گزارش وزارت امور خارجه و وزارت بازرگانی چین درباره احداث کمربند اقتصادی جاده ابریشم

جاده ابریشم دریایی قرن بیستم و یکم

برای ما در قرن بیست و یکم، یعنی دوران جدیدی که نشانی از صلح، توسعه، همکاری و منفعت همگانی را با خود به همراه دارد، عطف توجه دوباره به روح جاده ابریشم در بهبود اقتصاد جهانی ضعیف و موقعیت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی پیچیده، حائز اهمیت است. بر همین اساس گزارش کمیسیون توسعه و اصلاحات ملی وزارت امور خارجه و وزارت بازرگانی جمهوری خلق چین درباره احداث کمربند اقتصادی جاده ابریشم ترجمه شده و منتشر می‌گردد.

اولین گزارش ازمجموعه گزارش‌های ترجمه‌شده مرکز بررسی‌های استراتژیک منتشر می‌شود

جنگ سرد ایران و عربستان

در ژوئیه 2016، «مرکز اقدامات پیش‌گیرانه‌شورای روابط خارجی»، کارگاهی در مورد افزایش تنش‌‌های بین ایران و عربستان سعودی برگزار کرد. این کارگاه در مرکز اروپاییِ «دانشگاه تافتز» در «تالویرز» فرانسه و با حمایت شرکت «کارنگی» نیویورک برگزار شد. دیدگاه‌هایی که در اینجا ارائه می‌شود صرفاً دیدگاه شرکت‌کنندگان در این کارگاه بوده و مواضع این مرکز یا شرکت کارنگی نیویورک را منعکس نمی‌کند. شورای امور خارجه هیچ موضع سازمانی در مورد مسائل سیاستی نمی‌گیرد و هیچ وابستگی با دولت ایالات متحده ندارد.
این مقاله استدلال می‌کند که اهمیت راهبردی منابع نفتی در سطح جهانی و داخلی کاهش یافته است و به‌این‌ترتیب نفت دیگر کالایی به‌اندازه گذشته مهم نیست. افزایش مقاومت اقتصاد ملی و جهانی نسبت به تغییرات عرضه نفت ایران از نشانه‌های این تحول است. تحولی دیگر افزایش خطر کاهش غیرمنتظره تقاضای نفت است، خطری که سایه آن همواره در سال‌های اخیر بالاسر این صنعت احساس شده است. درواقع نگرانی از امنیت عرضه در دهه‌های اخیر کم‌رنگ و نگرانی از امنیت تقاضا برجسته شده است. مفهوم اوج نفت نیز در این راستا بررسی و نظریه تازه‌ای درباره آن پیشنهاد شده است، نظریه‌ای برای یک تغییر پارادایم درباره این مفهوم و عطف توجه از ایده اوج عرضه به ایده اوج تقاضا. در نتیجه این تحولات تا حدود زیادی اهرم نفت به‌مثابه ابزار اعمال اراده سیاسی را از دست عرضه‌کنندگان خارج و به دست مصرف‌کنندگان سپرده است همچنین امنیت بلندمدت اقتصادی تولیدکنندگان و آینده بازار نفت ایشان را به چالش کشیده است. اما از سویی دیگر کشورهای داری منابع نفت ارزان را در مزیت رقابتی قرار داده است. این مقاله پیشنهادهایی برای این وضعیت تازه دارد.
خبر سیاست داخلی

ایران و روابط با افغانستان پس از توافق هسته‌ای

دوره‌ای جدید برای تعامل سازنده؟

انتظار می‌رود که پیامد توافق هسته‌ای و لغو تحریم‌های ایران، چه دگرگونی‌ای در روابط با افغانستان ایجاد کند؟ این گشایش را می‌توان به پیروزی قدرت نرم و مدلی برای دیپلماسی، اصلاحات و اعتدال تعبیر نمود.
در صورت محقق شدن مصالحه بر سر سوریه، کرملین می‌تواند خود را هم در میدان جنگ و هم در عرصه سیاسی پیروز قلمداد نماید که دستاورد کمی برای آن نخواهد بود. چنین تحولی کاتالیزوری برای توافق در سایر موضوعات از جمله تقسیم وظایف جدید در خاورمیانه و عرصه بین‌الملل نیز خواهد بود. اما، در صورت عدم تحقق مصالحه و عدم دریافت مابه‌ازاء‌های «نقد»، مسکو می‌تواند سیاست مستقل خود را در سوریه و خاورمیانه دنبال نموده و منافع خود را با گزینه‌های که هم‌اکنون در اختیار دارد، تأمین نماید.
تکرار دوگانه تنش و تنش‌زدایی خود گواه آن است که تعامل، رقابت و تقابل اجزایی از روابط روسیه و امریکا هستند و فرض پایداری هر یک از این روندها چندان منطقی نیست.