فرصت‌ها و چالش‌های روسیه در آفریقا

در حالی که نفوذ روسیه در آفریقا در حال افزایش است، جنگ در اوکراین و تحریم‌های اعمال شده بر مسکو بر ظرفیت توسعه فعالیت‌های روسیه در آفریقا تاثیر خواهد گذاشت.
تصویر فرصت‌ها و چالش‌های روسیه در آفریقا

پایگاه اینترنتی موسسه روابط بین الملل و راهبردی فرانسه در تحلیلی به قلم ژان دو گلینیاستی کارشناس مسائل بین المللی به بررسی عمق راهبردی نفوذ روسیه در قاره آفریقا پرداخته است[1].

پیشینه حضور روسیه در آفریقا

برای مدت طولانی، آفریقا برای روس‌ها عمدتاً رویایی دور از دسترس بود. جنگ سرد و استعمارزدایی، ناگهان علاقه مسکو را به قاره‌‌ای که تاکنون نادیده گرفته شده بود، برانگیخت. آفریقا در حال تبدیل شدن به میدان نبرد در جنگ بلوک‌ها بود. جنبش‌های آزادیبخش مارکسیستی و ضد امپریالیستی مدت‌ها بود که هرچند به طور ضعیف حمایت می‌شدند اما دولت‌های مستقل جدید اکنون از قیمومیت استعماری رها شده بودند و خود را قادر به تنوع بخشیدن به روابط خارجی خود نشان می‌دادند و مهمتر از همه، شاهد به قدرت رسیدن گروه‌هایی بودند که غالباً غرق در فرهنگ مارکسیستی-لنینیستی بودند.

در همان زمان، شوروی تسلیحات متناسب با ارتش‌های جدید آفریقایی، افسران آموزش دیده را تحویل آفریقایی‌ها می‌داد. بر اساس برخی آمارها، شوروی 60 هزار نیروی آفریقایی را در خاک خود و 240 هزار نیرو را در آفریقا آموزش داد. پایگاه‌های نفوذ روسیه در درجه اول جنبش‌های آزادیبخش است که مدت‌ها قبل از به قدرت رسیدن پرورش یافته بودند: در آفریقای جنوبی، الجزایر، موزامبیک، آنگولا، زیمبابوه، گینه-بیسائو و کیپ ورد، استعمارزدایی صورت گرفت.

هرچه استعمارزدایی پیش می‌رفت، نفوذ شوروی افزایش می‌یافت، همانطور که در مستعمرات سابق پرتغال که تا سال 1975 در معرض جنگ‌های طولانی قرار داشتند، رخ داد. در آنگولا، اردوگاه سوسیالیستی علیه پرتغالی‌ها و سپس علیه آفریقای جنوبی که هنوز تحت آپارتاید بود بسیج شد. شوروی نیز حضور خود را در اتیوپی تثبیت کرد که با آن پیوندهای چند صد ساله داشت. ویژگی مهم این کشور آن بود که برای مدت طولانی یک دولت داشت و مهمتر از همه، ایدئولوژی مارکسیستی-لنینیستی درگ -یک قدرت نظامی‌ناشی از کودتای 1974 علیه امپراتور‌هایله سلاسی- بود که آن را به یک دارایی گرانبها برای شوروی تبدیل کرد. کشور داهومی‌در سال 1974 به مارکسیسم-لنینیسم پیوست و با اتحاد جماهیر شوروی ائتلاف برقرار کرد و به جمهوری خلق بنین تبدیل شد.

اما دیپلماسی روسیه به رژیم‌های کم و بیش مارکسیستی-لنینیستی محدود نمی‌شد. این کشور با مصر ملی‌گرای جمال عبدالناصر (حمایت از ملی شدن کانال سوئز در سال 1956، تحویل تسلیحات، معاهده دوستی و همکاری 1971)، الجزایر بومدین (تحویل تسلیحات) و مغرب (دیدار دبیر کل حزب کمونیست برژنف در سال 1961) ایجاد اتحاد کرد.

حمایت روسیه از گروه کازابلانکا (الجزایر، غنا، گینه، مالی، سودان، لیبی و مغرب) که در سال 1961 به دنبال ترویج وحدت آفریقا تحت شعار رهایی ضد استعماری بود، آغازگر این توسعه بود. اما این حضور نتوانست مانع فروپاشی شوروی شود. نفوذ روسیه پیش از فروپاشی دیوار برلین به شدت کاهش یافته بود. مصر در سال 1972 بیست هزار مشاور شوروی را برکنار کرد و در سال 1976 پیمان دوستی خود با روسیه را لغو کرد.

رژیم‌های مارکسیستی به تدریج ناپدید شدند و اغلب به دیکتاتوری تبدیل شدند. در مالی در سال 1968 مودیبو کیتا، سوسیالیست پان آفریقایی که در سال 1963 برنده جایزه لنین شده بود، سرنگون شد. در کنگو، جایی که مارین نگوابی سوسیالیست در سال 1977 ترور شد، در سال 1992 جمهوری خلق متوقف شد.

احمد سکوتره در گینه و پیرو "دموکراسی خلق انقلابی" که تمایلی به تعامل با روسیه نداشت، در سال 1984 درگذشت. آنگولا در قانون اساسی جدید خود در سال 1992 تمام ارجاعات به مارکسیسم-لنینیسم را حذف کرد و نام جمهوری خلق را از خود برداشت و آغوشش را به روی شرکت‌های نفتی غربی باز کرد. جمهوری خلق بنین، پس از شکست اقتصادی در سال 1990 به سمت یک رژیم لیبرال حرکت کرد.

در هر صورت، حتی اگر برخی کشورها در مدیریت اقتصادی و سیاسی خود آشکارا از اتحاد جماهیر شوروی الهام می‌گرفتند، سوسیالیسمِ آفریقا بیش از هر چیز با ناسیونالیسم، پان آفریقایی و قدرت‌های قوی شناخته می‌شد. این لزوماً به معنای همسویی بین‌المللی با دیدگاه‌های مسکو نبود، به جز هست‌های سخت متشکل از آنگولا، موزامبیک، اتیوپی یا سپس سومالی... آفریقایی‌ها مدت‌ها از اینکه روسیه عملاً هیچ کمکی به توسعه نمی‌دهد، ابراز تاسف می‌کردند. شکست‌ اقتصادی ملی‌سازی‌ها، قدرت اقتصاد غرب، کمک‌های مالی فراوان و جذابیت الگوی سیاسی آن به از بین رفتن نفوذ روسیه کمک کرد.

احیای مجدد روسیه در آفریقا

زمان لازم بود تا روسیه پس از شوروی، که قدرت آن احیا شده بود، به آفریقا بازگردد. سفرهای پوتین به آفریقای جنوبی - که در سال 2011 در گروه برزیل - روسیه - هند - چین ادغام شد - و به مغرب در سال 2006 و سپس به لیبی در سال 2008 آغاز بازگشت بزرگ بود. جانشین موقت او، دیمیتری مدودف، با بازدید از مصر، آنگولا، نیجریه و نامیبیا در سال 2009 دایره روابط را گسترش داد.

در همین حال، سفر وزرای خارجه در هر دو جهت افزایش یافته است. نشست وزرای آفریقایی و نمایندگان پارلمان، بدون موفقیت در سال 2010 در مسکو برگزار شد. اما این بار دیگر بحث ایدئولوژی مطرح نبود. گشایش سفارتخانه‌ها یکی پس از دیگری انجام شده است و اکنون 40 سفارت روسیه در آفریقا بسیج شده اند تا منافع اقتصادی مسکو را ارتقاء دهند، آراء را در سازمان ملل، متحد کنند و بورسیه تحصیلی یا کارآموزی اعطا کنند. مسئله باز کردن درها به روی شرکت‌های بزرگ روسی در زمینه معدن یا متالورژی، برای فروش اسلحه یا غلات بود.

بنابراین شرکت‌های روسی بررسی قاره آفریقا را آغاز کرده اند. جدا از حضور طولانی مدت در گینه-کوناکری و سپس در نیجریه، ما شاهد ظهور کنسرسیوم رنووا در نامیبیا، آفریقای جنوبی و گابن برای منگنز، برای تحقیقات الماس در آنگولا و به زودی برای طلا در آفریقای جنوبی و بوتسوانا و به زودی بدون شک در مالی، لوک اویل برای بهره برداری نفت در لیبی، ساحل عاج و غنا، برای اورانیوم در تانزانیا هستیم. اما حضور روسیه به مواد خام محدود نمی‌شود، بلکه با ساخت یا ارتقای خطوط راه آهن در الجزایر یا لیبی (پروژه ای که در سفر پوتین در سال 2008 امضا شد) نیز آشکار می‌شود.

مداخله غرب علیه قذافی، فروش چهار رآکتور هسته‌ای به مصر یا امضای توافقنامه‌های همکاری هسته‌ای غیرنظامی‌ با حدود بیست کشور آفریقایی از جمله نیجریه، سودان، اتیوپی و رواندا؛ این قراردادها به عنوان مقدمه‌ای برای فروش نیروگاه‌های روس اتم، از جمله نیروگاه‌های کوچک که روسیه در حال حاضر انحصار آنها را در اختیار دارد، در نظر گرفته شده است.

بر اساس گزارش سرویس گمرک روسیه، تجارت با آفریقا از 9.9 میلیارد دلار در سال 2013 به 20.4 میلیارد دلار در سال 2018 افزایش یافته است. این مجموعه اقدامات از نظر سیاسی هماهنگ بود و به اجلاس سران روسیه و آفریقا در سوچی، در اکتبر 2019 اختصاص داشت، جایی که حدود چهل رئیس دولت برای ارائه پروژه‌های خود، جلب حمایت، توسعه مبادلات، رسیدگی به مسائل امنیتی و مذاکره شتافتند.

توسعه فعالیت‌های روسیه در آفریقا پس از بحران اوکراین

به طور سنتی، روسیه به کشورهای آفریقایی، تجهیزات نظامی‌ ارزان و قوی می‌فروخت. این قراردادها در چارچوب قراردادهای همکاری نظامی‌- اساساً آموزشی - قرار می‌گیرند که اولین آنها با مشتریان سنتی روسیه (به ویژه موزامبیک یا گینه کوناکری) تمدید شده بود. بنابراین روسیه به تامین کننده اصلی تسلیحات آفریقا تبدیل شده است اما این روند از زمان شروع بحران اوکراین در سال 2014 سرعت گرفته است. این روند در برابر غرب، و به ویژه فرانسه، چرخش ت‌هاجمی‌تری داشته است. روسیه با کمتر از ده قرارداد قبل از سال 2017، در سه سال بعد، ده قرارداد جدید را با کشورهایی که هرگز قرارداد همکاری نظامی‌با مسکو امضا نکرده بودند (نیجر، تانزانیا، زامبیا، ماداگاسکار، بوستوانا، بوروندی، گینه بیسائو، سیرالئون، اسواتینی) به امضا رساند.

علاوه بر این، بیش از هر چیز باید توجه داشت که این قراردادها از نوع جدیدی هستند. علاوه بر عناوین سنتی در مورد آموزش، تحویل تجهیزات، تبادل اطلاعات، مبارزه با تروریسم، جنایت یا دزدی دریایی، اغلب به طور ضمنی یا صریح برای استقرار مستشاران نظامی‌ برای حفاظت از شخصیت‌های قدرتمند این کشورها در نظر گرفته شده است. اینگونه است که تضمین امنیت ریاست جمهوری، تداوم قدرت‌های استبدادی نزدیک به منافع روسیه، امکان پذیر می‌شود.

پس از امضای توافق نامه‌ای از این نوع، این کشورها به متحدان تقریباً تسخیرناپذیر مسکو تبدیل می‌شوند. همین امر در مورد استقرار مستشارانِ نظامی‌یا مزدوران در اطراف سایت‌های اقتصادی مورد علاقه روسیه نیز صدق می‌کند: این مورد در سودان، مالی یا ماداگاسکار است. ایجاد این شبکه نظامی-اقتصادی همراه با یک کمپین رسانه‌ای مؤثر است که نقش روسیه در توسعه و دفاع از کشور، گذشته بی عیب و نقص استعماری آن و مهمتر از همه، مشارکت گذشته آن در مبارزه ضد امپریالیستی را برجسته می‌کند.

همانطور که آفریقا به طور فزاینده‌ای به هم متصل می‌شود، رسانه‌های اجتماعی به طور گسترده برای انتشار اخبار جعلی، اطلاعات ساختگی یا شایعات مخرب در مورد قدرت‌های استعماری سابق استفاده می‌شود. رسانه‌های دولتی روسیه مانند آر تی نقش خود را بازی می‌کنند، فیلم‌ها، کارتون‌ها، روزنامه‌ها به طور ویژه توزیع می‌شوند. ایستگاه‌های رادیویی تبلیغات روسی را پخش می‌کنند. این رویکرد در ابتدا و به ویژه در آفریقای فرانسوی زبان، نتایج چشمگیری داشته است.

رقابت روسیه و فرانسه در آفریقا

روسیه از زمان بحران لیبی و مرگ قذافی، مناقشه خاصی علیه فرانسه در آفریقا داشته است. مدودف رئیس جمهور وقت روسیه در شورای امنیت سازمان ملل متحد در مورد پیش نویس قطعنامه ارائه شده توسط فرانسه مبنی بر ایجاد منطقه پرواز ممنوع در لیبی متقاعد شده بود که مانع آن نشود. مدودف بر خلاف میل نخست ‌وزیر خود پوتین که مخالف آن بود، اجازه تصویب قطعنامه 1973 را داده بود و این منطقه پرواز ممنوع بود که به مداخله مستقیم ناتو تبدیل شده و در نهایت، منجر به شکست و مرگ قذافی شد.

در نتیجه، قراردادهایی که چند سال قبل توسط پوتین در طرابلس و همچنین ائتلاف لیبی امضا شده بود دود شد. بنابراین در کشورهای ساحل آفریقا، مسکو تردیدی نداشت تا به عنوان رقیب فرانسه که در بسیاری از مسائل (سوریه، لیبی، اوکراین، بلاروس و غیره) متخاصم تلقی شود. دراین شرایط، قدرت جدید مالی سرهنگ گویتا خواستار خروج نیروهای فرانسوی برخان شده و از شرکت خصوصی روسی واگنر درخواست کرده بود که اردوگاه‌های تخلیه شده توسط فرانسه را اشغال ‌کند.

واگنر مدیریت منابع گمرکی را برای دستمزد خدمات خود به دست آورد و تولید معادن الماس و طلا را از مناطق آرام گرفت. از 35 کشوری که در رای گیری در 2 مارس 2022 در مجمع عمومی‌سازمان ملل متحد با اکثریت قاطع به قطعنامه ای مبنی بر خروج نیروهای روسیه از اوکراین رای ممتنع دادند، 16 کشور آفریقایی بودند که نشانه‌ای از حمایت محتاطانه و نشان موفقیت آمیز روسیه در آفریقا بود.

این مسائل نشان داد که پیشنهاد امنیتی روسیه قطعاً با سیاست فرانسه رقابت می‌کند. اما تاکنون، مستشاران نظامی ‌خصوصی، اندکی جنگیده‌اند و اصولاً خود را به آموزش و امنیت روسای جمهور محدود کرده‌اند. نفوذ روسیه با ابزارهای اندک (چند هزار مزدور در قاره) و احساس فرصت عالی در حال گسترش است. این می‌تواند تغییر کند، زیرا حداقل می‌توان گفت عملکرد واگنر تا کنون مبهم بوده است. در واقع، علاوه بر تخلفات متعددی که توسط سازمان ملل ثبت شده است، واگنر نتوانست مانع از رفع محاصره طرابلس توسط ژنرال حفتر شود. واگنر همچنین پس از تلفات قابل توجه مجبور به تخلیه مناطق جنگی در موزامبیک علیه شورشیان اسلامگرا شد. سرانجام واگنر نتوانست از تغییر قدرت در سودان جلوگیری کند. بنابراین، آزمون مالی علیه جهادی‌ها برای ترسم چهره آن در این کشور تعیین کننده خواهد بود: آیا واگنر به انتظارات مطرح شده در باماکو عمل خواهد کرد؟

نتیجه‌گیری

جنگ در اوکراین بسیاری از دولت‌های آفریقایی را که کاملاً نسبت به مسکو ابراز همدردی می‌کنند، گیج کرده است. حدود پانزده کشور آفریقایی - که اکثر آنها با مسکو توافقنامه همکاری نظامی‌دارند - در جریان رأی گیری در تاریخ 2 مارس 2022 درباره قطعنامه مجمع عمومی‌مبنی بر خروج نیروهای روسی از اوکراین، رأی ممتنع دادند هرچند که با وجود فشار روسیه، تنها اریتره رای مخالف داد.

از سوی دیگر، در وضعیت جدید، تحریم‌های اقتصادی غرب، رشد شهرک‌های اقتصادی روسیه و سودآوری سرمایه گذاری‌های موجود را محدود خواهد کرد. بنابراین با توجه به رقابت شرکای جدید (چین، ترکیه، هند و غیره) و شرکای قدیمی‌(فرانسه، آمریکا، انگلیس، کانادا، ژاپن و غیره)، روسیه خیلی جلوتر نخواهد رفت زیرا که ظرفیت‌های مالی و نفوذ اقتصادی روسیه تحت شوک تحریم‌ها قرار گرفته است. براین اساس، تخریب وجهه روسیه که پس از حمله به اوکراین رخ داد، نمی‌تواند بی تاثیر باشد. رویارویی که تصور می‌شود امکانات روسیه را محدود خواهد کرد. درمجموع، اگرچه روسیه به آفریقا بازگشته، نفوذ سیاسی، حضور اقتصادی و سربازان خصوصی اش در حال گسترش هستند، اما بدون شک حضور روسیه در آفریقا به سقف مشخصی نزدیک شده است.

*انتشار این مطلب لزوما به معنای تایید محتوا توسط مرکز بررسی‌های استراتژیک نیست و صرفا به‌منظور بهره‌برداری نخبگانی منتشر شده است.


[1] La Russie et l’Afrique : la stratégie du jeu de go, Jean de Gliniasty, Institut de Relations Internationales et Stratégiques, 8 août 2022.

136359
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.