سخنرانی در ضیافت افطار با اصحاب رسانه

اشاره پیامبر به نقش رسانه در معرفی علی(ع) به عنوان جانشین خود/ تأکید امام علی(ع) بر وظیفه رسانه در وصیت به فرزندانش/ رسانه، ابلاغ کننده خبر، نه سازنده آن/ انتخابات و رقم‌خوردن سرنوشت مردم/ پیام مردم در انتخابات در شرایط تجمیع دشمنان در منطقه/ دولت یازدهم، مظلوم‌ترین دولت بعداز انقلاب/ برداشت نادرست از وکیل‌الدوله/ طرفداری از دولت به مثابه طرفداری از مردم/ تفاوت انتقاد و تخریب/ ذکر ضعف‌های دولت در کنار قوت آن/ شیوه صحیح انتقاد به اقدامات دولت/ پیشی‌گرفتن صادرات برواردات/ لزوم دوستانه‌کردن لحن‌ها با پایان انتخابات/ نقش رسانه ناصحیح در مقابله مردم با امیرالمومنین/ گریه علی(ع) از دست ناملایمات روزگار/ شهروند رسانه شدن مردم در ایام انتخابات/ ضرورت اصلاح‌ کردن لحن‌ها در گفتگو با یکدیگرو دنیا/ نحوه برخورد علی(ع) با دشمنان/ ناسزاگویی منافی انقلابی‌گری/ شیوه حرف‌زدن علی(ع) با دشمنان


بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و صحبه المنتجبین

امشب، شب بسیار با عظمتی است؛ شب قدر و شب شهادت مولای متقیان، حضرت علی(ع) است.امیدوارم بتوانیم از شب های قدر و از امشب بهره کافی را بگیریم و همواره پیرو و راهرو راه مولایمان، امیرالمؤمنین(ع) باشیم.
پیامبر اسلام (ص) در روز غدیر، آن گاه که امیرالمؤمنین(ع) را به مردم به عنوان مولا معرفی کرد، همان جا هم به نقش رسانه اشاره کرد و فرمود: فلیبلغ المشاهد الغائب؛ همه آنهایی که در اینجا حضور دارید، موظف هستید که حادثه امروز را به اطلاع آنهایی که اینجا نبودند و غایب بودند، برسانید و ابلاغ کنید.
امشب هم که امیرالمؤمنین (ع) وصیت خودش را به فرزندانش - و به تعبیر آن روایت - همه رؤسای شیعه و بزرگان کوفه که در کنار بستر او بودند، اعلام کرد و گفت که این وصیت برای شماست، اوصیکما و جمیع ولدی و من بلغه کتابی؛ و همه آنهایی که این وصیت به آنها می رسد، آن را به دیگران اطلاع دهند. امشب امیرالمومنین(ع) هم بر این وظیفه رسانه تأکید کرد. و بعد فرمود: بتقوی الله و نظم امرکم و صلاح ذات بینکم فانی سمعت رسول الله (ص) یقول: صلاح ذات البین افضل من عامه الصلوه و الصیام.
پس یک وظیفه ما وظیفه رسانه است، وظیفه اعلام واقعیت ها و پیام های اصلی است؛ پیام دین، تاریخ، ملت و انقلاب ما و پیام اهداف ملی ما به همه مردم است.
رسانه صناع و سازنده خبر نیست، رسانه ابلاغ کننده است. الذین یبلغون رسالات الله .خود پیامبر هم رسانه بود. اساساً رسالت یعنی کسی که پیام الهی و آنچه را خداوند مقرر کرده، به بشر ابلاغ می کند. پس کار رسانه کار پیامبری و کار مقدسی است و همان طور که قرآن دربارۀ انبیاء گذشته می گوید که انی لکم رسول امین ، رسول باید امین و امانتدار باشد. همه رسانه ها باید واقعیت ها و حقیقت های این جامعه را به خوبی به مردم ابلاغ کنند و برسانند.
ایام انتخابات که ایام بسیار مهمی بود و عید سیاسی ملت ایران و روزها و شب های قدر ملت ایران بود، مردم قدر،آینده و سرنوشت خود را کنار صندوق رأی رقم زدند و ساختند.
در حساس‌ترین موقعیت منطقه ای، تاریخی و جهانی و در شرایطی که شرایط غرب، شرایط فشار جدید به جمهوری اسلامی ایران بود، در منطقه همه اجتماع کرده بودند تا پیام تهدید را به ملت ما ابلاغ کنند و همه اربابان، دستورهای جدیدی را به تروریست های منطقه داده بودند که حتماً باید تهران را ناامن کنید، مردم و رسانه های ما در روز انتخابات و در روزهای انتخابات به خوبی به صحنه آمدند.
امشب، شب قدر است، دیگر شب گله نیست که از کسی یا از رسانه-ای گله کنم. زمان انتخابات هم سپری شده و ما در شرایط امروز بیشتر باید به آینده بنگریم نه به گذشته و به اهداف ملی مان نگاه کنیم نه رقابت های دیروز.
دولت یازدهم روزهایی را سپری کرد و اگر من بگویم دولت یازدهم مظلوم ترین دولت لااقل در تاریخ بعد از انقلاب ما بوده که اگر زمان و فرصتی باشد، می توانم این را به اثبات برسانم و خود شما به این امر کاملاً آگاه وخبیر هستید و بهتر از من می توانید این مظلومیت را برای ملت ما توصیف کنید.
حتی روزهای پیروزی ملی هم برای مردم تبیین نشد، نه روزهای پیروزی دولت، دولت جز نماینده مردم چیزی نیست. یکی از اشتباهاتی که رسانه ها باید تصحیح کنند، این است که می گویند این آقا وکیل الدوله است، این رسانه، رسانه طرفدار دولت است، دولت یعنی چه؟ دولت چه کسی است؟ دولت یعنی نماینده مردم و چیز دیگری نیست. هر چهار سال یک بار اتفاق می افتد که همه مردم، برای انتخاب یک نفر از لیست کاندیداها، پای صندوق آراء می روند و تا چهار سال دیگر انتخاباتی در این عرصه نداریم. انتخابات دیگر نیز که مربوط به مجلس شورای اسلامی، شوراهای اسلامی شهر و روستا و خبرگان رهبری است،‌ حوزه ای و استانی است و ما یک انتخابات در سطح کشور و ملی داریم و آن انتخابات ریاست جمهوری است و کسی هم که انتخاب می شود، مبنای قانون اساسی ما این است که او رئیس جمهور و رئیس همه مردم باشد، به تعبیر قانون اساسی برای اجرای وظایفی که خود این قانون اساسی بر دوش این فرد و این منتخب گذاشته است. طرفدار دولت بودن یعنی طرفدار مردم بودن، پس باید طرفدار چه کسی باشیم اگر طرفدار مردم نباشیم؟ طرفدار دیگران باشیم؟
می‌گویند باید انتقاد کنیم. این حرف، کاملاً درست است، اما چند درصد واقعیت را بگوییم و چند درصد هم انتقاد کنیم. این انتقاد مثل نمک می‌ماند. هر غذایی نمک می خواهد، اما آیا باید همه غذا نمک باشد؟ بعضی از رسانه ها از اول انتقاد می کنند، انتقاد هم نیست، تخریب است.
فرض بگیریم انتقاد صحیح و سازنده باشد، اما آیا باید از اول تا آخر انتقاد باشد؟ انتقاد یعنی ما واقعیتی را برای مردم توضیح دهیم. اول به مردم صراحتاً بگوییم ما در گندم خودکفا شدیم و بعد یک نقدی هم بکنیم و بگوییم مثلاً اگر این نوع بذر را توزیع می‌کردید، محصول ما بیشتر می شد. این انتقاد نه تنها اشکالی ندارد، بلکه خوب، سازنده و لازم هم هست.
اول بگوییم ما در تولید گازوئیل که در سال 1392روزانه 6 میلیون لیتر واردات داشتیم، امروز روزانه 13 میلیون لیتر صادرات داریم، بعد بگوییم که مثلاً این 13 میلیون لیتر کم است، چه کار کنیم که 14 میلیون لیتر شود. البته برنامه ما این است که در آینده این 13 میلیون لیتر به 20 میلیون لیتر برسد.
به مردم بگوییم که ما در تولید بنزین داریم خودکفا می شویم و روی پای خود می ایستیم و ان شاء الله به زودی صادر کنندۀ بنزین خواهیم شد و بعد بگوییم بنزینی که صادر می کنیم، کم است باید بیشتر شود؛ اصلش را به مردم بگوییم. واقعیت را برای مردم توضیح دهیم؛ بگوییم در طول سه سال و نیم گذشته در پارس جنوبی ما 11 فاز را افتتاح کردیم، در حالی که در کل دولت های گذشته 10 فاز افتتاح شد، بعد آن وقت بگوییم 11 فاز کم است و ای کاش 12 فاز می‌شد؛ اصلش را به مردم بگوییم تا مردم بدانند چه پیشرفت هایی خودشان کردند و نمایندگان آنها به نام دولت چه کارهایی را انجام دادند. بعد اشکال ندارد، نقد کنید و بگوید اگر این جور می شد، بهتر بود.
بگویید بعد از سالیان دراز در تاریخ بعد از دولت دکتر مصدق برای اولین بار بالاخره صادرات غیرنفتی بر واردات پیشی گرفت و بعد بگوییم خیلی خوب، اما این چرا سال 94 شد، ای کاش سال 93 می شد. این اشکال ندارد.
بیاییم بگوییم ما در رسیدن به خودکفایی در تولید محصولات غذایی به کجا رسیدیم، بگوییم که حجم تولید مواد غذایی در دولت یازدهم 21 میلیون تن افزایش یافت و بعد بگوییم 21 میلیون تن کم است، باید 22 میلیون تن می شد. از اول نقد، تا آخر نقد؟! از اول تا آخر تخریب؟!
رسانه هایی که ادای وظیفه کردند، ما از آنها سپاسگزاریم. رسانه هایی هم که به اعتقاد ما مسیرشان دقیق نبوده، از آنها خواهش می کنیم که انتخابات تمام شد، دولت یازدهم هم تمام شد، ما می خواهیم با یک فضای جدید وارد دولت دوازدهم شویم؛ لحن ها را دوستانه و برادرانه کنیم.
امشب شب امیرالمؤمنین(ع) است. امیرالمؤمنین(ع) آن همه درس هایی که تاریخ و کلمات و سخنانش به ما می آموزد که تبلیغات ناصحیح می تواند حتی چهرۀ امیرالمؤمنین(ع) و واقعیت این چهره ای را که سراسرش حق و عدل است، مخدوش کند. علی مع الحق و الحق مع علی؛ هر جا علی بود، حق بود، اما همین رسانه ناصحیح و همین تبلیغات ناصحیح کاری کرد که مردم در جمل، صفین و نهروان روبه روی امیرالمؤمنین(ع) ایستادند.
امیرالمؤمنین (ع) در آخرین روزهای زندگی خود – شاید آخرین هفته زندگی‌اش - بعد از آنکه از یاران گذشته اش سخن گفت و گفت: این اخوانی الذین رکبوا الطریق و مضوا الحق؟ این عمار؟ عمار در صفین شهید شده بود. این مربوط به بعد از صفین است. این مربوط به هفته های قبل از شهادت حضرت امیر المؤمنین است. این ابن التیهان و این ذو الشهادتین و این نظراوهم من اخوانهم ؛ بعد از آنکه از یاران گذشته اش سخن گفت و سخن گفت، ثم ضرب بیده علی لحیته الشریفه الکریمه فاطال البکاء. دست به صورتش زد و دقایقی گریه کرد. امیرالمومنین(ع) شیر میدان نبرد، آن مرد بزرگ تاریخ، در برابر فشاری که به او آمد، در حضور مردم و در مسجد کوفه گریه کرد؛ فاطال البکاء. مرحوم رضی می‌گوید: گریۀ طولانی کرد و بعد راجع به شرایطی که پیش آمده با مردم سخن گفت.
این به ما نشان می دهد که امروز ما رسالت سنگینی را بر دوش داریم. البته مردم در ایام انتخابات به صحنه آمدند. شهروند رسانه شدند، با موبایل هایشان به صحنه آمدند و جوان ها به صحنه آمدند. اگر رسانه هایی که در مسیر حق حرکت می کردند، تنها بودند، ما در انتخابات موفق نبودیم.
بعد لحن مان را چرا اصلاح نمی کنیم؟ با چه لحنی می خواهیم با دولت، با منطقه و با دنیا صحبت کنیم؟ ما با لحن تند به جایی نمی‌رسیم. ولله، بالله، جز اعتدال راه دیگری وجود ندارد. امام (ره) هم با اعتدال انقلاب ما را پیروز کرد. اگر امام (ره) به مردم می گفت: بروید روبه روی ارتش بایستید و با ارتش بجنگید، تمام کشور هم حمام خون می شد و انقلاب هم پیروز نمی شد.
امام (ره) با اعتدال انقلاب ما را به پیروزی رساند. امام هاضمه ای درست کرد برای انقلاب که هر چیزی را در خودش جذب و هضم کرد. مسیر، مسیر اعتدال باشد.
همین امیرالمؤمنین(ع) در جنگ صفین از خیمه اش بیرون آمد و دید عده ای دارند رو به روی - به اصطلاح و به تعبیر تاریخ - یاران و اصحاب معاویه ناسزا و فحش و سخن ناروا می‌گویند. با هم می-جنگیدند، دوستی نبود، میدان جنگ بود، طرف هم ناحق بود و امیرالمؤمنین(ع) هم بحق و خلیفه مسلمین بود، اما ایستاد و برایشان صحبت کرد و گفت: انی اکره لکم ان تکونوا سبابین ؛ من دوست ندارم شما فحش دهید. من اصحابی را نمی‌خواهم که به دشمنانش فحش دهد. آیا این بیان امیرالمومنین(ع) نیست؟ بیان نهج البلاغه نیست؟ مگر ما شیعه امیرالمؤمنین(ع) نیستیم؟ چرا فحش را افتخار می دانیم؟ چرا ناسزاگویی را انقلابی‌گری می دانیم؟ انقلابی ما امیرالمؤمنین(ع) است، انقلابی ما پیامبر اکرم(ص) و عمار یاسر است. اینها انقلابی ما هستند.
ما انقلاب کردیم برای اینکه راه پیغمبر(ص) را دنبال کنیم. برای چه انقلاب کردیم؟ ما انقلاب کردیم برای اینکه راه امیرالمؤمنین(ع) را طی کنیم. امیرالمؤمنین(ع) می‌گوید: چرا ناسزا می‌گویید؟ چرا بد می‌گویید؟ این جوری دعا کنید و بگویید: اللهم احقن دمائنا و دمائهم و اصلح ذات بیننا و بینهم .
حرف زدن را از امیرالمؤمنین (ع) یاد بگیریم؛ دارد با دشمن این طور حرف می‌زند. امیرالمؤمنین (ع) در برابر آنهایی که به رخ او شمشیر کشیدند، این طور حرف می زند.
فرمود: از خدا بخواهید، بگویید خدایا خون ما را حفظ کن، خون اینها را هم حفظ کن. خونی بر زمین نریزد. خدایا بین ما و اینها صلح برقرار کن. حتی امیرالمؤمنین(ع) فرمود: اخواننا اهل قبله؛ اینها برادرهای ما هستند، ما یک قبله داریم. با اینهایی که به جنگ امیرالمؤمنین(ع) آمده بودند [این گونه سخن گفت]. امیرالمؤمنین(ع) به ما یاد داد که ما چه مسیری را انتخاب کنیم.
شب امیرالمؤمنین(ع) است. تلاش کنیم راه امیرالمؤمنین(ع) را انتخاب کنیم. آن امیرالمؤمنینی که بعد از وصیت، آخرین کلامش این بود: لا اله الا الله. آنقدر گفت: لا اله الا الله تا روحش به جنان پرواز کرد و آن وقتی که فرشتگان آسمان را دید، گفت: لمثل هذا فلیعمل العاملین؛ برای چنین مقامی تلاش کنید و بدوید و فعالیت و جهاد کنید تا در آن لحظه یقین – در روایات ما لحظه مرگ را "حتی اتاک الیقین" دانسته اند– مرگ لحظه یقین است. همه شک‌ها دیگر برطرف می‌شود و آدم همه چیزها را می-بیند.
خدا ما را پیرو و شیعه واقعی امیرالمؤمنین(ع) قرار دهد.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

112683
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.