کد مطلب: 115092

یکشنبه 21 اردیبهشت 1399 09:45

مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری منتشر کرد:

عوامل کلیدی موفقیت در خط‌مشی‌گذاری بخش خدمات عمومی ایران

در مقدمه این مقاله آمده است:

همیشه دولت‌ها اراده ملی را در پرتو خط‌مشی‌های عمومی پیاده‌سازی می‌کنند. دولت‌ها درصدد شناسایی و حل مسائل عمومی جامعه هستند؛ اما اگر نسخه تدوینی این خط‌مشی‌ها بر سیاق ملاحظات نظری و عملی دوراندیشانه تعبیه نشده باشد، کماکان دردهای ملی دوا نخواهد شد و حتی دردی به دردهای کشور اضافه می‌گردد (خوبرو و همکاران،1397). ضعف مدیریت دولتی و چالش‌ها و مسائل آن را نباید صرفاً در مجریان جستجو کرد چرا که تدوین خط‌مشی شاکله اصلی اجرائیات مدیریت دولتی و سازوکارهای حکمرانی است. در سال‌های اخیر پژوهشگران مدیریت دولتی در مورد ویژگی‌های منجر به شکست یا موفقیت خط‌مشی عمومی به مطالعه و نظریه‌پردازی پرداخته‌اند (مک‌کنل،2010)؛ اما مدل جامع و یکپارچه و عناصر شناخته شده برای انجام مؤثر تدوین یک خط‌مشی در بخش عمومی وجود ندارد و یا نیازمند به انجام مطالعات بیشتر است.

می‌دانیم اکثریت خط‌مشی‌های دولت، آمیخته و آغشته به باورها و ارزش‌ها (گوکلر،2015)، احساسات (مور و گروس،2015)، ملاحظات هزینه و منفعت (کن‌لان و همکاران،2014)، سمبول ها (مور،2015)، و ساسر ایدهآل‌ها و عناصر مدیریتی و سیاسی است. با توجه به تلاش‌های بسیاری که برای بهینه‌سازی فرآیند خط‌مشی گذاری دولت‌ها در بخش خدمات عمومی صورت گرفته است، اما هنوز نارضایتی‌ها و ضعف خط‌مشی‌ها و اقدامات دولت‌ها در این حوزه به وفور وجود دارد (اینگرام و همکاران، 2007). انتقادات بسیاری بر چگونگی و نحوه خط‌مشی گذاری‌ها در بخش خدمات عمومی ایران وجود دارد؛ مجریان، پژوهشگران، نخبگان، شهروندان و حتی خود خط‌مشی گذاران از بسیاری از خط‌مشی‌های عمومی دچار عدم قطعیت و نارضایتی هستند و در بین آن‌ها توافق و سازگاری بر اولویت‌ها، مراحل و عوامل و عناصر وجود ندارد.

دغدغه اصلی این پژوهش، وجود خط‌مشی‌های شکست‌خورده متعدد در بخش خدمات عمومی ایران همچون بخش مسکن، بهداشت، حمل‌ونقل، آموزش، شهرسازی، توزیع انرژی و یارانه و غیره است که در نتیجه آن، هدر رفت منابع و منافع ملی کشور و نارضایتی عمومی و بی‌اعتمادی به دستگاه حاکمه است. با توجه به چندبعدی بودن پدیده‌ها و مسائل اداره امور عمومی، منافع و انتظارات ذینفعان و هم‌راستایی جهت‌گیری‌های دولت با خردمایه‌های مؤثر بر تدوین خط‌مشی در بخش خدمات عمومی و جلوگیری از شکست‌هایی که در این حوزه شکل می‌گیرد، شناسایی عوامل کلیدی موفقیت برای شناخت نقاط بحرانی، اثربخشی فرآیند خط‌مشی گذاری را تضمین و به آن مشروعیت می‌بخشد. عوامل کلیدی موفقیت عبارتند از مشخصه‌ها، شرایط یا متغیرهایی که اگر درست مدیریت شوند می‌توانند اثر قابل ملاحظه‌ای بر موفقیت وضع خط‌مشی داشته باشند. اما شواهد نشان می‌دهد امروزه خط‌مشی‌های بخش خدمات عمومی ایران، صرفاً به یک حوزه به‌عنوان نمونه عقلانیت اقتصادی پرداخته و سایر حوزه‌ها مثلاً عقلانیت سیاسی، حرفه‌ای و حتی هنجاری و دینی مورد مغفول بوده و به نوعی افراط و تفریط، عدم‌جامعیت و یا بی اعتدالی در تدوین خط‌مشی نمایان است. قابل ذکر است که خط‌مشی‌های بخش خدمات عمومی چون معطوف به عدالت‌اند، عواملی در محافل خط‌مشی، مانع از اعتدال در تدوین و اجرا و ارزیابی آن می‌گردند. به‌رغم آنکه شعار عدالت و اعتدال در این سال‌ها از سیاست‌های اصلی و محوری دولت‌های بوده، این موضوعات در کارنامه ج.ا ایران تا به امروز وضعیت خوبی نداشته است، به گونه‌ای که چالش‌ها همچنان بازتولید می‌شود و کشور در چهار دهه گذشته با مشکلات نظری و علمی زیادی در زمینه ارائه با مناسب خدمات عمومی روبه‌رو گردیده است. ستون خدمات عمومی بر منفعت عامه متکی است، اما مسلماً، اتکاء افراطی یا تفریطی و بدون توجه به همه عوامل مؤثر بر خط‌مشی گذاری در آن منجر به عدم اثربخشی خدمات عمومی و در نتیجه موجب ضرر دولت و ملت می‌گردد. بر این اساس، چه عواملی را باید در نظر گرفت که این مهم را پوشش دهد و موجبات دستاوردهای مورد انتظار گردد. به عبارت بهتر چه عواملی باید شناخته و بکار گرفته شود تا به اثربخشی ورود و کارکرد دولت‌ها در بخش خدمات عمومی منجر شود؟

برای مطالعه و دریافت متن کامل این مقاله، روی لینک زیر کلیک کنید.