هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیل‌گری حکمرانی خوب در رابطه بین جهانی شدن و رشد اقتصادی در کشورهای در حال توسعه است. در این پژوهش از چهار مدل استفاده شد و ضرایب شاخص‌ها در این چهار مدل با حضور شاخص‌های کنترل و هم بدون حضور شاخص‌های کنترل اندازه گیری شد. روش تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از روش داده‌های تابلویی نامتوازن روش اثرات ثابت با الگوی (GLS) است. در این پژوهش داده‌های 132 کشور درحال‌توسعه بین سال های 2007 تا 2017 استفاده شده است. نتایج برآورد مدل ها نشان می‌دهد که شاخص حکمرانی تأثیر مثبت و معنی داری بر شاخص رشد اقتصادی دارد و همچنین شاخص جهانی شدن بر رشد اقتصادی تأثیر مثبت و معنی داری دارد و در نهایت حکمرانی خوب به‌عنوان متغیر تعدیل‌گر در رابطه بین شاخص جهانی شدن و رشد اقتصادی تأثیر مثبت و معنی داری دارد. نتایج نشان دهنده آن است که حکمرانی خوب بـا ارائـه تجـارت و فرصت های سرمایه‌گذاری می تواند تأثیر جهانی شدن بر رشد اقتصادی را تقویت کند. حکمرانی خوب از طریق تمرکز بر ارتقا کارایی اقتصاد موجب رشد و گسترش جهانی شدن می‌شود.
گفتمان ناکارآمدی و ناکامی طرح‌های جامع شهری ایران و مقاومت نهاد‌های مسئول در اصلاح شیوه‌های جاری، ضرورت زمینه‌یابی ناکارایی‌ها را برجسته کرده و پژوهش با پرسشِ ریشه انتقادات و ناکارایی‌های مطرح‌شده در کجاست؟ آغاز شد. این پژوهش از نوع کیفی با جنبه‌ی اکتشافی است که به روش داده‌بنیاد مدل استراوسی، داده‌یابی اسنادی (70 نوشته‌ی علمی پژوهشی) و مصاحبه‌ی هدفمند (20 نفر خبره) در قالب کدگذاری باز، محوری و گزینشی فراهم و برآیندپژوهش با «ارزیابی به کمک پرسش‌های کرسول» به ‌تایید مشارکت‌کنندگان رسید. هدف پژوهش روشن‌کردن زمینه‌سازهای ناکارایی طرح‌های جامع شهری است و یافته‌های پژوهش که به ترتیب اهمیت در 10 زمینه‌ی «ساختار کلان برنامه‌ریزی شهری ایران» ساختارهای «سیاسی»، «حقوقی و قوانین»، «اداری و تشکیلاتی»، «تصمیم‌گیری»، «برنامه‌ریزی شهری»، «راهبری»، «قدرت»، «ارزیابی» و «پایش و دیده‌بانی» در چارچوب «ساختارهای برنامه‌ریزی شهری ایران» مقوله‌بندی شد، نشان داد که مهم‌ترین زمینه‌سازهای ناکارایی به ترتیب هر ساختار «نبود زبان مشترک برنامه‌ریزی»، «ضعف در سیاست‌سازی و سیاست‌گذاری»، «نبود ساختار حقوقی یکپارچه»، «ساختار سازمانی نامتناسب»، «نظام تصمیم‌گیری متمرکز»، «الگوی برنامه‌ریزی جامع سازگار نشده»، «ناسازگاری سامانه‌ی راهبری»، «دخالت نابجای عناصر قدرت»، «نبود ساختار ارزیابی» و «ناکارآمدی ساختار پایش و دیدبانی» است و کاربست شیوه و الگوی برنامه‌ریزی کنونی که با محیط برنامه‌ریزی ایران، ناسازگاری دارد نیز پیامد آن است.
افزایش طلاق در ایران در حالی تبدیل به یک مسئله اجتماعی شده است که فقدان الگوی سیاست‌گذاری در این حوزه منجر به اقدامات آنی، مقطعی و فاقد اثربخشی لازم و نیز موازی‌کاری‌های زیاد و بی‌نتیجه شده است. این موضوع علاوه بر مسئله اجتماعی، مسئله‌ای فرهنگی نیز شده است، بنابراین نیازمند یکپارچگی و برخورداری الگویی ازپیش‌تعیین‌شده است. این مقاله با الهام از نظریه اسپریگن به دنبال سیاستی فرهنگی اجتماعی است تا به طراحی الگویی دست یاید که اگر نتواند مشکل طلاق را کاهش دهد، دست کم به طراحی سیاستی جامع با عنوان ازدواج سالم بپردازد. به این منظور محقق با استفاده از اطلاعات موجود و داده‌های مستخرج از مطالعات مرتبط با طلاق در حوزه اجتماعی و روانشناسی و بررسی نقاط و قوت و ضعف آنها، پس از طرح علل مهمتر، به ارائه راه حل مناسب در این زمینه پرداخته تا بتواند آینده‌‌ای بهتر برای جامعه ایران در حوزه ازدواج ترسیم کند.
در زمان وقوع بحران بیماری‌های اپیدمی مانند شیوع ویروس کووید 19، سرعت همه‌گیری این ویروس و پیامدهای گسترده سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، بهداشتی و درمانی آن دولت‌ها، سازمان‌ها و مدیران را ملزم به اخذ تصمیمات استراتژیک متعددی خواهد کرد. این بحران‌ها مشکلات بسیاری را ایجاد می‌کنند.در این پژوهش به معرفی روش جدیدی از تصمیم‌گیری استراتژیک با عنوان «باخت استراتژیک» و همچنین به تبیین کاربردهای آن پرداخته شده است.
خبر مطالعات کرونا
با توجه به افزایش چشمگیر تولیدات پژوهشی با موضوع کووید 19، ارزیابی تأثیرات آن‌ها به شناسایی ابعادِ دانش موجود از این ویروس و شاخص‌های ارزیابی کمک می‌کند، و سیاستگذاران علم و فناوری را در تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی دقیق‌تر یاری می‌کند.در این مقاله علاوه بر ارزیابی اثرات سیاستی پژوهش‌های سلامت حوزه کووید 19 با رویکرد آلتمتریکس، به بررسی شبکه‌های اجتماعی پرمخاطب در این موضوع، نظام‌های حکمرانی، و اسناد سیاستی که از این مطالعات بهره برده‌اند، ابعاد موضوعی آن‌ها، و تأثیرات سیاستی پژوهش‌های کارآزمایی بالینی کووید 19 در اسناد پرداخته شده است.
خبر مطالعات کرونا

فراتحلیل انتقادی مطالعات انجام شده در زمینه مشارکت سیاسی در ایران

ایرانیان و مشارکت سیاسی

مشارکت سیاسی شهروندان، برای استقرار، حفظ و استمرار دموکراسی امری حیاتی است. در نتیجه، تحقیقات بسیاری در زمینه عوامل مؤثر بر مشارکت سیاسی در ایران انجام شده است که هر یک، از نظرگاهی خاص، به موضوع پرداخته‌اند.بر این اساس و با توجه به اهمیت فهم یکپارچه دلایل مشارکت سیاسی شهروندان، در این مطالعه تلاش شده است با اتخاذ رویکرد فراتحلیل انتقادی، به بررسی مطالعات انجام شده پرداخته شود.