در حال حاضر علاوه بر واکسن‌های برکت و پاستوکووک که در شبکه واکسیناسیون قرار دارند، واکسن‌های کووپارس، فخرا، نورا و چند واکسن دیگر در حال گذراندن مراحل کارآزمایی هستند. با این حال تجربه واکسیناسیون در ماه‌های اخیر نشان داد با وجود تلاش برای متقاعدسازی مردم در استفاده از واکسن‌های داخلی، کماکان جهتگیری به سمت واکسن‌هایی است که از نظر مراحل ارزیابی WHO جلوتر از بقیه هستند. درصورتی که تمرکز از ساخت واکسن داخلی و افزایش خطوط تولید، به گذراندن سریع‌تر یک یا دو واکسن اصلی تولید داخل در مراحل تست و ارزیابی تعریف‌شده در سازمان بهداشت جهانی و اخذ تأییدیه‌های بین‌المللی جابجا شود اولاً اعتماد عمومی به تولیدات داخل افزایش می‌یابد و ثانیاً ظرفیت مؤثری از نظر صادرات واکسن به سایر نقاط ایجاد می‌شود. اعتبار کل نظام بهداشت و درمان کشور نیز از این طریق جهش قابل توجهی خواهد یافت.
ویروس SARS-CoV-2 که بعدتر COVID19 نام گرفت نوعی ویروس دارای RNA است که می‌تواند در پرندگان و پستانداران بیماری‌هایی عمدتاً منجر به عفونت در دستگاه تنفسی ایجاد کند. از هم‌خانواده‌های این ویروس -که به دلیل وجود ذرات تاج‌شکل آن، کرونا خوانده می‌شود- می‌توان به سارس و مرس اشاره کرد که به‌ترتیب در سال‌های 2002 و 2012 در چین و عربستان سعودی شناسایی شدند. با وجود تلفات ناشی از همه‌گیر شدن این دو گونه، بشر موفق به تولید واکسن برای این خانواده از ویروس‌ها نشد. از ابتدای همه‌گیری کرونا، تلاش‌ها برای تولید دارو و واکسن به جریان افتاد. افزون بر تکنولوژی‌های در اختیار کشورها و شرکت‌های داروسازی، ارتباطات علمی در شناخت ویروس و انتقال تجربیات و رساندن دارو و تجهیزات اهمیت وافر پیدا کرد. این دو موضوع در نظام مدیریت بیماری در کشور ما نیز به‌طور جدی پیگیری شد به‌طوری‌که بیشترین تمرکز ستاد ملی مدیریت بیماری کرونا در هفته‌های نخستین فعالیت، بر تأمین تجهیزات، دارو و کادر درمانی قرار گرفت.
خلاصه سیاستی، یکی از ابزار‌های سیاست‌گذاری است که نگارش مجاب‌کننده، مبتنی بر شواهد و ساختاریافته‌اش، آن را به یکی از قدرت‌مند‌ترین روش‌های کمک به مباحث سیاستی و مؤثر در فرایند سیاست‌گذاری، بدل کرده است. از آنجا که تصمیم‌گیرندگان محدودیت‌های زمانی دارند، خلاصه سیاستی قصد دارد تا به یک شیوه خلاصه و ساده، شواهد و توصیه‌های عملی را برای کمک و تسهیل فرآیند تصمیم‌گیری ارائه کند. خلاصه‌ها می‌توانند در تغییر و بهبود سیاست‌ها مؤثر باشند و اطمینان دهند که سیاست‌های اتخاذ شده مبتنی بر شواهد هستند. با توجه به اهمیت کارکردی خلاصه‌ها در اثر‌گذاری بر فرایند سیاست‌گذاری و نقش بی‌بدیل این ابزار در تحلیل سیاست، مقاله حاضر درصدد است تا به مدد روش مطالعه اسنادی این ابزار را با رویکردی روش‌شناسانه معرفی کرده و از حیث ساختار و گام‌های نگارش، آن را مورد بحث قرار دهد. اگرچه، مخاطب اصلی خلاصه‌های سیاستی، سیاست‌گذاران هستند، ولی انتشار خلاصه‌ها در مجلات علمی و روزنامه‌ها می‌تواند از طریق افزایش انگیزه و تمایل نویسندگان و آشناسازی سیاست‌گذاران با این ابزار، به ظرفیت‌سازی در این حوزه کمک کند.
آموزش عالی ایران همواره و به‌خصوص در دهه اخیر با چالش‌ها و مسائل متعددی در حوزه حکمرانی، تعامل میان نهادهای متعدد این حوزه و برآورده ساختن انتظارات کلیه ذی‌نفعان (دانشجو، اساتید، دولت، جامعه،...) مواجه بوده است. پژوهش حاضر باهدف دستیابی به الگویی مطلوب در حوزه حکمرانی آموزش عالی به‌منظور درک بهتر این پدیده و ارائه پیشنهادهای سیاستی در این خصوص صورت پذیرفت. جهت طراحی الگوی حکمرانی آموزش عالی، روش تحقیق این پژوهش به‌صورت کیفی و مبتنی بر نظریه‌پردازی داده بنیاد با رویکرد اشتراوس و کوربین انجام گرفت و همچنین برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته استفاده شد، بعلاوه نمونه‌گیری به روش نمونه‌گیری نظری و با بهره‌مندی از تکنیک‌های گلوله برفی و هدفمند انجام شد. نتایج تحلیل داده‌های به‌دست‌آمده از مصاحبه‌ها طی فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی و همچنین با توجه به شرایط علی، زمینه‌ای، شرایط مداخله‌گر، راهبردها و پیامدهای حکمرانی مطلوب تبیین و الگوی نهایی ارائه گردید. همچنین برای اعتباریابی مدل از مدل 10 معیار مقبولیت و معیار کثرت گرایی استفاده شد. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که ترسیم الگوی مطلوب آموزش عالی بر راهبردهایی نظیر تمرکز‌زدایی، مهندسی مجدد ساختارها و فرایندها، مشارکت ذی‌نفعان و تفویض اختیار به دانشگاه‌ها، وابسته خواهد بود و انتظار است پیامدهایی نظیر پرورش انسان شایسته در سیستم آموزش عالی، همسویی و یکپارچگی میان نهادهای متعدد تصمیم‌گیر، تحقق رسالت‌های اصیل آموزش عالی و جاری شدن ابعاد حکمرانی خوب در آموزش عالی و (به واسطه نقش تربیتی و هدایتگری آموزش عالی) در سطح جامعه تحقق یابد.
توسعه روستایی بعد از انقلاب اسلامی یکی از محورهای فعالیت‌های نهادهای انقلابی کشور بوده و خدمت‌رسانی به این مناطق از افتخارات نظام ج.ا.ایران بوده است. آبرسانی و برق‌رسانی به این مناطق به‌عنوان دو نیاز پایه‌ای و زیربنایی همواره با پرسش‌های مرتبط به آنالیز سود-هزینه و مشخصاً این پرسش که آیا این خدمات اقتصادی هستند، روبرو بوده است. به تبع رویکرد مثبت یا منفی دولت‌ها به این پرسش، ساختارهای مرتبط با این خدمات نیز دچار تغییر شده‌اند. از ابتدای دهه60، جهاد سازندگی متولی اصلی خدمات آبرسانی روستایی بود تا زمانی‌که با ادغام وزارتین جهاد سازندگی و کشاورزی در سال 1379، این وظیفه به وزارت جهاد کشاورزی منتقل شد و سال 1398 سال پایانی ارائه خدمات آب و فاضلاب روستایی در قالب شرکت‌های آب و فاضلاب روستایی توسط وزارت نیرو بود. با توجه به همپوشانی وظایف آبفای روستایی و آبفای شهری کارکرد این دستگاه‌ها با چالش‌هایی روبرو بوده است و عملاً از ابتدای 1399 در قالب شرکت آب و فاضلاب استانی یکپارچه‌سازی شدند.
چالش‌های پیش‌روی کشورهای در حال توسعه از قبیل تغذیه، جمعیت رو به رشد، فقر، حفاظت از محیط زیست و مواجهه با تغییرات اقلیمی، که می‌تواند گرسنگی و سوء‌تغذیه را ادامه و رشد اقتصادی را کاهش دهد و منجر به بی‌ثباتی سیاسی و آسیبی برگشت‌ناپذیر به محیط‌زیست شود، این کشورها را ملزم به طراحی راهبردهای خاص خود در کشاورزی کرده است. این مقاله با نگاه به شرایط ایران راهبردهای تحقق امنیت پایدار غذایی را ارائه می کند، راهبردهای توسعه محور که نگاه‌شان بر مبنای مکانیزاسیون کشاورزی است.برای این هدف با یک ماتریس به عنوان چارچوب تحلیلی ایجاد شد که شامل عوامل داخلی و خارجی است از یک طرف وضعیت موجود امنیت غذایی کشور را در نظر می‌گیرد و با مدد از مدل‌های سری زمانی به منظور برآوردی از آینده، آینده امنیت غذایی کشور را با ادامه شرایط موجود پیش‌بینی می‌کند و در طرف دیگر با استفاده از تحلیل رگرسیونی و تحلیل همبستگی رابطه میان نمادهای مکانیزاسیون و نمودهای عملکردی را بررسی می‌کند و بر اساس نتایج این مراحل، الگوی راهبردی امنیت غذایی کشور را پیشنهاد می کند.
در چند دهه اخیر مطالعات متعددی در مورد سازه های روان شناختی مرتبط با تجربه بحران صورت گرفته است که تمرکز اصلی این مطالعات بر مفهوم تاب‌آوری است. تاب‌آوری توانمندی حل مساله و سازگاری در شرایط بحرانی است. یعنی زمانی که دچار مشکلات و بحران‌های جدی روانی اجتماعی می‌شویم، چقدر می‌توانیم مقاوم باشیم و مهم‌تر اینکه آیا قدرت برون‌رفت از این شرایط دشوار را داریم یا خیر. این سازه که از ارکان جنگ نرم است میزان انعطاف ما را نشانه رفته است. سالهاست عوامل شکل‌دهنده تاب‌آوری تحت بررسی قرار گرفته است، امااین پژوهش بدنبال مفهوم‌پردازی نوعی از تاب‌آوری به نام تاب‌آوری فرهنگی است. که طی آن توانمندی‌هایی که فرهنگ در اختیار ما می‌گذارد که در شرایط دشوار، دچار آسیب نشویم، سازگار شویم، و مثل قبل رفتار مطلوب داشته باشیم، مطالعه می‌شود. این بررسی از لحاظ روش‌شناسی یک مطالعه مروری سیستماتیک بود. در این پژوهش کلیدواژه‌های تاب آوری (Resilience)، اجتماع (Community)، فرهنگ (Culture) و سرسختی(Hardness) در مقالات ثبت شده در پایگاه‌های الکترونیکیPubmed ،ScienceDirect ، Google Scholar،Magiran ، و SID با اندکس «و» یا "and" در بازه زمانی سال 1990 تا 2018 جستجو شدند. مقالات به دست آمده در مراحل چندگانه‌ی ارزیابی شدند و در نهایت بررسی نهایی بر روی 23 مقاله انجام شد. در نتیجه مطالعات بین‌رشته‌ی تعریفی از سازه بدست می‌آید: تاب‌آوری فرهنگی ظرفیت و توانمندی مقابله با بحران و حل آن به کمک اسلوب‌های تاریخی، اسطوره، آداب و رسوم و باورهای فرهنگی است و مؤلفه‌های نظری آن شامل تعلق و ریشه‌دار بودن، اعتماد، تعهد، حس غرور و جمع‌گرایی است.
رشد پویا دربردارنده عوامل اقتصادی (شاخص ترکیبی موجودی سرمایه، نیروی کارو بهره وری کل عوامل تولید (موجودی دانش کاربردی) و عوامل اجتماعی و زیست محیطی ( تقویت زیرساخت‌ها و قابلیت‌های اجتماعی، توسعه اجتماعی و توسعه زیست محیطی) و افزایش مقاومت و انعطاف‌پذیری اقتصادی است. این مطالعه با هدف ارائه الگوی رشد پویای سهم بازار ایران از تجارت منطقه‌ای گاز از منظر استراتژیک در مقطع زمانی سال 1398 تا 1399 انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل اساتید و مدیرانی است که سابقه‌کاری اجرایی و تحصیلاتی در حوزه تجارت بین‌المللی در صنعت گاز دارند. نمونه‌گیری به روش غیراحتمالی و به صورت هدفمند صورت گرفته است. جهت تحلیل مصاحبه‌های تخصصی، از روش تحلیل کیفی داده‌بنیاد استفاده شده است. براساس نتایج به دست آمده، شاخص‌های شناسایی شده در قالب هشت مقوله اصلی دسته‌بندی شده‌اند که عبارتند از: مدیریت، خط مشی و سیاست‌گذاری، مدیریت استراتژیک، فرهنگ ساختار سازمانی، محیط فناوری، محیط سیاسی، محیط اقتصادی، محیط رقابتی. همچنین نتایج نشان داده است که جهت حصول نتایج مورد انتظار، استراتژی تجارت منطقه‌ای گاز باید براساس شرایط سیاسی- و اقتصادی کشور تدوین شود. این استراتژی‌ها در قالب خط‌مشی‌ها و سیاست‌گذاری‌های خرد و کوتاه مدت، توان رقابتی کشور در تجارت منطقه‌ای گاز را تقویت می‌کند.
رشد اقتصادی بالا، تورم پایین و همزمان شکل‌گیری بسیاری از صنایع موجب برجسته بودن عملکرد اقتصادی دهه چهل ایران شده است. جالب اینکه در همان دوره، کشورهای شرق آسیا هم از رویکرد مشابهی برای توسعه صنعتی بهره برده که امروز از آن به عنوان معجزه آسیایی یاد می‌شود. با اینکه مطالعات نسبتا گسترده‌ای درباره پیشرفت کشورهای شرق آسیا انجام شده، امّا در خصوص ویژگی‌های مدیریت اقتصادی دهه چهل کمتر مطالعه‌ای صورت گرفته است. این پژوهش در تلاش است تا با مطالعه تطبیقی ویژگی‌های سازمانی و سیاستی مدیریت اقتصادی دهه چهل و ویژگی‌های دولت‌های توسعه‌گرا شرق آسیا، در فهم ویژگی‌های مدیریت اقتصادی دهه چهل بکوشد. در ابتدا ساختارهای بروکراتیک و ویژگی‌هایی که موجب کارآمدی اقتصاد در آن دوره شد مورد بررسی قرار گرفته و در ادامه، سیاست‌های اقتصادی و صنعتی بکار رفته در آن دوران بحث می‌گردد. در ابتدای هر قسمت ابتدا بنیان‌های نظری موضوع توضیح داده می‌شود و در ادامه تحت عنوان "در ایران" به شرح تجربه ایران خواهیم پرداخت. امیدواری می‌رود که این بازخوانی از تجربه مدیریت اقتصادی کشور، فتح بابی باشد برای مطالعه آتی تا با تقویت حافظه تاریخی سیاستگذاران از اشتباهات گذشته درس‌های لازم را گرفته و تا حدی مانع تکرار اشتباهات گذشتگان شویم.