کد مطلب: 112615

شنبه 21 مرداد 1396 09:02

اولین گزارش ازمجموعه گزارش‌های ترجمه‌شده مرکز بررسی‌های استراتژیک منتشر می‌شود

جنگ سرد ایران و عربستان

ضرورت ترجمه گزارش‌های راهبردی

نوشتارها به افکار جهت و افکار به جهان شکل می‌دهند. جهان امروز نیز دربرگیرنده هزاران اندیشکده، مؤسسه مطالعات راهبردی و اتاق‌های فکری است که کارشناسان و تحلیل‌گران راهبردی را در خود گرد آورده‌اند و با انتشار گزارش‌های راهبردی بر افکار سیاستمداران، بخش خصوصی، رسانه‌ها و جوامع تأثیر می‌گذارند. نزدیک به هفت هزار اندیشکده در جهان وجود دارد که مجموعه گسترده‌ای از دانش راهبردی درباره موضوعات مختلفی از محیط‌زیست تا اقتصاد، روابط بین‌الملل، و مسائل نظامی و امنیتی را منتشر می‌کنند. این مؤسسات هم‌چنین می‌کوشند تا برآوردهای خود از آینده را نیز ارائه کنند و آینده‌پژوهی یکی از مهم‌ترین اقدامات آن‌هاست.

آگاهی یافتن از موضوعات مدنظر اندیشکده‌ها و مؤسسات مطالعات راهبردی در جهان یکی از ضرورت‌های تفکر راهبردی در ایران است. تحلیل‌گران و استراتژیست‌های ایرانی برای ارائه تحلیل‌هایی که متضمن تأمین منافع ملی باشد به شناخت گزارش‌های اندیشکده‌های خارجی نیازمند هستند. این‌گونه گزارش‌ها هم‌چنین به لحاظ روش‌شناختی نیز گاه حائز اهمیت هستند. پوشیده نیست که هنوز روش‌شناسی پژوهش‌های راهبردی و حتی گاه شیوه نگارش گزارش‌های راهبردی مؤثر نیز در میان بسیاری از اندیشکده‌های ایرانی کاستی‌هایی دارد.

مرکز بررسی‌های استراتژیک با هدف توجه دادن کارشناسان و تحلیل‌گران کشور، و هم‌چنین جهت اطلاع‌یابی مدیرانی که در معرض مسائل و تصمیم‌گیری‌های راهبردی هستند، نسبت به ترجمه و بنا به مورد انتشار محدود یا عمومی مجموعه‌ای از متون راهبردی اقدام می‌کند. مرکز بررسی‌های استراتژیک اگرچه پیشگفتار‌های کوتاهی را به ابتدای این گزارش‌ها می‌افزاید و تلاش دارد تا قرائت تحلیل‌گران این مرکز از هر گزارش را ارائه نماید، اما مندرجات این گزارش‌ها الزاماً بیانگر دیدگاه‌های مرکز بررسی‌‌های استراتژیک نیستند. امید است این اقدام به تعمیق تفکر راهبردی کمک نماید. مرکز بررسی‌های استراتژیک از هرگونه نقد و نظر و هم‌چنین دریافت نظرات مخاطبان این مجموعه درباره مندرجات گزارش‌ها استقبال می‌کند. کارشناسان و تحلیل‌گران هم‌چنین می‌توانند متون راهبردی‌ را که ترجمه و ارائه آن‌ها به جامعه کارشناسان و تحلیل‌گران راهبردی کشور مناسب است به این مرکز پیشنهاد کنند.

اولین گزارش ترجمه شده مرکز با عنوان «مدیریت کشمکش بین ایران و عربستان» که برگرفته از کارگاهی است که در ژوئیه 2016، توسط «مرکز اقدامات پیش‌گیرانه‌شورای روابط خارجی»، در مورد افزایش تنش‌‌های بین ایران و عربستان سعودی در مرکز اروپاییِ «دانشگاه تافتز» در «تالویرز» فرانسه و با حمایت شرکت «کارنگی» نیویورک برگزار شد.

در این گزارش ابتدا به نتایج کنفرانس فوق می‌پردازیم. سپس به سرچشمه‌ها و تحولات کشمکش بین ایران و عربستان پرداخته می‌شود. در ادامه مسائل فعلی و نوظهور در مورد کشمکش بین ایران و عربستان بررسی می‌گردد و در پایان نیز اقدامات بالقوه‌ای که برای ایلات متحده و اروپا در این موضوع وجود دارد بیان می‌شود.

نتایج کنفرانس

مقدمه

کشمکشِ روبه‌رشد بین ایران و عربستان سعودی (و با تعمیم آن، متحدان و نیروهای نیابتی آنها در منطقه) احتمالاً تا مدت زیادی بر خاورمیانه حکمفرما خواهد بود و احتمالاً حتی تا چند دهه پیشِ ‌رو به طول خواهد انجامید. مرکز اقدامات پیشگیرانه‌ شورای روابط خارجی، در روزهای ششم و هفتم ژوئیه ۲۰۱۶ یک گروه بین‌المللی متشکل از ۲۰ فرد خبره را در مرکز اروپایی دانشگاه تافتز واقع در تالویرز فرانسه در کارگاهی با عنوان «در مورد کشمکش بین ایران و عربستان سعودی چه باید انجام داد؟»[۱] گرد هم آورد.

شرکت‌کنندگان در این کارگاه، کشمکش بین ایران و عربستان سعودی (به‌ویژه پیدایش، عوامل، مظاهر فعلی و مسیر احتمالی آن) را مورد تجزیه ‌و تحلیل قرار دادند و گزینه‌های سیاستی موجود برای کمک به مدیریت این تنازع را نیز بررسی نمودند.

شرکت‌کنندگان در این مورد بحث کردند که ایالات متحده و اروپا با هم و با شرکای خود در منطقه و همچنین با سایر بازیگران بین‌المللی (مثل چین، هند و روسیه) که دارای منافعِ رو به ‌رشدی در خاورمیانه هستند، چه اقداماتی می‌توانند انجام دهند. اگرچه این کشمکش عمدتاً در خاورمیانه بروز پیدا کرده است (یعنی در سوریه، یمن، عراق و بحرین)، اما بی‌ثباتی و جنگ، امنیت را در سطح گسترده‌تری مورد تهدید قرار خواهد داد و اگر واقعاً جنگی بین دو کشور رخ دهد، ممکن است اثرات نامطلوبی بر دنیای غرب بگذارد.

اگر بین ایران و عربستان سعودی واقعاً جنگ رخ دهد، ممکن است اثرات نامطلوبی بر دنیای غرب بگذارد.

سرچشمه‌ها و تحولات کشمکش بین ایران و عربستان

هرچند درگیری بین عربستان سعودی و ایران منشاء تاریخی و مذهبی دارد، اما در حال حاضر تبدیل به یک رقابت ژئوپولتیک شده‌است. یکی از شرکت‌کنندگان در کارگاه توضیح می‌دهد که سرچشمه‌های اصلیِ شکاف بین این دو کشور ریشه در مسائل ملی، سیاسی، مذهبی، اقتصادی و نظامی آنها دارد.

روابط بین عربستان سعودی و ایران همیشه نامساعد نبوده است. تا دهه ۱۹۷۰، پادشاهی‌های طرفدار غرب در عربستان سعودی و ایران به عنوان «ستون‌های دوقلو‌»[۲] برای نظم منطقه‌ای پس از جانشینی ایالات متحده در خلیج‌فارس به‌جای بریتانیا محسوب می‌شدند. یکی از شرکت‌کنندگان کارگاه خاطر نشان کرد که پس از انقلاب اسلامی ایران، در سال ۱۹۷۹ و بر سر کارآمدن یک حکومت شیعه با رهبری آیت‌الله روح‌الله خمینی، تحولات منطقه‌ای، رنگ ‌و بوی مذهبی‌تری به ‌خود گرفت. اگرچه این رابطه در طول زمان بدتر شده است، اما دوره‌هایی از همکاری نسبی در زمان شاه ایران (پیش از انقلاب) و در دوره برخی از دولت‌های بعد از انقلاب وجود داشته است.

در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، تفکرات ضدشیعه در خاورمیانه بزرگ (از جمله رشد مکاتبِ بنیادگرای وهابی سعودی و صدور این ایدئولوژی به سایر نواحی این منطقه مثل آسیای جنوبی که در آنها جوامع شیعه از قبل وجود نداشته است) انزوای ایران را افزایش داد. عربستان سعودی، به‌عنوان اصلی‌ترین رقیب سنّی و مدعی نگهبانی از حرمین شریفین در مقابل اثرگذاری ایران و صدور انقلاب اسلامی در سراسر منطقه ایستاد.

در سال‌های بعد از آن، دو تغییر اساسی منطقه‌ای اثر سلسله‌واری بر روابط کلی بین ایران و عربستان داشته است: جنگ ایالات متحده با تروریسم به دنبال حملات ۱۱ سپتامبر و بیداری اسلامی در سال ۲۰۱۱. اتفاق اول باعث کنار رفتن عراق به ‌عنوان یک قدرت مهم در منطقه خاورمیانه شد و اتفاق دوم باعث ایجاد بی‌ثباتی در سوریه و مصر (دو کشور قدرتمند عربی) شد. شرکت‌کنندگان کارگاه توافق نظر داشتند که حذف این دو قدرت مهم منطقه‌، کشمکش بین ایران و عربستان سعودی را تشدید کرده است.

این وقایع باعث باز تعریف کشمکش بین ایران و عربستان و تأکید بر حمایت از گروه‌های تروریستی نیابتی شد و چشم‌انداز سیاست خارجی جدیدی را برای هر یک از دو کشور ضروری ساخت. یکی از شرکت‌کنندگان سؤالی در مورد نحوه تعریف گروه‌های نیابتی مطرح کرد: آیا آنها از کشور خاصی فرمان می‌برند یا صرفاً با یک کشور یا دولت متحد هستند؟ پس از ۱۱ سپتامبر مخالفت بین دو کشور رنگ و بوی مذهبی‌تری نیز به خود گرفت و لذا منجر به تشدید تفرقه دیرینه مذهبی بین شیعیان و اهل سنت شد.

یکی دیگر از شرکت‌کنندگان توضیح داد که با گذشت زمان به‌ دلیل تغییرات سیاسی یا فشارهای بیرونی بر هر کشور، این درگیری چگونه همچنان تغییر شکل خواهد داد.

سیاست عربستان سعودی نیز بعد از سال ۱۹۷۹ تغییر و تحول داشته است. تحت پادشاهی ملک سلمان (تاج‌گذاری در ژانویه سال ۲۰۱۵) عربستان سعودی پیگیری‌های سیاست خارجی خود را افزایش داده است و در تمامی بخش‌های داخلی خود اصلاحاتی انجام داده است. از جمله این اصلاحات می‌توان به اصلاح در طرح چشم‌انداز ۲۰۳۰ توسط ولی‌عهد کنونی، محمد بن سلمان اشاره کرد. این طرح یک بسته اصلاحات در سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی است که به کاهش وابستگی این پادشاهی به نفت کمک می‌کند. ملک سلمان، درگیری نیروی نظامی عربستان در جنگ‌های خارجی را افزایش داده است که از مهم‌ترین آنها می‌توان به تشکیل ائتلاف نظامی در یمن به ‌منظور مقابله با شورشیان حوثی اشاره کرد که در مارس ۲۰۱۵ شروع شد (عربستان سعودی مدعی است که گروه‌های حوثی توسط ایران پشتیبانی می‌شوند).

یکی از شرکت‌کنندگان خاطرنشان کرد که از ماه جولای ۲۰۱۵ که توافق هسته‌ای ایران امضا شد، چشم‌انداز کلی ایالات متحده در مورد ایران نیز تغییر کرده است. برای برخی، برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) بین ایران و شش قدرت بزرگ غربی به‌ معنای نزدیکی بالقوه آنها به ایران است و یک اثر سلسله‌وار بر کل خاورمیانه داشته است. ایالات متحده و اروپا تمایل دارند شاهد پیوستن ایران به جامعه بین‌المللی باشند، اما کشورهای