پژوهش حاضر در پی ارائه مدلی کارآمد از سیاست‌گذاری خدمت سربازی با بهره‌گیری از عوامل کلان ملی است. محقق با مطالعه اکتشافی به استخراج شش مولفه کلان ملی که موثر بر سیاست‌گذاری خدمت سربازی هستند، می‌پردازد. وضعیت فرهنگی اجتماعی، تغییرات جمعیتی، ساختار سازمانی ارتش، تحولات فنآوری و تخصصی شدن جنگ‌ها، وضعیت اقتصادی جامعه و همچنین وضعیت ژئوپلیتیکی ایران شش عامل اثرگذار بر سیاست‌گذاری خدمت سربازی در این پژوهش است. بنابراین محقق مدل اولیه تحقیق را با ابتنا بر این شش مولفه طرح می‌کند. سپس محقق با بهره‌گیری از تکنیک دلفی و ارائه پرسش‌نامه به جامعه خبرگی در سه نوبت اقدام به گردآوری دیدگاه و نظریات خبرگان می‌کند؛ آنگاه با استفاده از آزمون بای‌نومیال و آزمون همبستگی اقدام به سنجش میزان تاثیرگذاری مولفه‌های کلان ملی بر سیاستگذاری خدمت سربازی و در واقع آزمون مدل اولیه می‌کند. به این ترتیب مدل نهایی سیاستگذاری خدمت سربازی تایید می‌شود.هدف از پژوهش ارائه مدلی از سیاست‌گذاری خدمت سربازی با تاکید بر وضعیت فرهنگی اجتماعی ایران است برای غلبه بر مشکلات سیاستگذاری خدمت سربازی است و محقق در پایان به ارائه پیشنهادهای اجرایی در حوزه سیاستگذاری خدمت سربازی می‌پردازد.
احداث سدهای مخزنی در 5 دهه گذشته زمینه ساز جابجایی بیش از 80 میلیون نفر از محل زندگی خود شده است. بر اساس داده و اطلاعات گردآوری شده توسط محقق، در ایران نیز بیش از 2 میلیون نفر جمعیت به دلیل احداث سدها تحت تاثیر قرار گرفته‌اند. هدف این پژوهش بررسی آثار و پیآمدهای اجتماعی و فرهنگی تحت تاثیر دو شیوه مدیریت آزادسازی مخازن سدها، نقد این دو سیاست و چرایی بروز آثار و پیآمدها و شناسایی عوامل علی، زمینه‌ای، مداخله‌گر، راهبردی و پیآمدهای آن بوده است که بعنوان نخستین تجربه در سطح ملی بشمار می‌آید. روش پژوهش کیفی و از تکنیک نظریه زمینه‌ای استفاده شده است. شرکت‌کنندگان این پژوهش 85 نفر از مطلعین و خبرگان محلی بودند که با پرسشنامه نیمه ساختمند مورد مصاحبه قرار گرفتند. داده و اطلاعات بدست آمده بر اساس سه روش کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کد‌گذاری انتخابی تحلیل شدند. نتایج حاصل از تحلیل مصاحبه‌ها در برگیرنده 1213 مفهوم کلی است که در قالب 251 مقوله فرعی، 39 مقوله اصلی و 2 مقوله مرکزی نشان داده شدند. یافته‌های پژوهش بر اساس مدل پارادیمی، پایداری نسبی حوزه اجتماعی و فرهنگی را در سیاست جابجایی و اسکان مجدد و از هم گسیختگی ساختار اجتماعی و بافت فرهنگی را در سیاست جبران نقدی خسارت نشان می‌دهد. نتایج حاصل از پژوهش حاضر می‌تواند در راستای ضرورت تغییر رویکردها، اصلاح لوایح قانونی، تعیین متولی حوزه اجتماعی و لزوم پایش و ارزیابی تاثیرات اجتماعی و فرهنگی طرح‌ها مورد توجه قرار گیرد.
مدیریت بهینه خدمت وظیفه عمومی با توجه به اینکه بخش وسیعی از جامعه تحت تأثیر آن هستند، می‌تواند تأثیرات مثبتی در سطح فردی و کلان به همراه داشته باشد. یکی از جنبه‌هایی که بر بهره‌وری خدمت وظیفه عمومی تأثیرگذار است، مدیریت عرصه‌ها و کارکردهای مختلف خدمت سربازی است. هدف اصلی مقاله حاضر تدوین مدل سیاست‌گذاری عرصه‌های خدمت وظیفه عمومی است که برای تدوین مدل از روش نظریه داده بنیاد استفاده شده است. به‌منظور جمع‌آوری داده‌های موردنیاز، علاوه بر بررسی اسناد فرادستی و گزارش‌های مرتبط، با صاحبنظران مصاحبه انجام شده و داده‏های کیفی طی مراحل سه‌گانه کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که اصلی‌ترین عرصه خدمت سربازی، عرصه دفاعی-امنیتی است، اما با افزایش سطح تحصیلات و توانمندی‌های مشمولان، بکارگیری سربازان در سایر عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، نه تنها به اثربخشی بالاتر خدمت سربازی می‌انجامد بلکه افزایش سطح رضایتمندی مشمولان را هم در پی خواهد داشت. از جمله عرصه‌های جدید خدمت سربازی که با توجه به شرایط خاص کشور پیشنهاد می‌شود در دستور کار سیاست‌گذاران قرار گیرد، می‌توان به توسعه منطقه‌ای، توسعه مناطق محروم،‌ توسعه روستایی،‌ توسعه بنگاه‌های کوچک و متوسط و‌ اقتصاد دانش بنیان اشاره نمود. بخصوص اینکه دولت به دلیل محدودیت‌های مالی و ساختاری نمی تواند خدمات موردنیاز در این عرصه‌ها را به طور کامل ارائه نماید. البته استفاده از پتانسیل سربازی در عرصه‌های جدید نیازمند اقداماتی از قبیل اصلاح قوانین و مقررات، حساس‌سازی، نهادسازی، تدوین سند راهبردی نظام وظیفه و اصلاح ساختاری است.
در دهه‌های اخیر سازمان‌های مردم‌نهاد به عنوان رکن سوم دموکراسی و نماینده جامعه مدنی از اهمیت زیادی برخوردار شده اند. هدف از این مقاله تحلیل نقش NGO ها در فرایند خط‌مشی‌گذاری عمومی در ایران و پنج کشور اروپایی و میزان حضورفرارسمی آنها در این فرایند است.این پژوهش با استراتژی کیفی به لحاظ هدف توصیفی، به لحاظ روش کتابخانه ای و مبتنی بر تحلیل اسناد و مدارک و با رویکرد تحقیقات توسعه ای انجام شده است. کشورهای انگلستان، مجارستان، استونی، کرواسی و رومانی برای انجام مطالعه تطبیقی با توجه به سابقه حضور و فعالیت سازمان‌های مردم‌نهاد انتخاب شد و مطالعات تفصیلی این کشورها با توجه به معیارهای زمینه و سابقه فعالیت این سازمان‌ها اسناد و خط‌مشی‌های پشتیبان فعالیت آنها، سازوکارهای نهادی و زمینه های مشارکت آنها در فرایند خط‌مشی‌گذاری عمومی انجام پذیرفت.برخی از کشورهای مطالعه شده قوانین جامعی را برای پشتیبانی از فعالیت سازمان‌های مردم نهاد در پارلمان یا سطح هیات دولت تصویب کرده و ساختارها و کمیته‌های رسمی را برای حضور و مشورت با نهادهای مدنی تدارک دیده اند. ضمن اینکه با بهره‌گیری از ابزارهای فیزیکی و مجازی و فرایندهای رسمی ظرفیت‌هایی برای مشارکت سازمان‌های مردم نهاد در فرایند خط‌مشی گذاری از تحلیل مساله تا تدوین دستورکار و تدوین و تصویب خط‌مشی فراهم کرده اند.ایران کماکان از عدم وجود یک قانون جامع برای فعالیت سازمان‌های مردم نهاد رنج برده و ساختارهای خاصی برای جلب مشارکت این سازمان‌ها در فرایند خط‌مشی گذاری وجود ندارد.
سال‌های متمادی است که مسئله کودکان خیابانی در دستور کار دولت‌های مختلف جمهوری اسلامی قرار داشته اما همچنان به دلایل مختلف، راه‌حل جامع و مطلوبی که بتواند در کنترل و کاهش این مسئله گام‌های اساسی بردارد احصا نشده است. این پژوهش با تحلیل محتوای منابع موجود درصدد آن است که به آسیب‌شناسی علل عدم موفقیت در ساماندهی کودکان خیابانی و کار در ایران بپردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد مؤلفه‌های «ابهام در شناخت و تعریف مسئله، موازی کاری و تداخل وظایف نهادی، عدم مرجعیت کلان سیاستی و بی‌ثباتی و تغییر مداوم و رادیکال در سیاست‌های اتخاذ شده» از مهم‌ترین آسیب‌های سیاستگذاری کودکان خیابانی در ایران است. پیشنهادات سیاستی این پژوهش این است که با تنقیح سیاست‌های ساماندهی کودکان خیابانی در کشور -که از سال‌های پیشین گاه فقط به یادگار مانده بی‌آنکه استفاده شوند، هر چند در برخی مواقع دست‌مایه قدرت‌طلبی برخی دستگاه‌ها می شوند- به یک بسته سیاستی واحد و اثرگذار در این حوزه دست یافت. از طرفی در این بسته سیاستی، تنظیم نهادی وظایف دستگاه‌های اجرایی نیز باید به دقت و دور از کلی‌گویی انجام شود تا مرزهای دخالت نهادهای مختلف در ابعاد مختلف مسئله کودکان خیابانی مشخص شده و از فرافکنی‌های دستگاه‌های اجرایی در این حوزه جلوگیری شود. در نهایت اینکه، وجود یک تصویر و افق مورد اجماع ذی‌نفعان مختلف این حوزه می‌تواند به ثبات سیاستی راه‌حل‌های اتخاذ شده برای ساماندهی کودکان خیابانی در ایران کمک وافری کند.
هدف پژوهش، بررسی و تبیین روابط تریلوژیک زیرساختی با عملکرد سازمانی در تشکیلات کثیرالخدمت و مستلزم دانش‌مداری کمیته امداد امام خمینی(ره) به عنوان یک مدل سازمانی دولت - کوچک است. روش پژوهش از نوع توصیفی، همبستگی، میدانی و پیمایشی بوده و در دسته‌بندی کلی در زمره تحقیقات کمی و توسعه‌ای محسوب می‌شود. براساس موازین نمونه‌گیری در تحلیل عاملی تأییدی و مدل‌های ساختاری که با روش حداقل مربعات جزئی (پی ال اس) آزمون می‎شود، 260 آزمودنی جهت گردآوری داده تعیین شده است. ابزار گردآوری داده‌ها شامل دو پرسشنامه استاندارد بوده که پایایی و روایی آنها توسط آزمون-های مرتبط تأیید شده است. تفکیک پرسشنامه دوم ناشی از بعد الحاقی به مدل پایه و نشانه توسعه‌ای بودن مدل است. نتایج پژوهش نشان دهنده تأثیرات معنادار بین آرگومان‌های موجود (راهبردهای مدیریت دانش، ساختار سازمانی فرامتن، فنون مدیریت منابع انسانی و عملکرد سازمانی) بوده و لزوم طراحی و پیاده‌سازی سازوکار سازمانیِ ناشی از الگوی تلفیقی حاضر، تجویزی منبعث از همین نتایج است که می‌تواند به عنوان یک منبع مطالعه و اقدام در سازمان‌های با گرایش ارائه خدمات جامع (دولت-کوچک) برای نیل به تعالی مورد استفاده قرار گیرد.
مخاطرات و تنش‌های ایجاد شده در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی، زیست‌محیطی و بخصوص اجتماعی در سال‌های اخیر روبه افزایش بوده و بر همین اساس مباحث مربوط به مقاوم‌سازی و تاب‌آوری جایگاه مهمی را به خود اختصاص داده است. بدین معنی که جامعه‌ای می تواند در برابر بحران‌ها و رخدادهای انسانی و طبیعی موفق عمل کند که نهادهای آن در مواجهه با این اتفاق‌ها تاب‌آوری مناسبی را داشته باشند. تاب‌آوری اجتماعی سعی دارد با شکل دادن یک سیستم تاب‌آور، تنش‌های موقت یا دائم را بدون از دست دادن کارکردهای جامعه جذب نماید و خود را با شرایط در حال تغییر انطباق دهد. نخستین مرحله ارزیابی میزان تاب‌آوری اجتماعی، شناسایی معیارها، شاخص های تعیین‌کننده و اولویت‌بندی آن‌ها است. در این مطالعه با بهره‌گیری از تحلیل اسنادی و مرور مطالعات انجام گرفته در حوزه تاب‌آوری اجتماعی کشور، استخراج، طبقه‌بندی و اولویت‌بندی معیارها و شاخص‌های تأثیرگذار بر فرایند تاب‌آوری اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته است. در این راستا 7 گروه معیار اجتماعی، مدیریتی- کالبدی، اقتصادی، فرهنگی، روانشناختی، معنوی و محیطی در قالب 16 معیار اصلی، 42 زیرمعیار و 379 شاخص شناسایی و طبقه بندی شد. بیشترین شاخص‌ها متعلق به گروه معیارهای اجتماعی و مدیریتی-کالبدی است. اولویت‌بندی در سه سطح گروه معیار، معیار اصلی و زیر معیار نشان داد که گروه معیار اجتماعی، معیار اصلی سرمایه اجتماعی و زیر معیارهای زیرساخت اجتماعی و همبستگی اجتماعی بیشترین اولویت را دارند.
شبکه‌های خط‌مشی یکی از عناصر نوین در حیطۀ خط‌مشی ‌گذاری است؛ شبکه‌ها قادرند پیوندهایی را به‌منظور مشارکت هر چه بیشتر میان بازیگران خط‌مشی ایجاد کرده و مسیر دستیابی به اهداف را برای آنان تسهیل کند. با نظر به فرآیند خط‌مشی‌گذاری در سیستم اداری کشورمان ایران و گسترش پدیدۀ فساد اداری، لزوم وجود شبکه‌های خط‌مشی برای رفع این‌گونه معضلات عمومی و سلامت اداری احساس می‌شود. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش شبکه‌های خط‌مشی در ارتقای سلامت اداری سازمان‌های دولتی است. روش پژوهش، روش تحقیق آمیخته با طرح متوالی اکتشافی است و جامعۀ آماری پژوهش را بازیگران سازمان‌های دولتی گوناگون تشکیل‌ می‌دهند که با استفاده از روش نمونه‌گیری متجانس شناسایی و با آن‌ها مصاحبه شده است، پس از بررسی مصاحبه‌ها 160 مضمون اولیه شناسایی شد که از این تعداد 21 مضمون پایه، 13 مضمون سازما‌ن‌دهنده و 5 مضمون فراگیر استخراج شدند، درنهایت نتایج حاصل از مطالعات کیفی منجر به احصای الگو و تست آن با استفاده از روش پیمایش شد. نتایج بیانگر این است که شبکه‌ها قادرند از طریق گسترش مشارکت و همکاری، برقراری هماهنگی و ارتباط بیشتر میان افراد، واحدها، بهبود نظارت و کنترل، تأکید بر ابعاد ساختاری و عوامل اجتماعی و فرهنگی کارکنان در تحقق سلامت اداری گام مؤثری بردارند.