاکمیت ساختارهای قراردادی را نقد می کنند، ریسک فعالیت در ایران را بالا ارزیابی می کنند و در نتیجه یا در پروژه های ایران حضور پیدا نمی کنند و یا هزینه های پیشنهادی برای انجام پروژه ها را افزایش می دهند

5 توصیه ها

پیشنهادهای این بخش در دسته بندی ذیل ارائه می شوند: پیشنهادهای ساختاری، پیشنهاد برنامه جامع، پیشنهاد شناخت و بررسی، تعامل با شرکتهای خارجی، تعامل با شرکتهای داخلی، زیرساختها و پیشنهادهای اجرایی

5.1 پیشنهادهای ساختاری

دو نقش کلیدی تنظیم گری و نظارت بر عهده نهاد حاکمیتی (وزارت نفت یا شرکت نفت) است. برای ایفای این دو نقش لازم است در ساختار اداره صنعت نفت تغییراتی ایجاد شود. نخست وجود یک نهاد تنظیم گر و دوم وجود یک نهاد نظارت کننده بر قراردادها و حسن اجرای آنها است. تحقق این دو هدف در صورتی ممکن است که قوه تشخیص و ارزیابی در بدنه حاکمیتی تقویت شود. به این ترتیب نهادی تحلیلگر، متشکل از متخصصین فنی، حقوقی، اقتصادی، مالی، سیاسی و فناوری باید در کنار وزارت نفت وجود داشته باشد تا به این وزارتخانه در تنظیم گری و نظارت کمک نماید. مثلا سازوکار لازم برای مدیریت و انتقال فناوری موضوعی است که باید از ابتدا توسط نهاد تنظیم گر وزارت نفت در قراردادها دیده شود و نهاد نظارتی بر حسن اجرا و تحقق انتفال فناوری نظارت کند.

در این زمینه بررسی تجربه کشور نروژ که در آن برنامه جامع انرژی مورد تأیید پادشاه و نخست وزیر قرار می گیرد و نهاد NPD[7] نقش تشخیصی و مغزافزار وزارت نفت این کشور را ایفا می کند، مفید خواهد بود.

5.2 پیشنهاد برنامه جامع

همان طور که در بخش چالشها مطرح شد، وجود یک برنامه جامع توسعه میادین برای کشور ضروری است. چنین برنامه ای باید وضعیت تک تک میادین و برنامه کشور برای توسعه آنها را مشخص کرده باشد. بر اساس این برنامه باید میادین پرریسک با شرکتهای خارجی به اشتراک گذاشته شود و برای توسعه میادین کم ریسک از شرکتهای داخلی استفاده شود. این طرح جامع باید بر اساس اطلاعات واقعی و به روز و اولویتهای راهبردی کشور در توسعه (مانند تمرکز بر میادین مشترک) نوشته شود. این برنامه باید به گونه ای باشد که نهایتا منجر به تهیه MDP تک تک مخازن شود و در این MDP مسائل مختلف مانند تولید صیانتی، ازدیاد برداشت و انتقال فناوری دیده شود. در برنامه توسعه میادین نفتی باید به این نکته نیز توجه داشت که تولید بیش از حد نیز نباید هدف قرار گیرد. زیرا افزایش تولید، تنشهای بین ایران و سایر کشورهای حاضر در اوپک را افزایش می دهد.

از سوی دیگر وزارت نفت ضروری است بر اساس برنامه جامع توسعه میادین، برنامه خود برای رشد دادن شرکتهای E&P داخلی را نیز تدوین نماید. هم وزارت نفت و هم شرکتهای فعال در این حوزه باید دیدی نسبت به آینده و افق کاری خود داشته باشند. اینکه داشتن چند شرکت E&P برای کشور مطلوب است و این شرکتها باید در چه حوزه هایی فعالیت کنند و برنامه کشور برای رساندن این شرکت به جایگاه بین المللی و رقابتی چیست و این شرکتها برای رشد و ارتقا باید در کدام میادین و با کدام شرکتهای خارجی همکاری کنند، در چنین برنامه ای مشخص می شود.

5.3 شناخت و بررسی

هر نوع تعامل با شرکتهای خارجی، در صورتی مفید و سازنده خواهد بود که ابتدا ارزیابی و شناختی از توانمندی های فنی، مالی و مدیریتی شرکتهای داخلی وجود داشته باشد و مشخص باشد از تعامل با هر شرکت خارجی به دنبال تقویت توان داخلی در چه زمینه ای هستیم. در غیر این صورت نمی توانیم از شرکتهای خارجی استفاده کنیم و آنها با تأمین منافع خود پروژه های توسعه میدان ایران را ترک خواهند کرد.

5.4 تعامل با شرکتهای خارجی

اول؛ در انتخاب شرکتهای خارجی باید به سراغ شرکتهایی رفت که دارای فناوری نوین هستند و کمبودهای فناورانه ما را جبران می کنند. همراهی با شرکتهای خارجی در طول مدت بهره برداری از میدان نیز پیشنهادی است که موجب می شود شرکت داخلی ای که مشترکا در میدان حضور دارد، علاوه بر فاز توسعه، با جزئیات و توانمندی های لازم برای فاز تولید نیز آشنا شود.

دوم؛ در شرایط کنونی کشورهای همسایه امتیازات زیادی به شرکتهای خارجی نمی دهند. آنها همچنین از انواع مختلف قراردادها از جمله قراردادهای خرید خدمت استفاده می کنند و ایران به دلیل حساسیت شرکتها نسبت به پیامدهای پسابرجام و خصوصا برآمدن دونالد ترامپ در صحنه سیاسی آمریکا، پرریسک ارزیابی می شود. بنابراین لازم نیست به سرعت قراردادی با شرکتهای خارجی امضا و امتیازهای زیادی در آن قرارداد داده شود. می شود مدتی صبر کرد و برای توسعه از شرکتهای داخلی استفاده کرد تا شرایط تحریم با ثبات تر و اطمینان شرکتها به فضای کسب و کار ایران بهتر شود و سپس با دادن امتیازهای کمتری نسبت به جذب شرکتهای خارجی اقدام کرد.

سوم؛ نحوه دیگر تعامل پیشنهادی،​ استفاده از شرکتهای خدمات نفت و گاز است. این شرکتها، شرکتهای عمدتا کوچکتری (به نسبت شرکتهای بین المللی نفتی) هستند و می توان مسئولیت و رهبری توسعه میادین را به شرکتهای داخلی سپرد و این گونه شرکتها برای انجام امور محوله از مشاوره و خدمات شرکتها و متخصصین خارجی در قالب قراردادهای مشاوره و خدمات استفاده کنند.

چهارم؛ ترکیب شرکتهای مشارکت کننده در پروژه باید به نحوی چیده شود که امکان بازگشت تحریمها را از بین ببرد. به عبارت دیگر در صورتی که شرکتهای مختلف از ملیتهای مختلف در پروژه حاضر باشند، احتمال اعمال تحریم بر روی آن پروژه خاص کاهش می یابد.

5.5 تعامل با شرکتهای داخلی

وزارت نفت می تواند نقش مربی شرکتهای داخلی را بر عهده داشته باشد و تربیت و رشد دادن آنها را هدف خود قرار دهد. به همین دلیل ضروری است شرکتهای داخلی دسته بندی و در پروژه های مختلف (توسعه میدان یا مشارکت با شرکت خارجی) به کار گرفته شوند و از ایجاد رقابت بین آنها در مراحل ابتدایی رشدشان خودداری شود.

همچنین می توان میادین کم ریسک را به شرکتهای داخلی سپرد و متناسب با ریسک کمی که قبول می کنند به آنها پرداخت کرد. همچنین در همکاری با شرکتهای خارجی ضروری است شرکتهای داخلی به خوبی در عرصه اجرا درگیر باشند. در غیر این صورت توانایی های مدیریتی و فناوری آنها افزایش نمی یابد. فراهم کردن زمینه همکاری شرکتهای داخلی با یکدیگر در سطوح مختلف اعم از شناسایی میدان و ارزیابی ریسکهای آن تا بخش عملیات و توسعه نیز می تواند جزئی از وظایف سیاستگذارانه وزارت نفت باشد.

5.6 زیرساختها

ضروری است دو زیرساخت سرمایه انسانی و تأمین مالی در صنعت نفت و گاز تقویت شود. برای تقویت سرمایه انسانی می توان از همکاری دانشگاه های معتبر و ایجاد کرسی های مشترک برای تربیت نیروهای متخصص استفاده کرد یا متخصصین خارجی را طی قراردادهای مشاوره یا استخدام به کار گرفت. همچنین حضور نیروهای متخصص و کارکشته می تواند به تقویت زیرساخت نیروی انسانی چه در بخش حاکمیتی و چه در شرکتهای داخلی توسعه دهنده میدان کمک کند.

در بخش زیرساختهای مالی نیز ضروری است زمینه های قانونی لازم برای تأمین مالی از داخل، توسط مجلس ایجاد شود. بانک تخصصی توسعه صنعت نفت یا صندوق توسعه ملی نیز ظرفیتهایی هستند که به ترتیب، ایجاد و تقویت آنها می تواند فرآیند تأمین مالی پروژه های بالادستی را تسهیل کند. با توجه به برخی هزینه های ریالی طرح ها، زمینه برای تأمین مالی ریالی نیز می تواند از طریق اوراق مشارکت یا سایر سازوکارهای تأمین مالی فراهم شود.

5.7 سایر توصیه ها

  1. با توجه به اجازه مجلس شورای اسلامی در زمینه استفاده از قراردادهای از نوع مشارکت در تولید (PSA)، پیشنهاد می شود برخی از میادین مشترک یا پرریسک در قالب قراردادهای مشارکت در تولید به کنسرسیومی از شرکتهای داخلی و خارجی واگذار شود.
  2. همچنین پیشنهاد می شود مدیریت توسعه میادین کوچک و کم ریسک در قالب چارچوب قراردادی جدید وزارت نفت به شرکتهای داخلی واگذار شود.
  3. پیگیری وزارت نفت برای به ثمر نشستن یک قرارداد و توسعه یک میدان،​ می تواند به آرامش فضای اقتصادی و سیاسی موجود در رابطه با توسعه میادین نفتی کمک کند.
  4. اهداف سه گانه صنعت نفت و گاز عبارتند از: تبدیل شدن نفت به موتور محرکه پیشرفت کشور،​ ایجاد شرکتهای بزرگ و فعال نفتی در سطح بین المللی، تولید نفت از میادین نفتی به ویژه میادین مشترک. توانمندی های فعلی شرکتهای داخلی، زیرساختهای قانونی و سیاستگذارانه، ظرفیت همکاری با شرکتهای خارجی با رفع تحریمها و چارچوبهای طراحی شده و تجربه شده قراردادی برای توسعه صنعت بالادستی نفت ظرفیتهایی هستند که می توان از آنها برای تحقق اهداف فوق استفاده کرد.

5.

  • تدوین برنامه جامع توسعه میادین
  • ایجاد و تقویت ساختار تنظیم گری، نظارت و بدنه تحلیلی کارشناسی در وزارت نفت
  • استفاده از شرکتهای خارجی در میادین پرریسک و مشارکت دادن شرکتهای داخلی در جزئیات اجرای این پروژه ها
  • استفاده از شرکتهای داخلی در میادین کم ریسک و استفاده از شرکتهای خارجی در قالب قراردادهای مشاوره و خدمات
  • ایجاد زیرساختهای قانونی و مالی لازم برای تأمین مالی پروژه ها از منابع داخلی
  • استفاده از ظرفیت قراردادهای مشارکت در تولید بر اساس مجوز مجلس شورای اسلامی در میادین پرریسک، مشترک یا پرهزینه

بررسی ظرفیتها و چالشهای این حوزه نشان می دهد اداره مناسب این بخش با برنامه هوشمندانه و جامع می تواند تحقق اهداف سه گانه مطرح شده برای صنعت نفت را تضمین نماید.

5.8 توجه به سایر حوزه ها

اگر ایران به دنبال توسعه و پیشرفت است در عین اینکه ضروری است به بخش نفت و گاز بپردازد،​ نباید از سایر ظرفیتهای خود غافل شود. برای نمونه بهره‌برداری از معادن در ایران سابقه چند هزار ساله دارد و عمدتا توسط بخش خصوصی انجام گرفته است. ظرفیت نیروی انسانی متخصص نیز در این حوزه بالا است. برای نمونه تعداد مهندسان معدنی که تنها در شهر تهران وجود دارند از تمام مهندسان معدن در سراسر آمریکا بیشتر است. اشتغال‌زایی این زمینه اقتصادی نیز در مقایسه با نفت و گاز (به نسبت سرمایه و هزینه های مورد نیاز) بالاتر است. پراکندگی معادن در سراسر کشور در مقایسه با تمرکز صنایع بالادستی نفت در بخشهای خاصی از جنوب، غرب و جنوب غرب مزیت دیگری به حوزه معدن داده است. این نمونه نشان می دهد ایران می تواند به طور همزمان در حوزه مختلف اقتصادی به تولید ارزش افزوده و صادرات دست بزند و نیازهای کشور را تأمین و زمینه رشد و پیشرفت سطح زندگی مردم را فراهم کند.


[1] شرکت مهندسی و ساخت تأسیسات دریایی ایران (Iranian Offshore Engineering and Construction Company) (تأسیس 1380) شرکت خدمات مهندسی ایرانی است، که در زمینه مهندسی، طراحی، ساخت و نصب، تعمیر و اجرای سازه‌های ثابت و متحرک دریایی از قبیل سکوهای شناور و نیمه‌شناور دریایی، اسکله‌ها، خطوط لوله و تأسیسات فراساحلی در صنایع نفت و گاز فعالیت می‌کند. این شرکت هم‌اکنون دارای چندین یارد کشتی‌سازی و سایت‌های صنعتی و کارخانجات جانبی مرتبط، همچنین مالک ناوگان گسترده‌ای از کشتی‌های لوله‌گذار، شناورهای جرثقیل‌دار، تجهیزات و ماشین‌آلات می‌باشد.

اکثریت سهام این شرکت در اختیار شرکت سرمایه‌گذاری صندوق بازنشستگی صنعت نفت است.

[2] شرکت توسعه صنعت نفت و گاز پرشیا در سال 1384 با شخصیت حقوقی سهامی خاص به ثبت رسیده است و در سال 1389 مالکیت 100% سهام شرکت، به هلدینگ گروه توسعه انرژی تدبیر از زیرمجموعه های گروه اقتصادی تدبیر منتقل گردید. این شرکت با هدف انجام فعالیت های پایین دستی و بالادستی نفت و گاز از قبیل اکتشاف،حفاری، ذخیره سازی گاز، توسعه میادین نفتی بصورت EPC، ایجاد پیمانکاری پالایشگاه و صنایع نفت و گاز و پتروشیمی تاسیس شده است.

[3] Iran Petroleum Contract

[4] Regulator

[5] Joint Management Comitee

[6] به عنوان نمونه می توان به مهندسی ایرانی اشاره کرد که از ایران خارج شده و مجری بزرگترین سکوی استوانه ای در میدان اکوفیسک در دریای شمال بود.

[7] Norwegian Petroleum Directorate

91517
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.