سخنرانی در بیست و نهمین کنفرانس وحدت اسلامی

نیاز جهان اسلام به سیره پیامبر بیش از هر زمان دیگر / اختلافات و درگیری‌های جهان اسلام به نام دین و جهاد / فراموش شدن متجاوز اصلی از سوی کشورهای اسلامی / معرفی اسلام به عنوان دین خشونت از سوی برخی / نقش خشونت ذهنی و فکری در شکل‌گیری خشونت / اهمیت گفتمان عادلانه و متعادل در رفع خشونت / تغییر تقابل هویتی در جهان اسلام / تعجر و عدم اعتدال، ریشه‌های تکفیر / فراموشی اصول وحدت جهان اسلام و روی آوردن به تنازع / تبدیل هویت اسلام در برابر الحاد به هویت شیعی در برابر سنی / بدر اسلامی به جای هلال شیعی و هلال سنی / تضعیف و ویرانی سوریه به نفع رژیم صهیونیستی / مسئولیت مسلمانان در برابر ریخته شدن خون مسلمانان / خرید سلاح از آمریکا با پول نفت و در اختیار گروه‌های تروریستی قرار دادن / فقدان ولایت مورد نظر قرآن در میان مسلمانان / مهاجرت مسلمانان از طریق دریا مایه شرمساری / تخریب چهره رحمانی اسلام، بزرگ‌ترین ظلم / اسلام، دین مکارم اخلاق و حسن خلق / ضرورت اتخاذ راه صحیح از سوی کشورهای اسلامی / نقش فقر مادی و فرهنگی جوامع اسلامی در گرایش به داعش / ضرورت تغییر گفتمان برای مقابله با تروریسم / تسلط فرهنگ گفتمانی ایران بر مهاجمین / ضرورت تصحیح تصویر اسلام در افکار عمومی جهان / ایران منادی جهان عاری از خشونت / منطق و مذاکره ایران، عامل حل اختلافات با جهان / حل مشکلات دنیا از طریق مذاکره / محکومیت دخالت خارجی برای تغییر حکومت‌ها / ضرورت معرفی اسلام رحمانی / ضرورت گسترش روابط علمی و اقتصادی در جهان اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و صحبه المنتجبین،

اِنَ هذِهِ اُمَتُکُم اُمَةً وَاحِدَةً وَ اَنَا رَبُکُم فَاعبُدون[1]

میلاد مسعود ختم رسل، پیامبر عظیم‌الشأن اسلام، حضرت محمد مصطفی(ص) و فرزند صادقش امام جعفر صادق(ع) را به همه مسلمانان جهان، ملت بزرگ ایران، حضار محترم، فرهیختگان و اندیشمندانی که از سراسر جهان اسلام در اینجا اجتماع کرده‌اند، تبریک و تهنیت عرض می‌کنم و به میهمانان گرامی خیرمقدم می‌گویم. امیدوارم این جمع و مباحثی که در این جمع مبارک و فرهیخته مطرح می‌شود، نتیجه آن نزدیکی و تقارب بیشتر بین افکار مسلمان‌ها و ملت‌های اسلامی باشد.

ما در شرایطی میلاد پیامبر اسلام را جشن می‌گیریم که از هر زمان دیگر، به راه، سیره و اخلاق آن بزرگوار برای زندگی، تمدن، وحدت، قدرت و همچنین توسعه و پیشرفت خود نیازمندیم. همچنین در شرایطی میلاد آن پیامبر عظیم‌الشأن را گرامی می‌داریم که از هر زمان دیگر، چهره پیامبر در میان افکار جهانی مظلوم‌تر است.

اگر روزی فکر و غصه ما این بود که متجاوزین و قدرت‌های خارجی و دشمنان اسلام به جان مسلمانان افتاده‌اند و کشوری از کشورهای اسلامی را اشغال کرده‌اند و به کشتار مسلمان‌ها می‌پردازند، متأسفانه امروز در شرایطی قرار گرفته‌ایم که در جمع کشورهای اسلامی، یا کشوری به کشور دیگر می‌تازد و بمب و موشک بر سر مردم بی‌گناه و مظلوم می‌ریزد یا در درون دنیای اسلام گروه‌ها و گروهک‌هایی به نام دین، اسلام و جهاد، تیغ بر رخ مسلمین می‌کشند و چهره خود پیامبر اسلام را هم به جهانیان معرفی مشوه می‌کنند.

شاید هیچ وقت فکر نمی‌کردیم که در دنیای اسلام متجاوز اصلی و اشغالگر اصلی، یعنی رژیم غاصب صهیونیستی، حتی از صحنه اخبار کشورهای اسلامی هم فراموش شود. اما آنچه مطرح می‌شود، کشتار مسلمانان به دست مسلمانان، یا حداقل آنهایی است که ادعای اسلام دارند و با پرچمی به جان مردم افتاده‌اند که نام مبارک الله و پیامبر عظیم‌الشأن اسلام بر آن نقش بسته است.

آیا فکر می‌کردیم که به جای اینکه دشمن و متجاوزین و ابرقدرت‌ها اسلام را دین خشونت، خون و خونریزی معرفی کنند، جمعی ولو اندک در داخل دنیای اسلام، در عمل و کلام اسلام را دین کشتار، خشونت، شلاق، احجاف و ظلم در جامعه معرفی کنند؟

در این شرایط حساس منطقه و دنیای اسلام، همه باید رسالت و وظیفه سنگینی را بر دوش خود احساس کنیم.

بیش از دو سال پیش، دولت جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد مطرح کرد که در دنیای امروز آنچه ما را تهدید می‌کند، خشونت و افراطی‌گری است و اگر جهان می‌خواهد آرامشی ببیند، همه باید دست به دست هم دهیم و با افراط، خشونت و تروریسم بجنگیم.

گرچه این پیشنهاد به زبان و ظاهر به اتفاق آرا مورد تصویب کشورهای اسلامی و غیراسلامی و همه کشورهای جهان قرار گرفت، اما متأسفانه در مقام عمل، قدمی که حاکی از حسن نیت باشد، کمتر مشاهده می‌کنیم.

چرا این همه خشونت و خونریزی؟ به دنبال چه هدفی هستیم؟ این خشونت از کجا نشئت گرفته است؟

بی‌تردید آغاز خشونت، از خشونت ذهنی و فکری یک جمعیت برمی‌خیزد. در آغاز اندیشه و فکر از تعادل خارج می‌شود. آنچه از متون اسلامی درک می‌شود، متأسفانه درک و فهم ناصحیح است. اگر خشونت از فکر آغاز شد، این خشونت به سخن و گفتار و سپس به گفتمان تبدیل می‌شود و خطر آن روزی است که در یک جامعه اسلامی یا غیراسلامی، گفتمان، گفتمان خشونت و افراط باشد.

تا زمانی که گفتمان، گفتمان عادلانه و متعادل و به دور از افراط و تفریط نباشد، نتیجه آن خشونت عملی هم خواهد بود. جای بسی تأسف است که برخی از مدارسی که به نام مدارس دینی به پا شده‌اند، قرائت آنها از اسلام و متن قرآن و سیره پیامبر، قرائت خشونت‌بار است.

تقابل هویتی که از روز اول ترسیم می‌شود، تقابل بین اسلام و غیر اسلام و تقابل بین تدین و کفر نیست؛ و لقد بعثتنا فی کل امه رسولا ان اعبدوالله و اجتنبوا الطاغوت؛[2] همه ادیان الهی در یک کلمه خلاصه شده است و آن عبادت بی‌چون و چرای فرمان حق و اجتناب از قدرت‌های غیرخدایی و ضدخدایی است. چطور اساس هویت ما که باید بر مبنای هویت خداپرستی و توحید در برابر کفر و الحاد ترسیم شود، از آغاز به عنوان هویت این مذهب علیه آن مذهب بنا می‌شود؟ تکفیر از خشونت فکری نشئت می‌گیرد، تکفیر از تحجر و عدم اعتدال نشئت می‌گیرد. چرا جامعه، مدارس و درس‌های ما بر مبنای هویت توحید و معاد بنا نمی‌شود و مگر اسلام جز لااله‌الاالله و محمد رسول‌الله به عنوان پایه اصلی شهادتین چیز دیگری هم است؟

اگر تفاوت‌ها وجود دارد و تفسیرها و تعبیرها یکی نیست، این طبیعت انسان است. تفاوت قابل قبول است؛ اما تنازع چرا؟ رو در روی هم ایستادن چرا؟ چرا اهم را فدای مهم می‌کنیم؟ و چرا اصول اساسی را که باید مایه وحدت جهان اسلام باشد، از یاد برده‌ایم؟ چرا به کتاب و سخنی که مربوط به قرن‌هاست، مستمسک می‌شویم، در حالی که همه کلمات قابل نقد و بررسی است. ما معیاری چون کتاب خدا داریم که می‌تواند مبنای اعتقاد، ایمان و عقیده ما باشد.

خوشبختانه، در بسیاری از کلمات و سیره پیامبر اتفاق نظر داریم، از جمله بر مسلمات سیره و گفتار پیامبر به عنوان متن قابل رجوع و بقیه متون نیز به عنوان متون غیر جزمی و انتقادی مورد نظر قرار گیرد.

وقتی سخنی از عالمی مربوط به قرن‌ها را امروز محققین و اندیشمندان و صاحب‌نظران همان مذهب را مورد نقد قرار می‌دهند، مبنا قرار گیرد و ترویج و تبلیغ شود، آنگاه به جای اینکه هویت اسلام در برابر هویت الحاد و کفر مطرح شود، هویت شیعه در برابر سنی، یا هویت حنفی در برابر شافعی، یا مالکی در برابر حنبلی، یا زیدی و علوی و غیره مطرح می‌شود؛ ما یک هویت داریم، و آن هویت اسلامی ماست.

من قبلاً هم گفته‌ام: آنچه عده‌ای به نام هلال شیعه تبلیغ می‌کنند، این گفتمان بیمارگونه غلط است،‌ ما نه هلال شیعی و نه هلال سنی داریم، ما یک بدر اسلامی داریم و همه مسلمان‌ها در دنیایی هستیم که در کنار هم باید متحد باشیم.

از شما صاحب‌نظران، اندیشمندان،‌ صاحبان فکر، مسئولین فرهنگی کشورهای اسلامی سوال می‌کنم، ویرانی سوریه به نفع کیست؟ اگر ما خیابان‌های سوریه و بناهای این کشور را تخریب کردیم، اگر همه آثار تمدنی این کشور را از بین بردیم و اگر نفت مردم سوریه را دزدیدیم و به دیگران فروختیم و اگر کشوری را که در کنار متجاوز اصلی منطقه یعنی رژیم صهیونیستی، سال‌ها ایستاده و مقاومت کرده تضعیف کردیم، به نفع کیست؟ آیا تضعیف سوریه به نفع دنیای اسلام است؟ آیا تضعیف سوریه به نفع همسایگان مسلمان این کشور است؟ آیا تخریب سوریه موجب بنای ترکیه، اردن، عربستان، قطر، امارات یا دیگر کشورها می‌شود؟ چه کسی از ویرانی سوریه خوشحال است؟ جز رژیم صهیونیستی؟ چه کسی از جنگ در عراق خوشحال است؟ جز رژیم صهیونیستی و آنهایی که ضد مسلمان‌ها هستند؟

امروز متأسفانه 84 درصد خشونت، ترور و آدم‌کشی در جهان، در دنیای اسلام در آفریقا، شمال آفریقا، خاورمیانه و غرب آسیا در حال رخ دادن است. مگر ما مسلمان‌ها در برابر خون مسلمان‌ها مسئول نیستیم و نباید پاسخگو و جوابگو باشیم؟

آیا این قابل قبول است که پول نفت مسلمان‌ها را به امریکا بدهیم و بمب و موشک بخریم و بر سر مردم بیچارة یمن بریزیم؟ آیا این قابل قبول است که موشک‌های ضد زره از امریکا بخریم و آن را در اختیار داعش و جبهه النصره و دیگر گروه‌هک‌های تروریستی ضد اسلام بگذاریم؟ آیا روح پیامبر اسلام [راضی است!] که ما را به رحمت و برادری دعوت کرد و فرمود، انما المومنون إخوه[3] ؛ آیا آن قرآن و کلام پیامبری که با زبان این رسول در میان مردم منتشر شد که والمومنون والمومنات بعضهم أولیاء بعض[4] این اولیا کجاست؟ امروز ولایتی را در میان مسلمین و مومنین مشاهده می‌کنیم؟ چه شده است ما را که در برابر این همه کشتار و خون‌ریزی، سکوت کرده‌ایم؟ یا به آنها که عامل اصلی خونریزی هستند کمک می‌کنیم؟ آیا این برای دنیای اسلام شرم‌آور نیست که مسلمان‌ها با بچه‌های کوچک و زن‌ها در زمستان سرد از میان آب و رودخانه، دریا، دریاچه و قایق، به پناه یک کشور غیراسلامی بروند و آن کشور غیراسلامی هم آنها را پشت دروازه نگاه دارد؟ آیا پیامبر و اصحاب پیامبر اگر امروز در میان ما بودند این فاجعه بزرگ را تحمل می‌کردند؟

ما باید از خشونت فکری و گفتمانی کار را آغاز کنیم، باید جلوی خشونت فکری و گفتمانی بایستیم، باید تصویر منفی اسلام را در فضای مجازی و حقیقی دنیای امروز بگیریم. ظلم بزرگ تنها بر مسلمان‌ها نیست، ظلم بزرگ تنها بر مردم لیبی، سوریه و عراق و یمن نیست. بزرگ‌ترین ظلم بر چهره اسلام رحمانی است؛ و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین[5]. این پیامبر، پیامبر رحمت است؛ این دین، دین رحمت است. این دین، دینی است که در هر نمازش، آغاز قرائتش با نام خدای رحمان و رحیم آغاز می‌شود و پایان این نماز، با سلام، صلح و دوستی تمام می‌شود.

این دینی که دین محبت و برادری است، این دینی که پیامبرش نسبت به مردمش دستور می‌یابد: فاعف عنهم واستغفر لهم وشاورهم فی الأمر[6]؛ این دینی که پیامبر عظیم‌الشأنش مکلف می‌شود تا با عفو، بخشایش، طلب آمرزش، مشورت و سخن گفتن با مردم عمل کند؛ او که متصل به وحی و اشرف مخلوقات عالم بود و همه زندگی‌اش حسن خلق بود؛ اسلامی را برای ما آورد که فرمود: الاسلام حسن الخلق. اسلام همان حسن خلق است[7] و او بعثت خود را برای حسن خلق اعلام کرد که : إنما بعثت لأتمم مکارم الأخلاق[8]: امروز در برابر جهان این‌چنینی ما مسلمان‌ها راهی نداریم جز آنکه دست به دست هم بدهیم.

من همه کشورهای اسلامی این منطقه و خارج منطقه را دعوت می‌کنم، حتی آنهایی که تا امروز بر سر همسایگان خود بمب و موشک ریختند، آنها را هم دعوت می‌کنم که دست برداریم و راه صحیح و درست را برگزینیم.

ببینیم وضع مسلمان‌ها چگونه است. شما در این یک‌سال گذشته چقدر از امریکا بمب و موشک خریدید و اگر همان را در میان فقرای مسلمان تقسیم می‌کردید، دیگر شب گرسنه‌ای به بستر خود نمی‌رفت.

اگر گروهک‌هایی چون داعش می‌توانند سربازگیری کنند، عاملش فقر مادی و فرهنگی است. بیاییم فقر فرهنگی و مادی را در جامعه اسلامی از بین ببریم.‌ سال‌ها و سال‌ها از وحدت سخن گفتیم، مگر وحدت دنیای اسلام، بدون اتصال اقتصاد دنیای اسلام امکان‌پذیر است؟ اقتصاد ما به دنیای غیراسلام متصل باشد، فرهنگ، دانشگاه‌ها، علم و دانش ما به دنیای غیراسلام متصل باشد، آنگاه از وحدت، اتحاد و برادری سخن بگوییم، مگر با کلام برادری ایجاد می‌شود؟ مگر پیغمبر اسلام در مدینه فقط با کلام حکومت کرد؟ مگر مسلمان‌ها در صدر اسلام که پرچم علم و توسعه علمی را در عالم به اهتزاز در آوردند، چگونه سخن گفتند؟

با کلام و گفتمان و تبلیغات عالمان دینی و صاحبان منبر و تریبون، مدرسین‌ دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمی، کاری کنیم در برابر تروریسم سد ایجاد کنیم. بدانیم ترور و تروریسم با بمب از بین نمی‌رود، ما با تغییر گفتمان باید مسیر تروریسم را از بین ببریم. شما می‌دانید در همین ایران ما روزی حاکمانی به نام مغول بر کشور ما مسلط شدند، عالمان را کشتند و مسجدها را ویران کردند، اما موقعی که فرهنگ گفتمانی ایران توسط عالمان، محققان، حکیمان، فقیهان و عارفان مسلط شد و عارفان، فیلسوفان و فقیهان در دربار جمع شدند، همین مغول مروج احکام رحمت اسلام و سازنده مساجد بزرگ اسلامی شدند.

ما باید فکر جوان‌های دنیای امروز را تصرف کنیم. امروز بزرگ‌ترین وظیفه‌ای که ما بر دوش داریم، تصحیح تصویر اسلام در افکار عمومی جهان است؛ به تعبیر امام راحل که فرمود: «در برابر افکار عمومی دنیا، هیچ قدرتی نمی‌تواند بایستد». ما باید بتوانیم افکار عمومی دنیا را به اسلام واقعی و رحمت واقعی بکشانیم و ترویج کنیم. خدای ناکرده اگر در دنیای امروز افکار عمومی اسلام را از دیدگاه خشونتی که در منطقه وجود دارد، ببیند، چگونه می‌توان افکار عمومی دنیا را در مسیر و سیره‌ای قرار دهیم که پیامبر عظیم الشأن اسلام برای ما قرار داده بود؟

ما از روز اول به دنیا گفته‌ایم راه ما «جهان عاری از خشونت» است و گفته‌ایم در این دولت هر مشکلی در هر حدی باشد، پای میز مذاکره و گفتمان قابل حل است. ما توانستیم با مذاکره و منطق در برابر قدرت‌های بزرگ جهانی، اختلاف و معضلی را که سال‌ها در میان ما و آنها در حال تشدید بود، مهار کنیم. پای میز مذاکره توانستیم پیچیده‌ترین مسئلة سیاسی بین‌المللی را به راه‌حلی بکشانیم که به نفع همه طرف‌های مذاکره‌کننده، منطقه و جهان باشد. توانستیم به دنیا ثابت کنیم تهمت‌هایی که بر ما روا داشتند و همسایگان ما را ترساندند و گفتند ایران در مراکز مخفی مشغول ساختن بمب‌های اتمی است، همسایگان و دوستان ما را ترساندند، رقبای ما را ترساندند و خصم ما را تحریک کردند، بعد از 12 سال معلوم شد جمهوری اسلامی ایران به کسی دروغ نمی‌گوید و هرآنچه گفته ‌راست است. بعد از 12 سال آژانس بین‌المللی اعلام کرد که در ایران مرکز مخفی برای غنی‌سازی اورانیوم وجود ندارد و مواد هسته‌ای ایران در مسیر نظامی انحراف پیدا نکرده است. بعد از 12 سال به دنیا اعلام کردند که پرونده گذشته ایران به طور کامل بسته است و ما از این پس به آینده می‌نگریم.

پس می‌توان با منطق و استدلال، دنیای بزرگ امروز را به منطق و راه حق و مسیر درست کشاند، پس می‌توان در دنیای امروز مشکلات عظیم و پیچیده را با مذاکره حل و فصل کرد. اگر ما می‌توانیم با شش قدرت بزرگ جهانی برجام را خلق کنیم، چرا نتوانیم از این مدل برای حل معضلات و مشکلات خود استفاده کنیم؟

فکر نکنیم گروهک‌های تروریستی به نفع کسی یا کشوری خواهد بود، فکر نکنیم اگر با رهبر کشوری مخالف هستیم، با بمب و موشک می‌توانیم رهبری آن کشور را عوض کنیم.

باید بدانیم، آینده کشورها به دست مردم آن کشور است، هیچ خارجی و قدرت خارجی نمی‌تواند برای آینده حکومت ملتی تصمیم بگیرد، همه بیاییم در برابر قدرت ملت‌ها سر تواضع فرود بیاوریم. بیاییم به مردم کمک کنیم. مگر امکان‌پذیر است در کشوری مرکز آن حکومت را تضعیف کنیم و مدعی مبارزه با تروریسم باشیم؟ آیا شدنی و امکان پذیر است؟

اگر امروز می‌خواهیم به ندای پیامبر اسلام پاسخ مثبت دهیم، همه در حد خودمان، عالمان، بزرگان و فرهیختگان در این شرایط باید فریاد وحدت، پایان خشونت، معرفی اسلام رحمانی، معرفی سیره پیامبر برای جهانیان و بالاخره در نهایت به هم نزدیک شدن و دست به دست هم دادن برای آینده دنیای اسلامی که به نفع همه ملت‌های اسلامی باشد را سر دهیم.

ما قبل از دیگران باید تجربه علمی‌مان را تقدیم همدیگر کنیم، روابط اقتصادی را با دنیای اسلام برقرار کنیم، به فکر فقرای دنیای اسلام باشیم و چهره واقعی اسلام را در عمل و زبان و گفتمان به جهانیان معرفی کنیم. اگر چه این کار دشوار است، اما هم شدنی است و هم وظیفه ماست.

امام بزرگوار ما، ما را به وحدت دعوت کرد و این هفته را هفته وحدت نام‌گذاری کرد؛ هفته‌ای که می‌تواند همه مذاهب و فرق اسلامی را تحت نام، لوا و سیره پیامبر خاتم نزدیک و نزدیک‌تر کند. در این هفته مقام معظم رهبری بر وحدت و نزدیکی و برادری دنیای اسلام تأکید کردند، ما تنها هفته وحدت نداریم، باید همه روزها و ماه‌های ما روزها و ماه‌های وحدت باشد. با وحدت و اتحاد ماست که دشمنان اسلام از اهدافشان دور خواهند شد و می‌توانیم امت واحده اسلامی را بسازیم که: ان هذه امتکم امة وحدة و انا ربکم فاعبدون.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

[1] . این شریعت شماست، شریعتی یگانه و من پرودگارم شمایم، مرا بپرستید. سوره انبیاء، آیه 92.

[2] . ما در هر امتی رسولی بر انگیختیم که خدای یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید. سوره نحل؛ آیة 36.

[3] . در حقیقت مومنان با هم برادرند؛ سوره حجرات، آیه 10.

[4] . مردان مومن و زنان مومنه دوستان یکدیگرند؛ سوره توبه، آیه71.

[5] . ای پیامبر! ما تو را جز برای رحمت و مهربانی برای جهانیان نفرستادیم. سورة انبیاء، آیه 107.

[6] . برآنها ببخشای و برای آنها آمرزش بخواه و در کارها با ایشان مشورت کن. سوره آل عمران، آیه 159.

[7] . کنزل العمال، حدیث 5225.

[8] . همانا من برای تکمیل کردن مکارم اخلاق ( اخلاق نیکو) مبعوث شده ام. مکارم اخلاق، ص 8؛ بیهقی، احمد بن حسین ، النفس الکبری، ج 10، ص 323.

91996
ارسال نظر

  1. مخاطبان و فرهیختگان گرامی؛ نظرات حاوی مطالب توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.